اتاق زیر شیروانی
Статистика- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 30
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 7
- 1/48двое суток
- 8
- 1/72трое суток
- 8
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
مهم نیست به چه چیز نگاه میکنی، مهم این است که چه میبینی. #کتابخانهی_نیمهشب #مت_هیگ @gitalimin
روز فرو میرود در دوشم چون سایهای سنگین، تیز و بلند سایهای که تاریکم کرده است اینجا که من ایستادهام در تقاطع ترس و تنهایی. ✍️🏻گیتا_مینویی ۰۵/۰۵/۱۷ @gitalimin
روزهایی هست که در آن جملهی " آخرش که چی" دست و پایت را میبندد و میاندازدت در تاریکی اتاق. بعد از آنجا میخزی در تاریکی سرت و همهچیز حتی بیهودهتر از پیش به نظر میرسد. آنجا که نه گلی هست، نه عطری و نه شوقی. آدمهای زیادی به شکل ناامید کنندهای در سرت چرند میگویند، هرپند و اندرز شمایل ناسزا به خود میگیرد و کلمات خودت یکسر ته کشیدهاند. بیزاری از سر و دهانت بالا میرود. ✍️🏻 #گیتا_مینویی @gitalimin
@gitalimin
هرچه دلبستگیها و وابستگیهای بیشتری داشته باشی، بی چارهتر هستی. آرام و قرارت بند به آنهاست. ✍️🏻 #گیتا_مینویی Artwork: The last train by Edward Hopper @gitalimin
همهی ما ترانهی je suis malade با اجرای زیبا و پراحساس لارا فابین را شنیدهایم. پشت این ترانه اما داستانی عاشقانه وجود دارد. خالق آن سرژ لاما، در سال ۱۹۶۹،زمانی که متاهل بود عاشق زنی بهنام میشل پوتیه شد که او نیز ازدواج کرده و یک فرزند داشت. آنها دوسال رابطهی پنهانی داشتند، تا اینکه تردید و درد وجدان میشل را وادار کرد همهچیز را رها و به مراکش کوچ کند. این دوری برای سرژ بسیار دردناک بود. روزی او به دوست آهنگسازش آلیس دونا گفت که این جدایی او را بیمار کرده است. دونا تحتتاثیر حرفهای سرژ آهنگ "من بیمارم" را در عرض چند ساعت ساخت و روز بعد برای سرژ نواخت. سرژ آنقدر به این موسیقی علاقهمند شد که درعرض چند دقیقه شعری برایش نوشت. شعری عاشقانه با لایههایی از کودکیاش، زمانی که مادرش شبها او را در خانه تنها میگذاشت. ترانه با اجرای قدرتمند دالیدا و البته خود سرژ بهسرعت بهشهرت رسید. ترانهای که هرچند رنج جدایی باعث بهوجود آمدنش شد، اما درنهایت پایانی خوش داشت. سرژ و میشل در ۱۹۷۱ از همسرانشان جدا شدند و زندگی مشترکشان را با هم آغاز کردند. @gitalimin
ستارهها از حلقوم خروس تاراج میشود تا من از تو بپرسم اکنون ای سرگردان در کدام ساعت از شبیم؟ انبوهی جنگلست که پلک مرا بر یال اسب میخواباند و ستارهای غیبت میکند تا سپیدهدمان را به من بازنماید میراث گریه، آه در قوم من سینهبهسینه بود. #هوشنگ_چالنگی @gitalimin
اندوه را نمیشود با دیگران تقسیم کرد. شادی در جمع معنا مییابد، اندوه اما فقط و فقط متعلق به قلب توست. نباید مثل ویروس میان دیگران انتشارش داد. باید تمام وزنش را روی سینهات و در نور چشمانت حمل کنی. اندوه امری بسیار بسیار شخصیست و از همین است که تاب آوردنش دشوار است. ✍️🏻 #گیتا_مینویی ویدیو از کانال تلگرام https://t.me/TheDepthOfMySoul_CH @gitalimin
پنجاهوششمین قسمت رادیو دور، یکبار دیگر قصهی یک بازگشت از کشور کانادا را روایت میکند. سپهر در این اپیزود از تحصیل در تورنتو میگوید و از تصمیمش برای بازگشت به ایران. در کستباکس، سپاتیفای و اپلپادکست گوش کنید. صفحهی اینستاگرام رادیو دور: Instagram.com/radiodoorpod @gitalimin
