tgindex
تبعیدی خودخواسته

تبعیدی خودخواسته

Статистика
@freevaarперсидский

راهي نبود جز گريز. اينجا مينويسم براي شما، از تجربيات شخصي: عشق، زندگي، مهاجرت، فمینیسم و حقوق زنان.

Последний пост
9 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
2 636
−2 за 3 дн.
Сутки
−1
−0,04%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 821
22 постов
Вовлечённость
69,1%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 22
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1 001
1/48двое суток
1 147
1/72трое суток
1 237

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 9 авг.6921044

    در راستای توصیه‌های مکرر عده‌ای که بروید کتاب بخوانید، ما هم کتاب میخوانیم. البته به اهداف اونها نزدیک نمیشیم بلکه هر کتابی، هر شعری، هر خطی، هر فکری مصمم‌تر می‌کنه آدم رو که مسیری که در ۱۸-۱۹ دی در ادامه حرکتهای اعتراضی پیشین شروع شد یا در واقع مکمل آنها بود چقدر درست، چقدر هدفمند بود و هست و هر کدام ما در داخل و خارج با هر وسیله‌ای و به هر طریقی به مبارزه ادامه میدهیم تا روزی که به هدف نهایی برسیم. این هدف شدنی است. مردم ایران تنها مردمی نیستند که سالها و بارها برای آزادی جنگیده‌اند و خون داده اند. ما میتوانیم، همانطور که بارها و بارها آزادیخواهان در تاریخ توانستند. * صبح را با بوستان سعدی سپری کردم برای جلا بخشیدن به روح به زبان شیرین پارسی، ظهر با روایتی دیگر از کتاب «جنگ چهره زنانه ندارد» به زبان قشنگ سوئدی سپری شد.⁩ در بخشی از روایت اشاره میشه به زنی سالمند در هنگام‌محاصره لنینگراد در جنگ جهانی دوم، که هرروز ظرف آبی به خیابان میپاشید. فکر کردند دیوانه شده. به سراغش رفتند گفت تمرین می‌کند که اگر سربازان دشمن نزدیک شدند روی آنها آب جوش بریزد. این تنها کاری بود که از آن زن سالمند برمیامد. همه ما هر آنچه که میتوانیم و به هر شملی که از دستمان برمیاید نقش داریم. مهم بازپس گیری ایرانمان و آزادی و سربلندی ایرانیان است. #ایران_را_پس_میگیریم⁩

  • 29 июл.1 128797из baharakhavan_makatebsiasi

    پاسخ به اظهارات فهیمه خضر حیدری : ‏فرمودید: «جمهوری اسلامی دیگر فقط یک نظام سیاسی مستبد نیست؛ امروز یک وضعیت اضطراری ملی است.» ‏اگر کوچک‌ترین شناختی از دگرگشت ساختارهای سیاسی داشته باشیم، می‌دانیم که جمهوری اسلامی «امروز» به یک «وضعیت اضطراری ملی» تبدیل نشده است. این وضعیت، دست‌کم از شبی آغاز شد که نیروهای حکومتی به بیمارستان خمینی ایلام یورش بردند و سپس در شب ۱۸ دی به نقطه‌ی اوج و پارادایم‌شیفت ساختاری خود رسید؛ شبی که حکومت بی‌محابا دست به کشتار سیستماتیک زد و آخرین بقایای نقاب حقوقی و ایدئولوژیک خود را در مقام یک «nation-state» کنار گذاشت. ‏از همان نقطه، مؤلفه‌های بنیادین ساختار رفته رفته تغییر کرد و جمهوری اسلامی، امروز پس از مرگ علی خامنه‌ای، با حفظ پوسته‌ی نازک دینی، وارد گذار از یک اقتدارگرایی دینی به یک اقتدارگرایی میلیشیایی شده است. ‏می‌نویسید: «وقتِ فراخوان دقیقاً همین حالاست.» ‏خیر؛ اتفاقاً اگر تحلیل ساختاری مبنا باشد، «همین حالا» هشت ماه پیش بود؛ زمانی که وضعیت اضطراری ملی اعلام شد و میلیون‌ها نفر به فراخوان‌ها پاسخ دادند، به خیابان آمدند، کشته شدند، بازداشت شدند و همان بازداشت‌شدگان امروز پای چوبه‌ی دار ایستاده‌اند. اعدام‌های امروز، آغاز وضعیت اضطراری نیست؛ ادامه‌ی همان وضعیت اضطراری است که ماه‌ها پیش اتفاق افتاد. ‏می‌نویسید: «گروه‌های مدعی و اثرگذاری …» ‏این بخش عجیب‌ترین قسمت متن شماست. «ملی‌گرایی» یک واکنش مقطعی به شرایط امروز نیست؛ گفتمانی است با سابقه، پشتوانه و امتداد سیاسی. کسانی که امروز از وضعیت اضطراری ملی سخن می‌گویند، ماه‌هاست همین هشدار را داده‌اند، هزینه‌اش را پرداخته‌اند و برای آن فراخوان داده‌اند. پرسش این است که آن زمان شما کجا ایستاده بودید؟ کنار این گفتمان یا در حال تخطئه و حمله به همان کسانی که از وضعیت اضطراری ملی سخن می‌گفتند؟ ‏می‌نویسید: «اگر این موج اعدام‌ها همه را متحد نکند…» ‏این گزاره نیز از نظر تحلیلی محل اشکال است. اعدام‌ها علت وضعیت اضطراری نیستند؛ یکی از تجلیات آن هستند. هنگامی که علت و معلول جابه‌جا شوند، تحلیل نیز به‌جای شناخت ساختار، صرفاً به دنبال آخرین رویداد می‌دود. ‏⁧ #واحیرتا⁩ https://x.com/akhavanbahar/status/2082145880904192267?s=52

