tgindex
Garodman
@garodmannперсидский

برای مواجهه با خود. شناس: دایرکت چنل بازه ناشناس: https://t.me/IncogNoteBot?start=8h534vad5a

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
2
Всего постов
24
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
279
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
194
24 постов
Вовлечённость
69,5%
к подписчикам
Постов в день
0,3
всего 24
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
44
1/48двое суток
50
1/72трое суток
54

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 13 авг.423из philosophyinthetoilet

    ▫️رستن از بند و بندگی «روان‌شناسی دانشگاهی» و «دانشگاه روان‌شناسی» ▪️نوشتهٔ فرشید مرادیان ‌ 💬 این نوشتار به بنیادکاویِ دانشگاهِ مدرن و نسبت آن با روان‌شناسی می‌پردازد؛ به آن نقطه‌ای که دانش، در پیوند با تکنوکراسی و بروکراسی، از امکانِ پرسش‌گری به ابزارِ سنجش، طبقه‌بندی، و هنجارسازی بدل می‌شود. دانشگاه با فروکاستنِ زیست‌جهان به داده‌های محاسبه‌پذیر، سوژۀ انسانی را در بندِ مقولات علمی و سنجه‌های صلب گرفتار می‌کند؛ و روان‌شناسیِ دانشگاهی، با درونی‌کردنِ همین منطق، رنج‌هایی با ریشه‌های تاریخی، اقتصادی، و سیاسی را به مسائلِ فردی فرو می‌کاهد. نوشتار، با نقدِ سنجه‌سالاری، انحصارِ روش‌شناختی، و سروریِ دانشِ تخصصی، در جست‌وجوی امکانی برای «رَستن» است. رَستن، نه خروج از دانشگاه است و نه نفیِ علم، بلکه گشودنِ دوبارۀ فضای پرسش‌گری است، آنجا که علم بار دیگر حدودِ خویش را به یاد ‌آورد و به زمینِ زیست‌جهان باز‌گردد. ‌ 👈 متن کامل ‌ ‌ 🎨 An Experiment on a Bird in the Air Pump (1768) by Joseph Wright of Derby

  • ژان پیر ورنان، از متفکران محبوبم، در آغاز مقدمه گیتی، ایزدان، انسان‌ها: روایت یونانی خاستگاه‌ها با ارجاع به افسانه‌های دایه افلاتون یک مورد خاصی رو پیش می‌کشه: اینکه رفتار و دانسته‌ها و یا در عبارت بهتری، آداب اجتماعی، محصول اسطوره‌های نقل‌شده هستند یا باید به مثل ساختارهای صلب با آنها برخورد کرد؟ در نگاه ورنان، اسطوره را باید از شعر، روایت‌های ادبی و گزارش تاریخی جدا کرد چرا که در یک قالب نهایی و ثابت نمی‌توان به اسطوره‌ها پرداخت. حتی این نوع نقد را به خود اسطوره‌پژوهی نیز وارد می‌کند که دادن ساختار علمی-پژوهشی به اساطیر با خود پرداختن به اسطوره‌ها در تضاد قرار می‌گیرد چرا که حافظه، سنت و قالب شفاهی‌ست که به اسطوره قابلیت زندگی در اذهان را می‌دهد و نه منابع اسطوره‌شناسی. در نهایت باید با دیدگاه تردید به این موضوع نگاه کرد که آیا واقعا گذار از میتوس به لوگوس(فارغ از پیشرفت‌های چشم‌گیر حاصل از خردباوری) در هر جنبه رخ داده است یا خیر؟ |@Garodmann|

  • 9 авг.95из evophilosophy

    «عصر سه‌شنبه‌های بخارا» این هفته به کتاب استاد وهاب‌زاده اختصاص دارد. فرصت داشتید از دست ندهید زیرا این کتاب ارزش خواندن دارد. به ویژه اگر والد هستید یا معلم، یا دانشجوی تربیت معلم، و احیانا در خواندن کتاب تردید دارید در جلسه شرکت کنید. شاید شرکت در این جلسه اثری بر آینده‌ی کودکان یا دانش‌آموزان شما داشته باشد. تردید نکنید. ساعت ۱۷ سه‌شنبه ۲۰ مرداد ١۴٠۵ با سخنرانی: عبدالحسین وهاب‌زاده، سیدمحسن گلدانساز، هادی صمدی، بهاره کیائی، مانیا شفاهی، محمدرضا سرکارآرائی‌ (پیام تصویری) و علی دهباشی خیابان باهنر (نیاوران). رو‌به‌روی کامرانیهٔ شمالی، شمارهٔ ۱۳۷ و ۱۳۵، شهر کتاب نیاوران هادی صمدی @evophilosophy برخی کانال‌هایی که در این حوزه فعال هستند، و با دنبال کردن آنها با مفهوم مدرسه‌ی طبیعت آشناتر می‌شوید: @madresehtabiat @DamounNatureSchool @darbananati @NobangAndisheh @cnstudy @BachehayeZamin @Shabnam_n_s @cnbooks @noojkids @NatureSchoolMinooTooran @konaam_childhood @parcheen_org1396 @KoocharNatureSchool @KavikonjNatureSchool @zaadaanschool @talikakkindergarden96

