tgindex
《شهر من گتاب》

《شهر من گتاب》

Статистика
@gatabihaКартинкиперсидский

تازه ترین خبرهای شهر گتاب و حومه با کانال تلگرامی شهر گتاب ارسال عکس،خبر،شکایات مردمی،انتقادات و پیشنهادات و ارتباطی @Alirezaag98 آیدی کانال @gatabiha صفحه اینستاگرام : https://www.instagram.com/gatabiha

Последний пост
15 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
21
Всего постов
240
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Картинки
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
1 518
+1 за 5 дн.
Сутки
−1
−0,07%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
319
40 постов
Вовлечённость
21,0%
к подписчикам
Постов в день
3,0
всего 240
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
298
1/48двое суток
341
1/72трое суток
368

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 🟢 درس‌هایی ساده، اما حیاتی از نیوزیلند برای مدیریت آب در ایران 🟢 🔖 @Gatabiha 🟢ایران ما، تشنه است، تشنه‌ حرمت به تجربه هزاران سال مدارا با طبیعت و استفاده بهینه از منابع آب سطحی و زیرزمینی. وضعیت فعلی مدیریت آب در ایران، فاجعه است. در جست‌وجوی راهی برای بازاندیشی در این فاجعه، چشمم به نیوزیلند افتاد. کشوری کوچک، جزیره‌ای دور، با باران‌های فراوان و رودهایی جاری. اما آنچه توجه مرا جذب کرد، فراوانی آب نبود، بلکه احترام مردمان این سرزمین به آب بود. نه مقدار منابع، بلکه چگونگی مدیریت بر آن‌ها. آنجا نه از پروژه‌های عجیب‌ وغریب خبری هست، نه از پیمانکارانی که سرنوشت رودخانه را در ازای پول بیشتر به فنا می‌دهند. 1️⃣ رودخانه‌ها را با مرزهای اداری تعریف نمی‌کنند هیچ‌کس به رودخانه به عنوان یک موجود زنده نگاه نمی‌کند اما در نیوزیلند، مدیریت منابع طبیعی نه بر پایه استان یا شهرستان، بلکه بر پایه حوضه آبریز تعریف می‌شود. مرز، مرز طبیعت است، نه مرز سیاسی. شورای منطقه‌ای مسوول یک حوضه، باید ببیند رودخانه چه می‌خواهد، طبیعت چه می‌گوید، و مردم آن حوضه چگونه می‌زیند. این یعنی سیاست از زیست‌شناسی پیروی می‌کند، نه برعکس. 2️⃣ طبیعت، زندگی و حیات، حق طبیعت است در کشور ما، محیط زیست آخرین اولویت است. گاهی واقعاً فکر می‌کنم هیچ‌کس دلش برای طبیعت نمی‌سوزد، مگر وقتی که فاجعه‌ای خبری می‌شود. اگر چیزی از آب باقی بماند، شاید به تالاب برسد. رود باید قربانی توسعه شود. گاهی هم توسعه‌ای در کار نیست، فقط حرص! اما در نیوزیلند، سیاستی دارند به نام Te Mana o te Wai، یعنی «حرمت آب».قانون می‌گوید: ۱- اول باید سلامت خود رود حفظ شود. ۲- بعد انسان‌ها نیازشان را برطرف کنند. ۳- بعد، صنعت و اقتصاد. این یعنی رودخانه فقط ابزار انسان برای توسعه نیست. در آنجا، رودخانه را یک موجود زنده تصور می‌کنند که حق حیات دارد. این یعنی رود نباید به قیمت زنده ماندن ما بی‌جان شود. 3️⃣ بومیان فقط تماشاگر نیستند ما در ایران اقوامی داریم که قرن‌ها با رودخانه‌ها زیسته‌اند. کرد، بلوچ، عرب، ترک، لر، بختیاری، ترکمن. اما وقتی قرار است تصمیمی درباره آب گرفته شود، جایی در مذاکرات ندارند. گاهی اصلاً صدای‌شان هم شنیده نمی‌شود. در نیوزیلند اما، قبایل مائوری صاحب صدا، حق، و کرسی در تصمیم‌گیری‌اند. برخی از رودخانه‌ها حتی شخصیت حقوقی دارند. یعنی قانوناً می‌توان از طرف‌شان دفاع کرد. معنایش این است که آب را فقط از نگاه مهندسان ننگریم، بلکه از نگاه مردمی که با آن عبادت کرده‌اند، کودکان‌شان را کنار آب بزرگ کرده‌اند و هنوز به آن به چشم مادر می‌نگرند. 4️⃣ داده، حق مردم است، نه ابزار قدرت در نیوزیلند، داده‌های مربوط به آب عمومی است. مردم می‌توانند ببینند چه کسی چقدر آب برداشت کرده، رودخانه‌شان چه وضعی دارد، و چه طرح‌هایی در راه است. نظارت عمومی بخشی از حکمرانی است، نه دشمن آن. 5️⃣ به جای سد، به فکر احیای رود باشیم وقتی منابع تمام می‌شود، عقل می‌گوید باید ساختار مصرف را تغییر داد، نه با زور پروژه‌های میلیاردی آب را از جاهای دیگر جابجا کرد و کشید. در نیوزیلند، مسیر توسعه تغییر کرده است. سدهای غول‌آسا و طرح‌های انتقال عظیم، نشانه پیشرفت نیست. حالا پروژه‌ها، پروژه‌های احیا هستند: بازگرداندن جریان طبیعی، حذف سطوح سیمانی، و کمک به بازسازی خاک. در ایران، هنوز هم توهم «سدسازی و طرح‌های انتقال آب» ادامه دارد. اما واقعیت تلخ‌تر از آن است که با لوله حل شود. ⭐️ راه نجات، شاید دور نباشد، اگر بخواهیم ببینیم آیا ایران می‌تواند از نیوزیلند یاد بگیرد؟ بله، اگر غرور کاذب‌مان را کنار بگذاریم. اگر باور کنیم که دانایی، نه از پروژه‌های پرزرق و برق، که از گوش‌دادن به طبیعت آغاز می‌شود. اگر مدیران، به‌جای نشستن در پشت میز، کنار مردم، کنار رودخانه، کنار تالاب، تصمیم بگیرند. و اگر به این درک برسیم که آب، تنها وقتی برای ما باقی می‌ماند، که ما هم برای او بمانیم و در خدمتش باشیم. #نه_به_سد_سجرو شنبه، ۲۴ مرداد ۱۴۰۵.