  • 26 июл.1 131261из VahidOnline

    ⚠️تبلیغات خطرناک فیلترشکن⚠️ من فیلترشکن و VPN تبلیغ نمی‌کنم. کلا هیچ تبلیغاتی انجام نمی‌دم. تبلیغاتی که اینجا دیده میشن به خود تلگرام سفارش داده میشن و من ازشون بی‌خبر هستم. به نظر میاد همه تبلیغات هم کلاهبرداری باشند به ویژه اگر درباره فیلترشکن و فعالیت در بازارهای مالی باشند. قبلا هم چندین بار توضیح داده بودم و پین شده اون بالا هست ولی خب طبیعیه که همچنان خیلی‌ها بی‌خبر باشند. دوباره امروز پول خیلی‌ها دزدیده شده و از من شاکی هستند که با اعتماد کردن به من خریده بودند چون تصور می‌کردند من خودم اون‌ها رو معرفی می‌کنم. من حتی امکان جلوگیری از پخش این تبلیغات رو ندارم. لطفا تبلیغات کلاهبرداری رو به خود تلگرام report کنید. کنارشون یک گزینه نمایش داده میشه. 🔄 آپدیت: اگر از چهره من در عکس آواتار کانال سوءاستفاده کردند و از اون چهره در تصاویر تبلیغاتی‌شون استفاده کردند معناش این نست که دیگه این یکی واقعا به من مربوطه. معناش اینه که مجرمان وقیح‌تر و خطرناک‌تری هستند که حتی نگران این نیستند که با این کار به دردسری بیفتند. 📡 @VahidOnline

  • 26 июл.1 08916

    این و کانال وحید گذاشته بود. دیدم چند جای دیگه هم تبلیغ میاد در کانالها گفتم بد نیست اطلاع رسانی بشه

