tgindex
مجتبی خادمی

مجتبی خادمی

Статистика
@gooshkon2020персидский

ما نابینایان عادیتر از اونی هستیم که به فکرتون میرسه! ارتباط با ادمین @luckymojy .آدرس وبسایت gooshkon.wordpress.com insta luckymojy

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
26
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
752
+3 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
871
26 постов
Вовлечённость
115,8%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 26
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
167
1/48двое суток
191
1/72трое суток
206

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 13 авг.18921из BlindnessStudies

    👁️ مطالعات نابینایی چیست؟ وقتی از «نابینایی» سخن می‌گوییم، معمولاً نخستین چیزی که به ذهن می‌آید، یک وضعیت پزشکی یا فقدان بینایی است. اما آیا نابینایی فقط همین است؟ مطالعات نابینایی (Blindness Studies) تلاشی است برای نگریستن به نابینایی از زاویه‌ای گسترده‌تر؛ از دریچه تاریخ، فرهنگ، اندیشه، فلسفه، ادبیات، هنر، سیاست، حقوق و تجربه‌های زیسته انسان‌های نابینا. این حوزه می‌پرسد: - جامعه در دوره‌های مختلف چگونه به نابینایی نگاه کرده است؟ - نابینایان چه نقشی در شکل‌گیری فرهنگ، دانش و تمدن داشته‌اند؟ - ادبیات و هنر چگونه نابینایی را بازنمایی کرده‌اند؟ - تجربه زیستن بدون بینایی چه افق‌های تازه‌ای برای شناخت انسان و جهان پیش روی ما می‌گذارد؟ در این نگاه، نابینایی تنها یک ویژگی جسمانی نیست؛ بلکه موضوعی برای اندیشیدن، گفت‌وگو و شناخت عمیق‌تر انسان و جامعه است. 🌱 این کانال تلاشی است برای گسترش چنین نگاهی؛ نگاهی که نابینایی را نه صرفاً به‌عنوان یک محدودیت، بلکه به‌عنوان بخشی از تاریخ، فرهنگ و تجربه انسانی مورد تأمل قرار می‌دهد. به «مطالعات نابینایی» خوش آمدید.https://t.me/BlindnessStudies

  • 6 авг.494213

    🎹 رویای آهنگسازی رو به واقعیت تبدیل کن! (ویژه عزیزان نابینا و کم‌بینا) 🎧 دوست داری آهنگ‌های خودت رو بسازی و تنظیم کنی؟ خبر خوب اینه که با نرم‌افزار REAPER و افزونه OSARA همه‌چیز با صفحه‌خوان NVDA در دسترس شماست! ما یه دوره مقدماتی توی ۱۰ جلسه طراحی کردیم که توش از صفرِ تنظیمات نرم‌افزار تا اصول تنظیم و چینش نُت‌ها رو با هم یاد می‌گیریم. کلاس‌ها هم کاملاً آنلاینه و توی محیط Team Talk برگزار می‌شه. مدرسهای شما تو این مسیر کی هستن؟ مهدی جوزی (فارغ‌التحصیل کارشناسی موسیقی) با همراهی: مهدی ابراهیم دوالی (متخصص ساخت و تدوین صدا با ۱۰ سال سابقه کار) تو این دوره چیا یاد می‌گیریم؟ 🔹 آشنایی با محیط نرم‌افزار، ساخت و ضبط تِرَک (Record). 🔹 مدیریت کامل Itemها (تغییر Pitch، Rate، Split و...). 🔹 کار با Effectها و درک پارامترهای در دسترس اونا. 🔹 Virtual Midi Keyboard، تنظیمات میدی کنترلر، مترونوم و MIDI Editor. 🔹 کار با پلاگین Kontakt. 🔹 اصول تنظیم، چیدن نُت‌ها, Step recording, طریقه ساخت قسمتهای مختلف آهنگ و .... 🔹 استفاده از Tempo Markerها و MIDI Learn. 💡 پیش‌نیاز: فقط کافیه کار روزمره با ویندوز و NVDA رو بلد باشی و جای دکمه‌های کیبورد رو هم خوب بشناسی! و بتونی ی ساز رو در حد متوسط بنوازی جهت اطلاعات بیشتر در این گروه عضو بشید https://t.me/+iHfUUD7gutg1ZjVk

