tgindex
دفتر مطالعات جنسیت و جامعه

دفتر مطالعات جنسیت و جامعه

Статистика
@gesostu_irперсидский

سایت: Gesostu.ir پشتیبانی: @gesostu_admin درگاه حمایت مالی: https://zarinp.al/gesostu.ir

Последний пост
31 июл.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
26
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
396
+1 за 5 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
131
25 постов
Вовлечённость
33,1%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 26
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
38
1/48двое суток
43
1/72трое суток
46

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 🔺خون‌سپاری بستگی دارد اربعین زنانه را چگونه ببینیم! ▪️فاطمه غفوری در لحظهٔ مواجهه با یک مصیبت یا بحران آدمیزاد صفر صفر هم نیست، ته‌نشست‌های ذهنی به کمک‌مان می‌آید. این ته‌نشست‌ها در واقع الگوی مواجهه هستند، یعنی درست همان لحظه‌ای که مصیبت زده و رنجور و پریشانیم دستی می‌رسانند تا بتوانیم در سطحی فراتر از هیجان با واقعه مواجه شویم و کاسه چه‌کنم چه‌کنم به دست نگیریم یا حداقل زودتر این کاسه را زمین بگذاریم. الگوی مواجهه معمولاً در تجربهٔ تاریخی یا فرهنگی ما رسوب کرده است. یعنی یک نفر یا عده‌ای قبلاً با وضعیتی مشابه آنچه اکنون ما با آن مواجه شدیم، روبه‌رو شدند و نوع مواجههٔ آنها در حافظهٔ ما ماندگار شده، حال اين ماندگاری يا به دليل شخصيت مؤثر كنشگر و يا به دليل اثرگذاری نوع مواجههٔ اوست. شخصيتی می‌تواند الگوی مواجهه به ما بدهد كه با او انس داشته باشيم؛ درجاتی از حب بين ما و او برقرار باشد و قدرت نفوذ بر ما داشته باشد. طبيعتاً حب هم ريشه حقيقی دارد. روضه‌گردی‌هايمان بين ما و حضرت زينب(س) از همان بچگی انس ايجاد كرده است. اين انس هم صرفاً برآمده از همدردی در غم روضه نيست، ما با توصيف خردمندی او كه باعث شد صحنه عوض شود و واقعهٔ عاشورا در ظهر روز دهم حبس نشود، بزرگ شديم. يعنی يك تصوير متعالی از او داريم. همين تصوير متعالی باعث شد هر جا با يك بحران يا مصيبت مواجه شديم تصوير با‌عظمت او در ذهنمان پررنگ‌تر شود. این یعنی مرجع الگوی کنش ما حضرت زینب(س) است. ما در مواجهه با هر واقعه‌‌ای تلاش میکنیم با الگوی کنش منتخبمان نسبتی بگیریم. حال اینکه چقدر الگوی کنش به ما امکان خلاقیت و پویایی بدهد به غنای درونی آن بستگی دارد؛ الگوی غنی قابلیت بازتولید در هر ظرف زمانی و مکانی مرتبطی را دارد و مشکک است یعنی هرکس بسته به ظرفیت وجودی خود میتواند هر بار نسبت تازه‌ای با آن برقرار کند. به گمانم یکی از مهم ترین میراث زینبی برای ما الگوی کنش در عصر پساعاشوراست. اربعین به عنوان یک اجتماع آیینی این امکان را فراهم میکند که نسبت ما با الگوی کنشی که زینب(س) خلق کرده، تجدید شود. در واقع اربعین زمینه پویایی الگوی کنش را فراهم میکند. در یک اجتماع آیینی شبکه‌ای از نماد‌ها، کنش‌ها و تجربه‌های مشترک در نسبت با یک امر قدسی سامان می‌یابند و امکان تجربه پیوسته امر قدسی را فراهم میکند. به واسطهٔ اجتماع آیینی امکان امتداد حقیقت قدسی در تاریخ فراهم میشود. اجتماعات آیینی با درگیر کردن عاطفه به عنوان نیروی محرک به بازتولید معانی برای تقویت روح و هویت جمعی، گسترش و جهت‌دهی به آن می‌پردازند. آنچه در اجتماع آیینی اتفاق می‌افتد به نوعی تنظیم گری عواطف در روح جمعی است. اربعین اجتماعی آیینی است که حول میراث زینبی، شکل گرفت. به زیارت رفتن زینب(س) در اربعین برآمده از راهبری‌اش است‌. او میخواست زمینهٔ امتداد خلق پساعاشورایی خود را فراهم کند. اکنون که در عصر پساعاشورایی زندگی میکنیم، مهم ترین نسبتی که امسال با الگوی کنش زینبی تجدید میشود، خونخواهی است. حال که کمی گرد روزمرگی بر خونخواهی افتاده، اربعین میتواند با اثر ویژهٔ خود که تنظیم گری عواطف جمعی است، آن را احیا کند و روح تازه‌ای در آن بدمد. احیای این جریان مستلزم تجدید نسبت دقیق ماست، ما با استفاده از ظرفیت اربعین که امکان امتداد عاشورا را فراهم میکند، خودمان را در امتداد قیام پساعاشورایی زینبی تعریف میکنیم. اربعین رفتن زنانهٔ ما نه تلاشی برای به تعلیق درآوردن زندگی و فرار از مسئولیت‌هاست و نه حاشیه‌نشینی غم‌انگیزی برای اقامۀ عزا که می‌شود در شهر خودت هم آن را به جا بیاوری. اربعین رفتن زنانه یعنی تلاش برای تجدید نسبت با الگوی زینبی. اربعین امسال بیش از همه یادآور آن است که احیای خونخواهی همت زنانهٔ زینب‌گونه می‌طلبد. این اربعین بر سر روزمرگی غفلت‌زده‌مان فریاد میزند که زینب(س) علیه فراموشی خون شهید قیام کرد. ما در اربعین گویی با تمام داشته‌های این جهانی خودمان تلاش دست و پا شکسته‌ای میکنیم تا به جهان معنایی زینب(س) سفر کنیم و از زاویه دید او کربلا را ببینیم و هنگام بازگشت تکلیفی که زینب(س) به دوشمان نهاده را با بهره گیری از ظرفیت ذاتی عاطفهٔ زنانه ادا کنیم. این تکلیف قیام علیه فراموشی خون شهید است. 📝 فصلنامه هفده دی | جستار مجازی @mag_17dey

