— [♡] ; 𝗘𝗟𝗟𝗔 ⋆̩
Статистикаفیکایی که از پسرای دریم خوندم♡ بیشتر مارکهیوک🫐 شیطنت های بزرگانه یک سیزن 🌱 ستاره ای شیپ کنین ☆ لی دونگهیوک،بس کن👄 #هشتگ گردی☆ 💕 @Saythingstoellbot | چنل گالری دریم : @NctyDream | چنل دیلی خودم : @JulyGirlEll
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 40
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 18
- 1/48двое суток
- 20
- 1/72трое суток
- 22
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
●- ,, #ایمجین ⸸ ⚝ در اولین دیدار، کنار جوی آب نشسته بود. نسیم خنکی میان درختها میپیچید و عطر گلهای وحشی تمام جنگل را پر کرده بود. صدای آب از همیشه بلندتر به گوش میرسید و خنکای آن را زیر پاهایش حس میکرد. آرامش عجیبی تمام وجودش را گرفته بود؛ انگار برای چند لحظه، هیچ چیز در دنیا جز صدای آب و نسیم وجود نداشت. اما ماه ها بعد، برای نگه داشتن همان غریبهای که روزی وارد زندگی اش شده بود، جمین دیگر آن پریِ زیبا و بینقص نبود. زخمی شده بود، بالهایش آسیب دیده بودند و نیرویی که روزی در وجودش میجوشید، کمکم رو به افول بود. با این حال، هنوز به او نگاه میکرد و لبخند میزد؛ لبخندی آرام و بی دریغ، انگار تمام زخم هایش ارزشش را داشتند، فقط برای اینکه او را از دست ندهد. | #NOMIN |
видео или голосовое, без подписи
❟ 𝄖 #JAEMIN . 𝑉𝑜𝑖𝑙𝑎̀ ✨
#معرفی فیک SURVIVOR ⏳🗡 -" هچان به سولمیت احتیاجی نداره. بهش اعتقادی نداره و ازش بیزاره. هاون همیشه اون آدمی بودش که با خودش فکر میکرد حتی اگر سولمیتش رو ببینه بی توجه از کنارش میگذره. خوب میدونست که نمیتونه دختر بیگناهی رو وارد زندگی فلاکت بارش کنه. ولی…
. • °·.· #معرفی فیک LIMITLESS ⛓ •" میره وقتیکه یکسالش بود جلوی در خونه ی گذاشته شد و توسط همون خانواده به سرپرستی گرفته شد. سالها بعد جمین بهترین دوستش شد و به مرور زمان ۵ تا پسر دیگه به گروه دوستیشون اضافه شدن. دوستی یک دختر و ۶ تا پسر به زیبایی پیش میرفت…
Chase me harder . P.pdf
#Chase_me_harder Part 1
Biography of Drivers(NoRax) (1).pdf
видео или голосовое, без подписи
#Chase_me_harder Biography
┇𝗟𝗜𝗡𝗞 : CHNL 🖇☆・
─♡ #معرفی فیک CHASE ME HARDER 🏎 "دو راننده. دو دنیا کاملاً متفاوت. نا جمین،کسی که همیشه بالاست، همیشه تحت کنترله، و هیچوقت نمیبازه. لی جنو،کسی که از جایی اومده که قانون معنی نداره… و از باخت نمیترسه. اولش فقط یه رقابته. یه نگاه. یه چالش بیصدا. اما خیلی زود، تبدیل میشه به یه بازی خطرناک... تعقیبهایی که از پیست بیرون میزنن، مرزهایی که یکییکی شکسته میشن، و کششی که نه میشه کنترلش کرد… نه میشه ازش فرار کرد. این دیگه فقط درباره برنده شدن نیست... درباره اینه که کدومشون اول سقوط میکنه. " •─ ─ ─ ─ ─ ─ ─ ─ ─ ─ ─ ─ ┇𝗖𝗢𝗨𝗣𝗟𝗘: NOMIN ┇𝗚𝗘𝗡𝗥𝗘 : Dark Romance - Smut - Racing ( Formula One) ┇𝗔𝗨𝗧𝗛𝗢𝗥 : NeNa ┇𝗟𝗔𝗡𝗚: PERSIAN ⃔👈🏾 ┇𝗟𝗜𝗡𝗞 : CHNL 🖇☆・ ──#NOMIN ─♡──────
فیکشن خواسته بودین از این ژانر و موضوع یک چمن واستون نوشته
|- ,, #NOMIN | #ایمجین _♡
видео или голосовое, без подписи
|- ,, #NOMIN | #ایمجین _♡