  • دوستان عزیز تصمیم بر آن شد که سلسله جلسات جدید کلاب‌هاوس را به نام مدرسه آیین برگزار کنیم. بدین‌منظور کلاب‌هاوس مدرسه آیین تاسیس شد و اولین جلسهٔ آن که فردا (شنبه) ساعت ۷ شب به وقت ملبورن (۱۲:۳۰ ظهر به وقت ایران) و با عنوان "قصه روشنفکری ایرانی از آغاز تا امروز" تشکیل می‌شود و در حکم افتتاحیه مدرسه در کلاب‌هاوس خواهد بود آنجا برگزار خواهد شد. جهت شرکت در این جلسه و همچنین آگاهی از جلسات بعد که تلاش بر این است که هفتگی باشد، بهتر است که از راه لینک زیر، به مدرسهٔ آیین در کلاب‌هاوس بپیوندید. به امید حضور شما و شرکت فعال در این جلسات. hey! check out مدرسه آیین, a house on clubhouse. https://www.clubhouse.com/house/مدرسه-آیین

  • 9 авг.10213из ensan_zendegi

    «آیا یک دیندار می‌تواند یک روان‌کاو هم باشد؟» در روزگاری که دین دیگر به خلوتِ ایمان رضایت نمی‌دهد و بار دیگر سودای تصرفِ تمامیِ زیست‌جهانِ انسان را دارد، این پرسش دیگر پرسش از جمعِ مسالمت‌آمیزِ دو هویت نیست. پایِ دو نسبتِ یکسره متفاوت با حقیقت در میان است: یکی حقیقتی که باید بدان مؤمن بود و در برابرش تسلیم شد؛ دیگری حقیقتی که درست آنجا آغاز می‌شود که قطعیت‌ها فرومی‌ریزند. اهمیتِ این نوشتارِ دکتر اکبر جباری، هم در جسارتِ طرحِ پرسشی است که معمولاً با چند عبارتِ آشتی‌جویانه از کنار آن می‌گذریم، و هم در افقِ پاسخ‌هایی که پیشِ رو می‌گشاید. این متن آسودگیِ هر دو سوی منازعه را برهم می‌زند؛ هم آسودگیِ دینداری را که می‌پندارد می‌توان روان‌کاوی را بی‌هیچ هزینه‌ای در کنار ایمان نشاند، و هم آسودگیِ روان‌کاوی را که گمان می‌کند با نامیدنِ دین به‌مثابۀ «توهم»، مسئله برای همیشه پایان یافته است. بعضی پرسش‌ها، پیش از آنکه پاسخ بخواهند، باید جایِ امنِ پرسش‌شونده را ویران کنند. این نوشتار را باید آهسته خواند؛ بر گزاره‌هایش درنگ کرد و برخی را تا واپسین پیامدهایشان دنبال کرد. نه برای آنکه هرچه زودتر موافق یا مخالفِ نویسنده شویم، بلکه برای آنکه ببینیم این پرسش تا کجای باورها، قطعیت‌ها، و مواضعِ خودِ ما پیش می‌رود. ارزشِ چنین متنی شاید دقیقاً همین باشد: نگذارد پس از خواندن، بی‌دردسر به همان جایی بازگردیم که پیش از خواندن ایستاده بودیم. #فلاکت_تئولوژی #آینده_یک_پندار 🌀 https://t.me/ensanzendegi

  • https://www.clubhouse.com/room/xLj7yBle

  • 4 авг.1243из Arkhe_logos

    مربوط به سرود نخست: تتیس، نزد زئویس میرود تا از او بخواهد که از مردم آخائی انتقام اهانتی را که بر آخیوس رفته است بگیرد. همچنین عقاب زئوس در سمت راست و هرا در سمت چپ. (اقتدار قادر مطلق در برابر عشق مادرانه. نوازش محبت‌آمیز (دست زیر چانه) در کنار التماس و به…

