عالم الغیب = رسول مرتضی
Статистикаعالم الغیب فلا یظهر علی غیبه أحدا إلا من ارتضی من رسول
- Последний пост
- 6 окт. 2025 г.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
استناد کانال ناصبیها به سخنان غلوپژوهانِ وهابیمسلک در شرک بودن طلب حاجت از اهل بیت علیهمالسلام آنان با استناد به سخنان برادر خود [ادمین غلوپژوهی] که گفته بود اینکه از امیرالمؤمنین علیه السلام بخواهیم مریض ما را شفا دهد و... مانند این است که از بتها حاجت بخواهیم و هر دو شرک است! ادعا میکنند شیعه بعد از قرنها بالاخره اشکالات سنیها را پذیرفت! پاسخ: البته قبل از غلوپژوهان، برادران دیگرتان یعنی برقعیها و شریعتسنگلجیها و کسرویها هم سخنان شما را پذیرفته بودند، و این برادران شما ربطی به علمای شیعه ندارد، و علمای شیعه بارها خلاف عقل و شرع بودن این ادعاهای وهابیها و غلوپژوهان را ثابت کردهاند. توضیح بیشتر درباره وضعیت غلوپژوهان وهابیمسلک: https://t.me/aghlsetizan/11805
видео или голосовое, без подписи
حاجت خواستن از ائمه شرک محض است! تصریح غلوپژوه وهابیمسلک به اینکه اگر در حرم ائمه علیهم السلام خطاب به حضرت بگویید به من روزی بدهید یا بخواهید که فلان مشکلتان را حل کنند _هر چند که در ذهن داشته باشید که ایشان مستقل از خدا نیستند و به اذن خدا شفا میدهند و رفع حاجت میکنند_ غلوپژوه وهابیمسلک میگوید این حاجت خواستن از ائمه شرک محض ابوسفیانی است! استدلال احمقانه این فرد هم این است که: اگر کسی بگوید ای «عزی» به من روزی بده، شما علی القاعده باید بگویید شرک نیست چون وساطت عزی عقلا محال نیست و به فرض هم با دلیل ثابت شود عزی واسطه نیست، این درخواست غلط است ولی شرک نیست چون عزی را مستقل درنظر نگرفته بلکه واسطه در نظر گرفته. پاسخ: کسانی که بت عزی را میپرستیدند قائل نبودند که یک خدای احد و واحد و غیرمتجزی وجود دارد که یک سنگ را واسطه خود کرده است! پس در همان ابتدای امر کسانی را که از بتها حاجت میخواهند را میتوانیم مشرک بدانیم و این ربطی به شفیعان و واسطههایی که خود خداوند معرفی کرده ندارد! چنین مقایسه میان بتهایی که کفار انتخاب کردهاند و اولیائی که توسط خود خداوند برگزیده شدهاند، درواقع مخالفت با خداوند متعال و پیروی از شیطان و هوای نفس است! چگونه است که دعا و وساطت امامی که فضائلش توسط جن و انس قابل احصاء نیست را با درخواست از بتی شیطانی قیاس میکنند؟ این جماعت آیا تفاوتی با وهابیها دارند، غیر از اینکه از آنها بدتر باشند؟! فهرستی از عقاید این وهابیمسلکان: https://t.me/aghlsetizan/11485 @aghlsetizan
نزول جبرئیل بر حضرت زهرا سلام الله علیها بعد از شهادت رسول خدا ففي صحيحةِ أبي عبيدةَ، عن الإمامِ الصّادق (عليه السّلام) أنّه قال: إنَّ فاطمةَ مكثَت بعدَ رسولِ الله (صلّى اللهُ عليهِ وآله) خمسةً وسبعينَ يوماً وكانَ دخلَها حزنٌ شديدٌ على أبيها وكانَ جبرئيلُ (عليه السّلام) يأتيها فيحسنُ عزاءها على أبيها، ويطيّبُ نفسَها، ويخبرُها عن أبيها ومكانِه، ويخبرُها بما يكونُ بعدَها في ذريّتِها، وكانَ عليٌّ (عليه السّلام) يكتبُ ذلك، فهذا مصحفُ فاطمةَ عليها السّلام). (الكافي ج1، ص 241) از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که فرمودند: فاطمه سلاماللهعلیها پس از رسولالله صلى الله عليه وآله هفتاد و پنج روز زنده ماند و دچار اندوهی شدید بر پدرش بود. جبرئیل (علیه السلام) به او میآمد و عزایش را در فوت پدرش تسلی میداد، نفسش را آرام میکرد و خبرهایی از پدرش و مقام او به او میرسانید و درباره آنچه بعد از او برای ذریهاش رخ خواهد داد نیز به او اطلاع میداد. علی (علیه السلام) این مطالب را مینوشتند و اینگونه مصحف فاطمه (سلاماللهعلیها) به وجود آمد. الکافی ج۱، ص۲۴۱ https://t.me/aghlsetizan/11758