  • 5 авг.64416из Leyla

    🌸 دوستان عزیز و همراهان گرامی بخش نابینایان کتابخانه مرکزی پارک‌شهر تهران با افتخار آماده ارائه خدمات به نابینایان، کم‌بینایان و تمامی علاقه‌مندان به مطالعه است. در این بخش می‌توانید کتاب‌های بریل را به امانت بگیرید و از کتاب‌های صوتی بهره‌مند شوید. همچنین برنامه‌های فرهنگی و آموزشی متنوعی از جمله نقد و معرفی کتاب، نشست‌های کتاب‌خوان، جمع‌خوانی، رونمایی کتاب، کارگاه‌های آموزشی و کلاس‌های آموزش خط بریل به‌صورت مستمر برگزار می‌شود و حضور شما باعث پویایی هرچه بیشتر این بخش خواهد بود. 🕘 ساعت فعالیت: 🔹 شنبه و سه‌شنبه: ۷:۳۰ تا ۱۱:۳۰ 🔹 یکشنبه، دوشنبه و چهارشنبه: ۱۳:۰۰ تا ۱۷:۰۰ 📞 راه‌های ارتباط با ما: ۰۲۱-۵۵۱۶۳۶۸۶ ۰۲۱-۵۵۱۶۴۵۶۰ (داخلی ۱۰۶) 📍 نشانی: تهران، خیابان وحدت اسلامی، خیابان بهشت، درب شماره ۴ پارک‌شهر، کتابخانه مرکزی پارک‌شهر، بخش نابینایان 🌐 راه‌های ارتباط در فضای مجازی: 📢 کانال تلگرام بخش نابینایان: https://t.me/blind_parkeshahr 📱 پیام‌رسان بله (ارتباط مستقیم): @blind_parkeshahr از شما عزیزان خواهشمندیم اگر این پیام را برای نابینایان، کم‌بینایان یا علاقه‌مندان به کتاب و کتاب‌خوانی مفید می‌دانید، آن را با دوستان و آشنایان خود نیز به اشتراک بگذارید تا افراد بیشتری با خدمات بخش نابینایان کتابخانه مرکزی پارک‌شهر آشنا شوند. 🌹 منتظر دیدار و همراهی گرم شما هستیم.

  • این ویدیو با عنوان «Inside Iran’s Underground Air Force: The Hidden Bases Beneath the Mountains»، به‌طور دقیق و جامع ابعاد مهندسی، دکترین نظامی و استراتژی زیرزمینی ساخت پایگاه‌های هوایی و موشکی ایران در دل کوه‌ها را تحلیل می‌کند.

  • این پیام صوتی با عنوان «Inside Iran’s Underground Air Force: The Hidden Bases Beneath the Mountains»، به‌طور دقیق و جامع ابعاد مهندسی، دکترین نظامی و استراتژی زیرزمینی ساخت پایگاه‌های هوایی و موشکی ایران در دل کوه‌ها را تحلیل می‌کند.

  • این ویدیو با عنوان «Inside Iran’s Underground Air Force: The Hidden Bases Beneath the Mountains»، به‌طور دقیق و جامع ابعاد مهندسی، دکترین نظامی و استراتژی زیرزمینی ساخت پایگاه‌های هوایی و موشکی ایران در دل کوه‌ها را تحلیل می‌کند.

  • سلام هم کانالی‌ها. امیدوارم حال همتون عالی باشه. دوستان، متنی که در ادامه براتون قرار میدم رو یکی از همراهان ناشناس برای من فرستادن و ازم خواستن که توی کانال منتشرش کنم. از اونجایی که ایشون هم از جامعه‌ی نابینایان هستند و دغدغه‌شون بررسی تجهیزات دسترسی‌پذیر…

