گشت زنی ها
СтатистикаContact: @Farenhid کانال وویس ها: https://t.me/FaridFaraji_voices
- Последний пост
- 3 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 198
- 1/48двое суток
- 226
- 1/72трое суток
- 244
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
دوستان سلام. روزتون بخیر. من دو تا مساله داشتم که برای خودم با یک ابزار حلش کردم واحتمالا به کار بقیه هم بیاد. برای همین پابلیکش کردم و اینجا هم معرفی میکنم شاید به کارتون بیاد. یکی اینکه گاهی یک سایتی میبینم که خیلی خوشم میاد ازش و میخوام کلونش کنم و زیر و بمش رو بیرون بکشم تا دقیق کلون بشه دوم اینکه پروداکت خودم رو میخوام بدم ایجنت هام مثلا هفته ای یک بار شخم بزنن و ایراداتش رو از نظر ui-ux و ... دربیارن. این ابزار میاد تمام صفحاتش رو اسکرین شات میگیره و بعدش میده به یک ایجنت هوش مصنوعی تا برای هر اسکرین شات توضیحات بنویسه و بعدش یه داک تر و تمیز بهتون میده از اسکرین شات هر صفحه و توضیحاتش که میتونید بدیدش به ایجنت های دیگه هوش مصنوعی. حالا یا براتون کلون کنن یا تحلیل یا ... https://github.com/Farenhid/product-capture-worm
دوستان سلام. روزتون بخیر. من دیدم هم خودم هم تعداد زیادی از دوستان هرروز یک تعداد زیادی ریپوزیتوری و مهارت جدید برای کدنویسی با AI Agents میبینن که حس میکنن مفیده اما وقتی اضافه میکنن به پروژه شون کلی شلوغ میشه یا با قبلی ها اورلپ داره یا چیز خوبیه اما نه اونقدری که ارزش اضافه شدن به پروژه داشته باشه و با اصل less is more در تضاده. یدونه ریپو درست کردم که اضافه میکنین به پروژه تون و هر چیزی میبینین براش کپی پیست میکنین اون میاد فایل های پروژه تون و اسکیل ها و ساب ایجنت های فعلی تون رو میخونه و بر اون اساس و یک سری اصولی که بهش دادم میگه این ارزش اضافه کردن به پروژه تون رو داره یا نه. اگرم حس کنه چیز جالبیه اما انقدری واسه تون حیاتی و فوق العاده نیست ریجکت میکنه اما اون تیکه های جالبش رو یاد میگیره و طوری که هارمونی پروژه تون حفظ بشه اضافه میکنه به پروژه تون توضیحات کاملش رو اینجا گذاشتم: https://lnkd.in/p/eiPWhR9i
کارآفرینی این شکلیه
اینستاگرام رو باز میکنم و اینبار استوری های نه به جنگ میبینم.. چه خوب.. ماهی رو هروقت از آب بگیری تازه است. ناخوادگاه یاد شعری از فاضل نظری افتادم که میگفت دیر آمدی... تا نیمه های شب خوابم نبرد تا این شعر رو تمام کنم. تقدیم به گروهی که از حاکمیت دلخون بودند و هستند اما صورتشون رو جلوی بیگانه با سیلی سرخ نگه داشتند و از هردوطرف سنگ و دشنام خوردند.. ای پایکوب بارش آتش به خرمنت ای مدعی به عرصهی حاشا خوش آمدی خونین دل از شبانی و از گرگ چاره نیست ای همنفسِ زخم و شکیبا خوش آمدی اینجا به جای هلهله، بمب است سهم ما با من به جمع مردم تنها خوش آمدی در پرده ای که قصه ی میناب شد غبار میبینمت برای تماشا خوش آمدی در کولهبارِ لشکرِ دشمن بهار نیست دیر آمدی به روز مبادا خوش آمدی روزی تبر به سینهی این عرشه میزدی حالا به قایق شکسته ی دریا خوش آمدی پایان این قمار غمانگیز روشن است با دست خالی از شب سودا خوش آمدی تاریخ مینویسد از این تکیه بر سراب از خواب آن سراب به دنیا خوش آمدی این خاک، قهر کودک سرکش به رو نزد منت گذاشتی به سر ما و خوش آمدی.. فرید فرجی
چهارسال از اخرین سالی که با تشنگی شدید به مادرم زنگ میزدم و میگفتم "مامان میشه برای افطار آبدوغ خیار خنک درست کنید؟" گذشت. بهترین روزها و لحظات زندگی من کنار مادرم بدون شک دقایق قبل از افطار بود که ماه عسل میدیدم و صدا و بوی زحمات مادرم روح و جانم رو پر میکرد. هنوز وقتی صدای هم خوردن پارچ و اماده شدن شربت، صدای باز و بسته شدن یخچال، صدای کتری، صدای اذان و هرچیزی که صدای زندگی میده رو میشنوم یاد مادرم میفتم. گاهی دلم پر میکشه برای اینکه زیر پتو پناه بگیرم و دوباره همون صداها با همون حس و حال گوش و روحم رو پر از محبت کنه. اما چه میشه کرد؟ به خودم اومدم و دیدم از روزی که همه ی این صداها جریان داشت انگار هزار سال گذشته. چند روز پیش که به خونه برگشتم زیر پتو خزیدم و یاد اون روزها کردم. اما نه خبری از اون صداها بود و نه خبری از مادر. غربت بود و غربت.. بلند شدم و این ASMR رو ساختم تا قطره ای از دریای زندگی اون روزها رو دوباره تجربه کنم..