وقتی عقل غلوپژوه از بیخ زائل میشود! وهابیمسلک در راستای اثبات علم غیب نداشتن ائمه و جهل ایشان بر برخی امور! و ادامه شوآفی که به نام چهل حدیث راه انداخته [که قبلا اینجا وضعیتش را توضیح دادیم] حدیثی نقل میکند که امام صادق علیه السلام فرمودند روزی که پیامبر وفات کردند وحی از ما قطع شد. بدیهی است طبق شوآف غلوپژوه، باید ایشان اثبات کند علم غیب داشتن منحصر در نزول وحی است، وگرنه منافاتی نخواهد داشت که ائمه بدون نزول وحی و از طرق دیگری علم غیب داشته باشند. اما نه تنها چنین چیزی اثبات نمیکند بلکه در کمال تعجب مینویسد: انقطاع وحی و نبوت، منافاتی با امتداد انواعی از ارتباط غیبی مانندِ «تحدیث» ندارد. خب اکنون نتیجه چه شد؟! فقط قصدتان این است که کیلو کیلو مطالب بیربط سر هم کنید و آخر سر هم به کمیت آن افتخار کنید؟ شما دنبال اثبات علم غیب نداشتن ائمه بودید، و فارغ از بحثهای سندی و... عموم مطالبی که نقل میکنید هیچ ربطی به علم غیب ندارد الا نزد افرادی که مغزشان تاب برداشته باشد، یا دشمنیاش با اهل بیت او را به اضلال مسلمانان واداشته باشد. 🔹در انتها: اگر یک ملحد با همین استدلال غلوپژوهان، بگوید ائمه شما ارتباط با خدا ندارند! آنگاه جواب غلوپژوه چیست؟! لابد میگویید انقطاع وحی منافاتی با تحدیث ندارد. ملحد هم در جواب میگوید فقط اسم را عوض کردید لذا انقطاع وحی کنایه از ختم نبوت یا پایان نزول قرآن است @aghlsetizan
✅ علم به حلال و حرام به صورت کامل بر پیامبر ص نازل شده و هیچ ازدیادی در آن نیست. بصائر الدرجات في فضائل آل محمد علیهم السلام , جلد۱ , صفحه۳۹۳ حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ قَالَ وَجَدْتُ بِخَطِّ أَبِي يَعْنِي جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ يَرْوِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى اَلْأَشْعَرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ اَلدَّيْلَمِيِّ مَوْلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ سُلَيْمَانَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ سَمِعْتُكَ وَ أَنْتَ تَقُولُ غَيْرَ مَرَّةٍ لَوْ لاَ أَنَّا نُزَادُ لَأَنْفَدْنَا قَالَ أَمَّا اَلْحَلاَلُ وَ اَلْحَرَامُ فَقَدْ وَ اَللَّهِ أَنْزَلَهُ اَللَّهُ عَلَى نَبِيِّهِ بِكَمَالِهِ وَ لاَ يُزَادُ اَلْإِمَامُ فِي حَلاَلٍ وَ لاَ حَرَامٍ قَالَ فَقُلْتُ فَمَا هَذِهِ اَلزِّيَادَةُ قَالَ فِي سَائِرِ اَلْأَشْيَاءِ سِوَى اَلْحَلاَلِ وَ اَلْحَرَامِ قَالَ قُلْتُ فَتُزَادُونَ شَيْئاً يَخْفَى عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ لاَ إِنَّمَا يَخْرُجُ اَلْأَمْرُ مِنْ عِنْدِ اَللَّهِ فتأتيه[فَيَأْتِي]بِهِ اَلْمَلَكُ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَيَقُولُ يَا مُحَمَّدُ رَبُّكَ يَأْمُرُكَ بِكَذَا وَ كَذَا فَيَقُولُ اِنْطَلِقْ بِهِ إِلَى عَلِيٍّ فَيَأْتِي عَلِيّاً عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَيَقُولُ اِنْطَلِقْ بِهِ إِلَى اَلْحَسَنِ فَيَقُولُ اِنْطَلِقْ بِهِ إِلَى اَلْحُسَيْنِ فَلَمْ يَزَلْ هَكَذَا يَنْطَلِقُ إِلَى وَاحِدٍ بَعْدَ وَاحِدٍ حَتَّى يَخْرُجَ إِلَيْنَا قُلْتُ فَتُزَادُونَ شَيْئاً لاَ يَعْلَمُهُ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ وَيْحَكَ كَيْفَ يَجُوزُ أَنْ يَعْلَمَ اَلْإِمَامُ شَيْئاً لَمْ يَعْلَمْهُ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ اَلْإِمَامُ مِنْ قِبَلِهِ .
▪️عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ یُونُسَ بْنِ یَعْقُوبَ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِیرَةِ وَ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا مِنْهُمْ عَبْدُ الْأَعْلَی وَ أَبُو عُبَیْدَةَ وَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ بِشْرٍ الْخَثْعَمِیُّ سَمِعُوا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ إِنِّی لَأَعْلَمُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِی الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ مَا فِی الْجَنَّةِ وَ أَعْلَمُ مَا فِی النَّارِ وَ أَعْلَمُ مَا کَانَ وَ مَا یَکُونُ قَالَ ثُمَّ مَکَثَ هُنَیْئَةً فَرَأَی أَنَّ ذَلِکَ کَبُرَ عَلَی مَنْ سَمِعَهُ مِنْهُ فَقَالَ عَلِمْتُ ذَلِکَ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ فِیهِ تِبْیَانُ کُلِّ شَیْ ءٍ. ▪️جماعتی از أصحاب که عبد الأعلی و أبو عبیدة و عبد اللّٰه بن بشر خثعمی از آن جمله بودند، از امام صادق علیه السلام شنیدند که فرمودند: من آنچه در آسمانها و زمین است میدانم و آنچه در بهشت و دوزخست میدانم و گذشته و آینده را میدانم، سپس اندکی تأمل کردند و دیدند این سخن بر شنوندگان گران آمد، لذا فرمودند: من این مطالب را از کتاب خدای عز و جل میدانم. خدای عز و جل میفرماید: «فِیهِ تِبْیَانُ کُلِّ شَیْ ءٍ». 📚 الکافی ٫ جلد 1 ٫ صفحه 261
✅ بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ (علیه السلام) یَعْلَمُونَ عِلْمَ مَا کَانَ وَ مَا یَکُونُ وَ أَنَّهُ لَا یَخْفَی عَلَیْهِمُ الشَّیْ ءُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ. 📚 الکافی ٫ جلد 1 ٫ صفحه 260
▪️أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْأَحْمَرِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ سَیْفٍ التَّمَّارِ قَالَ: کُنَّا مَعَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلا) جَمَاعَةً مِنَ الشِّیعَةِ فِی الْحِجْرِ فَقَالَ عَلَیْنَا عَیْنٌ فَالْتَفَتْنَا یَمْنَةً وَ یَسْرَةً فَلَمْ نَرَ أَحَداً فَقُلْنَا لَیْسَ عَلَیْنَا عَیْنٌ فَقَالَ وَ رَبِّ الْکَعْبَةِ وَ رَبِّ الْبَنِیَّةِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ لَوْ کُنْتُ بَیْنَ مُوسَی وَ الْخَضِرِ لَأَخْبَرْتُهُمَا أَنِّی أَعْلَمُ مِنْهُمَا وَ لَأَنْبَأْتُهُمَا بِمَا لَیْسَ فِی أَیْدِیهِمَا لِأَنَّ مُوسَی وَ الْخَضِرَ علیه السلام أُعْطِیَا عِلْمَ مَا کَانَ وَ لَمْ یُعْطَیَا عِلْمَ مَا یَکُونُ وَ مَا هُوَ کَائِنٌ حَتَّی تَقُومَ السَّاعَةُ وَ قَدْ وَرِثْنَاهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وِرَاثَةً. ▪️سیف تمار گوید: با جماعتی از شیعیان در حجر إسماعیل خدمت امام صادق علیه السلام بودیم، حضرت فرمود: آیا جاسوسی مراقب ماست؟ ما به راست و چپ نگاه کردیم و کسی را ندیدیم، عرض کردیم، بر سر ما جاسوسی نیست، حضرت سه مرتبه فرمودند: بپروردگار این کعبه، بپروردگار این ساختمان، اگر من با موسی و خضر میبودم بآنها خبر میدادم که من از آنها داناترم و چیزی را که نزد آنها نبود، به ایشان گزارش میدادم، زیرا به موسی و خضر علیهما السلام علم آنچه گذشته و واقع شده، عطا شده بود، ولی علم آنچه تا روز قیامت واقع میشود، عطا نشده بود، لیکن محققاً ما از رسول خدا آن را به ارث بردیم. 📚 الکافی ٫ جلد 1 ٫ صفحه 261