  • 25 июл.1 022334из HosseinGaeeni

    #پادیادگیری @HosseinGaeeni

  • 22 июл.1 310872из OfficialRezaPahlavi

    هم‌میهنانم، ملت بزرگ و دلیر ایران، امروز، با افزایش تنش‌ها و احتمال گسترش حملات، به‌ویژه در جنوب کشور، می‌خواهم با شما سخن بگویم؛ به‌ویژه با مردم شریف سیستان و بلوچستان، هرمزگان، بوشهر، خوزستان و همه ساکنان سواحل خلیج فارس و دریای مَکران. جنگ و بحرانی که امروز کشور ما با آن روبه‌روست، تنها یک باعث و بانی دارد: رژیم جمهوری اسلامی. اما جنگ اصلی، یعنی جنگ جمهوری اسلامی علیه ملت ایران، چهل‌وهفت سال پیش آغاز شد و تا امروز ادامه یافته است. همه ملت ایران از این رژیم زخم خورده‌اند. نگذاریم بگویند که جنوب ایران تازه وارد جنگ شده است. جنوب ایران از همان روزی وارد جنگ شد که کودکان بلوچ، به دلیل نبود آب آشامیدنی و زیرساخت‌های اولیه، قربانی گاندوها شدند؛ از روزی که در سیستان و بلوچستان، سرزمین رستم و قلب اسطوره‌های ایران، جوانان برای تامین معاش ناچار به سوخت‌بری شدند؛ از روزی که استان هرمزگان و بندرعباس، بزرگ‌ترین بندر ایران، در فقر و محرومیت رها شدند؛ از روزی که بوشهر، تأمین‌کننده بخش بزرگی از گاز کشور، و خوزستان، قلب صنعت نفت ایران، خود از ثروت‌شان بی‌بهره ماندند. اما ایران آزاد، ایرانی متفاوت خواهد بود. با استقرار دولتی ملی، کارآمد و توسعه‌گرا، سیستان و بلوچستان می‌تواند با تکیه بر موقعیت راهبردی، نیروی انسانی جوان و دسترسی به آب‌های آزاد، به یکی از موتورهای اصلی رشد و شکوفایی کشور تبدیل شود. چابهار می‌تواند قلب تجارت ایران و دروازه اتصال اقیانوس هند، آسیای مرکزی و بازارهای جهانی باشد؛ با به‌روزرسانی همان برنامه جامعی که پیش از فاجعه ۵۷ قرار بود اجرا شود. هرمزگان، بوشهر، خوزستان و جزایر خلیج فارس می‌توانند با توسعه تجارت، گردشگری، صنعت و جذب سرمایه‌گذاری، به ثروتمندترین و پیشرفته‌ترین مناطق ایران بدل شوند. هم‌میهنانم، این رژیم جنگ‌افروز نه برای مردم پناهگاهی ساخته است و نه توان دفاع از آسمان کشور را دارد. سردمداران آن در حالی که زیر زمین پنهان شده‌اند، از مدارس، بیمارستان‌ها و دیگر مراکز غیرنظامی، استفاده نظامی می‌کنند، و مردم ایران، از جمله سربازان وظیفه را در پادگان‌ها، به سپر انسانی تبدیل کرده‌اند. در جنگی که جمهوری اسلامی بر کشور تحمیل کرده است، نخستین و مهم‌ترین وظیفه شما حفظ جان، امنیت و سلامت خود و خانواده‌های‌تان است. زیرا شما سرمایه ایران و سربازان واقعی نبرد برای بازپس‌گیری میهن هستید. در همین ارتباط، دفتر ارتباطات و رسانه من، توصیه‌ها و راهنمایی‌های لازم را برای افزایش امنیت هم‌میهنان منتشر خواهد کرد. مبارزه و کسب آمادگی برای پیروزی نهایی یک وظیفه همیشگی است. در نبرد نهایی، هر قدر ما توانمندتر، و جمهوری اسلامی ضعیف‌تر باشد، پیروزی سریع‌تر و کم‌هزینه‌تر به دست خواهد آمد. پاینده ایران @OfficialRezaPahlavi