●- ,, #ایمجین ⸸ ⚝ جمین کلاه ایمنیاش را روی سقف ماشین کوبید و با اخم به جدول امتیازات خیره شد. نفر اول: جنو لی فقط سه صدم ثانیه اختلاف. همیشه همینقدر نزدیک... و همیشه همینقدر دور. صدای قدمهایی از پشت سرش اومد. «بازم دوم شدی؟» جمین حتی برنگشت. «نمیدونستم اینقدر از باختن لذت میبری.» جنو کنار ماشینش ایستاد؛ لبخند مغرورش همون چیزی بود که جمین بیشتر از هر چیز دیگه ای ازش متنفر بود. «یه روز اون لبخند رو از صورتت پاک میکنم.» «اول باید بتونی ازم سبقت بگیری.» --- رقابتشون سالها ادامه داشت. هر مسابقه با دعوا شروع میشد و با مصاحبههایی پر از کنایه تمام. خبرنگارها عاشقشون بودن. «جنو، نظرت دربارهی رانندگی جمین چیه؟» «بد نیست... برای نفر دوم.» و چند دقیقه بعد... «جمین، فکر میکنی دلیل موفقیت جنو چیه؟» «شانس.» ولی هیچکس نمیدونست بعد از هر مسابقه، نگاههاشون بیشتر از هر خبرنگاری دنبال هم میگشت. --- مرحلهی آخر قهرمانی از راه رسید. پیست خیس بود. پیچ هشتم، خطرناکترین قسمت مسیر بود. جمین بالاخره فرصت پیدا کرد. ماشینش را داخل پیچ انداخت و برای اولین بار از جنو جلو زد. لبخند روی لبش نشست... اما لاستیک عقب روی خیسی روی آسفالت سر خورد. ماشین چرخید. صدای جیغ لاستیکها در هوا پیچید. همه تصور کردن کار تمومه. ولی جنو همیشه بود، جنو همیشه کسی بود که همیشه همراه جمین داخل مسیر به سرعت حرکتمیکرد. اون، که میتونست مستقیم از کنارش رد بشه و قهرمانی رو قطعی کند، فرمان رو چرخوند. ماشین خودش را به دیواره کوبید تا با ماشین جمین برخورد نکند. و هر دو از مسابقه خارج شدند. وقتی جمین با عجله به سمتش دوید، جنو تازه از ماشین بیرون اومده بود. ابروش شکافته و خون روی گونهاش ریخته بود. جمین یقهی لباسش رو گرفت. «احمقی؟! چرا این کارو کردی؟!» جنو نفس عمیقی کشید. «چون ترجیح میدم جام رو از دست بدم....» برای اولین بار... هیچ جوابی برای هم نداشتند. --- چند هفته بعد، جنو هنوز دوران نقاهتش را میگذروند. جمین هر بار به خودش میگفت فقط برای تشکر اومده. اما حقیقت چیز دیگه ای بود. یک شب، وقتی هر دو تا دیروقت روی ماشین کار میکردند، برق گاراژ برای چند ثانیه قطع شد. تاریکی همهجا رو گرفت. جمین با صدای آرومی گفت: «اون روز... اگر جای تو بودم، شاید همون کارو نمیکردم.» «میدونم.» «پس چرا باز نجاتم دادی؟» جنو لبخند محوی زد. «چون از اولین مسابقهای که دیدمت، دیگه هیچوقت نتونستم فقط به چشم رقیب بهت نگاه کنم.» تمام اون سالها... تمام اون دعواها... تمام اون نگاههایی که بیش از حد طول میکشیدن... به یکباره معنی پیدا کردن جمین قدمی جلو رفت. «میدونی از چی بیشتر از باختن متنفرم؟» «چی؟» «از اینکه انقدر دیر فهمیدم تو همون آدمی هستی که هر بار بعد از رد شدن از خط پایان، اولین نفری بودی که دنبالش میگشتم.» سکوت بینشون دیگه سنگین نبود. جنو دستش را آروم روی گونهی جمین گذاشت. «پس...؟» جمین خندید. «نه.» جنو اخم کرد. «هنوز رقیبتم.» «یعنی چی؟» «فقط از این به بعد، بعد از هر مسابقه... جای سکو، اول میام سراغ تو!» جنو خندید؛ همون خندهای که جمین همیشه ادعا میکرد ازش متنفره. رقابتشون تمام نشده بود. فقط شکلش عوض شده بود. | #NOMIN |
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи