tgindex
فتوحات عرفانی

فتوحات عرفانی

Статистика
@fotuhatИскусствоперсидский

يا هُوَ يَا مَنْ لا هُوَ إلا هُوَ 📩 ارتباط @alirooholamin 👤 سیدعلی روح‌الامین ● دانشجوی دکتری فلسفه‌ی هنر ● طلبه درس‌خارج حوزه‌علمیه‌قم (نقل مطالب، با ذکر لینک کانال رواست)

Последний пост
4 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
24
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Искусство
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 278
−2 за 3 дн.
Сутки
−1
−0,08%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
362
24 постов
Вовлечённость
28,3%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 24
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
171
1/48двое суток
195
1/72трое суток
211

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • اجتماع اربعین؛ تحقق یک آرزوی قدیمی قاب اول روز اربعین سال ۵۲ شمسی‌ست. سیدعلی خامنه‌ای، چند وقتی هست‌ که رویای انقلاب در سر دارد؛ به اجتماع مسلمین فکر می‌کند و به امکان‌هایش می‌اندیشد. زیارت اربعین از نظر او یکی از امکان‌هاست. پس در منبر مسجد امام حسن مجتبای مشهد از این امکان می‌گوید: «می‌دانید یکى از علائم ایمان زیارت اربعین است؟ نمی‌دانم این روایت چقدر صحیح است، اصرارى هم ندارم که بگویم معنایش همین است که من گمان کرده‌ام، امّا این احتمال هم مؤیّد فراوانى دارد؛ «زیارة الاربعین» شیعه یک جمع متفرّق بود؛ جامعه‌اى بود که یک جا زندگى نمیکرد؛ در مدینه، کوفه، بصره ، اهواز، قم و خراسان بودند امّا یک روح در این کالبدِ متفرّق در جریان بود؛ مثل دانه‌هاى تسبیح، همهٔ این‌ها را به هم وصل می‌کرد. رشتهٔ اطاعت و فرمان‌بَرى از مرکزیّت تشیّع، یعنى امام؛ قلبى بود که به همهٔ اعضا فرمان می‌داد؛ و به این ترتیب، تشیّع یک سازمان و تشکیلات بود. فقط یک عیبى بود که همدیگر را کمتر می‌دیدند. یک کنگرهٔ جهانى لازم بود براى شیعیان. این کنگرهٔ جهانى را معیّن کردند و گفتند در این موعدِ معیّن، در آن شرکت کند. آن موعد، روز اربعین است؛ و جاى شرکت، سرزمین کربلا است». سخن که به انتها می‌رسد انگار بزرگ‌بودن این امکان در ذهنش روشن‌تر شده و از یک آرزو می‌گوید: «اگر امروز هم شیعیان بتوانند در آن سرزمین مقدّس چنین میعادى قرار دهند، بسیار کار بجا و جالبى خواهد بود و هم دنبالهٔ راهى است که ائمّهٔ هدیٰ به ما ارائه دادند.» انقلاب هنوز در ایران هم رخ نداده؛ عراق در سیطرهٔ حزب بعث است. او به کنگرهٔ بین‌المللی فکر می‌کند. قاب دوم آبان ماه سال ۹۶ شمسی است. ۴۴ سال از اولین سخنرانی و تمنای شکل‌گیری اجتماع اربعین می‌گذرد. انقلابی که آن سال‌ها رویا بود حالا در آستانهٔ چهل سالگی‌ست و چند سالی‌ست که کاروان‌های اربعین رونق گرفته‌اند. سید علی خامنه‌ای جوان آن روزها حالا رهبر انقلاب است و در ابتدای درس خارج فقه‌ش از یک نعمت الهی سخن می‌گوید: «الحمدلله میلیون‌ها نفر از مردم ما و غیر ما، در این راه حرکت می‌کنند، این هم یکی از حوادث بسیار برجسته‌ است که خدای متعال منّت گذاشته بر ما و آن را برای ما خلق کرده است. همیشه اربعین پیاده‌روی بود امّا این حرکت عظیم که نماد بسیار زیبا و پرشکوهی از حضور پیروان اهل‌بیت و علاقمندان به اهل‌بیت هست؛ این نبود، ما این را نداشتیم، این را خدای متعال در اختیار ما گذاشت، خدا را بایستی شاکر باشیم.» قاب سوم روز اربعین سال ۱۴۰۵ شمسی‌ست. بیش از ۵۰ سال بعد از آن سخنرانی؛ دسته‌های عزادارای در طریق الحسین پیش می‌روند. تنوع پرچم‌ها زیاد است؛ از عراق و ایران و لبنان تا آذربایجان و هند و پاکستان و گرجستان. خیلی از کاروان‌ها عکس سید علی خامنه‌ای را با خود همراه کرده‌اند. ستون‌های جاده و سر در موکب‌ها مزین است به نام شهدای مقاومت و پرچم ایران و عراق و شعار الموت لامریکا و الموت لاسرائیل؛ دسته‌های عزادارای چفیه ایرانی بردوش با عکس‌های رهبر شهید وارد سرازیری باب القبله می‌شوند و لبیک یا حسین می‌گویند. این همان کنگرهٔ بین‌المللی است که اصحاب حسین علیه‌السلام لازم داشتند؛ آن هم درست وقتی که تهاجم آمریکا و اسرائیل به جبههٔ مقاومت به اوج خود رسیده و عربستان سعودی چند روز قبل به مواکب اربعین حمله کرده و ۱۵ شهید از شیعیان گرفته. اما اجتماع بین‌المللی اربعین بزرگتر و پرصداتر پیش چشم دنیاست و صدای لبیک یا حسین و مرگ بر آمریکا در آن‌ بلند است و فریاد می‌زند که «کارزار جبههٔ حسینی با جبههٔ یزیدی تمام نشدنی‌ست». این همان نعمتی‌ست که نداشتیم و خدا به ما داد. همان که باید قدرش را بدانیم. این همان آرزوی پنجاه‌سال پیش سید علی خامنه‌ای است که این روزها داریم زندگی‌اش می‌کنیم. ✍🏻 فاطمه رایگانی ‌ ‌ 💠 کانال فتوحات عرفانی: 🔺 @fotuhat ➕ varastegi.ir/fotuhat ‌ ‌ ‌ ‌

