tgindex
گایا
@gaia_wiccaперсидский

🌙 در هر روح، دری پنهان به سوی بی‌نهایت وجود دارد. این در با جست‌وجوی بیرون باز نمی‌شود؛ با بیداری درون، رهایی از ترس‌ها و آشتی با خویشتن گشوده می‌شود. و آن لحظه... ✨ انسان کشف نمی‌کند؛ به یاد می‌آورد. ∞

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
40
Всего постов
53
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
484
+1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
20
40 постов
Вовлечённость
4,1%
к подписчикам
Постов в день
5,7
всего 53
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
28
1/48двое суток
32
1/72трое суток
34

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • با اختلاف زیاد، بهترین تعریفی که از ایران و ایران دوستی شنیدم همین است که سهراب پورناظری اینقدر زیبا بیان کردند. 👈عیش ها دارم در این آتش که بینی دم به دم / اندرونم گرچه می سوزد، منوّر می شود.. 💙💙 @gaia_wicca

  • 🌟 پایان افسانه، اما آغاز بیداری... و باد، پس از هزاران سال، به درخت سرو زرین بازگشت و گفت: ای درخت کهن، دانه‌هایت را به تمام جهان سپردم. اما این بار، خود درخت، در دل هر ایرانی مهاجر ، جوانه زده است. ای دوست خردمند، اگر روزی در غربت، دلت برای ایران تنگ شد، بدان که تو خود، یک دانه‌ی نوری از همان گلستان کهن هستی. و هر جا که می‌روی، باد، با توست، تاریخ، با توست، و نور ایران، با توست. داستان ما، تمامی ندارد؛ چون هر ایرانی ، خود، یک داستان تازه‌ست که در گوشه‌ای از جهان، روایت می‌شود. و بدان که هر نفس تو، در این غربت، یک آواز کهن را زنده می‌کند. 💙💙 @gaia_wicca

  • 🕊️ اما باد، قصه‌اش را تمام نکرد... چون باد، دید که هنوز دانه‌هایی در سبد زرین ایران باقی مانده‌ست؛ دانه‌هایی که باید در زمان ما، در میان مهاجران ناخواسته، پراکنده شوند. پس باد، به دانه‌ها گفت: اکنون، نوبت شماست. بروید و در هر گوشه‌ای از جهان که نشستید، به جای اندوه، باغی از نور ایرانی را برویانید. و دانه‌ها، به شکل ایرانیانی که از وطن کوچیدند، در سراسر جهان پراکنده شدند، در آمریکا، دانه‌ی دانش را کاشتند. در اروپا، دانه‌ی هنر را. در کانادا، دانه‌ی عدالت را. و در هر گوشه‌ای، دانه‌ی مهر را. 💙💙 @gaia_wicca

  • 🌱 دانه‌های نور، چه بودند؟ یک دانه، نامش فرّه بود: به هند رفت و در گُل نیلوفر آبی نشست. امروز، هر کس در هند به نور خرد می‌رسد، از همان دانه‌ست. یک دانه، نامش مهر بود: به رم رفت و در دلِ آتشکده‌های میترا جوانه زد. امروز، هر عاشقی که به عشق بی‌چونِ میترا می‌رسد، از آن دانه‌ست. یک دانه، نامش نور بود: به یونان رفت و در ذهن افلاطون شکفت. امروز، هر فیلسوفی که به خیر مطلق می‌اندیشد، از آن دانه‌ست. یک دانه، نامش شعر بود: به شرق اسلام رفت و در دل مولانا رقصید. امروز، هر عارفی که از نی‌نامه می‌خواند، از آن دانه‌ست. و یک دانه، نامش راز بود: به اروپا رفت و در کابالا پنهان شد. امروز، هر جوینده‌ای که به دنبال کلید جهان می‌گردد، از آن دانه‌ست. 💙💙 @gaia_wicca

  • 🌬️ روزی، بادی برخاست... بادی که نه از شمال می‌وزید و نه از جنوب؛ از دل زمان می‌وزید. باد، نامی داشت: *باد اهورایی*. و مأموریت او، این بود که دانه‌های نور را از این باغ کهن، به گوشه‌وکنار جهان ببرد؛ تا هر جا که خاکی تشنهٔ حکمت بود، گلی تازه از ایران بروید. 💙💙 @gaia_wicca

  • 🏰 روزگاری، در آغازِ آغاز... در دل ایران کهن، باغی بود به وسعت تمام تاریخ. این باغ، گلستان خسروانی نام داشت. هر گُلی در آن، یک حکمت بود؛ هر بوته‌ای، یک راز؛ و هر درختی، یک تمدن. و در میان این باغ، درختی بود که ریشه‌هایش تا فرش گیتی می‌رسید و شاخه‌هایش تا عرش اعلا سر می‌کشید. نام آن درخت، سرو زرین بود. 💙💙 @gaia_wicca