سلام. همونطور که بهتر از من میدونین این روزها مهارت صحبت کردن با انواع هوش مصنوعی بسیار مهمه. یعنی شما ممکنه از یک مدل پرچم دار استفاده کنین اما چون مدل صحبتتون باهاش خوب نیست اون در حد یک مدل قدیمی و ضعیف جواب بده و اهمیت این موضوع در موفقیت های ما هرروز بیشتر و بیشتر میشه. حالا شرکت انتروپیک اومده یک مقاله داده که افرادی که پرامپت های خوبی مینويسن، دقیقا چطور این کار رو میکنن. من اومدم اون مقاله رو تبدیل به یک پرامپت کردم که شما میتونین همین رو Copy & Paste کنین توی محیط LLM تون و ازش فیدبک بگیرید که نمره ی AI Fluency شما چنده و نقاط ضعف و قدرت تون چیه. کافیه فقط روی متن کوت شده پایین بزنین تا کپی بشه و همین رو توی جمینای، جی پی تی یا هر مدل دیگه ای که باهاش کار میکنین Paste کنید و فیدبک بگیرید: Tap to copy👇 AI Fluency Index – Memory-Based Self Assessment I want you to evaluate my AI Fluency based on Anthropic’s “AI Fluency Index” research. Context: Anthropic defines AI fluency as the ability to use AI tools effectively and critically, not just generate outputs. Their research identifies measurable behaviors across a 4D AI Fluency Framework and tracks 11 observable behaviors in user interactions. The 11 observable behaviors are: Iteration & refinement Clarifying goals Providing examples Specifying format or constraints Setting interaction preferences Identifying missing context Defining intended audience or use case Questioning AI reasoning Fact-checking or validating outputs Using structured conversational strategies (roles, stepwise reasoning, meta-instructions) Directing strategically rather than delegating thinking entirely Your task: Use all available conversation history and memory from previous interactions with me in this account. Do NOT ask me to paste past prompts unless memory is unavailable. Analyze my historical interaction patterns against the 11 behaviors above. Score each behavior from 0–10 using only observable evidence from our past conversations. Provide: A table of all 11 scores An overall AI Fluency Score (0–100%) My top 3 strengths My bottom 3 weaknesses Concrete behavioral evidence for each major claim If memory access is limited or unavailable, explicitly state the limitation and lower confidence in the assessment. Do not inflate scores. Be critical and evidence-based. If evidence for a behavior is weak or absent, score it low. After scoring, provide 3 specific behavioral upgrades that would most increase my AI fluency. Do not flatter. Prioritize accuracy over positivity.