  • 22 июл.1 46411713

    آمریکا با عربستان قرارداد سی ساله تاسیسات هسته‌ای غیر نظامی بست. عربستان مسیری را میرود که قرار بود ایران زمان شاه پنجاه سال پیش برود. یعنی ما میتوانستیم یک قرن جلوتر باشیم به جای اینکه این روزها را با خبر و‌ تجربه فقر، بمب، مرگ سپری کنیم. در یک سال، دو نیروی نظامی قدرتمند جهان سه بار تاسیسات نظامی جمهوری اسلامی را هدف قرار دادند. جمهوری اسلامی عملا قدرت دفاعی ندارد. اما به روش تبهکاران به نیروهای نیابتی‌ تروریستی‌اش برای خرابکاری دستور حمله میدهد. تمام سالهای از زمان برجام به این سو، جمهوری اسلامی موفق شد نیروهای نیابتی‌اش را در نقاط مختلف جهان بسازد. اما نیروهای نیابتی تنها تروریستها نیستند. در سالهایی که مثلا فضا کمی بازتر و روابط کشورها با جمهوری اسلامی بهتر شده بود، دانشگاههای آمریکا و کانادا سهمیه پنهان و آشکار برای ایرانی‌ها داشتند. همزمان با بخشی از ایرانی‌های در جستجوی خوشبختی، جمهوری اسلامی آدمهای خودش را هم به خارج فرستاد تا بعدها بشوند بازوی نیابتی‌اش. حالا یا مستقیم یا غیر مستقیم. این بازوهای نیابتی ظاهرشان مثل ما هست، البته عموما داراتر. بخاطر ثروت رانتی مراحل پیشرفت در مهاجرت را به راحتی طی کردند و هرسال سفر ایرانشان به راه بود، اینجا هم عموما با خود ایرانی‌ها رفت و آمد نداشتند. البته برخی‌شان اینفلوئنسر نی‌شدند برای اینکه بگویند چقدر موفقند. در محیط کاری هم گفتمان جمهوری اسلامی را گسترش میدادند. عموما با مدل میهن‌دوستی و ضدیت با مداخلات دیگر کشورها و حتی گاهی افتخار بیش از حد به ایران و ایرانی. اینها نیروهای نیابتی نرم و خواسته و‌ناخواسته جمهوری اسلامی اند که صدایشان بیشتر در فضای غربی شنیده می‌شد. اینها را نمینویسم که بگویم‌جمهوری اسلامی قدرتمند است، برعکس. اینها از ضعف این جنایتکاران است. مینویسم از خشم، از اینکه دولتهای غربی به حرف ما گوش نمیدادند و فکر میکردند جمهوری اسلامی حکومتی است مثل حکومتهای دیکتاتوری دیگر و با مذاکره درست میشود. آنها نمیدانند این جماعت گداگشنه پاپتی قصر نشین شده پایبند هیچ اصولی نیستند.از این جماعت وحشی هرچیزی بر میاید. سالهاست چیزی برای از دست دادن ندارند و برای همین آنچنان میتازند و همه جا را ویران میکنند که یا دیوانه‌تری از خودشان جلویش را بگیرد یعنی اینکه کشورهای دیگر بپذیرند اینها قلدرهای لات سر کوچه هستند و برای امنیت و آرامش محل دورو برش نچرخند. هدف جمهوری اسلامی همیشه دومی بوده. امید ما مردم ایران، صاحبان اصلی آن مرز و بوم رهایی از دست این جنایتکاران است.

  • 18 июл.1 5991127

    این بار حمهوری اسلامی اینترنت و قطع نکرده. دلیلش فقط اینه نیاز داره با بهره‌برداری از روحیه میهن دوستی و همدلی ایرانیان، روایت مورد نظر خودش رو پخش کنه. چیزی مثل جنگ دوازده روزه. همه ما غمگین از ویرانی‌ها و نگران هم میهنانمون هستیم. مسبب تمام این رنجها فقط و فقط جمهوری اسلامی است. ترامپ به مردم ایران پشت کرد و با اینها سر مذاکره نشست. بهشون تصمین داد که بتونن یک هفته مراسم عزاداری بگیرند. جمهوری اسلامی در پاسخ چه کرد؟ موشک پراکنی! بستن تنگه هرمز و تهدید به قتل ترامپ.

  • 9 июл.2 2131533

    فکرم پیش شماست در داخل ایران یک جایی دیگه حرفی برای زدن نیست و‌فقط باید نگاه کرد و دید چه چیزی میشه. امیدوارم نه چندان دور، شیرینی نابودی این حکومت پلید، تلخی تمام این استرس‌ها، رنج‌ها، درد‌ها، سوگ‌ها ، ویرانی‌ها رو با خودش بشوره ببره.