🚷هرزه گردی مقصره در روایات شیعه حال و مقال این روزهای جماعت مقصره که به بهانۀ غلوپژوهی به چاه انکار فضائل امامان علیهم السلام افتاده اند، حال و روز همان وهابیتی است که سال ها برای طعن و ستیز با شیعیان و ائمه علیهم السلام، در دل روایات به دنبال کلمه و عبارتی؛ هرزه گردی می کنند، بلکه بتوانند از گوشه و کنار آن ها دست آویزی برای حمله به باورهای شیعیان، تمسخر احادیث یا تنقیص مقام امام چیزکی به دست آورند کافی است نیم نگاهی به نوع و جنس چهل حدیثی که این جماعت برای اهداف خود به آن تمسک کردهاند و توضیحات و شیوه استدلال آن ها بیاندازیم تا یقین کنیم که این ها به دنبال فهم و درایت حدیث نیستند بلکه درصدد تحمیل توهمات خود با چاشنی لجاجت و عناد هستند و در پس هر پیام، امراض قلبی آن هاست که آشکار می شود «في قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضا»(البقره:10) آری، مقصران غلوپندار، با دیدن و خواندن هر روایت موجبات ازدیاد امراض قلبی خودشان را فراهم می کنند و نتیجه آن چیزی جز انکار و تکذیب بیشتر معارف نیست «ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُن»(الروم:10) نحوه و نوع نگاه مقصران غلوپژوه به معارف امامیه در پایین کشیدن مقام امام، در برخی مواقع گوی سبقت را از وهابیت ربوده است تاجاییکه می توان گفت: این بیان و استدلال شما به عقل جن هم نمی رسد! «وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَىٰ أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ» (الانعام:121) ای کاش این آلت قتاله که در دست زنگی مست افتاده، سمت و سوی حقیقی خودش را پیدا میکرد و به جای شاد کردن دشمنان شیعه، قلب وهابیت و دشمنان ولایت امیرمومنان علیه السلام را نشانه میرفت و به تخریب جبهه مقابل مشغول میشد ائمه اطهار علیهم السلام به خوبی وظایف حدیث پژوهان و روایتگران شیعه را مشخص کرده و از ایشان خواسته اند که با انتشار کلام نورانی معصومان علیهم السلام به محکم کردن قلوب شیعیان کمک کنند نه اینکه تراث روایی شیعه را به گونه ای معرفی کنند که گویی یک کتاب معتبر و یک راوی سالم و یک امام بدون نقص وجود ندارد: قال الصادق علیه السلام: الرَّاوِيَةُ لِحَدِيثِنَا يَبُثُّ فِي النَّاسِ وَ يُسَدِّدُهُ فِي قُلُوبَ شِيعَتِنَا أَفْضَلُ مِنْ أَلْفِ عَابِدٍ. 📚الکافی ج1 ص33 @Gholow1
видео или голосовое, без подписи
💠اعتبارسنجی روایات علم الضمایر با گشتوگذاری در منابع شیعه به بیان بیش از ۵۰ مصداق از إخبار امامان معصوم علیهم السلام به آنچه درون سینهها میگذرد پرداختیم. قطعا این تعداد در مقایسه با مواردی که احصا نشده و در دل روایات نهفته، بسیار ناچیز است. اعتبارسنجی این قبیل روایات که حول یک محور واحد میباشد، از حیث منبع، سند و راوی قابل بررسی میباشد و نتیجۀ آن، یقین به تواتر چنین واقعیتی در دوران حضور و غیبت معصومان علیهم السلام است. منابع و راویان احادیث علم الضمایر: روایات و گزارشهای تاریخی که حاکی از علم امامان علیهم السلام به درون سینۀ افراد است، در منابع متقدم و متقن شیعی از جمله: قرب الاسناد، بصائر الدرجات، الکافی، کمال الدین، معانی الاخبار، عیون اخبارالرضا، الارشاد، الاختصاص، تهذیب الاحکام، الغیبه طوسی، رجال کشی، دلائل الامامه، و دیگر منابع مشهور امامیه بازتاب یافته است. همچنین راویان سرشناس و قابل اعتمادی مانند: سلمان فارسی، ابوحمزه ثمالی، جابربن یزید، محمد بن مسلم، حمران بن اعین، ابوبصیر، هشام بن سالم، سیف بن عمیره، ابوهاشم جعفری، بزنطی، ریان