tgindex
مـادرید، دروازه‌ے خورشیـد.

مـادرید، دروازه‌ے خورشیـد.

Статистика
@fromleeyongbokКнигиперсидский

​︐می‌خندید و در چشم‌هایش چیزے‌ می‌رقصید. چیزے شبیه به ستاره.      @uncertainfeelingsbot

Последний пост
29 окт.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
612
−1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
3 189
20 постов
Вовлечённость
521,1%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 29 окт.1 32028

    تو فرق داشتي. با همه‌ی آدم‌ها. تو نرگس بودی. نرگسِ پژمرده‌ای که می‌ترسیدم لمسش کنم، مبادا نشکنه. نرگسي که نشد گل کوچولوی قلبِ من باشه.

  • 28 окт.1 2434

    видео или голосовое, без подписи

  • 28 окт.1 2081

    گفتن این رو با حسی که از نوشته‌های اینجا گرفتن نوشتن، پس ترجیح می‌دم اینجا بمونه.

  • 28 окт.1 17713из urjinus

    ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌  ‌ ‌ ‌ دۈ ࢪﺅ‌ح، دۈ ࢪنگ، دۈ تن در آغۈش یك ࢪویا‌ ‌ بر آینه‌ی آرام دریاچه، دو رویا می‌درخشیدند یکی سپید چون سپیده‌دم، و دیگری سیاه چون آسمان عمیق پس از باران در شب. هنگامی که آن دو در کنارهم بر تن سرد دریاچه آغاز به رقص میکردند شورِ عشق میانشان قطره به قطره‌ی آب دریاچه را بسوی آغوشی گرم راهی میکرد، آنان بی‌نیاز از واژه و تنها با نگاهی، دل‌های عاشق خود را به هم گره می‌زدند. در نگاه اول، کم‌تر کسی پی می‌برد که آن دو عاشق یکدیگر باشند، زیرا یکی آینه‌ی نور و دیگری تاریکی بود. اما درست همان تفاوت‌ها بود که آنان را همدیگر نزدیک کرده بود. قوی سپید، از بودن در کنار او حس امنیت می‌گرفت، انگار تاریکیِ سیاه، پناهی بود برای خستگی‌هایش برای غرق شدن در رویاهایش. قوی سیاه در انعکاس نگاه سپید، آرامشی را پیدا می‌کرد که سال‌ها دنبالش بود. سخنی در بین آن‌ها زده نمیشد، اما سکوتشان پر از معنا بود. وقتی کنار هم حرکت می‌کردند، آب در میانشان آرام می‌گرفت، انگار دریاچه هم نمی‌خواست بینشان فاصله بیفتد. آن دو در میانه‌ی موج‌ها، دل‌هایشان در توازنِ بی‌نقصی می‌تپید. دو روح، دو رنگ، دو تن، در دلِ یک معنا غرق می‌شدند در نگاهی، که نیست متعلق به این دنیا. چنان که روز بی‌شب معنا ندارد، و عشقی بی‌تفاوت زاده نمیشود. اگر روزی خورشید غروب کند و آسمان در دل شب فرو رود، باز هم آن دو قو خواهند درخشید. یکی در دل دیگری چون نوری در تاریکی، و تاریکی‌ای که نور را در آغوش گرفته. حتی مهتاب شب‌های تار هم فهمیده بود که عشق همیشه همسان و همگونه نیست. گاهی درست در بین تضادها، معنا پیدا می‌کند و ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ اگر میتوانست معناے عشق را به تصویࢪ کشید، ‌ ‌  ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌  ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌بی‌گمان در نگاه آن دو قۅ تجسم می‌یافت ‌ ‌   ‌ ‌ ‌ ‌  آنجا کہ زمان از حرکت می‌ایستد و تنہا «ما» باقے می‌ماند.‌ ‌ ‌ ‌

  • هیونگ اینجا دیگه نه بوی قهوه میده نه هلو.

  • видео или голосовое, без подписи

  • کاش یک‌نفر یک‌جوری دوست نداشتنت رو یادم می‌داد.

  • نرسیدن به چیزهایی که دوستشون داری دردناکه. و اگر این چیزها آدم باشن، آدم‌مورد علاقه باشن، بیشتر دردناک میشه. چون مدام از خودت می‌پرسي چرا؟ چی‌شد؟ چی‌ می‌شد اگر می‌شد؟ مگه چیکار کردم که نباید بهش برسم و این فکرها هیچ‌وقت تموم نمی‌شن.

  • فراموش کردن احساسات یه‌چیزه، ترک کردنش یه چیز دیگه. این هم که من نمی‌خوام دوست داشتنت رو فراموش و ترک کنم یه‌چیز جدای دیگه ـست.

  • 2 апр. 2025 г.3 17518из cooicano

    I told the stars about you.

  • Did you, take my love away from me?

  • اگر به گذشته‌ها برمی‌گشتیم، بازهم برای نجاتم به زحل میومدی؟

  • اینجارو نمی‌بندم، ولی دیگه پستی نداره. صرفاً برای جمله‌ها و خاطره‌هاش نگهش میدارم، چون شاید برای یکی مهم باشه. اگر خواستید؛ اینجا هستم.

  • видео или голосовое, без подписи

  • When I was leaving the only thing that comforted me was the thought that we live under the same sky and every night we look at the same moon, but I can’t find stars more beautiful than the stars in your eyes. Back then I wanted to stay in that moment, grab your wrist and hold you close a little bit longer and look into your eyes for the last time. Now the moment is long gone and I’m still looking at the moon.

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

مـادرید، دروازه‌ے خورشیـد. — tgindex