  • 5 июл.2 432677

    ✍️ مرمرمشفقی فیلمی با عنوان Citizen Vigilante ساخته شده است. موضوع فیلم درباره شهروندی است که وقتی قوانین موجب می‌شوند مجرمی آن‌گونه که شایسته یا به اصطلاح عادلانه است مجازات نشود، خود دست به اجرای عدالت می‌زند. تا اینجای کار، این فیلم تفاوت چندانی با بسیاری از آثار دیگری که با موضوع «عدالت» ساخته شده‌اند ندارد؛ از این دست فیلم‌ها کم نبوده‌اند، حتی آثاری که بر اساس داستان‌های واقعی ساخته شده‌اند. من هنوز این فیلم را ندیده‌ام، اما درباره آن خوانده‌ام و مشابه این بحث‌ها در سوئد نیز فراوان مطرح می‌شود. با این حال، همان‌طور که اگر یک کمونیست از اثری تمجید کند، با دیده تردید به آن نگاه می‌کنم، وقتی می‌بینم مهم‌ترین حامیان و تحسین‌کنندگان این فیلم افرادی مانند ایلان ماسک یا چهره‌هایی از طیف ضد مهاجر و در برخی موارد نزدیک به جریان‌های فاشیستی و نژادپرست هستند، طبیعی است که آن را نیز با اندکی تردید و احتیاط ببینم. چرا؟ اگر فیلم صرفاً درباره مجرم‌هایی بود که مجازاتشان متناسب با جرمشان نیست، می‌شد گفت هدفش نقد نظام قضایی و دفاع از عدالت است. اما وقتی تمرکز فیلم فقط روی مجرمان مهاجر است، دیگر صرفاً با نقد دستگاه قضایی روبه‌رو نیستیم؛ بوی پروپاگاندای «دیگری‌ستیزی» به مشام می‌رسد. دیگری‌ستیزی شوخی نیست. این اتفاق متعلق به تاریخ دور هم نیست. فقط حدود سی سال پیش، اروپا در جنگ بوسنی و هرزگوین شاهد فجیع‌ترین نسل‌کشی خود پس از جنایات نازی‌ها بود؛ جنایتی که دیگری‌سازی و انسان‌زدایی از یک گروه، یکی از پایه‌های اصلی وقوع آن بود. هنوز هم کمتر از یک قرن از هولوکاست می‌گذرد. البته باید بین واقعیت، تعمیم و کلی‌گویی تفاوت قائل شد. اینکه در بسیاری از کشورهای اروپایی مردان مهاجر بیشترین تعداد را در آمار جنایی دارند، یک واقعیت آماری است. اما از این واقعیت نمی‌توان نتیجه گرفت که همه یا حتی بیشتر مردان مهاجر مجرم‌اند یا گرایش به جرم دارند. این همان تعمیمی است که دیگری‌ستیزی بر آن بنا می‌شود. این هم واقعیت است که بسیاری از قوانین و آرای دادگاه‌ها، به دلیل کمبود شواهد، پیچیدگی قوانین یا تداخل مقررات، همیشه آن‌طور که انتظار می‌رود عادلانه نیستند. همه ما که در یکی از این کشورها زندگی می‌کنیم، احتمالاً از تبرئه یک متجاوز، پایین بودن مجازات یک قاتل به دلیل سن کم، یا غیرممکن بودن اخراج یک مجرم خطرناک به دلیل قوانین پناهندگی خشمگین شده‌ایم. بنابراین درباره وجود مشکل اختلافی نیست؛ اختلاف بر سر راه‌حل است. یکی از پایه‌های لیبرال‌دموکراسی، حاکمیت قانون و استقلال دستگاه قضایی است. اگر هر کس خودش مجری عدالت شود، دیگر چیزی از حکومت قانون باقی نمی‌ماند. آن وقت هر فرد بر اساس برداشت شخصی خودش از عدالت عمل می‌کند و نتیجه‌اش چیزی جز خشونت و هرج‌ومرج نخواهد بود. کسانی که به لیبرال‌دموکراسی پایبندند، چه در راست و چه در چپ، راه‌حل را در اصلاح قانون می‌بینند؛ با سخت‌تر کردن مجازات‌ها، اصلاح قوانین اخراج یا تقویت سیاست‌های بازدارنده. اما دیگری‌ستیزان به دنبال اصلاح نیستند؛ آن‌ها به دنبال دشمن‌سازی، حذف و نفرت‌پراکنی‌اند. اگر متجاوزی به دلیل کمبود شواهد تبرئه می‌شود، راه‌حل این نیست که خودمان مجازاتش کنیم. اگر یک پناهنده قاتل به دلیل قوانین موجود اخراج نمی‌شود، راه‌حل این نیست که کسی را اجیر کنیم تا انتقام بگیرد. راه‌حل، اصلاح قانون است. نمونه‌اش سوئد است. یکی از مشکلات نظام قضایی این کشور، ناتوانی در اخراج برخی مجرمان خطرناک ــ از تروریست گرفته تا قاتل و متجاوز ــ به دلیل قوانین بین‌المللی پناهندگی بود. دولت ابتدا قوانین داخلی را اصلاح کرد و سپس توانست برای تغییر مقررات بین‌المللی در این زمینه نیز اثرگذار باشد. متأسفانه، به دلیل عملکرد چپ ایرانی و نبود فضای آزاد رسانه‌ای، بسیاری از ضدچپ‌های ایرانی تقریباً تمام روایت خود را از راست افراطی اروپا و آمریکا می‌گیرند و همان روایت‌ها را به فارسی‌زبانان منتقل می‌کنند. در نتیجه، هر نقدی به این جریان‌ها هم فوراً با برچسب «چپ بودن» کنار گذاشته می‌شود. به عنوان یک فرد لیبرال وظیفه‌دارم که هم با انحصار فکری چپ مخالفت کنم و هم با انحصار روایت‌های راست افراطی و دیگری‌ستیز. خلاصه اینکه اگر این فیلم را می‌بینید، آن را با اندکی تردید و احتیاط ببینید. به نظر من، با توجه به تمرکز فیلم و نوع مخاطبانی که تا امروز بیش از همه آن را تبلیغ و تحسین کرده‌اند، ضدیت با مهاجران بخش مهمی از پیام آن به نظر می‌رسد که میتواند به خشونت علیه‌مهاجران در این کشورها دامن برند. آن هم در زمانی که گروه‌های خشونت‌طلب نژادپرست و نئونازی دوباره در حال رشد هستند.