حدود چهل روز از ایجاد یکی از بزرگترین شکاف هایی که در جامعه مون دیدیم گذشت.. این متن رو امشب نوشتم و در ویرگول منتشر کردم. اگر صلاح دیدید بخونیدش و اگر حس کردید میتونه کمک کننده باشه برای دیگران هم بفرستین. در این شب ها برای کشور و مردم عزیزمون دعا کنیم.. https://vrgl.ir/PrTl3
یک تجربه شخصی: مدتی در ماه های گذشته و درگیر استفاده زیاد از هوش مصنوعی بودم و هر ماه از ماه گذشته بیشتر شگفت زده شدم. به طوری که در ماه گذشته یک تسکی که انجامش توسط انسان عادی یا یک نفر بیش از 1 سال یا با یک تیم 8 نفره تقریبا 2 ماه طول میکشید و تونستم به تنهایی در 1 ماه پیش ببرم. و چیزی که کندش می کرد خود هوش نبود بلکه من انسان در درون ریزی تسک در اون کار بودم. اتفاقی که حس کردم به شدت من و به فکر فرو برد و با خوندن این مقاله دقیقا مطمئن شدم که حس من اشتباه نبوده و بقیه هم متوجه موضوعاتی شدند و شاید داریم به لحظات انفجار هوش نزدیک میشیم جایی که سرعت پیشرفت نه تابع یادگیری انسان بلکه تابع سرعت پردازش ماشین خواهد بود. مقاله پیش رو توصیف کاملی از اتفاقاتی که داره میفته و پیش بینی نویسنده به شکلی کاملا واقع گرا داره وقایع و اون چیزی که در ادامه باید انتظار داشت و ترسیم می کنه. مقاله ای بسیار خواندنی که خوندنش و به همه دوستان داخل کانال حتما توصیه می کنم. https://startuplab.site/something-big-is-happening/
ناوال: تقاضای نامحدودی برای هوشمندی (Intelligence) وجود دارد. آکاش گوپتا: حق با ناوال است و ریاضیات این موضوع را به گونهای اثبات میکند که اکثر مردم هنوز آن را پردازش نکردهاند. مدل GPT-4 با قیمت ۶۰ دلار به ازای هر یک میلیون توکن (Token) خروجی عرضه شد. امروز، قابلیت معادل آن کمتر از ۱ دلار هزینه دارد. این یعنی سقوط ۹۸ درصدی قیمت تنها در دو سال. اما تقاضا کاهش نیافت، بلکه منفجر شد. شرکت OpenAI در حالی که هر فصل قیمتها را میشکست، از ۱ میلیارد دلار به بیش از ۱۲ میلیارد دلار در ARR (درآمد سالانه تکرارشونده) رسید. این همان «پارادوکس جونز» (Jevons Paradox) در مقیاس تمدنی است. وقتی در قرن نوزدهم زغالسنگ ارزانتر شد، انگلستان زغالسنگ کمتری مصرف نکرد؛ بلکه ۱۰ برابر بیشتر سوزاند. «هوشمندی» نیز دقیقاً همین منحنی را طی میکند، با این تفاوت که نرخ پذیرش (Adoption rate)، یک قرن اقتصاد انرژی را در ۳۶ ماه فشرده کرده است. بخشی که هیچکس عمیقاً به آن فکر نمیکند این است: هر کالای اساسی (Commodity) قبلی که «تقاضای نامحدود» داشت، در نهایت بازار کار را حول محور خود بازسازی کرد. الکتریسیته تقاضای نامحدودی برای برقکارها ایجاد نکرد؛ بلکه اکثر مشاغلی را که برق جایگزین آنها شد حذف کرد و مشاغل کاملاً جدیدی به وجود آورد که قبلاً وجود نداشتند. کاهش هزینه ۲۸۰ برابری که استنفورد بین سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ اندازهگیری کرد، به این معنی است که وظیفهای که قبلاً ۱۰۰۰ دلار در محاسبات هوش مصنوعی (AI Compute) هزینه داشت، اکنون ۳.۵۷ دلار هزینه دارد. با این قیمت، شرکتها فقط کارهایی را که انسانها انجام میدادند خودکار (Automate) نمیکنند؛ آنها شروع به انجام کارهایی میکنند که با قیمت نیروی کار انسانی هرگز از نظر اقتصادی توجیهپذیر نبود. تحلیلی که نیاز به یک تحلیلگر ۲۰۰ هزار دلاری برای یک سال داشت، اکنون با ۵۰ دلار در یک بعدازظهر انجام میشود. تقاضای نامحدود برای هوشمندی با هزینه نهایی (Marginal Cost) نزدیک به صفر، به این معنی است که هوشمندی دیگر یک نهاده کمیاب نیست. سلیقه (Taste)، قضاوت و توانایی پرسیدن سوال درست تبدیل به گلوگاه (Bottleneck) میشوند. بازدهیها به سمت کسانی سرازیر میشود که میتوانند هوشمندی را هدایت کنند، نه کسانی که آن را تامین میکنند. معامله واقعی اینجاست: ارزش «هوشمندی خام» در حال سقوط است، در حالی که ارزش «دانستن اینکه با هوشمندی چه باید کرد»، هرگز بالاتر از این نبوده است. و این شکاف مدام عمیقتر میشود.