بن صلت، علی بن محمد قاسانی، عبدالله بن مغیره، حسن بن علی وشاء و غیره که این حقیقت را بازگو کردهاند. قطعا استقبال صاحبان کتب مذکور از مفاد روایات علم الضمایر، حاکی از پذیرش این حقیقت نزد ایشان است و ما در ذیل هیچ روایتی نیافتیم که محدثان متقدم و متاخر شیعه بر این مطلب خرده گرفته باشند. شایسته است در پایان، مجددا کلام شیخ مفید را درباره علم معصومان به مغیبات و از جمله #علمالضمایر را یادآور شویم: اینها كه بيان شد نمونهای از اطلاعات غيبى پيغمبر اكرم ص بود و اطلاع از مغيبات على ع به اندازهايست كه قابل انكار نبوده، مگر كسى كه كورباطن و جاهل و دشمن باشد كه او چاره ندارد جز اينكه اين گونه حقايق را زير پا گذارد. 📚الإرشاد، ج1، ص313 خلاصه آنکه، حقیقت و اصل علم به ضمایر افراد برای معصومان علیهم السلام ثابت و مبرهن است و گستره آن شامل تمام افراد میشود و عدم علم به ضمیر فرد خاص یا به موقعیت خاص، جنبه استثنا پیدا میکند، و نه قاعده. #علمامام_به_درون_سینهها #علمالضمایر #علم_غیب @Gholow1
علمامام به درون سینهها (51) امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف سفیرالحجة حسین بن روح نوبختی 9️⃣5️⃣ محمد بن علی بن متیل میگوید: زنی بنام «زینب» از اهل آبه زوجه محمد بن عبدیل آبی، سیصد دینار سهم امام داشت. آن را نزد عموی من جعفر بن محمد بن متیل آورد و گفت: «می خواهم که این مال را از دست من گرفته و به دست ابوالقاسم حسین بن روح (ره) بسپاری» سپس عمویم مرا با آن زن نزد حسین بن روح فرستاد تا درخواست او را برای وی ترجمه کنم. چون به خدمت حسین بن روح رسیدیم، با زبان فصیح اهل آبه با زن سخن گفت و پرسید «چونا، چونا، بدا کولیه چونسته؟ » یعنی «چطوری و قبلا در چه حالی بودی و از بچه هایت چه خبر داری؟ » چون من دیدم حسین بن روح به زبان آن زن آشنایی کامل دارد، دینارها را به او سپرده برگشتم و از ترجمه خودداری کردم 🔅أَخْبَرَنَا جَمَاعَةٌ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى بْنِ بَابَوَيْهِ قَالَ أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مَتِّيلٍ قَالَ كَانَتِ امْرَأَةٌ يُقَالُ لَهَا زَيْنَبُ مِنْ أَهْلِ آبَةَ وَ كَانَتِ امْرَأَةَ مُحَمَّدِ بْنِ عِبْدِيلٍ الْآبِيِّ مَعَهَا ثَلَاثُمِائَةِ دِينَارٍ فَصَارَتْ إِلَى عَمِّي جَعْفَرِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ مَتِّيلٍ وَ قَالَتْ أُحِبُّ أَنْ يُسَلَّمَ هَذَا الْمَالُ مِنْ يَدِي إِلَى يَدِ أَبِي الْقَاسِمِ بْنِ رَوْحٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ. فَأَنْفَذَنِي مَعَهَا أُتَرْجِمُ عَنْهَا فَلَمَّا دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْقَاسِمِ بْنِ رَوْحٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ أَقْبَلَ عَلَيْهَا بِلِسَانٍ آبِيٍّ فَصِيحٍ فَقَالَ لَهَا زَيْنَبُ «چونا چون بدا كوليه جونسته» وَ مَعْنَاهُ كَيْفَ أَنْتِ وَ كَيْفَ كُنْتِ وَ مَا خَبَرُ صِبْيَانِكِ فَاسْتَغْنَتْ مِنَ التَّرْجُمَةِ وَ سَلَّمَتِ الْمَالَ وَ رَجَعَت 📚الغيبة (للطوسي)ص: 321 #علمامام_به_درون_سینهها #علمالضمایر #علم_به_زبانها #علم_غیب @Gholow1