  • 28 июн.1 995351

    https://telegra.ph/میانه‌ای-که-در-هیاهوی-چپ-و-راست-گم-می‌شود-06-28

  • 28 июн.2 0134010

    https://telegra.ph/میانه‌ای-که-در-هیاهوی-چپ-و-راست-گم-می‌شود-06-28

  • 20 июн.3 0611679

    ✍️مرمر مشفقی امروز سی‌ام خرداد است. هفده سال از اولین و آخرین باری که در یک تجمع اعتراضی در تهران حضور یافتم می‌گذرد. هفده سال است که با زخم و پساترومای آن روز زندگی می‌کنم. روزی که فرمان تیراندازی به مردمی صادر شد که با دستانی خالی و تنها برای یک مطالبه ساده و مدنی، «رأی من کجاست؟»، به خیابان آمده بودند. روزی که میلیون‌ها انسان در سراسر جهان، جان دادن یک زن ایرانی را به چشم دیدند. از همان روز بود که مرگ یک دیکتاتور به آرزوی یک ملت تبدیل شد. برای بسیاری از ما نیز همه‌چیز به دو بخش تقسیم شد: پیش از سی خرداد ۸۸ و پس از آن. از آن روز به بعد، دیگر هیچ‌چیز به جای نخست خود بازنگشت. در این هفده سالل، مردم ایران بارها و بارها به خیابان آمدند؛ با مطالبات گوناگون، اما با یک تجربه مشترک: خشونتی که هر بار عریان‌تر و بی‌رحمانه‌تر از قبل خود را نشان داد و سرانجام به ۱۸ و ۱۹ دی ۴۰۴ رسید. ما معمولاً تنها تاریکی این سال‌ها را به خاطر می‌آوریم؛ سرکوب، زندان، گلوله و سوگواری. اما روایت این هفده سال فقط روایت رنج نیست. روایت گسترش و تعمیق مقاومت نیز هست. هفده سال پیش، اعتراضات عمدتاً در تهران متمرکز بود؛ میلیون‌ها نفر در ۲۵ خرداد به خیابان آمدند و در روزهای بعد نیز تجمعاتی پراکنده شکل گرفت. اما در ۱۸ و ۱۹ دی ۴۰۴، تقریباً تمام ایران به پاخاست و تجمعات گسترده پر تعداد شکل گرفت. هفده سال پیش برای نخستین بار شعار «مرگ بر دیکتاتور» را فریاد زدیم و امروز آن دیکتاتور مرده است. بهای این مسیر سنگین بود؛ گاه آن‌قدر سنگین که تصور ادامه راه ناممکن به نظر می‌رسید. اما در هر مرحله، چیزی نیز به دست آمد: شکستن یک ترس، فروریختن یک توهم، رو شدن دست بسیاری، خشم به حق و نزدیک‌تر شدن به افقی که روزی دست‌نیافتنی می‌نمود. در تمام این سال‌ها، مردم ایران با وجود آنکه می‌دانستند پاسخ کوچک‌ترین اعتراض می‌تواند گلوله باشد، باز هم به خیابان آمدند. این مردم شریف و دلیر بارها نشان داده‌اند که منتظر فرصت می‌مانند، اما تسلیم نمی‌شوند. اگر برای بسیاری از ما، وقایع ۸۸ نقطه عطفی در باورها و اهداف سیاسی‌مان بود، بی‌شک برای میلیون‌ها ایرانی، ۱۸ و ۱۹ دی نیز نقطه‌ای است که پس از آن دیگر راه بازگشتی وجود ندارد. امروز، در کنار همه جاویدنامان راه آزادی، بیشتر از همیشه به یاد ندا آقاسلطان، حمید حسین‌بیگی عراقی، اشکان سهرابی، فاطمه سمسارپور، مسعود هاشم‌زاده، محمدحسین فیض، ابوالفضل عبداللهی، محسن حدادی، رضا طباطبایی، سالار طهماسبی، ایمان هاشمی، میلاد یزدان‌پناه، کاوه سبزعلی‌پور، سعید عباسی‌فر گلچی، علی فتحعلیان، مسعود خسروی و عباس دیسناد؛ هستیم که در چنین روزی جان خود را در راه آزادی از دست دادند. آنها بخشی از حافظه یک ملت‌اند، ملتی که هرگز امید به آزادی را فراموش نکرده است.