  • 4 авг.1074из Iliad_Odyssey

    مربوط به سرود نخست: تتیس، نزد زئویس میرود تا از او بخواهد که از مردم آخائی انتقام اهانتی را که بر آخیوس رفته است بگیرد. همچنین عقاب زئوس در سمت راست و هرا در سمت چپ. (اقتدار قادر مطلق در برابر عشق مادرانه. نوازش محبت‌آمیز (دست زیر چانه) در کنار التماس و به زانو در آمدن، یا لمس شهوانی (دست به دور ران‌ها) و برهنگی؟) اثر Jean-Auguste-Dominique Ingres

  • 25 июл.19614из PseudoAnoshtagin

    نسخه‌ی اولیه‌ی وب‌سایت «هومرفا» نهایی شد. این پروژه با هدف فراهم آوردن یک مرجع فارسی درباره‌ی هومر، حماسه‌های هومری و جهان فکری، تاریخی و فرهنگی آن‌ها طراحی شده و در نسخه‌ی کنونی از سه بخش اصلی تشکیل می‌شود. آثار: این بخش به آثار اصلی و منسوب به هومر اختصاص دارد. هر اثر با معرفی، توضیح درباره‌ی پیشینه، ساختار، جایگاه ادبی و مسائل پژوهشی آن همراه خواهد بود. - ایلیاد - ادیسه - سرودهای هومری - باتراکومیوماخیا - مارگیتس (قطعات) - اپیگرام‌های هومری دانشنامه: دانشنامه هسته‌ی اصلی پروژه است و به معرفی و بررسی جهان هومر و حماسه‌های یونان باستان می‌پردازد؛ از خاستگاه شفاهی ایلیاد و ادیسه و زبان و فن شعر، تا اسطوره و دین، جامعه و اقتصاد، جنگ، باستان‌شناسی و سرانجام میراث هومر در فرهنگ و ادبیات. هومر و سنت شفاهی - پرسش هومری: هومر که بود؟ - هومر در دل یک سنت: آواز، حماسه‌های دیگر، و ناقلان شفاهی - حماسه‌ی هومری در مقام اجرا: از سرایش شفاهی تا متن مکتوب - از آواز به کتاب: چگونه حماسه‌ی هومری به متن بدل شد - سنت ادبی ویرانی شهرها: پیشینه‌ی داستان سقوط تروا زبان و فن شعر - زبان هومر: گویش‌های آمیخته، وزن حماسی، و شعری که هرگز زبان مادری کسی نبود - سازوکارهای ترکیب‌بندی در حماسه‌ی هومری: از فرمول تا کلان‌ساختار - تشبیه هومری: پلی میان دو جهان - صحنه‌های هومری با اسم عَلَم: از دولونیا و تیخوسکوپیا تا آریستیاهای معروف ایلیاد و ادیسه - روایت، گفتار و چرخه‌ی حماسی - فهرست کشتی‌ها: میان تاریخ و ادبیات - طنز در حماسه‌ی هومری: از خنده‌ی تلخ تا شادیِ رهایی‌بخش اسطوره و اندیشه - المپ‌نشینان: خاندان خدایان یونان - خاندان تروا: از داردانوس تا پریام - خدایان و تجلیِ الهی در جهان هومری: نظامی از قدرت، حضور و معنا - زمینه‌های اساطیری حماسه‌ی هومری: سنت‌های کهن و تأثیرات بینافرهنگی - چهار ستون جهان هومری: آوازه، خانه، بازگشت و پیوند مهمان‌نوازی - دو چهره‌ی حماسه: آخیلوس و اودیسئوس، کهن‌الگوهای قهرمانی در جهان هومری - پیکر و روان در حماسه‌ی هومری: یکپارچگیِ تن و جان در جهانِ کهن جامعه و جهان هومری - میانِ اسطوره و خاک: باستان‌شناسیِ جهانِ هومری - نظمِ نامرئی: جامعه، قدرت و اقتصاد در جهانِ هومری - سایه‌ی خانه: خانواده، زنان و بردگی در جهانِ هومری - آیین و اندیشه: دین، مرگ و اشیا در جهانِ هومری - جنگاوری: جنگ، ابزار و یادمان در جهانِ هومری - پان‌هلنیسم و نهادینه‌شدنِ هومر در آتن: از جشن‌های پاناتنایا تا افسانه‌ی تدوینِ پیسیستراتی - جغرافیای هومری: میانِ نقشه‌ی واقعی و نقشه‌ی ذهنی واژه‌نامه: واژه‌نامه مجموعه‌ای از مدخل‌های مربوط به شخصیت‌ها، خدایان، مکان‌ها، اقوام، اشیا و مفاهیم موجود در ایلیاد است که با هدف تسهیل مطالعه‌ی متن و دسترسی سریع به اطلاعات تکمیلی تدوین می‌شود. هر مدخل، در کنار معرفی، به بخش‌های مرتبط در متن و مقاله‌های دانشنامه نیز ارجاع خواهد داد. تمام مطالب این پروژه بر پایه‌ی منابع دانشگاهی گردآوری شده و ترجمه و بازنویسی آن‌ها با کمک هوش مصنوعی انجام می‌شود. با وجود تلاش برای حفظ دقت علمی، مطالب به‌طور مستمر بازبینی و اصلاح خواهند شد.