علمامام به درون سینهها (50) امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف سفیرالحجة حسین بن روح نوبختی 8️⃣5️⃣ ابو غالب زراری میگوید: از کوفه بیرون آمدم، در حالی که جوانی بودم و با من دوستی از برادران ما بود و این داستان در زمان نیابت ابوالقاسم حسین بن روح رحمه الله و مخفی بودن او و منصوب کردن محمد بن علی شلمغانی اتفاق افتاد. شلمغانی نیز هنوز در راه درست بود و هنوز کفر و الحادی که بعدا از او ظاهر شد، ظاهر نکرده بود و مردم نیز به او ارادت داشته و او را ملاقات میکردند، زیرا او هم صحبت حسین بن روح و سفیر بین او و مردم در حوائج و مهمّات امور مردمان بود. آن مصاحب من به من گفت: «می توانی شلمغانی را ملاقات کرده و با او دیداری تازه کنی؟ زیرا که امروز او منصوب بر شیعه است. من میخواهم التماس دعایی از جانب من به ناحیه مقدسه امام زمان علیه السّلام بنویسد. » گفتم: «اشکالی ندارد. » پس بر او داخل شدیم و جماعتی از اصحاب شیعه را نزد او دیدیم و بر او سلام کرده و نشستیم. شلمغانی رو به دوست من کرد و از وی پرسید: «این جوان کیست که با توست؟ » دوستم گفت: «او مردی از نوادگان زرارة بن اعین است. » شلمغانی رو به من کرد و گفت: «تو از کدام نسل آل زراره ای؟ » گفتم: «آقای من! من از فرزندان بکیر بن اعین، برادر زراره ام. » شلمغانی گفت: «تو اهل خانه ای جلیل از شیعیان هستی! » دوستم رو به او کرد و گفت: «آقای ما! میخواهم نامه التماس دعایی از طرف من برای ناحیه مقدسه بنویسید. » گفت باشد. راوی میگوید: وقتی این جمله را شنیدم، گفتم بگذار من نیز درخواستی مثل در خواست دوستم بکنم و در درون خود به امری که آن را با احدی از خلق خدا در میان نگذاشته بودم، مشغول بودم و آن مسأله وضعیت مادر پسرم ابوالعباس بود که زنی بسیار مخالف و همواره بر من خشمگین بود و من نسبت به او جایگاه و منزلتی قائل بودم. با خود گفتم که از او میخواهم برای من درباره امر مهمی که آن را نمی گویم، از ناحیه مقدسه التماس دعا بخواهد. گفتم: «خدا بقای آقای ما را طولانی گرداند! من نیز حاجتی دارم. » گفت: «چیست؟ » گفتم: «دعا برای فرج و گشایش کاری که برایم مهم است! » پس کاغذی را که حاجت آن مرد را در آن نوشته بود، مقابل خود گرفت و در آن نوشت: «زراری نیز در امر مهمی از امور خود ملتمس دعاست. » سپس نامه را پیچید و ما نیز برخاسته و بیرون آمدیم. مدتی گذشت تا اینکه دوستم به من گفت: «می آیی به نزد شلمغانی رفته و درباره حوائجی که از او خواستیم پیگیر شویم؟ » پس با او راه افتادم و بر شلمغانی داخل شدیم. وقتی نزد او نشستیم، نوشتههایی را که در اثنای آن به مسائل فراوانی پاسخ داده شده بود، بیرون آورد. پس رو به دوست من کرد و بر او پاسخ مطلبش را خواند و سپس رو به من کرد و جواب سؤالم را چنین خواند: «اما زراری و حال آن مرد و زن، خدا بین آن دو را اصلاح فرمود. » زراری میگوید: بسیار شگفت زده شدم. پس برخاستیم و خارج شدیم، دوستم به من گفت: «چرا شگفت زده شدی؟ » گفتم: «عجیب است. » پرسید که چه شده؟ گفتم: «درخواست من دعا برای رازی بود که جز خدای تعالی، احدی جز من آن را نمی دانست، ولی او مرا از آن خبر داد! » گفت: «آیا در امر ناحیه مقدسه امام زمان علیه السّلام تردید داری؟ بگو بدانم چه شده؟ » پس او را از جریان آن زن باخبر ساختم و او تعجب کرد. سپس به کوفه برگشتیم و من داخل منزلم شدم و مادر ابی العباس که در منزل پدر خود و از دست من غضبناک بود، به نزد من آمد و از من طلب رضایت کرد و عذرخواهی کرد و با من موافق شد و دیگر با من مخالفت و نزاعی نکرد، تا اینکه مرگ بین ما جدایی انداخت. 