دوستان سلام. شبتون بخیر. من یک پرامپتی نوشتم که اگر خدایی نکرده، زبانم لال، مثل من مرتکب این گناه کبیره شدین که کدی رو دادین هوش مصنوعی زده و الان نمیدونین چی به چیه و توش گیر کردین بدین بهش و قدم به قدم به زبان ساده توضیح بده اون کد چکار میکنه که در جریانش قرار بگیرید.پرامپتش رو اینجا گذاشتم: https://www.linkedin.com/posts/farid-faraji-e-health_aiabrcoding-cursor-aiabrengineer-activity-7392618163944710145-5GJc?utm_source=social_share_send&utm_medium=member_desktop_web&rcm=ACoAACmd5AgBJIWrMNcXaA3gp2ycg_ReLG5WZqo
دوستان سلام. تعدادی از رفقا به من گفتند که مطالب آموزش مفاهیم برنامه نویسی به زبان ساده به کارشون میاد اما وقت نمیکنن مطالعه کنند و دلشون میخواست توی ماشین یا در اوقات فراغت این مفاهیم رو به زبان ساده یاد بگیرند. من دارم برای این مقالات به کمک NotebookLM فیلم هم درست میکنم که بتونین ببینین. لینک ویدیوی گیت خدمت شما: https://www.youtube.com/watch?v=-_Wfu_KE7u8&t=2s بقیه فیلم ها هم آروم آروم توی کانال یوتوب اضافه میکنم ان شالله
دوستان سلام. مقاله ی دوم رو درباره ی مفهوم API به زبان ساده نوشتم. امیدوارم که به کارتون بیاد. هرکس از بچه ها که از من میپرسه میخوام محصول توسعه بدم چکار کنم، پیشنهادم اینه که اول بره مفهوم API رو یاد بگیره. ان شالله که به کارتون بیاد. ما رو از فیدبک هاتون…
من نزدیک چهار ماهه که به کمک ابزارهای Vibe coding دارم محصولات نرم افزاری توسعه میدم. نمونه ی اون محصول ها وبسایت jibilib.com و ربات @jibilibBot هست. ابزارهایی که استفاده کردم Google AI Studio و Cursor هست و الان تقریبا تمام کارهام رو با Cursor میکنم. این…
من نزدیک چهار ماهه که به کمک ابزارهای Vibe coding دارم محصولات نرم افزاری توسعه میدم. نمونه ی اون محصول ها وبسایت jibilib.com و ربات @jibilibBot هست. ابزارهایی که استفاده کردم Google AI Studio و Cursor هست و الان تقریبا تمام کارهام رو با Cursor میکنم. این…
من نزدیک چهار ماهه که به کمک ابزارهای Vibe coding دارم محصولات نرم افزاری توسعه میدم. نمونه ی اون محصول ها وبسایت jibilib.com و ربات @jibilibBot هست. ابزارهایی که استفاده کردم Google AI Studio و Cursor هست و الان تقریبا تمام کارهام رو با Cursor میکنم. این ابزارها اینطوری کار میکنن که شما میگید چی میخواید و اون براتون کدش رو مینویسه. اکثر اوقات هم با اشتباه کم این کار رو انجام میده و با پیشرفت هوش مصنوعی هر روز بهتر میشه. حالا یک سوال مهم. اگر کسی برنامه نویسی نمیدونه دیگه لازم نیست یادش بگیره؟ دیگه راحت حرف میزنیم و اون برامون کد میزنه؟ واقعا اینطوری نیست و حتما مفاهیم اصلی و پایه ای برنامه نویسی رو باید یاد بگیریم. من میخوام در یک مجموعه پست بیام مفاهیم برنامه نویسی رو به زبان خیلی ساده آموزش بدم. محتواها رو توی لینکداین و ویرگول میذارم. امیدوارم به کارتون بیاد. توی این پست مفهوم کوکی (Cookie) رو گفتم: https://vrgl.ir/8IiNV #Technical 1
توی منزل پدری، بابا یک مدل چای ایرانی که "دیر دم" هست مصرف میکنن و میگن حس میکنم چای وقتی که دیر دم میکنه و رنگ میده یعنی رنگی که میده از خودش هست نه رنگ مصنوعی و این دیر دم بودنه حس خوبی بهشون میده. و من هم یک مدل چای دیگه که "زود دم" هست مصرف میکنم که در سه دقیقه دم میکنه چون میخوام زود آماده بشه و بردارم برم. برام خیلی جالبه که دقیقا یک محصول(چای)، برای دو مدل آدم، ارزشی که خلق میکنه کاملا برعکس همه و هر مدل مصرف کننده به یک دلیل کاملا مخالف دیگری داره ازش استفاده میکنه. برای همینه که توی بحث پروداکت دیزاین، میگن همیشه قبل از ایده برای هر مساله ای به این نگاه کنید که مشکل "چه کسی" رو میخواید حل کنید. "Who" --> Why --> How --> What
وقتی به شرکتهایی فکر میکنید که در مقیاس بسیار بزرگی فعالیت میکنند، مشکلات شما در مقایسه با آنها بسیار کوچک به نظر میرسند. برای مثال، به مارک زاکربرگ نگاه کنید؛ هر روز چه مقدار خبر منفی دربارهاش منتشر میشود! چیزی که من درباره بسیاری از افرادی که به نظرم کارهای مهمی در دنیا انجام میدهند، فهمیدهام این است که آنها یک "ماهیچهی عدم توافقپذیری بالا" در خود پرورش دادهاند. آنها پذیرفتهاند که نمیتوانند همه را راضی نگه دارند و با این موضوع کنار آمدهاند. در واقع، در نقطهای به این نتیجه رسیدهاند که فرقی نمیکند کاری را انجام دهند که همه دوست دارند یا کاری که به خودِ واقعیشان نزدیکتر است؛ در هر صورت، کسی عصبانی خواهد شد. پس در نهایت، فقط کاری را انجام میدهند که خودشان فکر میکنند درست است. آنها بیشتر به اصالت خود تکیه کردهاند تا اینکه بخواهند حرفهایی بزنند که مردم دوست دارند بشنوند. این کار مستلزم داشتن پوست کلفت و مقداری عدم توافقپذیری بالاست. به این ترتیب، میتوانند کارهای جالبتری انجام دهند، چون در حال انجام خودشان هستند، نه اینکه تلاش کنند محبوب باشند. من هم قطعاً مجبور بودم این مسیر را طی کنم، و فکر میکنم هنوز هم در حال یادگیریاش هستم. شما نباید به جایی برسید که آنقدر منزوی شوید که به حرف هیچکس گوش ندهید، چون این هم بسیار بد است. پس به افرادی نیاز دارید که شما را در مسیر درست نگه دارند؛ مثل خانواده و دوستان، کسانی که وقتی احمقانه رفتار میکنید یا اشتباه میکنید، به شما بگویند. بنابراین، هیچوقت نباید به جایی برسید که به حرف هیچکس گوش ندهید. باید اطرافتان افرادی باشند که خیر شما را میخواهند و به حرف آنها گوش دهید، یا افرادی که قبلاً کاری را که شما میخواهید انجام دهید، انجام دادهاند؛ گوش دادن به آنها توصیهی خوبی است. اما در مورد بسیاری از افرادی که فقط برای اینکه خودشان را مطرح کنند، به شما حمله میکنند، باید توانایی نادیده گرفتن آنها را در خود پرورش دهید. این یک قدرت بزرگ است که کمتر به نظرات دیگران اهمیت بدهید، حداقل نظرات کسانی که خیر شما را نمیخواهند. برایان آرمسترانگ (بنیانگذار coinbase)
مشابهت جالب مدیریت محصول و دعا به درگاه خدا! یادمه حدود دو سال پیش توی سیناپس جلسه ای داشتیم و یکی از دوستانم که خیلی ازش یاد گرفتم و میگیرم بین مدیریت محصول و نیایش مشابهتی رو گفت که واقعا برام جالب بود و این دوسال بارها بهش فکر کردم. اون چیه؟ ما توی مدیریت محصول و به عنوان کارآفرین به یوزر میگیم تو بهم راه حل و پیشنهاد فیچر نده. فقط درد و مشکلت رو بگو. راه حلش با من. چرا؟ بخاطر اینکه تو یکی از هزاران راه برای حل مشکلت رو میدونی که لزوما نه تنها بهترین نیست، حتی گاهی راه حل خوبی هم نیست و این مشکل رو موقتا برطرف میکنه اما هزارتا مشکل دیگه در بلند مدت ممکنه توی پروداکت ایجاد کنه که دودش توی چشم خودت میره. پس به من که تسلط بیشتری به محصول دارم اعتماد کن و دقیقا بگو مشکلت چیه. من میگردم و یک راه حلی که ممکنه الان فکرش هم نکنی بتونه مشکلت رو حل کنه پیدا میکنم و برات پیاده میکنم. ارتباطش با دعا چیه؟ خدا به عنوان Product Owner این دنیا میگه تو نگو خدایا این قرارداد من بسته بشه، چون این از جنس راه حله. میگه بگو مشکلت چیه. دردت چیه. تو چکار داری؟ من برات حلش میکنم. ولی نه از راه تو. "من حیث لا یحتسب!" + چرا قرارداد بسته بشه؟ - برای اینکه پول گیرم بیاد. + پول میخوای چکار؟ - برای اینکه آسایش/ ارامش داشته باشم، برای اینکه پولداری کلاس داره (پیش مردم عزتمند باشم.) و ... پس تو نگو قرارداد بسته بشه. دردت رو بگو: - خدایا یه کاری کن تو زندگی آرامش داشته باشم. - خدایا یه کاری کن پیش مردم عزتمند باشم (تعز من تشاء..) راه حلش با خودت. (تسلیم و رضا) چون ما نمیدونیم این قرارداد در آینده چه مشکلاتی برامون ایجاد میکنه یا نمیکنه، بهتره که بسپریم به صاحب پروداکت و دردمون رو بگیم. و یک سوالی. ممکنه ما پیش Product Owner دنیا که ثروت و قدرت و محبت و همه چی رو داره، دردمون رو بگیم، اون مشکل Valid و واقعی هم باشه، برامون خیر هم باشه، تسلیم و رضا هم داشته باشیم و اون برامون انجامش نده؟ دروغ چرا. راستش من تازه فهمیدم که: "ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ" واقعی بوده و من نمیفهمیدم داستانش چیه.. (یکی از دوستان در کامنت به نکته ی خوبی اشاره کردند. اون رو هم بخونید)
در ادامه ی پست بالا این فیلم رو ببینین. اگر فیلم مشابه دارین توی کامنت ها بگذارین. همونطور که ناامیدی ویروسی هست، استحکام و خیرخواهی و صبر هم بین قلب ها منتقل میشه. "وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ"
ایران دقیقا چیه و کجاست؟ ایران برج میلاده یا برج آزادی؟ حافظیه است یا تخت جمشید؟ ورزشگاه آزادیه یا نقش جهان؟ ایران خلیج فارسه یا دریای کاسپین؟ فکر میکنم ایران همه ی این ها هست و هیچ کدوم از این ها نیست. در واقع همه ی این ها هویتش رو از ایران میگیره اما ایران هویتش رو وامدار این ها نیست. اصالت یک کشور از مردمش، از جامعه اش و از ارزش های اون جامعه میاد. جامعه ما سال ها بود که بخاطر اشتباه های پی در پی ما و تصمیم گیران رو به سقوط و افول بود. اما معتقدم امروز که ساختمان هامون دونه دونه در حال فرو ریختنه، ستون های جامعه مون دوباره آجر به آجر داره بالا میاد. خون مردم مون داره ریخته میشه اما این خون ها وارد رگ های جامعه ی به کما رفته ما میشه. نفس هامون از غم، ترس و خشم تنگ شده اما ماسک اکسیژن روی صورت جامعه ای که در بخش مراقبت های ویژه بستری بود اومده و بهش نفس تازه ای داده. جنگ سخته، جنگ درده، جنگ از دست دادنه، اما خیر و شر مستقل از سختی و آسایش تعریف میشه. دلم میخواد این متن رو با جمله ی شهید جهان آرای بزرگوار تمام کنم که وقتی جان ها به لب رسیده بود گفتند: «بچه ها مواظب باشيد شهر اگر سقوط کرد آن را دوباره فتح خواهيم کرد، مواظب باشيد ايمانتان سقوط نکند.» داستان کاملش رو اینجا بخونید.