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • readyourcolor.com این سایت ۲۴ تا خلاصه از کتاب‌های مختلف رو تو چند تا جمله بهتون می‌ده و شما نظر می‌دین که چقدر امکان داره چنین کانسپتی رو بخونین. تهش مشخص می‌کنه که چه ژانرهایی براتون مناسب‌تره (اگه خودتون هنوز خبر ندارین) و با توجه به نتایجتون چندتا کتاب…

  • 20 июл.219115из SILVERNNIGHTSS

    readyourcolor.com این سایت ۲۴ تا خلاصه از کتاب‌های مختلف رو تو چند تا جمله بهتون می‌ده و شما نظر می‌دین که چقدر امکان داره چنین کانسپتی رو بخونین. تهش مشخص می‌کنه که چه ژانرهایی براتون مناسب‌تره (اگه خودتون هنوز خبر ندارین) و با توجه به نتایجتون چندتا کتاب فیکشن و نان‌فیکشن هم معرفی می‌کنه بهتون.

  • دارم این مدت یه دستی به چنل میکشم و یه سری بخش‌ها رو منتقل یا حذف میکنم تا منظم‌تر بنویسم، احتمالا برای آهنگ‌ها و شعرها و موارد رندوم یک چنل دیگه بزنم که بیشتر مربوط به سلیقه شخصیم باشه، اینجا رو نگه میدارم برای سیرهای مطالعاتی، منابع و کارگاه‌ها، تحلیل‌ها…

  • دارم این مدت یه دستی به چنل میکشم و یه سری بخش‌ها رو منتقل یا حذف میکنم تا منظم‌تر بنویسم، احتمالا برای آهنگ‌ها و شعرها و موارد رندوم یک چنل دیگه بزنم که بیشتر مربوط به سلیقه شخصیم باشه، اینجا رو نگه میدارم برای سیرهای مطالعاتی، منابع و کارگاه‌ها، تحلیل‌ها و نوشته‌هام. اگه مدتیه فعال نیستم برای این پاکسازیه.