Are you having any fun? Song by: Elaine Stritch @gitalimin
تکهای دیگر از جوانی من در خاک رفت. بانی تیلر، خوانندهی اهل ولز، در ۷۵سالگی در اثر بیماری درگذشت. #bonnietyler @gitalimin
نگاهشان کن. عین گلهی گوسفند ریختهاند در خیابانها. ظاهراً سرشان را انداختهاند پایین. هرکس دنبال کار خودش است. اما حالا برو در عمق وجودشان. هر کدام یک رذل جنایتکار بالفطره، بلکه بدتر، یک ابله به تمام معنا. #جنایت_و_مکافات #داستایوفسکی @gitalimin
چه دستهایی داری شبیه بوسه! #رضا_براهنی Artwork: Fredric William Burton @gitalimin
یک نفر که جزو کسانی بود که رفته بودند غزاله علیزاده را از آن بالا پایین بیاورند، میگفت: اگر خود او آن منظره را دیده بود، خودکشی نمیکرد. گنجشکها روی درختهای بالای سرش میخواندند و آفتاب قشنگی از لابهلای برگها میتابید و روی ناخنهایش منعکس شده بود. انکارنهانگار، خم به روی ابروی طبیعت نیامده بود که اینجا کسی خودش را کشته است. اگر میخواهی بمیری، بمیر ، اما صبح روز بعد زندگی با قدرت تمام ادامه دارد و جلوه میکند. اگر آدم بداند که اینهمه در برابر عظمت طبیعت ناچیز است، طلبکاریاش از دنیا و توقعش از خودش کم میشود. من سعی میکنم در زندگی شخصیام با اعلام طلبکاریام از دنیا، دست به خودکشی تدریجی نزنم. متن: #عباس_کیارستمی غزاله علیزاده، نویسندهی رمان خانهی ادریسیها در اردیبهشت ۱۳۷۵، در جنگلهای روستای جواهرده، با دار به زندگی خود پایان داد. @gitalimin
یک روزهایی دلم میخواهد بروم جایی پنهان شوم. جایی که نتوانم خودم را پیدا کنم، بیدلیل، بیبهانه. ✍️🏻#گیتا_مینویی Artwork #eivindearle @gitalimin
@gitalimin
رادیو دور پس از شش ماه تاخیر بازگشت. سومین اسپینآف این پادکست (جنگ دوم) اختصاص دارد به آنهایی که در ایران ماندهاند، نه مهاجران. شش روایت متفاوت از بلایای جنگ را در پنجاهوپنجمین قسمت رادیو دور بشنوید. باتوجه به شش ماه فاصله بین پخش آخرین اپیزود تا این اسپینآف، لطفاً به دوستان خود در اینباره اطلاعرسانی کنید. لینک این قسمت در کستباکس:👇🏻 https://castbox.fm/vb/956096694 لینک صفحهی اینستاگرام رادیو دور: Instagram.com/radiodoorpod @gitalimin
در خرداد ماه ۱۳۸۴، شان پن، هنرپیشهی مشهور امریکایی، برای تهیهی گزارشی از انتخابات ریاست جمهوری، بهعنوان خبرنگار وارد ایران شد. او در این سفر با هاشمی رفسنجانی و برخی دیگر از چهرههای سیاسی و سینمایی و مردم عادی دیدار کرد و همچنین از نزدیک شاهد برگزاری نماز جمعه در دانشگاه تهران بود. این نسخهی ترجمه و خلاصهی گزارش سفر او به ایران است. متن را از کانال تلگرام احسان منصوری برداشتهام. @gitalimin
تمام قصهها با یکی بود یکی نبود آغاز نمیشوند. گاهی قصه فقط قصهی نبودن است. آن شب هم که آتش سوختن انبارهای نفت از پنجره پیدا بود؛ گرچه ما بودیم، ولی بسیاری نبودند. و حالا نفت هم داشت جزو دستهی نبودها قرار میگرفت. آدم غصهاش میگیرد وقتی میبیند جلوی چشمش نفت مملکتش دود میشود و به هوا میرود. نه فقط نفت، که جنگ مدرسه و دانشگاه و بیمارستان و خانه و خیابان و انسان و ایران را هم میسوزاند، بیشاز پیش. میگویند جنگ همین است، آخر آدم چرا باید همین را بخواهد؟ مرگ هرچیز را بخواهد؟ متن کاملتر در اینستاگرام قرار دارد. ✍️🏻 #گیتا_مینویی @gitalimin
@gitalimin