  • سرزده وارد مشو، میکده حمام نیست این سخن پیر ماست، گفته ی هر خام نیست بر در میخانه شو، بوسه ی رندانه زن! خاک در میکده، سجده گه عام نیست یک دو سه پیمانه زن، نعره ی مستانه زن مست ابد می شوی، صحبت ایام نیست می خور و رندی کن و ولوله در می فکن چون که در این خانقه، توطئه و دام نیست بر کن و بیرون فکن، این همه تشریف را غیر در این خانه نیست، هوده ترا نام نیست مست شوند عاشقان، چرخ خورند عارفان توبه کنند نادمان، هیچکسی رام نیست هر که رهد زین جهان، سیر کند لامکان طائر قدس ملک، کفتر هر بام نیست مست شدی "احمدا"، پا ز گلیمت فرا هشته ای اکنون چرا، حرف تو بر کام نیست آن که دهد داد عشق، پاک و منزه بود ورنه در این میکده، همچو تو را جام نیست شاعر: آقای احمد قندی چالشتری 💠 کانال فتوحات عرفانی: 🔺 @fotuhat ➕ varastegi.ir/fotuhat ‌ ‌ ‌ ‌

  • ‌ ‌ 🔸 بخند دیگه، بخند... 💠 کانال فتوحات عرفانی: 🔺 @fotuhat ➕ varastegi.ir/fotuhat ‌ ‌ ‌ ‌