  • 14 июн.2 5921812

    فکر نکنید ساکتم از حرفی برای گفتن نداشتن هست. دقیقا براکس حرف زیاد دارم اما منتظر فرصت مناسبم. تنها میتونم بگم، فرقی نمیکنه توییت‌های ترامپ راست باشد یا نه، توافقی باشد یا نه، جمهوری اسلامی فاقد مشروعیت است. این مسئله جدی است. دیپلماسی پیچیدگی‌های خودش را دارد و متاسفانه چون دیپلماسی هیچ ربطی هم به مردم ندارد معمولا کمترین نقش رو مردم در دیپلماسی و رپابط بین‌الملل دارند. در نتیجه این حس دیده نشدن، شنیده نشدن به درستی دردناکه: اما فراموش نکنیم نابودی جمهوری اسلامی به دست خود ما مردم ایران در داخل و‌خارج اتفاق می‌افتاد. حکومت نامشروع نمیتواند تا ابد با زور اسلحه و‌خفقان حکمرانی کند. تا همینجا هم قدمهای بزرگ و البته پرهزینه‌ای برداشته شده و ادامه دارد. پاینده ایران زنده باد مردم شریف ایران

  • 10 июн.2 4901155из OfficialRezaPahlavi

    ایران ما، امروز بیش از هر زمان دیگری به اتحاد نیروهای ملی نیاز دارد. چه با حمایت خارجی و چه بدون آن، سرنوشت ایران در دستان خود ماست. ما از این رژیم فرسوده و درمانده نیرومندتریم. ما از مزدورانی که برای نمایش‌های تبلیغاتی به خیابان فرستاده می‌شوند، مصمم‌تر و استوارتریم. @OfficialRezaPahlavi

  • 10 июн.2 250224из mashghenowofficial

    📝📝📝جان‌های ماه دی 🔺اینستاگرام ایرانی چه روایتی از رخدادهای دی‌ماه ۱۴۰۴ به‌دست می‌دهد؟ ✍️ابوالفضل حاجی‌زادگان | پژوهشگر اجتماعی 🖊کیفیت‌هایی در زندگی‌های انسان‌ها جریان دارند که در «شش رقم آخر کد ملی» آنها نوشته نمی‌شوند. البته که می‌دانم بخش‌های مهمی در صفحه‌های اینستاگرام‌شان هم نمایان نمی‌شوند؛ اما من راه مناسب‌تر و کم‌خطاتری برای شناختن این انسان‌ها سراغ نداشتم. 🖊از طرفی، شاید این دردناک‌ترین راه برای شناختن نگرش‌ها، نظرها، آرزوها و آمال جان‌باختگان باشد. اما علاوه بر ملاحظات پژوهشی، به‌لحاظ فردی نیز پیمودن چنین مسیری برای‌ام ضرورت داشت. قرار گرفتن در معرض این تجربه‌ی دردناک، می‌تواند به ما یادآوری کند که «یک» چه عدد بزرگی است؛ تا شدت ابتذال در مناقشه‌ی اصطلاحاً «سیاسی»ای را که درباره‌ی تعداد جان‌باختگان در جریان است، بهتر درک کنیم. 🖊برای انجام این مطالعه، ابتدا باید به یک نمونه‌ی معرّف می‌رسیدم که به‌لحاظ تعداد و تنوع، یافته‌ها را تعمیم‌پذیر کند. برای شناسایی صفحه‌های اینستاگرامی کشته‌شدگان و نیز اکانت‌های نزدیکانِ همفکرشان، از یک راهبرد چندمسیره برای کشف شبکه استفاده کردم. 🖊صفحات شخصی کشته‌شدگان، کانون اصلی این جست‌وجو بودند. بررسی پست‌ها، استوری‌های هایلایت‌شده، کامنت‌ها، تعاملات تکرارشونده، روابط دوستانه‌ی قابل مشاهده و شناسایی گروه‌های سیاسی و اجتماعیِ مرجع در بین این اکانت‌ها، امکان شناخت بخشی از جهان اجتماعی، فرهنگی و سیاسی آنان را فراهم می‌کند. 🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید mashghenow.com/?p=6405 #ابوالفضل_حاجی‌زادگان #ایران #اینستاگرام 🔸نشانی تلگرام «مشق نو»: t.me/mashghenowofficial