  • سلام هم کانالی‌ها. امیدوارم حال همتون عالی باشه. دوستان، متنی که در ادامه براتون قرار میدم رو یکی از همراهان ناشناس برای من فرستادن و ازم خواستن که توی کانال منتشرش کنم. از اونجایی که ایشون هم از جامعه‌ی نابینایان هستند و دغدغه‌شون بررسی تجهیزات دسترسی‌پذیر بود، تصمیم گرفتم این مطلب رو بدون کم و کاست براتون به اشتراک بگذارم تا شاید برای شما هم مفید باشه یا بتونید دربارش گفتگو کنید. طبعاً مسئولیت صحت مطالب، تحلیل‌ها و نظرات نوشته‌شده در این متن کاملاً با خود فرستنده‌ی محترم هست و من شخصاً اطلاع یا تأییدی روی جزئیات آن ندارم. متن ارسالی ایشون به این شرح است: امروز می‌خوایم در کنار هم یک بررسی کاملاً صمیمانه، فکت‌محور و منطقی روی تصویری داشته باشیم که اخیراً در برخی فضاها دست به دست چرخیده؛ گوشی دکمه‌ای سفیدی که با قیمت ۶ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان معرفی شده است. هدف ما همیشه این بوده که به دور از هرگونه قضاوت، اطلاعات فنی و کاربردی را با هم به اشتراک بگذاریم تا بتوانیم با دیدی بازتر و شناخت دقیق‌تر تکنولوژی‌های دسترسی‌پذیر، بهترین انتخاب‌ها را داشته باشیم. پس بیایید ابتدا ظاهر این دستگاه را با هم مرور کنیم و بعد به نکات مهمی که در خرید این نوع گوشی‌ها باید به آن‌ها توجه کنیم، بپردازیم. توصیف دقیق و جزئی ظاهر گوشی این دستگاه یک گوشی دکمه‌ای کلاسیک (Candybar) با ترکیب رنگ سفید و مشکی است: بدنه و شاسی: بخش اصلی بدنه، لبه‌ها و قسمت پایینی دستگاه کاملاً سفیدرنگ و کمی منحنی است. اما قاب دور تا دور صفحه‌نمایش و دکمه‌های ناوبری وسط را یک پوشش مشکی‌رنگ و براق تشکیل داده است. بخش بالایی و نمایشگر: در بالاترین قسمت جلوی گوشی، خروجی کشیده صدای تلفن قرار دارد. در سمت چپ بالای صفحه، نشانگر "4G" چاپ شده که نشان‌دهنده پشتیبانی از شبکه نسل چهارم است. در سمت راست بالا نیز یک سنسور یا لنز دوربین سلفی کوچک دیده می‌شود. صفحه‌نمایش دستگاه برای یک مدل دکمه‌ای نسبتاً بزرگ (احتمالاً ۲.۴ یا ۲.۸ اینچ) و در این تصویر خاموش است. دکمه‌های کنترلی وسط: زیر نمایشگر، کلیدهای اصلی مدیریت منو، دو کلید خطی افقی برای تایید، و کلیدهای سبز (تماس) و قرمز (قطع تماس) قرار دارند. در مرکز، یک دکمه چهارجهته مربعی تعبیه شده که روی دکمه وسط آن، لوگوی معروف "Wi-Fi" با فونت درشت چاپ شده است؛ این یعنی دستگاه قابلیت اتصال به وای‌فای یا اشتراک‌گذاری اینترنت (Hotspot) را دارد. صفحه کلید عددی: ۱۲ دکمه عددی استاندارد در نیمه پایینی قرار دارند که سفیدرنگ هستند و حروف خاکستری دارند. روی تمام دکمه‌ها، علاوه بر حروف انگلیسی، حروف فارسی و عربی به صورت فابریک و کارخانه‌ای چاپ شده است. برند دستگاه: در بالاترین بخش قاب، نام برند با حروف انگلیسی تا حدودی محو چاپ شده که به نام‌هایی مثل "TENPOWER" یا "TENFONE" شبیه است و نشان می‌دهد دستگاه ساخت یک برند کمتر شناخته‌شده است. نکات مهم و راهنمای خرید امن تجهیزات دسترسی‌پذیر وقتی با تجهیزات الکترونیکی و به‌ویژه گوشی‌های دکمه‌ای هوشمند مواجه می‌شویم، برای اینکه خریدی مطمئن و متناسب با نیازهایمان داشته باشیم، بهتر است چند معیار مشخص را مد نظر قرار دهیم: اهمیت شفافیت در سیستم‌عامل: گوشی‌های دکمه‌ای که از وای‌فای و 4G پشتیبانی می‌کنند، معمولاً از سیستم‌عامل‌های خاصی مثل KaiOS یا نسخه‌های سبک‌شده اندروید (Android Go) استفاده می‌کنند. از آنجا که برای کاربران نابینا، دسترسی‌پذیری و اجرای صحیح صفحه‌خوان (TalkBack) اولین و حیاتی‌ترین شرط است، مشخص بودن دقیق نوع سیستم‌عامل کمک می‌کند تا مطمئن شویم دستگاه کارایی لازم را دارد یا خیر. عدم اشاره به این موضوع، فرآیند خرید را کمی با ابهام مواجه می‌کند. مشخصات سخت‌افزاری و طول عمر دستگاه: اطلاعاتی مثل میزان حافظه رم (RAM)، حافظه داخلی، ظرفیت باتری و مدل پردازنده، معیارهای اصلی تعیین‌کننده سرعت و ماندگاری یک گوشی هستند. وقتی این اطلاعات به طور کامل بیان نشوند، ارزیابی کیفیت سخت‌افزار و همچنین اطمینان از پیدا شدن قطعات یدکی یا باتری آن در آینده کمی دشوار می‌شود. بررسی ارزش خرید و گزینه‌های مشابه: مبلغ ۶ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان برای یک گوشی دکمه‌ای، بودجه‌ای است که گزینه‌های متعددی را پیش روی خریداران می‌گذارد. در بازار فعلی، مدل‌های دکمه‌ای و نیمه‌هوشمند شناخته‌شده دیگری از برندهای معتبر (مانند نوکیا یا مدل‌های اندرویدی جی‌ال‌ایکس و شیائومی) وجود دارند که با مشخصات کاملاً شفاف، گارانتی رسمی و قیمت‌های بسیار مشخص و گاهی اقتصادی‌تر در دسترس هستند. شناخت این گزینه‌ها کمک می‌کند تا بتوان مقایسه بهتری انجام داد.