  • 🔹 🔹 هشدارهایی که درخصوص برج‌سازی در سواحل مازندران شنیده نشد/ پسروی آب دریای مازندران و تشدید خطر فرونشست زمین در سرخ‌رود 🔖 @Gatabiha دکتر #علی_بیت‌اللهی: 🔴ارزیابی موردی در ساحل #سرخ‌رود، فاصله نقطه تقاطع بلوار دریا و خیابان بوستان (میدان بین بوستان شرقی و غربی) تا خط ساحل را در سال ۱۳۸۰ حدود ۲۰۰ متر نشان داده که این فاصله در تابستان ۱۴۰۴ بعد از ۲۵ سال به ۳۲۵ متر رسیده است. 🔴این تفاوت بیانگر پس‌رَوی ۱۲۴ متری لب آب ساخل در محدوده سرخرود است. اعلام شده است که سطح آب دریا در طی یک دهه گذشته ۲ تا ۲.۵ متر پائین رفته است. افت سطح آب دریا و پسروی لبه آبی تا ۱۲۵ متر در محدوده سرخرود، روند #فرونشست زمین در این محدوده و بطور کلی در نوار ساحلی دریای کاسپین را تشدید خواهد کرد. 🔴این خطر وقتی شایان توجه جدی است که برج‌سازی‌های گسترده در این نواحی در طی سال های اخیر بشدت توسعه یافته است. در شکل سایه‌های متعدد برج‌های احداثی روی ساحل سرخرود نشان داده شده است. آدینه، ۲۳ مرداد ۱۴۰۵.

  • بارش تگرگ شدید در روستای ییلاقی گریوده فیلم: مهدی بادی‌کناری @gatabiha

  • 🔹 اعلامیه مراسم بزرگداشت نخستین سالگرد درگذشت جهان‌پهلوان #امامعلی_حبیبی 🔖 @GATABIHA 🔜 پنج‌شنبه ۲۹ مرداد، ساعت ۱۶ تا ۱۸ روستای درزیکلای آخوندی، مسجد حاجی داداش غلامی

  • فرصت شغلی ویژه جوانان همشهریان گرامی  و جوان شهر گتاب یک شرکت معتبر در یکی از شهرک‌های صنعتی شهرستان بابل ، به دنبال جذب هفت ( 7 ) نیروی کار جوان و پرانرژی است. ( ترجیحا آقایان ) ویژگی‌های این فرصت شغلی *- محدوده سنی: ۲۰ تا ۳۰ سال *- حقوق ثابت و عالی *-پوشش بیمه قانونی *- خدمات رفاهی: صبحانه و ناهار رایگان اگر به دنبال یک محیط کاری و با امکانات رفاهی هستید،فرصت خوبی است. با احترام منوچهر حبیب پور گتابی شورای شهر گتاب

  • 📣📣مجتمع کیمیا نیاز به دستیار دندانپزشک دارد 🦷 مجتمع دندانپزشکی کیمیا ارائه‌دهنده کلیه خدمات دندانپزشکی برای اطفال و بزرگسالان ✨ ✅ ایمپلنت ✅ کامپوزیت زیبایی ✅ عصب‌کشی ✅ جراحی دندان ✅ و سایر خدمات تخصصی دندانپزشکی 🔹 طرف قرارداد با بیمه اسیا .بیمه معلم .بیمه ملت . بیمه پاسارگاد .بیمه بانک ملی 📅 همه‌روزه، حتی در ایام تعطیل، آماده خدمت‌رسانی به شما عزیزان هستیم. 📍 آدرس: ابتدای شهر گتاب بابل، جنب مرکز مخابرات 📞 جهت دریافت نوبت غیرحضوری با شماره‌های زیر تماس بگیرید: ☎️ ۰۹۰۵۶۰۵۱۹۱۹ ☎️ ۰۱۱۳۲۴۵۲۵۰۰ 🌟 لبخندی زیبا، هدیه ما به شما https://eitaa.com/sorbonnews

  • 🛶 «نوو» قایق‌ِ چوبیِ آب‌بندان‌های بابل 🔖 @GATABIHA 1️⃣#نوو برای جابجایی، ماهیگیری، جمع‌آوری گیاهان تالابی و گل‌های نیلوفر، شکار و… کاربرد دارد. 2️⃣نوو اشکال مختلف دارد اما شکل اصلی و قالب آن در تصویر قابل مشاهده است. 3️⃣برای چوب‌های بدنه زیر از نراد و برای دسته‌ها از چوب درخت توت استفاده می‌گردد. 4️⃣در زبان تبری هم به قایق‌های چوبی آب‌بندان‌ها و هم به تنه توخالی درختان زیر چشمه‌ها که برای جمع‌آوری آب ساخته می‌شود؛ هر دو را نوو می‌گویند. 5️⃣برای پیش راندن نوو در آب‌بندان از گونه‌ای از نی خیزران استفاده می‌کنند که در واقع به بستر آب‌بندان رسیده و  با کمک از زمین، قایق را به جلو می‌رانند و به آن اِرو می‌گویند. 6️⃣امید است این هنر اصیل و با ارزش آببندان‌ها حفظ گردد و نووها تا سالیان دور همچنان بر آب‌بندان‌های زیبای ما بر آب افتند. چهارشنبه، ۲۱ مرداد ۱۴۰۵.

  • ♦️صفر تا صد پلاک خودروهای منطقه آزاد مدیرعامل سازمان منطقه آزاد مازندران: 🔹سه مدل خودرو در مناطق آزاد تردد می کنند و هر کدام مشخصات و قوانین خودش را دارد @gatabiha

  • ♦️کنوانسیون خزر چرا خطرناک است @gatabiha

  • ♦️کل جهان وقتی ترافیک میشه کلافه میشن؛ همون لحظه ایرانیا درحال رقصیدن توی تونل در حالیکه راه بسته‌ست و همدیگرم نمیشناسن! @gatabiha

  • ♦️ مذاکرات ایران و آمریکا درباره تنگه هرمز به نقطه اول برگشت ادعای خبرنگار الجزیره در تهران: 🔹مذاکرات ظاهراً به نقطه آغاز بازگشته و توپ در زمین واشنگتن است؛ تهران ممکن است به این نتیجه رسیده باشد که نحوه عبور از تنگه هرمز نمی‌تواند صرفاً بر اساس خواسته‌های آمریکا تعیین شود. 🔹با این حال، تلاش‌های دیپلماتیک و میانجی‌گری‌ها ادامه دارد و احتمالاً در روزهای آینده نقش مهم‌تری در مسیر مذاکرات خواهند داشت. @gatabiha

  • ♦️ ۲۱ مرداد؛ روز دریای کاسپین🌊 🔹دریای کاسپین فقط یک پهنه آبی نیست؛ بخشی از طبیعت، اقتصاد و زندگی میلیون‌ها انسان در حاشیه آن است💙 🔹آلودگی، صید بی‌رویه، تخریب زیستگاه‌ها و کاهش تراز آب، آینده این میراث ارزشمند را تهدید می‌کند. 🔹بیایید سهم خودمان را در حفاظت از کاسپین جدی بگیریم؛کاسپین پاک، یعنی آینده‌ای پایدار برای نسل‌های بعد. 🌱 @gatabiha

  • هشدار آبگرفتگی محلی، و سیلاب در حاشیه و بستر رودخانه‌های مازندران 🔹مدیریت بحران مازندران با اشاره به هشدار سطح زرد هواشناسی اعلام کرد که خانواده‌ها از اسکان و توقف در حاشیه و بستر رودخانه‌ها و مسیرها خودداری کنند. 🔹همچنین هواشناسی مازندران نیز از احتمال آب‌گرفتگی محلی، جاری شدن روان‌آب و پرآب شدن رودخانه‌ها در پی رگبار باران، وزش باد و رعدوبرق طی ساعات بعدازظهر و شب خبر داد. 🔹طبق هشدار هواشناسی، کاهش دید، ریزش سنگ، اختلال در تردد و احتمال وقوع صاعقه از پیامدهای این سامانۀ ناپایدار است. @gatabiha

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • 🎥👆🏻❄️پرقدرت ترین كولر ٣٠ هزار در تاريخ تهويه مطبوع ايران 🟠 کولر ۳۰ ‏هزار موتور واقعی و اینورتر دار همراه با سه لایه رادیات ۱-ظرفیت واقعی ۳۳۵۰۶ BTU/H ۲-دارای رادیات طلایی مسی سه لایه ۳-دور متغیر کمپرسور برای کاهش مصرف برق ۴-دارای هیت سینک خنک کننده ۵-دارای ۴ جهت پرتاب باد ٦-كمپرسور تروپيكال T3 🔔بی‌دلیل نیست رضایت مشتری‌های مجتمع تهویه مطبوع میناگر اینقدر بالاست؛ سال‌هاست کولرهای موتورسنگین واقعی تحویل دادیم ✅ کولر پرتابل چمدانی❄️کولر ۹هزار ❄️کولر ۱۰ هزار  ❄️کولر ۱۲هزار❄️کولر ۱۳هزار❄️کولر ۱۸هزار❄️کولر ۱۹هزار❄️کولر ۲۴هزار❄️کولر ۲۵هزار❄️کولر ۳۰هزار❄️کولر ۳۲هزار❄️کولر ۳۶هزار❄️کولر ۳۶هزار ایستاده❄️کولر ۴۸هزار ایستاده❄️کولر ۵۰هزار ایستاده❄️کولر ۶۰هزار ایستاده❄️کولر ۹۶هزار ایستاده❄️کولر ۱۰۰هزار ایستاده A:كولراسپليت B:داكت اسپليت C:چیلر و مینی چیلر D:وی آر اِف & جی آر وی 🔴به طور مستقیم از نمایندگی رسمی فروش «مجتمع تهویه مطبوع میناگر» خریداری بفرمایید 📍مازندران-بابل-سبزه ميدان مجتمع لوازم خانگي،صوتي،تصويري،تهويه مطبوع، تاسیسات و انرژی ميناگر 📞خط ويژه: ٣٥٠٧-٠١١