  • این پراکندگی، نه پایان ایران، که آغاز ایرانِ جهانی است. ایرانیان مهاجر، مانند ستاره‌هایی هستند که از کهکشان مادر جدا شده‌اند، اما همچنان با نور خود، آسمان جهان را روشن می‌کنند. و شاید، روزی همین مهاجران، با تجربه‌ی زیسته‌ی خود، پلی میان شرق و غرب بسازند که هیچ‌گاه با جنگ و سیاست ساخته نشده بود. ☕️🐦‍⬛🎩 💙💙 @gaia_wicca

  • 🌹🐦‍⬛ ☕🎩 دوست مهاجر اگر امروز در گوشه‌ای از جهان، دور از ایران زندگی می‌کنی، بدان که تو یک دانه‌ی نور هستی که در زمینی تازه کاشته شده‌ای. و وظیفه‌ی تو، نه اندوه گذشته، که شکوفایی در همین زمینِ تازه است. و بدان که هر جا که ایرانی هست، عطر گلستان کهن نیز هست. 💙💙 @gaia_wicca

  • без подписи

  • سرنوشت، همان باد است که می‌وزد؛ اما انتخاب انسان، همان جهت پرواز دانه است. ایرانیان مهاجر، اگرچه مجبور به ترک وطن شده‌اند، اما: می‌توانند این مهاجرت را به هجرت اختیاری روح تبدیل کنند. می‌توانند از این پراکندگی، پلی برای گفت‌وگوی تمدن‌ها بسازند. و می‌توانند نشان دهند که ایران، فقط یک مکان نیست؛ یک «رایحه» است که در هر کجای جهان، می‌تواند شکوفا شود. نیچه گفت: آنچه مرا نمی‌کشد، قوی‌ترم می‌کند. و ایران، با این مهاجرت‌ها، قوی‌تر از همیشه، در جهان پخش می‌شود. 💙💙 @gaia_wicca

  • 🌻مهاجرت اجباری ایرانیان در عصر کنونی، اگرچه از زاویه‌ای انسانی، فاجعه‌ای است، اما از نگاه فلسفهٔ تاریخ، شاید یکی از همان «بادهای حکمت» باشد که گرده‌های گلستان کهن را به گوشه‌وکنار جهان می‌برد. 🌪️ مهاجرت اجباری؛ بادی که گل را می‌پراکند از نگاه حکمت خسروانی: جهان، یک باغ واحد است که هر گوشه‌اش، به نور تازه‌ای نیاز دارد. گاهی، باد تاریخ چنان می‌وزد که درختان کهن، دانه‌های خود را به زمین‌های دور می‌فرستند. این پراکندگی، نه شکست درخت، که تداوم حیات آن در زمین‌های تازه است. ✨سهروردی گفت: «نور، هرگز در یک مکان نمی‌ماند؛ چون ذاتش، سفر و گسترش است.» 🌱 ایرانیان امروز؛ گرده‌هایی در باد عصر جدید امروز، ایرانیان: · در آمریکا، با مراکز علمی و دانشگاهی، نور خرد ایرانی را می‌تابانند. · در اروپا، با هنر و ادبیات، عطر شعر حافظ و مولانا را می‌پراکند. · در کانادا، با کارآفرینی و پزشکی، نام ایران را به نیکی ثبت می‌کنند. · و حتی در کشورهای حوزهٔ خلیج فارس، با فرهنگ غنی خود، پلی میان شرق و غرب می‌شوند. این مهاجران، نه پناهنده، که «سفیران ناخواستهٔ نور» هستند؛ چون با خود، فرّهٔ کیانی، حکمت خسروانی، و شعر پارسی را به جهانیان هدیه می‌دهند. 💙💙 @gaia_wicca

  • без подписи

  • без подписи

  • ایران، نه یک سرزمین، که یک رایحه است. و تو، با هر نفس آگاهانه‌ات، این رایحه را به جهانی که تشنه‌ی نور است، می‌رسانی. امروز قهوه‌ات را به یاد گلستان کهن بنوش، کلاهت را بر باد تاریخ بسپار، و بدان که پراکنده شدن ایرانیان، نه پراکندگی یک قوم، که گسترش یک باغ بی‌کران بوده است. 💙💙 @gaia_wicca