  • این قابلیت صدای طبیعی و باحال در نسخه جدید چت جی پی تی خوبه ولی جمینای در بحث تولید محتوای دقیق و درست پایدارتره از نظر من

  • ✍️ سه فرزند را به‌تنهایی بزرگ کردم. سال‌ها تمام زندگی‌ام را صرف آن‌ها کردم؛ شب‌های بی‌خوابی، روزهای بیماری، تکالیف مدرسه، جلسات اولیا و مربیان، سفرها، نگرانی‌ها و فداکاری‌هایی که هیچ‌وقت برایشان حساب و کتابی نگه نداشتم. هر کاری که از دستم برمی‌آمد انجام می‌دادم، چون مادر بودم و عشق مادری هیچ‌وقت با متر و معیار سنجیده نمی‌شود. دو ماه پیش، بالاخره زمان عمل چشمم مشخص شد. عمل پیچیده‌ای نبود، اما بیمارستان یک شرط داشت؛ باید کسی همراه من می‌آمد تا بعد از عمل مرا به خانه برگرداند. تاریخ و ساعت عمل را در گروه خانوادگی فرستادم و از فرزندانم خواستم اگر می‌توانند کنارم باشند. هر سه تقریباً یک پاسخ دادند: سرم خیلی شلوغه. اون روز کار دارم. واقعاً نمی‌رسم. روز عمل، تنها به بیمارستان رفتم. وقتی برای پذیرش مراجعه کردم، مسئول پذیرش لبخند زد و پرسید: چه کسی بعد از عمل شما را به خانه می‌برد؟ برای چند لحظه زبانم بند آمد. نمی‌دانستم چه بگویم. گوشی‌ام را برداشتم و دوباره به فرزندانم زنگ زدم. یکی بعد از دیگری. هیچ‌کس جواب نداد. پرستار با مهربانی توضیح داد که بدون حضور یک همراه، اجازه انجام عمل را ندارند. روی صندلی راهرو نشستم. احساس عجیبی داشتم؛ ترکیبی از شرمندگی، تنهایی و اندوه. شروع کردم به تماس گرفتن با آشنایان، همسایه‌ها و دوستان قدیمی. اما هیچ‌کس در دسترس نبود. در نهایت، با دستانی لرزان برای همسایه‌ام پیام فرستادم. مرد جوانی که چند سالی بود در واحد کناری زندگی می‌کرد. حدود دو سال قبل مادرش را از دست داده بود و از آن زمان تنها زندگی می‌کرد. پیام کوتاهی نوشتم: ببخشید که مزاحمت می‌شوم… برای عمل به بیمارستان آمده‌ام و کسی نیست مرا به خانه برگرداند. کمتر از بیست دقیقه بعد، خودش را به بیمارستان رساند. بدون هیچ سؤال و بدون کوچک‌ترین تردیدی. فرم‌ها را امضا کرد. مرا تا اتاق عمل همراهی کرد. و ساعت‌ها در راهرو منتظر ماند. وقتی عمل تمام شد، نسخه داروهایم را گرفت، برایم وسیله رفت‌وآمد فراهم کرد و مرا تا خانه رساند. حتی کمکم کرد از پله‌ها بالا بروم. بالش‌هایم را مرتب کرد. برایم چای درست کرد. و ساعت مصرف قطره‌های چشم را روی کاغذ نوشت تا فراموش نکنم. در میان آن همه مهربانی، جمله‌ای گفت که هرگز از یادم نمی‌رود: اگر می‌توانستم فقط یک بار دیگر مادرم را به یک ویزیت پزشک ببرم، هر کاری می‌کردم… آن لحظه چیزی در قلبم شکست. آن شب، فرزندانم بالاخره در گروه خانوادگی پیام دادند: عمل خوب پیش رفت؟ جواب دادم: بله، همه چیز خوب بود. هیچ‌کس نیامد. هیچ‌کس نپرسید چیزی لازم دارم یا نه. هیچ‌کس نگفت اگر کمکی خواستم، تماس بگیرم. صبح روز بعد، صدای در خانه بلند شد. همسایه‌ام بود. برایم صبحانه آورده بود. خانه را مرتب کرد. و کمک کرد روزهای نقاهتم را با آرامش بگذرانم. اعتراف این حقیقت برایم دردناک است، اما در یکی از آسیب‌پذیرترین لحظات زندگی‌ام، هیچ‌کدام از فرزندانم کنارم نبودند. کسی که دستم را گرفت، فرزند من نبود. مردی بود که مادرش را از دست داده بود و خوب می‌دانست حسرتِ یک فرصت ازدست‌رفته چه دردی دارد. آن روز درس بزرگی گرفتم. گاهی پیوندهای خونی، تضمین‌کننده حضور و محبت نیستند. و گاهی انسان‌هایی که هیچ نسبت خانوادگی با ما ندارند، در سخت‌ترین لحظات زندگی، خانواده واقعی ما می‌شوند. مهربانی، همیشه از یک نام خانوادگی مشترک نمی‌آید؛ گاهی از قلبی می‌آید که ارزش حضور آدم‌ها را می‌داند، چون خودش روزی دردِ نبودن را تجربه کرده است. و شاید بزرگ‌ترین اندوه زندگی این باشد که قدر بعضی آدم‌ها را زمانی بفهمیم که دیگر فرصتی برای جبران باقی نمانده باشد. /ناشناس::!!! https://t.me/gzeng  🟥 کانال گزینگ ⬅️ @Gzeng

  • دیگه نمیشه. دیگه نمیشه.