  • 📍داغ میناب بر روی دست مادران بررسی نگاه حمید وکیلی در تشییع کودکان میناب ‌ 📸 #مجموعه‌عکس 💬 الهه حبیب‌نژاد (بخش اول) ✻ مجموعهٔ آقای حمید وکیلی صرفاً تصاویری از یک خبر مهم در ایران نیستند، بلکه عکس هستند. عکس یعنی فریمی که صدا دارد، حرف می‌زد، حسش را بلند بلند…

  • 📍داغ میناب بر روی دست مادران بررسی نگاه حمید وکیلی در تشییع کودکان میناب ‌ 📸 #مجموعه‌عکس 💬 الهه حبیب‌نژاد (بخش اول) ✻ مجموعهٔ آقای حمید وکیلی صرفاً تصاویری از یک خبر مهم در ایران نیستند، بلکه عکس هستند. عکس یعنی فریمی که صدا دارد، حرف می‌زد، حسش را بلند بلند فریاد می‌زد و ما عکاس را در عکس‌هایش نمی‌بینیم. او آنقدر همرنگ و هم‌دردِ مصیبتِ مادران شهدا شده که در عکس‌هایش حل شده است. عکاس وقتی می‌تواند از چنین واقعه‌ای عکس بگیرد که روحش با آن ممزوج شده باشد و اگر نه، عکس نمی‌گیرد و صرفاً تصویری را ثبت می‌کند. ارتباط روحی او با آن لوکیشن، با آن سوژه، به‌عینه در قاب‌ها مشهود و ملموس می‌شود. در کنار تمام تکنیک‌ها و ترفندهای عکاسی، آن روح شیدایی هنرمند است که به عکس‌هایش روح و جان می‌دهد. مخاطب نیز ابتدا آن روح را می‌فهمد و درک می‌کند و سپس به تکنیک، قاب و غیره توجه می‌کند. 🔖 مجلهٔ قریحه مطالعات جنسیت در هنر و رسانه @GHarihe_Mag

  • 🔻زنان؛ مرزبانان خاموش وحدت ملی چگونه زنان،مرزهای نامرئی انسجام اجتماعی را حفظ می‌کنند؟ 🔖#یادداشت_اختصاصی ✍️مینا یاری، پژوهشگر مطالعات زنان و خبرنگار هرگاه سخن از امنیت و حفظ کشور به میان می‌آید، ذهن بسیاری از ما به مرزهای جغرافیایی، توان دفاعی یا تصمیم‌های کلان سیاسی می‌رود. اما واقعیت این است که هر کشوری پیش از آنکه در مرزهایش آسیب ببیند، ممکن است در دل جامعه‌اش دچار شکاف شود. امروز نیز بخش مهمی از تهدیدها نه با سلاح، بلکه با تفرقه، بی‌اعتمادی و جنگ روایت‌ها دنبال می‌شود؛ جایی که هدف، سست کردن پیوندهای میان مردم است. در چنین شرایطی، حفظ وحدت ملی تنها وظیفه نهادهای رسمی نیست، بلکه مسئولیتی اجتماعی است که همه شهروندان در آن سهم دارند. در این میان، نقش زنان از زاویه‌ای قابل توجه است. این تفاوت، نه به معنای برتری زنان بر مردان، بلکه به دلیل جایگاهی است که آنان در لایه‌های مختلف جامعه دارند. مردان و زنان هر دو در ساختن آینده کشور سهیم‌اند، اما زنان به واسطه حضور هم‌زمان در خانواده، آموزش، فعالیت‌های اجتماعی، فرهنگی و حتی محیط‌های کاری، نقشی کم‌نظیر در شکل دادن به اعتماد، گفت‌وگو و احساس تعلق اجتماعی ایفا می‌کنند. بسیاری از ارزش‌هایی که جامعه را در برابر بحران‌ها مقاوم نگه می‌دارد، پیش از آنکه در قوانین یا ساختارهای رسمی تثبیت شود، در همین روابط انسانی شکل می‌گیرد. شاید به همین دلیل است که هرگاه دشمنان یک کشور به دنبال ایجاد شکاف اجتماعی هستند، تنها به عرصه سیاست اکتفا نمی‌کنند؛ بلکه خانواده، فرهنگ، سبک زندگی و روابط اجتماعی را نیز هدف قرار می‌دهند. زیرا می‌دانند اگر اعتماد عمومی آسیب ببیند، وحدت ملی نیز تضعیف خواهد شد. درست در همین نقطه، نقش زنان پررنگ می‌شود. آنان با تقویت امید، گفت‌وگو، مسئولیت‌پذیری و همدلی، بی‌آنکه در خط مقدم دیده شوند، از مهم‌ترین سرمایه کشور یعنی انسجام اجتماعی پاسداری می‌کنند. اما این نقش، با حضورهای مقطعی و نمادین محقق نمی‌شود. وحدت ملی پروژه‌ای نیست که فقط در روزهای بحران یا مناسبت‌های خاص به آن پرداخته شود. جامعه برای حفظ انسجام خود، به حضور مستمر زنان در عرصه‌های اجتماعی، فرهنگی، علمی، مدیریتی و مدنی نیاز دارد. هر بار که زنی در جایگاه یک معلم، پژوهشگر، کارآفرین، کنشگر اجتماعی یا مادری آگاه، مسئولیت اجتماعی خود را ایفا می‌کند، رشته‌ای دیگر به تار و پود اعتماد عمومی افزوده می‌شود. این رشته‌ها شاید به چشم نیایند، اما همان چیزی هستند که جامعه را در روزهای سخت کنار هم نگه می‌دارند. از سوی دیگر، مرزبانی تنها در پاسگاه‌های مرزی معنا پیدا نمی‌کند. هر جامعه‌ای مرزهای هویتی، فرهنگی و ارزشی نیز دارد؛ مرزهایی که اگر کمرنگ شوند، راه برای نفوذ روایت‌های تفرقه‌افکن و بحران‌های اجتماعی هموار خواهد شد. زنان، با حضور مستمر و اثرگذار خود، یکی از مهم‌ترین مرزبانان این قلمرو هستند. آنان از طریق تربیت، فرهنگ‌سازی، تقویت گفت‌وگو و گسترش مسئولیت‌پذیری اجتماعی، به حفظ این مرزهای نامرئی کمک می‌کنند؛ مرزهایی که استحکام آن‌ها، پشتوانه امنیت و آرامش کشور است. از این رو، سخن گفتن از حضور زنان، صرفاً دفاع از مشارکت یک قشر نیست؛ سخن گفتن از بهره‌گیری از ظرفیتی است که می‌تواند سرمایه اجتماعی را افزایش دهد، شکاف‌ها را کاهش دهد و وحدت ملی را پایدارتر سازد. جامعه‌ای که حضور زنان را جدی بگیرد، در واقع از یکی از مهم‌ترین عوامل انسجام خود پاسداری کرده است. زیرا وحدت ملی، بیش از آنکه با شعارها حفظ شود، با حضور آگاهانه، مستمر و مسئولانه همه اعضای جامعه، به‌ویژه زنان، دوام پیدا می‌کند. 📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه ‌ eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag‌

  • без подписи

  • 🔻زن محجبه؛ از «موضوع بحث» تا «صاحب روایت» واکاوی مفهوم سوژگی در گذار از انفعال به میدان‌داری اجتماعی زنان #یادداشت_اختصاصی ✍️محدثه مولایی، دانشجوی ارشد حقوق زن در اسلام در بسیاری از مباحث عمومی درباره حجاب، زن محجبه اغلب نه به‌عنوان یک کنشگر اجتماعی، بلکه به‌عنوان موضوعی برای گفتگو ظاهر می‌شود.سیاست‌مداران، رسانه‌ها، فعالان اجتماعی و حتی منتقدان دین درباره او سخن می‌گویند، درباره وضعیتش تحلیل می‌کنند و درباره معنای حجاب برای او روایت می‌سازند. در چنین فضایی، زن محجبه بیشتر «ابژه بحث» است تا «صاحب روایت». مسئله اصلی اما دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود: آیا زن محجبه در گفتمان حجاب صرفاً موضوع تصمیم‌ها و تحلیل‌های دیگران است، یا می‌تواند به‌عنوان یک سوژه فعال در شکل دادن به معنای حجاب حضور داشته باشد؟ میدان‌داری یعنی حضور فعال زنان در تعریف، تفسیر و روایت تجربه حجاب. در این نگاه، زن محجبه فقط کسی نیست که درباره او سخن گفته می‌شود؛ بلکه خود او در میدان اجتماعی سخن می‌گوید، تجربه‌اش را بیان می‌کند و در شکل دادن به معنای حجاب نقش دارد. این تغییر زاویه نگاه، بحث حجاب را از سطح یک مسئله صرفاً سیاسی یا فرهنگی به سطح کنش اجتماعی زنان منتقل می‌کند. در علوم اجتماعی، از این وضعیت با مفهوم «سوژگی» یاد می‌شود. سوژه انسانی است که دارای اراده، آگاهی و قدرت تصمیم‌گیری است و می‌تواند در شکل دادن به موقعیت اجتماعی خود نقش ایفا کند. وقتی از سوژگی زن محجبه سخن می‌گوییم، منظور این است که حجاب برای او فقط یک الزام بیرونی یا نماد تحمیل اجتماعی نیست؛ بلکه می‌تواند نتیجه یک انتخاب هویتی و آگاهانه باشد. در این صورت، حجاب نه صرفاً یک قاعده، بلکه شکلی از بیان هویت، باور و حتی نوعی حضور اجتماعی معنا پیدا می‌کند. در مقابل این نگاه، تصویری قرار دارد که زن محجبه را در وضعیت انفعال می‌بیند. در این روایت، او فردی است که بیشتر تحت تأثیر ساختارهای سنتی یا فشارهای اجتماعی قرار دارد و نقش فعالی در شکل دادن به موقعیت خود ندارد. بسیاری از روایت‌های رسانه‌ای یا سیاسی درباره حجاب دقیقاً بر همین تصویر تأکید می‌کنند؛ تصویری که در آن زن محجبه کمتر به‌عنوان یک کنشگر و بیشتر به‌عنوان یک قربانی یا نماد فرهنگی معرفی می‌شود. با این حال، واقعیت اجتماعی پیچیده‌تر از این دوگانه ساده است. در بسیاری از فضاهای اجتماعی امروز، زنان محجبه در دانشگاه‌ها، فعالیت‌های فرهنگی، رسانه‌ها و حتی فضای مجازی حضور فعالی دارند و درباره معنای حجاب از زاویه تجربه و هویت خود سخن می‌گویند. این حضور فعال نشان می‌دهد که حجاب می‌تواند نه فقط موضوعی درباره زنان، بلکه عرصه‌ای برای کنش اجتماعی آنان باشد. اگر این بحث را در زمینه وضعیت امروز جامعه نیز ببینیم، مسئله سوژگی زنان محجبه شکل عینی‌تری پیدا می‌کند. در علوم سیاسی، یکی از روشن‌ترین لحظات بروز اراده فردی زمانی است که انسان وارد کنش سیاسی می‌شود؛ جایی که فرد از حاشیه رخدادها به مرکز صحنه تاریخ قدم می‌گذارد. در چنین موقعیتی، زن محجبه‌ای که در میدان اجتماعی و خیابان حضور دارد، تنها حامل یک نماد فرهنگی نیست، بلکه با کنش خود در حال ارائه معنایی از حجاب است. چنین حضوری نشان می‌دهد که حجاب می‌تواند صورتی از کنش سیاسی نیز پیدا کند؛ کنشی که در آن زن مجاهد حاضر در میدان، با اراده و انتخاب خود معنایی از حجاب را بازنمایی می‌کند. این معنا از یک‌سو بیانگر آن است که حجاب سیاسی می‌تواند حیاتی، زایا و الگو‌دهنده باشد و از سوی دیگر توان آن را دارد که نسبت خود را با گفتارهایی که حجاب را صرفاً به‌مثابه موضوعی برای تحلیل می‌بینند روشن کند. در اینجا حجاب نه فقط موضوع بحث، بلکه زبانی برای بیان موضع اجتماعی و سیاسی زنان می‌شود. از این منظر، میدان‌داری زنان در گفتمان حجاب تنها یک مسئله مربوط به پوشش نیست؛ بلکه بخشی از یک مسئله گسترده‌تر درباره جایگاه زنان در جامعه است. پرسش اصلی این است که آیا زنان صرفاً موضوع سیاست‌ها و روایت‌های فرهنگی هستند، یا خود نیز در شکل دادن به این روایت‌ها نقش دارند. هرچه حضور و روایت زنان در این میدان پررنگ‌تر شود، امکان آن بیشتر خواهد بود که حجاب از یک موضوع مورد مناقشه درباره زنان، به تجربه‌ای تبدیل شود که خود زنان معنای آن را تعریف و بازنمایی می‌کنند. در نهایت، مسئله گفتمان حجاب را می‌توان در یک پرسش خلاصه کرد: آیا زن محجبه در این میدان تنها موضوع گفتگوست، یا خود نیز یکی از صداهای اصلی این گفتگو است؟ پاسخ به این پرسش، بیش از هر چیز به میزان میدان‌داری خود زنان در روایت تجربه و معنای حجاب وابسته است. 📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه ‌ eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag‌