🔅(خلاصه)... أَمَّا الزُّرَارِيُّ وَ حَالُ الزَّوْجِ وَ الزَّوْجَةِ فَأَصْلَحَ اللَّهُ ذَاتَ بَيْنِهِمَا قَالَ فَوَرَدَ عَلَيَّ أَمْرٌ عَظِيمٌ وَ قُمْنَا فَانْصَرَفْتُ فَقَالَ لِي قَدْ وَرَدَ عَلَيْكَ هَذَا الْأَمْرُ فَقُلْتُ أَعْجَبُ مِنْهُ قَالَ مِثْلُ أَيِّ شَيْءٍ فَقُلْتُ لِأَنَّهُ سِرٌّ لَمْ يَعْلَمْهُ إِلَّا اللَّهُ تَعَالَى وَ غَيْرِي فَقَدْ أَخْبَرَنِي بِهِ فَقَالَ أَ تَشُكُّ فِي أَمْرِ النَّاحِيَةِ أَخْبِرْنِي الْآنَ مَا هُوَ فَأَخْبَرْتُهُ فَعَجِبَ مِنْهُ.ثُمَّ قَضَى أَنْ عُدْنَا إِلَى الْكُوفَةِ فَدَخَلْتُ دَارِي وَ كَانَتْ أُمُّ أَبِي الْعَبَّاسِ مُغَاضِبَةً لِي فِي مَنْزِلِ أَهْلِهَا فَجَاءَتْ إِلَيَّ فَاسْتَرْضَتْنِي وَ اعْتَذَرَتْ وَ وَافَقَتْنِي وَ لَمْ تُخَالِفْنِي حَتَّى فَرَّقَ الْمَوْتُ بَيْنَنَا 📚الغیبه طوسی، ص303 #علمامام_به_درون_سینهها #علمالضمایر @Gholow1
علمامام به درون سینهها (49) امام زمان عجل الله فرجه الشریف سفیر الحجة حسین بن روح نوبختی 7️⃣5️⃣محمّد بن ابراهیم نقل میکند که گفت: من نزد حسین بن روح بودم که شخصی برخاست و گفت: میخواهم از تو در مورد موضوعی سؤال بپرسم. فرمود: هر چه در نظر داری بپرس... [سپس سوالاتی را پرسید و پاسخش را از جانب حسین بن روح گرفت] محمّد بن ابراهیم میگوید: من فردای آن روز نزد حسین بن روح برگشتم و با خود میگفتم: جوابهایی که دیروز حسین بن روح به من داد، از پیش خودش بود. وقتی نزد او رفتم وی پیش دستی کرد و به من گفت: ای محمّد بن ابراهیم! اگر من از آسمان فرود آیم و پرنده ای مرا برباید یا باد مرا در مکان بسیار دوری پرتاب نماید برایم بهتر است از اینکه مطلبی را از دین خدا به رأی و از پیش خود بگویم. جوابهایی که من به تو دادم از اصل یعنی حضرت حجت عجل اللّه تعالی فرجه الشریف شنیده شده است 🔅...أَخْبَرَنِي جَمَاعَةٌ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى بْنِ بَابَوَيْهِ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الطَّالَقَانِيُّ قَالَ كُنْتُ عِنْدَ الشَّيْخِ أَبِي الْقَاسِمِ بْنِ رَوْحٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ مَعَ جَمَاعَةٍ فِيهِمْ عَلِيُّ بْنُ عِيسَى الْقَصْرِيُّ فَقَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ شَيْءٍ فَقَالَ لَهُ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ وَ ذَكَرَ مَسَائِلَ ذَكَرْنَاهَا فِي غَيْرِ هَذَا الْمَوْضِعِ. قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ فَعُدْتُ إِلَى الشَّيْخِ أَبِي الْقَاسِمِ بْنِ رَوْحٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ مِنَ الْغَدِ وَ أَنَا أَقُولُ فِي نَفْسِي أَ تَرَاهُ ذَكَرَ لَنَا أَمْسِ مِنْ عِنْدِ نَفْسِهِ فَابْتَدَأَنَا فَقَالَ يَا مُحَمَّدَ بْنَ إِبْرَاهِيمَ لَأَنْ أَخِرَّ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفَنِي الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِيَ الرِّيحُ مِنْ مَكَانٍ سَحِيقٍ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ [أَنْ] أَقُولَ فِي دِينِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِرَأْيِي وَ مِنْ عِنْدِ نَفْسِي بَلْ ذَلِكَ عَنِ الْأَصْلِ وَ مَسْمُوعٌ مِنَ الْحُجَّةِ علیه السلام 📚كمال الدين و تمام النعمة، ج2، ص: 508 الغيبة (للطوسي)ص: 326 #علمامام_به_درون_سینهها #علمالضمایر @Gholow1
👊🏻 مشتی از طرف هندی در دوره استقامتش ، بر دهان خودش و دوستان غلوپژوه وهابی مسلکش البته ممکن است هندی الان بگوید : الان فهمیدم که قدیم اشتباه میکردم ! و نظرم عوض شده ! میگوییم : مهم آنست که اینجا مدعی فهم از ایه ای. الان هم مدعی فهم از ایه ای. پس مشخص میشود یا ملاک فهمت که همان قران بسندگیست غلط است. یا اساسا اشکال و قصور در فهم داری ! یا بلکه هر دو ! در اینجا میگوید : فلان مرتیکه بی سواد منحرف و همفکر صاحب شهید جاوید و منکر زیارت جامعه و منکر فضائل که به هر چیزی انگ غلو میزند و منکر علم غیب و … یکنفر نبود دهنش بزند !!! الان خودش تبدیل به همان مرتیکه بی سواد شده ! و امیدواریم خودش روزی بر دهان خودش بزند. و ما هم میزنیم بإذن الله اللهم لا تجعلنا من المعارین
نسبت دروغ محسن هندى به امام رضا صلوة الله عليه محسن هندی که همنوای با غلوپژوهان شده و حضرت آدمعلیه السلامرا به عصیان ونقض عصمت متهم میکند ! اکنون برای توجیه خطایش به عبارتی از شیخ صدوق ره تمسک کرده و آن را به امام رضا ع منسوب میکند! وبعد هم ادعا میکند « این روایت مصداق بارز نگاه اعتدالی است !! » هرچند همین عبارت هم ارتباطی به ادعاء عصیان انبیاء ع ندارد. چه اینکه صحبت صدوق از اسهاء است ! اسهاء کجا و عصیان کجا ؟! یاللعجب ! این قرانیون روشنفکر وقتی بهروایات متواتر علم امام میرسند همه را به بهانه سند تارومار کرده و به دیوار میکوبند ! حال عبارت شیخ صدوق که حتی اگر به فرض محال هم روايات بود ، اما یک روایت مرسل بدون سند بود ! را ملاککل عقائد خود قرار میدهند ؟! و اینچنین به راحتی تمام ادله عقلی و کلامی و متواترات نقلی را كنار گذاشته و لابد امثال زیارت جامعه کبیره را هم مرامنامه شیعیان غالی ! تصور میکنند !! نکته ۱- متن مذکور از عبارت ( و الامام یولد و یلد …) به بعد از صدوق است وبا مطالعه کامل متن این مطلب به روشنی ثابت است. کما اینکه در بعضی از نسخ این تفکیک روایت و بیان صدوق وجود دارد و در برخی از ترجمه ها ( همچون ترجمه مستفید و غفاری ج ۱ ص ۴۴۲ ) بر این تفکیک متن تأکید شده است. نکته ۲- شیخ صدوق ره بر اساس باورش در اسهاء النبی این عبارت را ذکر مینماید که در عین حال در طول تاریخ از شیخ مفید تا به امروز مورد نقد علمی علماء شیعه قرار گرفته است. نکته ۳- ما حدود ۱۰ سال قبل یکی از بهترین کتب در نقد سهو النبی ص ( التنبیه بالمعلوم في نفي السهو عن المعصوم : شیخ حر عاملی ) و همچنین در اینجا و پاسخ به احمد همبوشی ملعون برخی از روایات نفی سهو از معصوم را معرفی کردیم.
‼️ دروغ بستن محسن هندی بر امام رضا علیه السلام و اثبات بازی بودن تمام ادعاهای اعتبارسنجی وهابی مسلکان
🔺 وقتی ادمین اصلی غلوپژوهان وهابی مسلک ، اراجیف و لا طائلات محسن هندی که در کانال خودشان نشر دادهاند را هم گردن نمیگیرد ! هندی مدعی عدم امکان علم امام به مخلوقات است! اما اکبری نفی امکان را قبول ندارد ! در ادامه میگوید : هندی مدعی عدم امکان نیست بلکه استبعاد کرده اما من حتی استبعاد را هم مایل به طرحش نیستم(یعنی استبعاد هم بلا دلیل است) البته هندی در متن و صوتهایش به صراحت نفی امکان کرده است. سوال اصلی اینست : چطور این قرآن بسندگان وهابی مسلک صرفا بخاطر دشمنی و بغض نسبت به منتقدین و مخالفین خود هر اراجیفی که حتی خودشان قبول ندارند را هم باز نشر میکنند ؟! و بدتر اینکه حتی بعد از اینکه به اشتباهشان اعتراف میکنند حاضر به عذر خواهی و برگشت از اباطیل و اعلان خطایشان نیستند ؟! ✅ امیرمؤمنان صلوة الله علیه در جنگ جمل خطاب به زبیر فرمودند : ارجع ؛ اما زبیر گفت : انه لهو العار !! حضرت فرمودند : ارجع بالعار قبل أن یجتمع علیک العار و النار .