  • 26 июн.3472из eudaimnie

    اکنون بخش‌هایی یونانی از برخی نوشته‌های گنوسیِ قبطیِ کشف‌شده در نجع حمادی نیز شناخته شده‌اند. این بخش‌ها همواره در پاپیروس‌های یونانی‌ای یافت می‌شوند که بسیار پیش‌تر کشف شده بودند، هرچند پژوهشگران در آن زمان نمی‌دانستند این قطعات متعلق به کدام اثر هستند. ازاین‌رو، اکنون تعداد محدودی از قطعات یونانیِ انجیل توما، انجیل مریم و حکمت عیسی مسیح را در اختیار داریم. بدیهی است که این امر اهمیت دارد، زیرا امکان مقایسهٔ محدود متن قبطی با متن یونانی را فراهم می‌کند. این مقایسه می‌تواند به فهم بهتر متن قبطی کمک کند، اما در عین حال مسائل تازه‌ای نیز پدید می‌آورد. اگر ترجمه از نظر محتوا با متن یونانی تفاوت داشته باشد، ممکن است به این معنا باشد که مترجم یا یکی از نسخه‌نویسان متأخر متن اصلی را تغییر داده است؛ اما به همان اندازه نیز ممکن است مترجم از متنی یونانی استفاده کرده باشد که با پاپیروسِ کشف‌شدهٔ کنونی تفاوت داشته است. در بسیاری از موارد، تشخیص اینکه کدام‌یک از این دو احتمال درست است، دشوار است. یک نمونه می‌تواند این موضوع را روشن‌تر کند. بر اساس متن قبطیِ انجیل توما، بند ۵، عیسی می‌گوید: «زیرا هیچ چیزِ پنهانی نیست که آشکار نگردد.» این سخن با صورت‌های گوناگون در مرقس ۴:۲۲، متی ۱۰:۲۶، و لوقا ۸:۱۷ و ۱۲:۲ نیز آمده است. اما متن یونانیِ انجیل توما در اینجا طولانی‌تر است: «زیرا هیچ چیزِ پنهانی نیست که آشکار نگردد، و هیچ چیزِ مدفونی نیست که برانگیخته نشود.» درستیِ این افزودهٔ پایانی با قطعه‌ای از یک کفن که در قبری در اُکسیرینخوس یافت شده، تأیید می‌شود. بر روی آن چنین نوشته شده است: «عیسی می‌گوید: هیچ چیزِ مدفونی نیست که برانگیخته نشود.» بنابراین، این سخنان عیسی به‌طور مستقل نیز در گردش بوده‌اند؛ اما عبارت آغازین («عیسی می‌گوید») این احتمال را تقویت می‌کند که انجیل توما نیز در اینجا منبع نهایی بوده و در هر صورت، این گفتار عیسی بخشی از سنت یونانیِ این انجیل را تشکیل می‌داده است. این اشارهٔ روشن به رستاخیز جسمانی احتمالاً توسط فردی گنوسی حذف شده است، زیرا گنوسیان ترجیح می‌دادند رستاخیز را به‌صورت معنوی تفسیر کنند. با این حال، دیگر نمی‌توان تعیین کرد که آیا این حذف از همان متن یونانی‌ای ناشی شده که ترجمهٔ قبطی بر اساس آن انجام گرفته است، یا اینکه این تغییر را خود مترجم یا یکی از نسخه‌نویسان گنوسیِ متأخر اعمال کرده است. - Gnostic Religion in Anitquity, Roelof van den Broek, tr. Anthony Runia, p. 15 #Gnosis #گنوسیسم @eudaimnie

  • Felix Guattari

  • دياسپورا رفته استاديوم. اول بازى سر اينكه كدوم پرچم ايران واقعى‌تره مثل سگ و گربه به جون هم پريدن. يكى شير و خورشيد دستشه، اونيكى خرچنگ وسط اون مدل ديگه رو حواله كونش كرده. اين يكى براى پهلوى شعار داده، اونيكى زن و بچه پهلوى رو فحش ناموس داده. يكى با گل خوردن…

  • 19 июн.27844из petitanalysis

    دياسپورا رفته استاديوم. اول بازى سر اينكه كدوم پرچم ايران واقعى‌تره مثل سگ و گربه به جون هم پريدن. يكى شير و خورشيد دستشه، اونيكى خرچنگ وسط اون مدل ديگه رو حواله كونش كرده. اين يكى براى پهلوى شعار داده، اونيكى زن و بچه پهلوى رو فحش ناموس داده. يكى با گل خوردن تيم آخوند از خوشحالى نزديك بوده سكته كنه، دو دقيقه بعد با گل زدن همون تيم براى اثبات وطن‌پرستى بقيه رو خائن اعلام كرده. تيم مقابل هم كه گل زده، دوباره همه از نو خوشحال شدن. آخر بازى هم هر دو طرف اول عكساشونو پخش كردن و بعد نشستن توييت زدن كه مردم داخل كشور هنوز به بلوغ سياسى نرسيدن و تا ابد پهلوى و ما قول ميديم برگرده. وضع اونقد كسشره كه اگر يك آدم از صد سال بعد آرشيو اين روزها رو ببينه، با خودش ميگه چطور يك ملت وسط فروپاشى، جنگ، فقر، بى‌آبى و سركوب، وقتش رو صرف اين كرده كه سر نود دقيقه فوتبال تشخيص بده كدوم مدل هيجان كشيدن وطن‌پرستانه‌تره. يك طرف دنيا مردم زير فشار له ميشن، اون طرف دنيا اپوزيسيون هنوز نتونسته تصميم بگيره موقع گل زدن دقيقا بايد خوشحال باشه يا ناراحت. و شايد دقيقا همين بهترين تصوير از كل ماجرا باشه؛ يك مشت عقب مونده كه سال‌هاست سر رنگ پرچم، اسم پادشاه، اسم و رنگ و مدل و سايز انقلاب و نتيجه يك بازى فوتبال گلوى همديگه رو پاره ميكنن و وسط اين نمايش، ايران نه تماشاگره، نه بازيكن. يه لاشه‌ست. براى همينه كه جمهورى اسلامى خيلى وقت‌ها حتى نيازى به بردن نداره. كافيه بشينه و تماشا كنه. @petitanalysis

Garodman — tgindex