  • ♦️اشک‌های آقای شهید هنگامی که حاج مهدی سلحشور نقلی از شب اول قبر یکی از پیرغلامان امام حسین علیه‌السلام در قم را بیان می‌کند ‌ ‌ 💠 کانال فتوحات عرفانی: 🔺 @fotuhat ➕ varastegi.ir/fotuhat ‌ ‌ ‌ ‌

  • حیدریه نام منطقه‌ای عشیره‌نشین است در طریق الحسین؛ جایی حوالی عمود ۶۰۰ در میانهٔ جادهٔ نجف - کربلا؛ محل سکونت عراقی‌هایی که شوقشان به استقبال از پیکر آقا برنامهٔ تشییع عراق را تغییر داد. اول بنا بود پیکرها از نجف با بالگرد به ورودی کربلا منتقل شوند، اصرار این مردم اما برنامه را زمینی کرد؛ شاید هم شوق آقا به قدم گذاشتن در مسیر مشایهٔ اربعین. حالا همه کنار عمودها پیش موکب‌هایشان جمع شده‌ بودند که در اولین و آخرین زیارت اربعین آیت‌الله خامنه‌ای مسیر نجف کربلا را برایش مهیا کنند. هنوز چند ساعت تا آمدن پیکر آقا مانده بود اما مردم زیر آفتاب منتظر ایستاده بودند. هر کدام یک نقطه از جاده را گرفته بودند که جایی بی‌استقبال و بی‌همراه نماند. هر عشیره با اسم و پرچم خودش در محدودهٔ موکب‌های خودش جمع شده بود. در حلقهٔ عشیرهٔ الحیادر قحطانیه جوانی روضه می‌خواند: *خامنه‌ای مانند جدش امیرالمومنین روزه بود، مثل امامش حسین تشنه شهید شد.* جمعیت به حزن نشسته بود اما وسط گریه‌ها همان جوان نهیب زد: او کسی بود که با موشک‌هایش آمریکا را ذلیل کرد. همه جان گرفتند و پشت سرش یزله می‌خواندند. بزرگ عشیره می‌گفت: خامنه‌ای و خمینی تنها کسانی بودند که در این زمانه جلوی استکبار شمشیر کشیدند. هر عربی شرف داشته باشد باید پایشان بایستد و ما شرف داریم! جمعیت دوباره شعار می‌‌داد: هرکس با تشییع او مخالفت کند نوکر اسراییل است! الموت لاسرائیل، الموت لآمریکا! انگار بیش از همه چیز شجاعت و استکبارستیزی آقا اینجور به میدانشان آورده بود. یک افسر پلیس فهمید ایرانی هستیم. از جمعیت بیرونمان کشید و به همه گفت این‌ها فرزندان خامنه‌ای هستند، روی سرمان جا دارند. اصرار می‌کرد که ناهار مهمانمان کند. می‌گفت نذر سید علی خامنه‌ای است و زیر لب زمزمه کرد: چه خسارت بزرگی خوردیم و بعد چشم‌های خیسش را دزدید و از میز ناهار فاصله گرفت. بغض نشست توی گلویم از این غصه، و از شوق عزتی که برکت اسم او بین عراقی‌ها داریم. پا‌به پای عشایر و روستایی‌ها نیروهای حشد الشعبی در کل مسیر ردیف ایستاده بودند که فضا را مدیریت کنند. آن‌ها هم دل توی دلشان نبود. خبرنگار عراقی با چفیهٔ ایرانی که این ایام بین مردم عراق بسیار طرفدار پیدا کرده به طرف یکی از سربازها رفت و‌ بی‌مقدمه پرسید: ایران را در این جنگ چگونه دیدی؟ گفت ایرانی‌ها شجاعانه جنگیدند اما کشورهای خلیج فارس مصداق همان حرف امیرالمومنین بودند که گفت: یا اشباه الرجال و لا رجال… تعداد کمی از زن‌ها عقب‌تر ایستاده‌ بودند به انتظار؛ چهار پنج ساعت زیر آفتاب ظهر تابستان. یکی دربه‌در دنبال عکس آقا می‌گشت و یکی بچه‌ها را به صف می‌کرد. آن یکی نگران هر چند دقیقه سرک می‌کشید سمت جاده و می‌پرسید نیامدند؟ خبر داری کجا هستند؟ می‌دانستم هنوز از نجف خارج نشده‌اند و گفتم الان است که کلافه شود، اما مهربان پاسخ داد: الحمدلله. وقت هست بقیه هم برسند. پرسیدم چرا انقدر برایت مهم است؟ کوتاه جواب داد من حب خامنه‌ای، از محبت اوست. صدای آقا توی گوشم می‌پیچد که «القلب یهدی القلب». او هم همین‌قدر به شما محبت داشت؛ و‌ به این مسیر عجیب. حوالی ساعت پنج عصر، بعد از حدود ۵ ساعت انتظار، رد کاروان از دور پیدا شد. مردم گریه‌کنان و به سر زنان دویدند سمت پیکر. ولیِ خدا وارد مسیر مشایه شده بود. قرار بود او‌این زائر اربعین باشد و حالا یک امت سفر اربعینشان را جلو انداخته بودند که تنها نماند. امید داشتند قدری بایستد تا بعد از این همه انتظار رفع دلتنگی کنند اما می‌دانستند وقت تنگ‌ است. هر چه توان مانده‌ بود در پاهایشان جمع کردند و تا نفس داشتند دنبال کاروان دویدند. به خودم آمدم دیدم من هم دارم پا‌به پایشان می‌دوم. پشت سر قافله‌ای که جانم را می‌برد… ✍🏻 فاطمه رایگانی 💠 کانال فتوحات عرفانی: 🔺 @fotuhat ➕ varastegi.ir/fotuhat ‌ ‌ ‌ ‌