  • همینطوری رفتم توی جمینای یه بیت نوشتم از خودم الکی درآوردم چقدر قشنگ موزیک درست کرده یا خدا فکر نمی‌کردم بتونه این کارو بکنه

  • 2 июл.1 08244

    без подписи

  • 2 июл.1 10392

    هفده سال پیش، هنوز بیشتر درس‌هایمان را با نوار کاست می‌خواندیم. از فایل‌های MP3 و حافظه‌های کوچک امروزی خبری نبود. هر درس، دنیایی از نوار بود. مثلاً تاریخ ادبیات دوم دبیرستان، بیست‌وچهار نوار کاست می‌شد؛ بیست‌وچهار قاب پلاستیکی که بخش بزرگی از کمد کوچک خوابگاهمان را اشغال می‌کرد. بقیه درس‌ها هم کم‌وبیش همین وضعیت را داشتند. حالا کتاب‌های کمک‌درسی، نوارهای آموزشی و البته نوارهای ترانه را هم به این مجموعه اضافه کنید. آن روزها هنوز به آلبوم موسیقی می‌گفتیم «نوار ترانه». ما در خوابگاهی زندگی می‌کردیم که قانون کم نداشت؛ بعضی‌هایشان مفید بودند و بعضی دیگر، فقط برای سخت‌تر کردن زندگی. یکی از عجیب‌ترین قوانین، ممنوع بودن گوش دادن به موسیقی بود. موسیقی، که از قدیم همدم بسیاری از نابینایان در ساعت‌های طولانی تنهایی بوده، برای ما ممنوع بود. تنها اجازه داشتیم نوحه یا آنچه «آهنگ مجاز» نامیده می‌شد گوش کنیم و اگر سرپرست خوابگاه کوچک‌ترین نشانه‌ای از وجود یک نوار ترانه -آن هم از نوع غیر مجازش- در وسایل کسی پیدا می‌کرد، دردسر بزرگی برایش آغاز می‌شد. از خودِ ممنوعیت، تلخ‌تر، تبعیض در اجرای آن بود. در طول هفت سالی که از اول راهنمایی تا پایان پیش‌دانشگاهی در آن مدرسه و خوابگاه شبانه‌روزی زندگی کردم، فقط یک بار نوار ترانه‌ام ضبط شد؛ اما همان یک بار، چنان در ذهنم حک شد که گویی هر روز برایم تکرار شده است. آن روز با یکی از دوستانم درباره چند خواننده صحبت می‌کردیم. یکی از عادت‌های ناخوشایند بعضی از سرپرست‌ها این بود که بی‌صدا وارد اتاق‌ها می‌شدند؛ نه سرفه‌ای، نه صدای قدمی، نه کوبیدن دری. آرام می‌ایستادند و گوش می‌دادند که چه می‌کنیم و چه می‌گوییم. برای مقابله با این کار، با بچه‌هایی که اندکی بینایی داشتند، میان خودمان قرار گذاشته بودیم اگر ورود سرپرست را دیدند، هر طور شده با رمزی بقیه را باخبر کنند. بیشتر وقت‌ها هم این نقشه جواب می‌داد. آن روز اما یا دوستم سرپرست را ندید، یا آن‌قدر غرق بحث شده بود که فرصت هشدار دادن پیدا نکرد. بحثمان به جایی رسیده بود که دیگر با حرف نمی‌شد قانع شد. لازم بود خود آهنگ را پخش کنیم تا ثابت کنیم خواننده در شعر، فلان کلمه را گفته یا بهمان کلمه را. در همین لحظه، سرپرست بالای سرمان ایستاد. بدون هیچ مقدمه‌ای، نوارهای هر دو نفرمان را گرفت و گفت: «این‌ها را تحویل خانواده‌هایتان می‌دهم تا معلوم شود شما را اینجا فرستاده‌اند درس بخوانید یا آهنگ غیرمجاز گوش کنید.» خانواده دوستم از کسانی بودند که به مدرسه کمک مالی می‌کردند. چند روز بعد، نوار ترانه‌اش بی‌سروصدا به خودش برگردانده شد؛ اما درباره من، ماجرا شکل دیگری پیدا کرد. به مادرم زنگ زدند که به مدرسه بیاید؛ با این توضیح که پسرتان اینجا درس نمی‌خواند، نوار ترانه گوش می‌کند و حتی به «رسانه‌های بیگانه» هم گوش می‌دهد. این اتهام آخر، فقط از آنجا آمده بود که وسط همان گفت‌وگو، صحبت ما به برنامه آهنگ‌های درخواستی رادیو فردا هم کشیده شده بود. همین برایشان کافی بود تا نتیجه دلخواهشان را بگیرند. مادرم آمد. هنوز هم وقتی آن روز را به یاد می‌آورم، بیشتر از ضبط شدن نوار، شرمندگی او آزارم می‌دهد. با کلی خجالت، از من قول گرفتند که دیگر چنین کاری تکرار نشود و بعد نوار ترانه را تحویل مادرم دادند؛ انگار مدرک جرم خطرناکی را به خانواده مجرم می‌سپردند. تلخ‌تر اینکه همه این‌ها درباره کسی اتفاق می‌افتاد که آن سال‌ها دانش‌آموزی شبیه او پیدا نمی‌شد، بینا و نابینا رقیب من نبودند. تمام مقاطع تحصیلی را شاگرد اول بودم. هر مسابقه‌ای برگزار می‌شد، از درس گرفته تا ورزش، از گروه سرود تا مسابقات قرآن، معمولاً نام من در صدر اول برگزیدگان بود. اما آن روز، ظاهراً همه این‌ها، در برابر یک نوار ترانه، بی‌ارزش شده بود. بعد از آن روز دیگر هرگز نوار موسیقی به خوابگاه نبردم. نه از سر پشیمانی، بلکه از سر تصمیم. آن‌قدر درس خواندم که به بچه‌های دیگر درس می‌دادم. در تمام فعالیت‌های فوق‌برنامه مدرسه شرکت کردم. هر جا فرصتی برای یاد گرفتن یا آموختن بود، خودم را به آن رساندم. اما دیگر هیچ‌کس نتوانست در وسایل من نوار ترانه‌ای پیدا کند. موسیقی را تبعید کردم؛ نه از زندگی‌ام، بلکه تا پایان دوران دانش‌آموزی. با خودم قرار گذاشتم آهنگ‌ها منتظر بمانند تا روزی که دیگر کسی حق نداشته باشد میان من و صدایی که دوستش دارم دیوار بکشد. بعضی زخم‌ها، حتی وقتی آزادی از راه می‌رسد، همان‌جا می‌مانند. شاید برای همین است که هنوز هم، بعد از گذشت هفده سال، وقتی آهنگی پخش می‌کنم، ناخودآگاه صدایش را کم می‌کنم. انگار هنوز گوشه‌ای از وجودم باور دارد ممکن است هر لحظه کسی بی‌صدا وارد اتاق شود، پشت سرم بایستد و بگوید: «این را خاموش کن...» ⏺🎶🔈 @theblindtexts

