tgindex
گندمِ گوشه گیرِ وسط زمستان🌾

گندمِ گوشه گیرِ وسط زمستان🌾

Статистика
@gandoom1221персидский

کرده موج برکه در یخ برف دست و پای خویشتن را گم زیر صد فرسنگ برف، اما! در عبور است از زمستان دانه گندم https://t.me/HarfChatBot?start=e3faa11199a3 @Gandom1221

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
25
Всего постов
26
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
161
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
55
26 постов
Вовлечённость
34,2%
к подписчикам
Постов в день
3,6
всего 26
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
58
1/48двое суток
66
1/72трое суток
71

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • +تو واقعا میتونی از پس همه این کارا بربیای؟ _خودمم نمیدونم...اما تلاشمو میکنم

  • عمو حمید که هیچوقت نشد ازش عکس بگیرم

  • حرف های زیادی برای گفتن بود اما دلیل های بیشتری برای نگفتن و ناگفته ها ماندند.

  • +صبر کنید! این پنجمین نفری بود که عزمِ شات زدن را از من می‌گرفت. +منم کولم رو می‌ذارم پیش بقیه. کوله ها یکی یکی دور ستون جا گرفتند؛ اما هنوز چیزی کم بود. +چیشده عکاس‌باشی؟ "چون اجازه گفتن فامیل نداشتیم من رو عکاس باشی صدا میزدن..:)" _احساس میکنم یه چیزی…

  • +به‌جای این حرف ها دعا کن شهید بشویم دخترم، از من عکس نگیر. دوربین را غلاف کردم. _ اینطور نمیشود که…به رزمنده‌ها کمک می‌کنید وسایلشان را جمع کنند؛ خودِ این کار روایت دارد! + از وسایل…اصلاً از همین پوتین‌های خاک‌خوردهٔ رزمنده‌ها که به مرز می‌روند عکس بگیری،…

  • جهان یک‌سر قمارِ آرزوی هیچ می‌بازد به جز دستِ پشیمانی که دارد بُرد و آوردی؟ _بیدل

  • 13 авг.654из fatemeghamari

    از تو می‌گریزم چون دوستت دارم؛ چون در برابر آنان که دوستشان دارم، بی‌دفاعم و چون زمان به من اثبات کرد دوست داشتن کسی، باعث نمی‌شود که او در زخم زدن مراعات کند.

  • +به‌جای این حرف ها دعا کن شهید بشویم دخترم، از من عکس نگیر. دوربین را غلاف کردم. _ اینطور نمیشود که…به رزمنده‌ها کمک می‌کنید وسایلشان را جمع کنند؛ خودِ این کار روایت دارد! + از وسایل…اصلاً از همین پوتین‌های خاک‌خوردهٔ رزمنده‌ها که به مرز می‌روند عکس بگیری،…

  • پرده را کنار زدم تا از قسمت دیگری عکاسی کنم. چند خانم چادری، هاج‌وواج نگاهم می‌کردند و من هم متعجب، نگاهشان می‌کردم. سکوت را شکستم: خانم‌ها، ساعت چهار صبح اینجا چه کار می‌کنید؟ یکی گفت: «پسرم...» دیگری گفت: «نوه‌ام...» آن یکی گفت: «دامادم...» یکی از خانم‌ها…

  • 12 авг.65из HarfChatBot

    ‌ نهههه کاش هنوز عکس نشونمون بدیی

  • پیر میشیم ولی بزرگ نه!

  • ‌ گندم ترم آینده عکاسی مستند ۲ داریم منتشر نکن نشون استاد بده😂😂😂

  • 12 авг.78из HarfChatBot

    ‌ گندم ترم آینده عکاسی مستند ۲ داریم منتشر نکن نشون استاد بده😂😂😂

  • 12 авг.822из HarfChatBot

    ‌ گفته بودم انقلاب هستید برای عکاسای خانمِ دزفولی ولی الان فهمیدم انقلاب برای تمام عکاسای دزفولی هستید