  • «باید جایِ نَنِه، گل کاشت!» «مریم عزیزی» را همه به «نَنِه» می‌شناختیم. همان زنِ آرام و نازنینی که همسرِ لَلِواچیِ معروف گتابی، زنده‌یاد «عزیز عزیزی» بود. سه دختر و دو پسر داشت و پس از درگذشت همسرش، با دخترانش، «باچِک» و «کِرامِت»، در همان خانه‌ای که از عزیز به یادگار مانده بود، روزگار می‌گذراند. نَنِه شخصیتی آرام، مهربان و دوست‌داشتنی داشت. همیشه آراسته و زیبا لباس می‌پوشید و شمرده و آهسته حرف می‌زد. انگار می‌ترسید کلامی از دهانش بیرون بیاید و ناخواسته دل کسی را بیازارد. پس از درگذشت عزیز، دلتنگی بیشتر به سراغش می‌آمد. آن وقت کنار دخترانش، به‌ویژه «عذرا» می‌نشستند و یک دل سیر «نِواجِش» سر می‌دادند؛ از عزیز می‌گفتند، از گذشته، از روزهایی که حالا فقط خاطره‌ای از آنها مانده بود و از خانه‌ای که هنوز بوی زندگی می‌داد، اما جای خالی یک نفر در آن، بیشتر از همیشه به چشم می‌آمد. اگر کنار نَنِه می‌نشستی، بی‌اختیار به آرامشِ چشم‌هایش غبطه می‌خوردی. با خودت می‌گفتی: چگونه ممکن است زنی پس از نود سال زندگی، هنوز این‌همه نشانه‌های زیبای زندگی را در چین و چروک صورتش حفظ کرده باشد؟ چگونه ممکن است انسانی بی‌هیاهو و بی‌ادعا، سال‌ها در گوشه‌ای از این دنیا زندگی کند و حضورش برای اهالی یک کوچه، معنای آرامش داشته باشد؟ روزها نَنِه را «کَلِک سَر» ــ دَمِ در ــ می‌دیدم. آراسته و آرام نشسته بود و چشم به رفت‌وآمدِ آدم‌ها دوخته بود. نه گِله ای داشت و نه شکایتی. انگار همین تماشای ساده‌ی آدم‌ها بخشی از زندگی‌اَش شده بود. چندباری مهمان نَنِه و دختران گرامی‌اَش بودم. مهمانی‌هایی ساده، با چای و نان و مربایی که دخترش «باچِک» درست کرده بود. اما آنچه در آن خانه اتفاق می‌افتاد، چیزی فراتر از یک چای خوردن ساده بود. در آن خانه، سماور بود و سفره‌ای ساده، نان گرم بود و مربا و مهم‌تر از همه، صمیمیتی که نمی‌شد برایش قیمتی تعیین کرد. جهانی کوچک و ساده، اما سرشار از مهر و بی‌ریایی، میان نَنِه و دخترانش شکل گرفته بود. جهانی که اگر بخواهم امروز نامی برایش بگذارم، شاید بتوان آن را نوعی «درمانگری» دانست. درمانِ دلتنگی با حضور یکدیگر، با حرف زدن، با لبخندزدن و گاهی فقط با کنار هم نشستن. آن سماور، آن سفره، آن نان گرم و مربا و آن صمیمیتِ وصف‌نشدنی که در کنار این نازنینان تجربه کرده‌اَم، هر بار مرا به یاد نَنِه می‌اَندازد. نَنِه‌ای که وقتی پر کشید، گویی عذرا و خواهرانش بار دیگر بخشی از وجودشان را از دست دادند. عذرا تا مدت‌ها «نِواجِش» از دهانش نمی‌افتاد. داغ مادر برایش فقط داغِ یک انسان نبود؛ انگار نَنِه تِکه‌ای از قلبش را با خود برده بود و «باچِک» و «کِرامِت» نیز ماندند با خانه‌ای که دیگر صدای مادر در آن نمی‌پیچید. با جای خالی او، با خاطراتش و با سکوتی که گاهی از هر گریه‌ای بلندتر است. حالا نَنِه نیست و آن «کَلِک سَر» دیگر نَنِه‌ای را به خود نمی‌بیند که آرام و آراسته بنشیند و چشم به کوچه بدوزد. آن خانه دیگر صدای آهسته و شمرده‌ی او را نمی‌شنود و دخترانش دیگر کسی را ندارند که دلتنگی‌هایشان را کنار او قسمت کنند. اما مگر می‌شود نَنِه‌ها را از کوچه‌ها، از خانه‌ها و از خاطره‌ها پاک کرد؟ نه... باید جایِ نَنِه، گل کاشت. باید گلدانی از شمعدانی گذاشت... همان‌جا، کنارِ خانه، تا هر صبح که آفتاب از پشتِ دیوارها سر می‌کشد، گل‌هایش باز شوند و بوی مهربانیِ نَنِه را در مشام اهالی کوچه بپیچانند. شاید گل‌ها بتوانند چیزی از آن همه مهربانی را نگه دارند. چیزی از نَنِه، از عزیز و از روزهایی که دیگر برنمی‌گردند. و شاید این سهم ما از آدم‌هایی باشد که دوستشان داشتیم... اینکه وقتی دیگر نیستند، جای خالی‌شان را با گل، با خاطره و با مهربانی پُر کنیم. یاد و نامِ نَنِه و تمام مادرانِ خفته در خاک گرامی باد. عکس و متن: غلامرضا قاسمیان @gatabiha

  • без подписи