  • 26 июн.1 19567

    قبل از مطالعه توجه داشته باشید این‌ها تجربیات شخصی خودمه ممکنه اشتباه باشه ### راهنمای جامع حل باگ «لالی و فریز شدن تاک‌بک و کیبورد» در اندروید ۱. سؤال: باگ فریز شدن یا «لالی موقت» تاک‌بک در گوشی‌های اندروید (مخصوصاً سامسونگ) دقیقاً چه زمانی و چطور رخ می‌دهد؟ * جواب: این باگ معمولاً پس از چند ساعت استفاده مداوم از گوشی، قطع و وصل شدن‌های مکرر اینترنت و اتصال به وی‌پی‌ان (VPN) رخ می‌دهد. در این حالت، تاک‌بک در خواندن المان‌های پویا مثل ساعت نوار وضعیت، درصد باتری و اعلان‌های دریافتی کاملاً لال و فریز می‌شود؛ اما در عین حال، منوهای وسط صفحه و بقیه بخش‌ها را همچنان بدون مشکل می‌خواند. ۲. سؤال: چرا در این وضعیت، کیبورد گوشی هم دچار اختلال و لالی می‌شود؟ * جواب: وقتی این باگ فعال می‌شود، لالی به کیبورد هم سرایت می‌کند؛ به این صورت که هنگام لمس حروف کیبورد صدا را می‌شنوید، اما به محض برداشتن دست، تایپ شدن حرف یا پاک شدن آن (BackSpace) را اعلام نمی‌کند. این نشان می‌دهد سیستم پمپاژ و ارسال رویدادها (Accessibility Events) در هسته اندروید کاملاً قفل شده است. ۳. سؤال: مقصر اصلی این باگ خود برنامه تاک‌بک است یا رابط کاربری سامسونگ؟ * جواب: این یک باگ ترکیبی و عمیق است. ریشه اصلی به مدیریت حافظه در هسته سیستم‌عامل اندروید (گوگل) برمی‌گردد که به دلیل بار سنگین تغییرات شبکه و VPN، پل ارتباطیِ ارسال رویدادها به سرویس‌های دسترسی‌پذیری را قطع می‌کند. در این حالت کدهای One UI سامسونگ و تاک‌بک بیدار هستند، اما چون دیتایی از لایه زیرینِ گوگل به آن‌ها پاس داده نمی‌شود، چیزی اعلام نمی‌کنند. ۴. سؤال: آیا این مشکل یک باگ شخصی است یا کاربران دیگر هم در دنیا آن را گزارش کرده‌اند؟ * جواب: خیر، این یک مشکل جهانی است. در فروم‌های رسمی سامسونگ، ردیت و گوگل، کاربران نابینای زیادی (به‌خصوص از نسخه One UI 6 به بعد) دقیقاً همین فریز شدن نوار وضعیت و لال شدن رویدادها پس از اتصال به VPN را گزارش کرده‌اند. ۵. سؤال: چرا خاموش و روشن کردن تاک‌بک یا توقف اجباری (Force Stop) آن مشکل را حل نمی‌کند؟ * جواب: چون کدهای پیوندیافته (Bound Services) این برنامه عمیقاً در رم سیستم‌عامل رزرو شده‌اند. وقتی باگ در لایه مرکزی اندروید رخ می‌دهد، بستن ظاهری برنامه فایده‌ای ندارد و آن بخشِ خراب شده تا زمان ری‌استارت شدن کامل گوشی در رم باقی می‌ماند. ۶. سؤال: برای تست زنده و شوک دادن موقت به این باگ چه کاری می‌توان انجام داد؟ * جواب: آزمایش کشوی اعلان‌ها (Notification Drawer)؛ هنگام بروز لالی، دو انگشتی پنل اعلان‌ها را از بالای صفحه به سمت پایین بکشید. این کار سیستم‌عامل را مجبور به بازسازی لایه گرافیکی نوار وضعیت می‌کند. اگر موقتاً ساعت شروع به خواندن کرد، یعنی تداخل در لایه میانی بوده، اما اگر همچنان سکوت برقرار بود، یعنی پل ارتباطی در عمق سیستم کاملاً شکسته است. ۷. سؤال: چه برنامه‌ها و تنظیماتی ممکن است این تداخل و قفل شدن سیستم را تشدید کنند؟ * جواب: برنامه‌های جانبی که دسترسی به اعلان‌ها (Notification Access) دارند، مانند برنامه‌های پاسخ خودکار (Auto Reply Pro)، برنامه‌های کمکی مثل اندروید اتو (Android Auto) می‌توانند تداخل را بیشتر کنند و بهتر است دسترسی نوتیفیکیشن آن‌ها در تنظیمات خاموش شود. ۸. سؤال: راهکار نهایی و پایدار سیستمی برای پاکسازی این باگ عمیق چیست؟ * جواب: از آنجایی که این یک باگ در سطح فِرم‌ور و هسته است، تغییر زبان یا رفرش‌ریت صفحه فایده پایداری ندارد. بهترین تیرِ ترکش سیستمی، انجام عملیات Wipe Cache Partition از طریق محیط ریکاوری (Recovery Mode) گوشی است تا تمام فایل‌های موقت سیستم کاملاً تخلیه و بازسازی شوند. در نهایت باید منتظر اصلاحیه‌های بعدی سامسونگ و گوگل ماند. ۹. سؤال: آیا برنامه‌های پیام‌رسان داخلی (مثل بله) می‌توانند عامل اصلی و پنهان این باگ باشند؟ * جواب: بله، ۱۰۰ درصد! طبق تست‌های عملی دقیق، برنامه‌هایی مثل «بله» به دلیل کدهای غیربهینه در بخش اعلان‌ها و تلاش مداوم برای اتصال به سرورهای داخلی هنگام روشن بودن VPN، حجم عظیمی از رویدادهای خطا را به هسته سیستم پمپاژ می‌کنند. این ترافیک سنگین پنهان، لایه دسترسی‌پذیری (Accessibility) اندروید را کاملاً بایکوت و لال می‌کند. خاموش نگه داشتن یا عدم اجرای این‌گونه برنامه‌ها در زمان استفاده از VPN، مشکل فریز شدن ساعت و کیبورد را کاملاً ریشه‌کن می‌کند.

  • کارم زیاده ولی همچنان از زندگی لذت می‌برم و نمی‌دونم این گروه محله مجتبی و دوستان چی داره که همه توش تبلیغ و این چیزا می‌ذارید برام جالبه

  • 20 июн.1 177111

    ترانه امشو شوشه سندی به زبان انگلیسی

  • 20 июн.1 10714

    🎮 راهنمای اتصال به سرور بازی ماشین (top speed) در بخش چندنفره (Multiplayer) برای تجربه بازی آنلاین با دوستان خود در سرور skbx.ir، مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید: 1. وارد بخش MultiPlayer game (بازی چندنفره) شوید. 2. گزینه Manage saved servers (مدیریت سرورهای ذخیره‌شده) را انتخاب کنید. 3. روی Add a new server (افزودن سرور جدید) بزنید. 4. در قسمت Server IP or host (IP یا میزبان سرور)، آدرس زیر را وارد کنید: skbx.ir 5. سایر فیلدها (به جز پورت) را طبق سلیقه خود پر کنید. 6. در نهایت دکمه Save server (ذخیره سرور) را بزنید. 🚀 نحوه ورود به بازی: پس از ذخیره‌سازی، به لیست سرورها برگردید، سروری که با نام دلخواه ذخیره کرده‌اید را از لیست انتخاب کنید و وارد بازی شوید تا از رقابت در بازی لذت ببرید! فایل کلاینت بازی برای ویندوز راهنمای بازی در ویندوز فایل کلاینت برای اندروید راهنمای بازی در اندروید @jabeyemaharatha