  • 7 июн.1 760117

    مراقب خودتون باشید فکرم پیش شماست

  • 7 июн.1 9402010

    https://mashghenow.com/?p=6405 کاری ارزشمند وقت بگذارید و‌بخوانید

  • 6 июн.1 9601045

    نوشتن برای من نوشتن از مسایل سیاسی و بحثها و جدلها نبود. اینها بخشی از نوشتن‌های من بودن همیشه، چون یکی از علایقم بود اما بنیان نیازم به نوشتن نبودند. اگر چیزی سیاسی مینوشتم برای این بود که یک فرد در جامعه بخاطر اینکه از قوانین و سیاست‌گذاری‌ها متاثر می‌شود حق دارد نظر داشته باشد. تحلیل تخصصی خودش یک شغل است، اصلا برای همین میگویند تخصصی. شما باید چندین منبع را در دراز مدت زیر نظر داشته باشی، باید دانش بنیادین و در مسایلی پیچیده تر دانشی تخصصی‌تر داشته باشی، وقت بگذاری و بتوانی تحلیل و جمع بندی کنی. من دوست داشتم و دارم که شغلم تحلیلگر باشد، اما نیست. نه اینکه توانایی یا دانشش را نداشته باشم، اما شغلم نیست. یعنی نمیتوانم مثلا هشت ساعت در روز ، پنج روز در هفته را برایش وقت بگذارم. برای من‌نوشتن اما همیشه از زندگی بود. از زندگی با تمام ریز و بم‌هایش. از روزمرگی، از مصائب، از خوشی‌ها، از عشق، از کار، از بیماری، از دلتنگی، از سیاست روز، از دغدغه‌های اجتماعی. اما سالهاست این حق، این بخشی از زندگی و‌هویتم ناخواسته و خواسته محدود شد. نه فقط برای من، برای تقریبا بیشتر ایرانی‌های دغدغه‌مند که دستی در نوشتن داشتن. یا به اصطلاح ما بلاگر‌ها! چند وقتی است در اینستاگرام به سراغ پستهای قدیمی خودم و دیگرانی که میشناسم می‌روم. زندگی جریان داشت. چه بچه‌های ایران، چه ما مهاجرها. حتی اگر از حقوق زنان می‌نوشتم با چاشنی زندگی بود. صفحات را پایین می‌روم. از جایی دیگر رنگ زندگی کمرنگ شد در همه صفحات: جایی به سال ۲۰۱۹ میلادی یا ۱۳۹۸. بعد از آن پستها کم‌تر، لنگ و لعابها حذف نشد اما کمتر و پستها سیاسی‌تر شدند. چه برای خودم چه برای دیگران. فکر می‌کنم چطور جمهوری اسلامی تا کوچکترین جزییات زندگی ما را تحت شعاع قرار داده. حتی خارج از مرزهایش. هرچقدر برای من مهاجر این سخت است، برای مردم داخل سخت‌تر. بار فشار اقتصادی، خفقان سیاسی سنگین است اما همین که حتی نتوانی به دلخوشی‌های کوچکت هم بپردازی ده برابر همه چیز را سنگین‌تر‌ می‌کند. نوشتن، نوشتن از افکار و احساسات همیشه راهی به رهایی برای انسان آزاده بوده و هست. نگذاریم‌نوشتن را، بیان احساساتمان را از ما بگیرند.

  • 24 мая2 2716410

    без подписи