  • ❇️ کتاب قصۀ شکوه منتشر شد به‌روزترین تلخیص از گفتارهای رهبر شهید، دربارۀ زن ایرانی و درخشش او با مقدمۀ حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان 🔻 «مسئلۀ زن» هم در نگاه رهبر شهید همواره در صدر مسائل بود و هم دیدگاه و نگرش خاصی به آن داشتند. مرور سریع‌تر مهم‌ترین و برجسته‌ترین نکات ایشان می‌تواند تصویری نسبتاً جامع از آخرین نکات ایشان در مسئله زنان باشد. 🔻 کتاب «قصۀ شکوه» البته یک گزینش بی‌جهت نیست. محور این تلخیص نه صرفاً آشنایی با «هویت زن مسلمان» بلکه «ماجرای زن ایرانی» است. در این کتاب برجستگی‌ها خاص «زن ایرانی» از نگاه آیت‌الله شهیدسیدعلی خامنه‌ای احصا شده است. زن ایرانی به‌جز این که نمونۀ اعلایی از الگوی زن مسلمان است، واجد مزیت‌های ویژه‌ای است که داستان او را قدری خاص و متمایز می‌کند. 🔻 کتاب در چهارفصل گزینش شده است: 1- قدرت زن 2- درخشش زن ایرانی 3- میدان نبرد زن ایرانی 4- رابطۀ زن ایرانی و ولایت ✳️ گردآوری کتاب به سفارش انتشارات حکمت و بیان، توسط «دفتر مطالعات جنسیت و جامعه» انجام شده است. این کتاب هم‌اکنون در سایت دفتر مطالعات جنسیت و جامعه در دسترس است. 🚻 دفتر مطالعات جنسیت و جامعه @Gesostu_ir | Gesostu.ir