  • ایرانیان « تمدن‌پراکن » بوده‌اند اما نه از روی سلطه، که از روی «جذابیت حکمت». تمدن ایرانی، مانند عطر گل، با زور پخش نشد، بلکه با نور خود، دلها را مجذوب کرد: · کوروش بزرگ، با منشور حقوق بشر، الگویی برای حکومت‌های جهانی شد. · زرتشت، با تأکید بر مسئولیت اخلاقی، بر ادیان ابراهیمی و حتی فلسفهٔ غرب تأثیر گذاشت. · سهروردی، با فلسفهٔ نوری، پلی میان عرفان اسلامی و حکمت ایران باستان ساخت. ویل دورانت : «ایران، مادر تمدن‌های بزرگ شرق و غرب است؛ چرا که نخستین بار، اندیشهٔ «نبرد خیر و شر» را به جهان هدیه کرد.» 💙💙 @gaia_wicca

  • ایرانیان، مانند گرده‌های گل در باد تاریخ پراکنده شده‌اند، اما این پراکندگی، نه به معنای نابودی، که به معنای باروری تمدن‌های دیگر بوده است. 🌸 ایران، گلستان کهن؛ ایرانیان، گرده‌های نور · ایران باستان، یک تمدن «باغ» بود؛ نه یک قلعه. یعنی: به جای حصار کشیدن، دانه‌های حکمت خود را به بادِ جهان می‌سپرد. · زرتشتی‌گری، مانی، میترا، و حکمت خسروانی، همگی از این باغ برخاستند و به صورت گرده‌های نامرئی، در گوشه‌وکنار جهان نشستند. مثل گل نیلوفر آبی که دانه‌هایش را به آب می‌سپارد؛ ایرانیان نیز، حکمت خود را به رودخانه‌های تاریخ سپردند. 🌍 ردِّ پای گرده‌های ایرانی در جهان: نواحی نشانه‌های گرده‌ی ایرانی هند: آیین مهر (میترا) در آیین هندو (میترا-وارونا)؛ تأثیر زرتشتی بر بودیسم مهایانه چین: آیین مانوی (آموزه‌های مانی) که از ایران به چین رفت و تا قرن‌ها در آنجا زیست یونان: تأثیر زرتشت بر فیثاغورث و افلاطون میتراپرستی در رم باستان اروپا: فلسفه نیچه، دیدگاه یونگ، کابالا و فراماسونری، وام‌دار حکمت خسروانی و نور زرتشتی جهان اسلام: فلسفهٔ اشراق (سهروردی) و عرفان ابن‌عربی، هر دو از همین باغ تغذیه کرده‌اند. 💙💙 @gaia_wicca

  • این نبرد خیر و شر، همان است که: · در زرتشت به نام اَشا در برابر دروغ شناخته می‌شود. · در حکمت خسروانی به نام نور در برابر ظلمت. · در نیچه به نام ارادهٔ قدرت در برابر اخلاق بردگی. · و در دل تو، هر روز، در انتخاب‌های کوچک و بزرگ جریان دارد. پس هر بار که: · به جای دروغ، راستی را انتخاب می‌کنی، در این نبرد، جانب نور را گرفته‌ای. · به جای ظلم، عدالت را برمی‌گزینی، فرّه را در خودت جاری کرده‌ای. · و به جای ترس، شجاعت را پیشه می‌کنی، همان راه رستم را می‌روی. حماسه، فقط در کتاب‌ها نمی‌ماند؛ هر روز، در زندگی ما تکرار می‌شود. و ما، با هر انتخاب آگاهانه، صفحات تازه‌ای به این حماسه‌ی جاودان اضافه می‌کنیم. 💙💙 @gaia_wicca

  • 🐍🧠 جنگ درونی: دیو درون، از دیو بیرون خطرناک‌تر است فردوسی، عمیق‌ترین نبرد را درون انسان می‌بیند: · رستم با دیو سفید می‌جنگد، اما بزرگترین دشمنش، غرور خودش است. · سهراب با جهل پدر می‌جنگد، اما در نهایت، نشناختنِ خود او را می‌کشد. · کیخسرو پس از پیروزی بر افراسیاب، از تاج و تخت کناره‌گیری می‌کند تا با نفس خود بجنگد. 🌟فردوسی گفت: تو خود دیوی، اگر نفس‌ت را نشناسی؛ و تو خود فریدونی، اگر بر خشم‌ت چیره شوی. 💙💙 @gaia_wicca

  • نبرد خیر (نور) و شر (ظلمت در شاهنامه، این نبرد در سه سطح روایت می‌شود: اسطوره‌ای: ایزدان (اهورامزدا، میترا، آناهیتا) اهریمن و دیوها حماسی: پادشاهان دادگر: (فریدون، کیخسرو) ستمگران: (ضحاک، افراسیاب) فردی: پهلوانان روشن‌ضمیر: (رستم، سهراب) نیروهای درونی تاریک: (غرور، خشم، آز) 🌞 فردوسی می‌گوید: "جهان، میدان نبرد روشنایی و تاریکی است و انسان، سربازی که باید جانب نور را بگیرد." 💙💙 @gaia_wicca

  • без подписи