  • ▪️ نمایی متفاوت از خودروی حامل پیکر رهبر شهید با حرم امام رضا (ع) 💠 کانال فتوحات عرفانی: 🔺 @fotuhat ➕ varastegi.ir/fotuhat ‌ ‌ ‌ ‌

  • 🎥 پنجره‌ متفاوتی به روضه‌خوانی محمود کریمی و میثم مطیعی در کنار پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب و شهدای خانواده ایشان در پرواز تهران به نجف اشرف 💠 کانال فتوحات عرفانی: 🔺 @fotuhat ➕ varastegi.ir/fotuhat ‌ ‌ ‌ ‌

  • ⚫️ نمایی خاص از طواف پیکر رهبر شهید انقلاب بر گرد ضریح حضرت اباالفضل العباس(ع) 💠 کانال فتوحات عرفانی: 🔺 @fotuhat ➕ varastegi.ir/fotuhat ‌ ‌ ‌ ‌

  • گمان ما این نبود که بقیه راه را باید تنها سفر کنیم؛ قرار بود پرچم را با هم به صاحبش برسانیم. تو ما را اینجا کاشتی و رفتی. کاشتی... تا جوانه بزنیم. حالا اینجا نهالستان بزرگی در تنهایی برای باغبان سفر کرده‌اش اشک می‌ریزد. نهالها در غم تو قد خواهند کشید. آنقدر که ساقه‌هایشان چوب‌های محکمی برای پرچم باشند. گیاهان بیابانی چوب محکمتری دارند. چون با جرعه‌های غم باغبان آبیاری میشوند. #باید_برخاست 🥀 ➕️ @Yaminpour

  • از اینکه به نبودنت فکر کنیم، همواره پروا داشتیم. اما تو، پر وا کردی و ناگهان رفتی. صد سال دیگر هم اگر می رفتی باز هم ناگهانی بود؛ ما برای رفتنت هیچ وقت آماده نبودیم؛ تو هم این را میدانستی که ناگهان رفتی. #باید_برخاست 🥀 ➕️ @Yaminpour

  • یک هفته کمتر حرف بزنیم و بیشتر گریه کنیم. شاید خدا پاک‌مان کرد، شاید توبه‌مان پذیرفته و قلبهای‌مان به‌هم نزدیکتر شد. شاید تشییع پیکر پدر، برادری‌مان را باز به یادمان آورد. روح او بر فراز ایران از دیدن باهم بودنمان شاد خواهد بود، از اینکه سر بر شانه‌ی هم بگذاریم و تسلای خاطر هم باشیم. ما بزرگترین دارایی خود را به خاک می‌سپاریم؛ گنج بزرگ خود را... روح‌مان را... به فقر و مسکنت خود توجه کنیم، به اضطرارمان در فقدان پدر... همانطور که در سحرگاه ۱۰ اسفند مضطر بودیم و از خدا خواستیم تا خامنه‌ای را نگه‌دارد؛ و او خامنه‌ای را نگه داشت. هم نامش را و هم تبار نورانی‌اش را در چهره‌‌ای جوان‌تر. ➕️ @yaminpour

  • 25 июн.4373из yaminpour

    و هذا یوم فرحت به آل زیاد و آل مروان... ذره‌ای از تلخی شام عاشورا را چشیدیم. در آن ساعت هولناک شامگاه ۹ اسفند که گروهی کفتار کور باطن هلهله کردند. زمانی که شقی‌ترین انسان روزگار ما خبر به شهادت رساندن فرزند حسین را اعلام کرد... تلخ‌ترین لحظات عمر من بود. به احتضار افتادم؛ احساس می‌کردم روح از تنم جدا می‌شود. این ده روز اندکی از روضه‌ی هلهله‌ی لشکر پلید یزیدیان را درک کردم و گویی برای اولین بار بود که می‌گریستم.

  • 25 июн.4305из fotuhat

    без подписи

  • 🔸 زیارت عاشورای کامل با تصحیح آیت‌الله احمد عابدی (مطابق با کتاب‌های مصباح الزائر، كامل الزيارات، البلد الامین و بحار الانوار) 📜 استاد احمد عابدی سفارش فرمودند، هر فردی در طول عمر خود حداقل یک‌بار زیارت عاشورا را با این روش بخواند. 💠 کانال فتوحات عرفانی: 🔺 @fotuhat ➕ varastegi.ir/fotuhat ‌ ‌ ‌ ‌

  • سهم من حسرت درآمد 💠 کانال فتوحات عرفانی: 🔺 @fotuhat ➕ varastegi.ir/fotuhat ‌ ‌ ‌ ‌

  • یکی بگه من شعرهامو کجا تحویل بدم؟!😭 ‌ ‌ 💠 کانال فتوحات عرفانی: 🔺 @fotuhat ➕ varastegi.ir/fotuhat ‌ ‌ ‌ ‌

  • 🖤 تو چشمات، مسیح رو دیدن گویا ... ‌ ‌ 💠 کانال فتوحات عرفانی: 🔺 @fotuhat ➕ varastegi.ir/fotuhat ‌ ‌ ‌ ‌

  • ♦️مداحی شور انگیز و بسیار زیبای عراقی برای ایران 🔹فرزندان حیدر کرار با غیرت و صلابت به میدان آمدند | ایرانی‌ها با موشک‌های بالستیک اهل خیبر را ادب کردند ‌ ‌ 💠 کانال فتوحات عرفانی: 🔺 @fotuhat ➕ varastegi.ir/fotuhat ‌ ‌ ‌ ‌

  • 23 июн.2812из varastegi_ir

    ‌ ‌ 🔰 «آنِ» کربلایی؛ سیدالشهدای انقلاب و برپایی عالم اشک 🔺 (چگونه انقلاب اسلامی با پیش‌آوردن کربلا و شهادت سیدالشهدای انقلاب، بشریت را از پوچی جهان مدرن رها می‌کند و افق حیات حقیقی را می‌گشاید؟) ▪️بخش سوم https://varastegi.ir/4367🔎 ادامه قبل... 🔸 با این درک از دنیای جدید که نمی‌تواند «سِرّ الهی» را با بشر در میان بگذارد و بشر دچار پوچی شده، ما در انقلاب اسلامی هدف و غایت نهایی خود را بر پایه‌ی کربلا نهادیم. وقتی به حضرت آقا و توجه و شوقشان به شهادت می‌نگریستیم، این مسئله آشکارتر می‌شد که ایشان مسیری را می‌پیمودند که به یک شهادت و یک کربلا می‌رسید. در دل این اتفاق، می‌توان با بشر امروز سخن گفت و او در نسبت با این کربلا می‌تواند خود را از جهان امروز و اکنون‌زدگی و فریب‌هایش آزاد کند. در شهادت سیدالشهدای انقلاب، یک امر حضوری پیش می‌آید که انسان را از جهان امروز آزاد می‌کند و اثر جریان‌های استکباری را بر انسان‌ها محو می‌سازد. نحوه‌ای از رهایی برای یک ملت پیش می‌آید که آن ملت دیگر دستاویزی برای تصرف استکبار در خود ندارد و آمریکا و جریان استکباری در نسبت با ما بی‌جایگاه می‌شوند. 🔹همان‌طور که در قصه‌ی نظام شاهنشاهی دیدیم، مسیر عاشورایی‌ای که حضرت امام از سال ۴۲ آغاز کردند و در طلب شهادت در مقابل نظام شاهنشاهی حاضر شدند، باعث شد مردم با پیدا شدن افق کربلایی، حیاتی را بچشند که دیگر آن نظام نمی‌توانست آنان را در قفس تنگ خود نگه دارد و لذا بی‌جایگاه شد و صحنه را ترک کرد. مسیری که امروز در امتداد آن در نسبت با آمریکا دنبال می‌کنیم و به‌ویژه این شهادت و کربلایی که حضرت آقا پیش آوردند، باید از این منظر دیده شود. اگر بر اساس یک وظیفه‌ی تاریخی حاضر شویم، در نسبتی که این اشک برای ملت ما پیش می‌آورد، یک نحوه آزادی نسبت به آمریکا رخ می‌دهد. حتی اگر آمریکا با تمام قدرت، فریبکاری و نفوذ خود بخواهد تأثیرگذار باشد، دیگر نمی‌تواند؛ زیرا ما «انسان دیگری» شده‌ایم. نه در ظاهر، بلکه افقی را در وجود خود حس می‌کنیم که هیچ چیز با آن برابری نمی‌کند و حیاتی را احساس می‌کنیم که هیچ چیز کنارش قرار نمی‌گیرد. 🔸مسئله‌ی ما در نسبت با شهادت حضرت آقا این است که ما نسبت به آن کربلایی که آقا پیش آوردند، چه می‌اندیشیم؟ آقا در این سال‌ها چه چیزی را درک می‌کردند که راهی به سوی کربلا گشودند و این شهادت را به این نحو دنبال کردند؟ نباید این را سطحی نگریست و در فهم‌های محدود از آن سخن گفت. باید نسبت این کربلا را با کربلای حضرت اباعبدالله (ع) مد نظر آورد و از سوی دیگر درکی از جهان امروز داشت و حضوری که اسلام می‌خواهد در جهان امروز پیدا کند؛ نه به عنوان یک گروه یا ایدئولوژی، بلکه به عنوان پیش‌آوردن یک «جهان دیگر». مسئله‌ای که ما در دنیای امروز با آن مواجهیم، انتظار عالمی دیگر است، نه این‌که این جهان اشکالاتی دارد که اسلام می‌خواهد آن‌ها را رفع کند. با این دید، باید مسئله‌ی شهادت حضرت آقا را با درکی عمیق‌تر دنبال کنیم و آن را به زبانی تذکر دهیم که آن اشک جاری شود؛ اشکی که یک نحو «به حضور» برای ما پیش آورد. 🔹همان‌طور که حاج قاسم سلیمانی در دیداری با فرماندهان سپاه پیش از شهادتشان فرمودند که سپاه «واجد عمل مقدس» است و این عمل مقدس، به جهت توجه به حضرت سیدالشهدا و شهادت است و در این افق، همه‌ی راه‌ها گشوده است و هیچ دری بسته نیست. ایشان با چنین درکی در این مسئله بودند. آیا ما با شهادت آقا می‌توانیم بفهمیم چه گشایشی در برابرمان پیش آمده است؟ توجه به حضرت سیدالشهدا و سیدالشهدای انقلاب اسلامی ما را می‌تواند در چنین راهی قرار دهد تا آزاد شویم از همه‌ی آن تعلقاتی که با ظرافت‌های بسیار زیاد به سراغمان می‌آید. 🔸بی‌مدد آن «سِرّ الهی» و توجه به آن، نمی‌توانیم این راه را پیش بریم. در روایت است که پیدا کردن شرک در وجود، مثل یافتن مورچه‌ی سیاه بر روی سنگ سیاه در شب تاریک و ظلمانی است؛ یعنی به یک معنا اصلاً نمی‌توانی آن را پیدا کنی. پس به چه نحوی می‌توان راه را پیمود؟ آیا همین نسبتی که ما با شهادت و با سیدالشهدای انقلاب اسلامی داریم، همان رازی نیست که ما را در حیات توحیدی‌مان حاضر می‌کند و از همه‌ی ترس‌ها و شهوات آزاد می‌سازد و در جهانی دیگر قرار می‌دهد؟ /پایان/ 🔰 متن کامل یادداشت در لینک زیر: http://varastegi.ir/4367 🔻 همچنین بخوانید: ▪️ اشک بر شهادت آیت‌الله خامنه‌ای؛ گشودن راه آیندهٔ حقیقی ملت ایران https://varastegi.ir/4356 ▪️ انقلاب اسلامی و احیای صحنه کربلا https://varastegi.ir/4358 💠 کانال و سایت وارستگی: 🔺 @varastegi_ir 🔎 http://varastegi.ir ‌ ‌ ‌

  • 23 июн.2222из varastegi_ir

    ‌ ‌ 🔰 «آنِ» کربلایی؛ سیدالشهدای انقلاب و برپایی عالم اشک 🔺 (چگونه انقلاب اسلامی با پیش‌آوردن کربلا و شهادت سیدالشهدای انقلاب، بشریت را از پوچی جهان مدرن رها می‌کند و افق حیات حقیقی را می‌گشاید؟) ▪️بخش دوم https://varastegi.ir/4367🔎 ادامه قبل... 🔸 وقتی از کربلا و پیدا شدن این «وقت» سخن می‌گوییم، گویا یک نحو غایت را بر روی کره‌ی زمین برای خود احساس می‌کنیم. گویا لحظه‌ای را می‌یابیم که تمام حضور و بودن ما بر روی زمین می‌تواند در آن معنا شود. و این «آن» و این لحظه، «چیزی» نیست. اگر بپرسند در این لحظه به چه رسیدی که انگار تمام امور زندگی در آن خلاصه شده، نمی‌توانیم چیزی بگوییم؛ نمی‌توانیم آن را در گزاره‌هایی بیان کنیم. آیا می‌توانیم آن وقتی را که در آن حاضر شدیم، برای کسی تعریف کنیم که چیست؟ چنین اتفاقی نمی‌افتد و ما قادر به تعریف آن لحظه نیستیم. اما همین «آن» در زندگی ما وجود دارد و به نحوی خود را به ما نشان می‌دهد که گویا تمام قصه‌ی حیات ما را معنا می‌کند. 🔹 انسانی که این «آن» و «وقت» را در خود دریافته، وقتی در امور دیگر زندگی قرار می‌گیرد، هرچقدر هم آن امور جذاب باشند و او را به سوی خود بکشانند، گویا چیزی در وجود خود احساس می‌کند که ماورای همه‌ی اینهاست و هیچ‌یک از آن جذابیت‌ها با آن «آن» که تجربه کرده، برابری نمی‌کند. اینجاست که یک نحو «حیات فعال» برای انسان پیش می‌آید. انسان به جای آن‌که اسیر خواسته‌ها و امیالش شود و خود را در جذابیت‌های زندگی متوقف کند، دائماً در میان این جهان، دوباره نسبتی با آن «آن» و «وقت» را برای خود می‌جوید. مسیر زندگی خود را در جستجوی آن وقت و آن «آن» قرار می‌دهد و کل حیات انسان با این غایت در وجودش شکل می‌گیرد. این غایت، دیگر غایتی نیست که به صورت ذهنی برای خود فرض کرده باشیم؛ امری است که احساسش کرده‌ایم و در میان ما پیدا شده است. 🔸 انقلاب اسلامی بناست بشری را که به تمام این جهان مبتلا شده است، در یک «آن» دوباره حاضر کند؛ در «وقتی» که آزادی او از این جهان است؛ وقتی که انسان دیگر اسیر مناسبات و روزمرگی‌ها و اکنون‌زدگی‌های جهان امروز نمی‌شود و می‌تواند در دل این جهان، افق بلندتری را در وجود خود احساس کند و ماورای همه‌ی اینها، اما در نسبتی که با این جهان دارد، حرکت کند. مواجهه با دنیای جدید صورت‌های مختلفی به خود گرفته و جریان‌های مختلفی با نقد دنیای جدید تلاش کرده‌اند راهی برای خود بیابند، اما در نهایت، بسیاری از این جریان‌ها چون نمی‌توانستند افقی در برابر انسان بگشایند، خود نیز در فرهنگ غرب مستحیل شدند. فرهنگ غرب با نحوه‌ای که پیش می‌رود، فرهنگ‌های دیگر را در دل خود مصرف می‌کند و مجال نمی‌دهد کسی فرهنگ و مسیر خود را دنبال کند. اما باید به راهی که انقلاب اسلامی در مواجهه با دنیای جدید دارد، به‌ویژه مسئله‌ی شهادت و کربلا که بنیادی‌ترین امر در انقلاب اسلامی است، بیندیشیم. مسیری که با پیش‌آوردن شهادت، ذکری و حضوری از کربلاست تا انسان خود را در آن افق احساس کند و در دل روزمرگی‌ها قرار نگیرد. 🔹 ما در انقلاب اسلامی علاوه بر تنفس در فرهنگ عاشورا و جریان ذکر سیدالشهدا، به دنبال «تحقق کربلا» هستیم؛ می‌خواهیم «عاشورایی» و «کربلایی» در این جهان باشیم. این غیر از پاسداشت مناسکی کربلاست. انقلاب اسلامی راهی را دنبال می‌کرد تا کربلایی در این جهان برپا کند. این همان روحی است که حضرت امام (ره) به ملت دمیدند و حضرت آقا تفصیلش دادند. آنان نسبت ما را با کربلا از اشکی بر یک گذشته، به اشکی تبدیل کردند که یک نحو طلب حضور است؛ اشکی که می‌خواهد کربلایی برپا کند و به سوی آن برود. ادامه در پست بعدی... 💠 کانال و سایت وارستگی: 🔺 @varastegi_ir 🔎 http://varastegi.ir/4367 ‌ ‌ ‌