  • 🔻هویت نوجوان در کشاکش جنگ روایت‌ها چرا ول زمان تزاحم گفتارها، مستقیما به سراغ دختران می‌رویم؟ ✍مهری عزیزپور، پژوهشگر مطالعات ادیان 🔖#یادداشت_ارسالی آرمان انقلاب اسلامی از آغاز، نفی طاغوت بوده است؛ اما پرسش مهم این است که «طاغوت» در ذهن نوجوان امروز چگونه فهم می‌شود؟ آیا این مفهوم برای او تصویری روشن، زنده و قابل‌لمس دارد یا تنها واژه‌ای تاریخی و دور از تجربه‌ زیسته‌ اوست؟ اگر طاغوت را صرفاً به یک مصداق سیاسی یا یک دوره تاریخی محدود نکنیم، می‌توان آن را نوعی عبودیت غیر خدا و جهان‌نگری دانست که انسان را از حقیقت، فطرت و فلسفه‌ وجودی خویش دور می‌کند. از این منظر، طاغوت می‌تواند در قالب‌های پیچیده و مختلفی خود را بازتولید کند: گاه در صورت استبداد، گاه در شکل استعمار وگاه در قالب نظام رسانه‌ای که می‌کوشد ادراک انسان از واقعیت را دگرگون سازد. شاید یکی از مؤثرترین و درعین‌حال پنهان‌ترین صورت‌های این سلطه، تروریسم فکری باشد؛ نوعی تصرف در ذهن و خیال که پیش از آنکه به حذف فیزیکی انسان‌ها بینجامد، روایت واقعی از جهان پیرامون را مخدوش می‌کند. نوجوان در چنین وضعی ممکن است در فهم خود از حق و باطل، سلطه و آزادی، کرامت و ابتذال و حتی در معنای هویت خویش دچار تزلزل شود. هنر، رسانه و حتی برخی صورت‌های ظاهراً علمی در این فرآیند نقشی تعیین‌‌کننده دارند. طاغوت همیشه با زور عریان پیش نمی‌رود؛ گاهی با جابه‌جا کردن تعریف قهرمان و ضدقهرمان عمل می‌کند. اشغال کشورهای دیگر «آزادسازی» نام می‌گیرد و در مقابل، مقاومت «خشونت» و «وحشی‌گری» توصیف می‌شود که نمونه‌های تاریخی این بازنمایی وارونه کم نیستند. در چنین وضعی، نوجوان فقط با یک خبر یا تحلیل مواجه نیست؛ بلکه با دستگاهی از معنا روبه‌روست که آرام‌آرام زاویه‌ نگاه او به جهان را تغییر می‌دهد. در خوش‌بینانه‌ترین حالت، او را منفعل می‌کند و در حالت انباشت خشم ناشی از تحلیل‌ها و روایت‌های غیر واقعی از او انسانی طغیان‌گر می‌سازد. از این رو، بازخوانی مفهوم طاغوت برای نوجوان امروز، بیش از آنکه بحثی صرفاً تاریخی یا شعاری باشد، تلاشی برای فهم سازوکارهای جدید سلطه است؛ سلطه‌ای که این بار نه فقط بر سرزمین که بر ذهن، زبان، خیال و هویت انسان چنگ می‌اندازد. در این میان، دختران نوجوان در نقطه‌ای حساس‌تر از این جنگ روایت‌ها قرار دارند. زیرا نظام سلطه به‌ خوبی می‌داند که زن، تنها یک فرد در جامعه نیست؛ زن در بسیاری از بزنگاه‌های تاریخی، حامل هویت، حافظ معنا، پیشران تربیت و منشأ شکل‌گیری نسل‌ها بوده است. از همین‌ رو، جنگ روایت‌ها وقتی به مسئله‌ زن می‌رسد که عمیق‌تر، پرهزینه‌تر و پیچیده‌تر می‌شود. در تاریخ معاصر ایران حضور زن مسلمان، حضوری حاشیه‌ای و تزئینی نبوده است. از نهضت مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی و بعد در سال‌های دفاع مقدس، زنان مسلمان در متن میدان ایستاده‌اند؛ گاه با حضور مستقیم اجتماعی و سیاسی، گاه با تربیت نسل مؤمن و مقاوم وگاه با حفظ ستون‌های هویتی جامعه در سخت‌ترین شرایط. این حضور نشان می‌دهد زن مسلمان ایرانی نه اسیر الگوی تحجر است و نه محتاج نسخه‌های غربی. و می‌تواند با حفظ ایمان، کرامت، آگاهی و نقش‌ آفرینی اجتماعی، یکی از مهم‌ترین پایه‌های تمدن‌سازی باشد. با‌این‌حال، یکی از آسیب‌های جدی امروز آن است که شخصیت والای زن، آن‌گونه که باید و شاید، در ذهن و زبان جامعه ترسیم نشده است. همین خلأ، میدان را برای روایت‌های رقیب باز می‌کند. نظام سلطه با سرمایه‌های عظیم رسانه‌ای، تصویری تحریف‌شده از زن و آزادی می‌سازد؛ تصویری که در ظاهر از رهایی سخن می‌گوید، اما در باطن، زن را از ریشه‌های هویتی، کرامت انسانی، نقش تاریخی و قدرت تمدنی خود جدا می‌کند. بنابراین برای پویا نگه داشتن هویت دختر نوجوان مسلمان ایرانی حداقل دو نیاز اساسی وجود دارد: نخست و مهم، استدلال روشن و متین؛ یعنی باید هویت زن مسلمان با استدلال عقلی و به دور از شعارزدگی در مقایسه با فرهنگ منحط غرب تبیین شود. دختر نوجوان نیاز دارد بفهمد چرا کرامت زن در نگاه اسلامی با کالایی‌ شدن، مصرف‌زدگی و آزادیِ بی‌ریشه متفاوت است. دوم، حفظ هویت انقلابی و جلوگیری از نفوذ سلطه‌ فکری طاغوت‌های نوین؛ یعنی اتصال دختر نوجوان به تاریخ نقش‌‌آفرینی زنان مسلمان در انقلاب، دفاع مقدس، خانواده و جامعه با آگاه‌سازی و تقویت قدرت تفکر و تحلیل. در این صورت می‌توان به شکل گیری جهان بینی درست و ساختن یا بازسازی گفتمان اصیل هویت امیدوار بود. 📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه ‌ eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag‌

  • без подписи

  • توضیحات آقای تکلو در مورد درسگفتار مطول ۲ نظریه جنسیت، نظم جنسیتی و جامعه متعادل 🚻 دفتر مطالعات جنسیت و جامعه @gesostu_ir GESOSTU.ir