  • بعضی مردها را هیچ‌کس نمی‌بیند... نه آن روزی که خسته به خانه برمی‌گردند، نه آن شبی که تا صبح با سقف اتاق حرف می‌زنند، نه آن لحظه که هزار تکه می‌شوند و لبخندشان را مثل کتِ روی دوش، مرتب نگه می‌دارند. عجیب است... برای شکستن یک مرد، همیشه مشت لازم نیست. گاهی کافی‌ست سال‌ها شنیده نشود. کافی‌ست هرچه می‌دهد، وظیفه حساب شود. کافی‌ست یک عمر پناه باشد، اما پناهی نداشته باشد. مردهای نجیب، غم‌انگیزترین ساکنان خانه‌هایند. آن‌ها دعواهایشان را در گلدان‌های حیاط دفن می‌کنند، اشک‌هایشان را در مسیر بازگشت از کار جا می‌گذارند، و بغض‌هایشان را کنار کفش‌هایی می‌گذارند که فردا دوباره باید بپوشند. کسی نمی‌فهمد چه تعداد مرد هر شب کنار خانواده می‌خوابند، اما سال‌هاست کسی در آغوششان زندگی نمی‌کند. چه تعداد مرد سر سفره می‌نشینند، می‌خندند، حرف می‌زنند، اما دلشان مثل صندلیِ خالیِ انتهای میز تنها مانده است. ما از خشونت، همیشه تصویر فریاد ساخته‌ایم. اما بعضی خشونت‌ها صدا ندارند. خشونت، گاهی فراموش شدن است. گاهی دیده نشدن. گاهی این است که هیچ‌کس نپرسد: «تو خودت چطوری؟» گاهی این است که تمام عمر برای دیگران بسازی و در پایان، کسی حتی ویرانی‌های درونت را نبیند. مردهای نجیب، اغلب قربانی مهربانیِ خودشان می‌شوند. آن‌قدر سکوت می‌کنند که همه خیال می‌کنند درد ندارند. آن‌قدر تحمل می‌کنند که همه باور می‌کنند زخمی نمی‌شوند. و آن‌قدر دوست می‌دارند که فراموش می‌شود خودشان هم محتاج دوست داشته شدن‌اند. کاش روزی برسد که مردها مجبور نباشند غم‌هایشان را پشت واژه‌ی «مردانگی» پنهان کنند. کاش کسی بفهمد قوی بودن، به معنای بی‌درد بودن نیست. و کاش پیش از آنکه دیر شود، پیش از آنکه قلبی در سکوت پیر شود، کسی دست مردی را بگیرد و بی‌هیچ دلیلی بگوید: «خسته نباشی... این بار، اجازه بده تکیه‌گاه تو باشم.» مردها همیشه با صدای بلند نمی‌شکنند... بعضی مردها آرام‌آرام از درون فرو می‌ریزند، درست شبیه دیواری که سال‌ها بار سقف را به دوش کشیده و هیچ‌کس ترک‌هایش را ندیده است. آن‌ها قهرمان قصه‌های خودشان نیستند، فقط آدم‌هایی هستند که زیادی دوست داشته‌اند، زیادی بخشیده‌اند و زیادی سکوت کرده‌اند. و دنیا هنوز نمی‌داند سخت‌ترین نوع تنهایی، تنها ماندن در میان کسانی‌ست که برای خوشبختی‌شان تمام عمر جنگیده‌ای. بعضی مردها از کمبود عشق نمی‌شکنند... از فراوانیِ عشق‌هایی می‌شکنند که یک عمر بی‌صدا خرج کرده‌اند. از آغوش‌هایی که پناه داده‌اند اما روزی برای خودشان پناهی نداشته‌اند. از شب‌هایی که نگران همه بوده‌اند و هیچ‌کس نگران حالِ دلشان نبوده است. و چه غم‌انگیز است وقتی مردی در میان تمام کسانی که دوستشان دارد، احساس کند هیچ‌کس خانه‌ی قلب او نیست. آن وقت است که تنهایی، دیگر نبودنِ آدم‌ها نیست... بودنِ آدم‌هایی‌ست که تو را نمی‌بینند... #سارا_طباطبایی_احتشام @maaxx124

  • 6 июн.1 85934

    یه مورد رو یادم رفت بگم. برای اینکه بتونید سایت های فیلتر شده رو باز کنید، باید توی تنظیمات سریع گزینۀ پراکسی سیستم رو با اینتر انتخاب کنید، بعد scape بزنید تا از پنجرۀ تنظیمات بیرون بیاد. اینم لینک های برنامه از اپ استور آیفون و play store اندروید: https://apps.apple.com/us/app/hiddify-proxy-vpn/id6596777532 خروج از "هیدیفای نکست Hiddify Next" https://play.google.com/store/apps/details?id=app.hiddify.com