  • Channel photo updated

  • 🔻اگر زنان نبودند، آیا حماسه‌ها ماندگار می‌شدند؟ روایتی از نقش بی‌بدیل زنان در تاریخ مقاومت؛ از کربلا تا همه‌ی میدان‌های دفاع از حق ✍حمیده عرب‌سرخی؛ ارشد جامعه‌شناسی 🔸#یادداشت_اختصاصی ▫️زن در متن تاریخِ مقاومت در گذر پرفراز و نشیب تاریخ، آنگاه که طوفان‌های سهمگین جنگ، بنیاد سرزمین‌ها را به لرزه درآورده و فریاد «هل من ناصر» از گلوی حق‌طلبان برخاسته است، همواره در کنار مردان پولادین‌اراده، سیمای تابناک زنانی نقش بسته است که اگر سلاح در دست نداشتند، اما سلاح ایمان و صبرشان، پشتوانه‌ی پیروزی‌های سترگ بوده است. ▫️زینب(س)؛ الگوی جاودانه‌ی جهاد تبیین در فرهنگ دینی و حماسی ما، زن موجودی وابسته و در حاشیه نیست، بلکه «ستون خیمه‌ی جهاد» است. اگر تاریخ کربلا را ورق بزنیم، در میان دشت خون‌رنگ نینوا، آنگاه که غبار تیرگی بر آسمان حق پاشیده شد، این زینب کبری (س) بود که با صلابت حیدری و منطق علوی، شکست ظاهری را به پیروزی جاویدان بدل کرد. او نه تنها پیام‌رسان خون شهیدان، که مدیریت‌کننده‌ی نهضتی بود که تا ابدیت امتداد یافت. این الگوی بی‌بدیل، به جهانیان آموخت که جهاد، تنها در میدان رزم با شمشیر نیست؛ بلکه «جهاد تبیین» و «دفاع از حریم ارزش‌ها» در پسِ جبهه‌ها، نقشی است که اگر والاتر نباشد، فروتر نیست. ▫️مادران؛ پرورش‌دهندگان حماسه زنان در طول تاریخِ پرحماسه‌ی این مرز و بوم، با اقتدا به زینب کبری سلام الله علیها، نشان دادند که چگونه می‌توان در عین نثار عزیزترین‌های خویش، شکوه ایمان را به تماشا گذاشت. مادری که با دستان خود، بند پوتین‌های فرزندش را می‌بندد و او را به میدان کارزار می‌فرستد، در حقیقت در حالِ تربیت یک حماسه‌ساز است. او با بدرقه‌ی گرم و دعاهای شبانه، قلب مجاهد را استوار می‌دارد و اگر نبود آرامشِ خانه‌ای که به دستانِ پرمهر زن اداره می‌شد، آیا مردانِ جبهه چنین بی‌باکانه به استقبال شهادت می‌رفتند؟ ▫️دو ساحتِ نقش‌آفرینی زنان در جنگ نقش اثرگذار زنان در جنگ‌ها، در دو ساحتِ «پشتیبانی» و «پرورش» متبلور است. در ساحت نخست، آن‌ها همچو فرشتگانِ نجات در بیمارستان‌ها و درمانگاه‌ها، زخم‌های عمیق را با مرهمِ عاطفه التیام می‌بخشیدند و با تهیه تدارکات جنگ قلب های رزمندگان را با سکینه مادری آرامش می دادند و در ساحت دوم، آنان معمارانِ روحیه و عزت‌نفسِ مبارزان بودند. زنی که در خانه‌ی خویش، سنگرِ استقامت برپا می‌کند، در واقع سدی در برابر یأس و ناامیدی می‌سازد. این قدرتِ معنوی است که شکست‌ناپذیری یک ملت را در برابرِ زر و زورِ دشمنان تضمین می‌کند. ▫️حماسه‌ی ماندگار زنان حماسه‌ی زنان، حماسه‌ی پنهان است؛ حماسه‌ای که در آن «اشک» با «شکوه» آمیخته شده است. در قاموس دین، زنی که در آتشِ جنگ، ایمانش را حفظ می‌کند و پرچمِ ایستادگی را برافراشته نگه می‌دارد، به مقام «مجاهد فی سبیل‌الله» نائل می‌آید. تاریخِ ما، آکنده از نامِ بانوانی است که اگر نامشان در صدرِ کتیبه‌های جنگی نیست، اما در لوحِ محفوظِ الهی، پاداشی جز پاداشِ رزمندگان ندارند. ▫️زن؛ دژ استوار ایمان و امید آری، جنگ، میدانِ آزمونِ بزرگی است که در آن، شکوهِ زن، در «صبر» و «بصیرت» معنا می‌شود. اوست که در سخت‌ترین لحظات، با کلامی گرم و نگاهی استوار، به جانِ بی‌قرارِ جامعه، آرامش و امید می‌بخشد و همچون دژِ تسخیرناپذیرِ حق، در برابر هجمه‌های باطل، استوار می‌ایستد. این است جلوه‌ی زن در حماسه‌ی دین؛ اسطوره‌ای که سلاحش، توکل و زره‌اش، عفت و پاکدامنی است. 📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه ‌ eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag

  • 🩸تحمل تهران عاریتی بود ▪️ریحانه دماوندی اوایل نامزدی‌ام بود. با همسرم اشتراکات زیادی داشتیم. یکی از این اشتراکات، تنفر هر دویمان از زندگی در تهران بود. هر دویمان به واسطه‌ی کارمان در این شهر گیر افتاده بودیم. یک روز که طبق معمول برای آینده‌ای نامعلوم و بی‌وابستگی به تهران نقشه می‌کشیدیم، گفت: «می‌دونید چی باعث شده برای من تهران قابل تحمل‌تر بشه؟» به سمتش برگشتم و همزمان با او، جواب خودم را تند و سریع و با ذوق گفتم: «آقای خامنه‌ای.» کلمه‌ی «شما» از دهانش که خارج شد، در هوا سرگردان و بی‌صاحب ماند. هر دویمان خندیدیم. سه ماه بعد، به عنوان یک تازه‌عروس، خانه‌ام را در شهری چیدم که دیگر او نبود. خانه‌ام را زیر موشک‌باران تهران چیدم. می‌خواستم خودم را مشغول کنم. دیوارها را تمیز می‌کردم تا فراموش کنم تنها دلخوشی‌ام در این خراب‌شده دیگر نیست. شیشه‌ها را پاک می‌کردم تا یادم برود در یک چشم به هم زدن، این شهر لعنتی قتلگاهش شده. جارو می‌کردم، جابه‌جا می‌کردم و... تا رسیدم به کتاب‌هایم. خدایا... این کتاب‌ها... تمام آن کتاب‌هایی که اسم سیدعلی خامنه‌ای رویشان نوشته شده بود... انسان ۲۵۰ ساله، مطلع عشق، زن و بازیابی هویت حقیقی، طرح کلی و... سال‌ها بود که من خودم را لابه‌لای این جملات و کلمات پیدا کرده بودم و با آن‌ها رشد کرده بودم. او منِ به‌هم‌ریخته را منسجم کرده بود و منِ سرگردانِ تشنه را به رودخانه رسانده بود. هر چه از کلماتش می‌نوشیدم، بیشتر حسرت می‌خوردم که چرا در این سالیان به در و دیوار کوبیدم و سر چاه‌های اشتباهی اتراق کردم. من زن بودنم را، مسلمان بودنم را و ایرانی بودنم را از این مرد دارم. هر چه بیشتر می‌خواندم و می‌شنیدم، بیشتر شیفته‌اش می‌شدم. هر چه بیشتر شیفته‌اش می‌شدم، بیشتر ترس از دست دادنش بند بند وجودم را می‌لرزاند. سحرگاهی که خبر شهادتش را دادند، تکه‌های منسجمم پاره‌پاره شد. دنیا برایم تنگ شد. بهت‌زده، نماز را با بغض، خوانده‌نخوانده، بیرون زدم. همه چیز برایم بوی تعفن می‌داد. هوار هوار آوار سرم ریخته بود. آماده بودم خشم و نفرتم را از دنیا تا ابدیت با خودم حمل کنم. آماده بودم همه چیز را دور بریزم. من می‌خواستم نباشم روزی که او نباشد. اما به شخص وابسته نبودن را هم از او یاد گرفته بودم؛ از همان جمله‌ای که سال‌ها پیش در یکی از دیدار ها شنیده بودم: «شما که می‌خواهید جان را فدا کنید، چرا فدای اسلام نمی‌کنید؟» با تمام این‌ها، جان می‌کندم نبودنش را. کم‌کم شهر همرنگ عزاخانه دلم شد. محرم حسین آمد. محرم، تکه‌های وجودم را دوباره وصله‌پینه کرد. آخر من حتی پناه بردن به حسینِ فاطمه را هم از او دارم. از او برایم معناهایی مانده که دوست دارم با خودم از این شهر ببرم. شهری که با رفتنش، تحملش را هم با خودش می‌برد. این شهر دیگر آقای خامنه‌ای ندارد. 🔺 #واژه‌های_وداع فراخوان جستارنویسی زنانه؛ در روزگار تشییع رهبر شهید ‌ 📝 فصلنامه هفده دی |جستار مجازی @mag_17dey

  • 📣 پویش «خطبه بخوان؛ زینب!» نبردند آن هزاران تیغ بران سهمی از تاریخ؛ فقط یک خطبه زینب خواند و آن یک خطبه مکتب شد! 🔻برای خداحافظی نیامده‌ایم؛ آمده‌ایم تا علم روایت را برداریم. خطبه بخوان، زینب! این‌بار نوبت توست که عاشورا را امتداد بدهی. 🔻اگر عاشورا با خون پیروز شد، با خطبهٔ حضرت زینب(س) در تاریخ جاودان گشت. امروز نیز در این عاشورای زمان، نوبت زنانی است تا روایت نصر به دست بگیرند؛. 🔻امروز، طلوع عظمت خورشید زنان امت خامنه‌ای است، زنانی که جوهر ایمانشان در سخت‌ترین میدان‌ها آشکار می‌شود، حقیقت را روایت می‌کنند، مظلومیت را فریاد می‌زنند، جبهه حق و باطل را آشکار می‌کنند و آتش مقاومت را در قلوب مؤمنین زنده نگه می‌دارند. 📍پویش «خطبه بخوان، زینب!» از همه خواهران ایران‌زمین دعوت می‌کند تا در نقش زینبِ این میدان، خطبه خود را روایت کنند. ساختار پیشنهادی خطبه: ▪️ روایت واقعه ▪️ روضه و شرح مظلومیت ▪️ رجز، تهدید و وعده انتقام قالب‌های ارسال اثر: ✦ متن ✦ فایل صوتی ✦ ویدیو‌سلفی ✦ اجرای خطبه در میان جمعیت مراسم تشییع 📩 ارسال آثار: به آیدی @admiin_pouyesh در پیام‌رسان‌های بله، ایتا و صفحه‌ی اینستاگرام پویش 📍@khoutbeh

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи