گورملی تبریزیم
Статистикаاین صفحه صرفا برای پتانسیلهای گذشته و حال تبریز میباشد و بدور از حاشیه و انتقاد هست. برای ارسال مطالب ، عکس و فیلم درباره تبریز قدیم و جدید با ما در ارتباط باشید. @Amirvalipour2189 instagram.com/gormalitabrizim
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 7
- Всего постов
- 196
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Картинки
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 164
- 1/48двое суток
- 187
- 1/72трое суток
- 202
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
دستگاه ماهور از تار بیگجه خانی #art گورملی تبریزیم 👇👇👇👇👇 👉https://t.me/gormalitabrizim 👉http://Instagram.com/gormalitabrizim
وصیت دکتر هیئت به جوانان آذربایجانی برو به هرکس به هر جوان آذربایجانی و علاقمند به خاک مادریمان رسیدی بگو: جواد هیئت گفت که بروید تاریخ را بخوانید و خودتان نیز بنویسید نترسید که ضعیف باشد اگر ضعیف هم نوشتید باز از خودمانید باید تاریخ خودمان را خود بنویسیم و بخوانیم و الا دیگران تاریخ را برایمان تحریف خواهند کرد و خائنین خودشان را کاردان و دلاوران ترک را غلام معرفی خواهند کرد ما ترکها همیشه در خط مقدم جبهه شمشیرهایمان را در هوا چرخاندیم و سرزمین ها فتح کردیم و امپراتوری ها را در خاک نشاندیم و با غرور خود را ترک نامیدیم آری ما تاریخ را ساختیم و متاسفانه ننوشتیم ما تاریخ ساز بودیم و آنها تاریخ نویس در پشت جبهه تاریخ نویس بیگانه برایمان تاریخ نوشت خودمان تاریخ خودمان را ننوشتیم احتیاجی نمیدیدیم آری تاریخ نویس بیگانه ما را کرد غلامان ترک و خودش را سروران و وزیران کاردان ...! #قلب گورملی تبریزیم 👇👇👇👇👇 👉https://t.me/gormalitabrizim 👉http://Instagram.com/gormalitabrizim
به مناسبت شانزدهمین سالگرد در گذشت حمید آرش آزاد قسمت دوم از نظر تحصيلات عاليه نيز، آرش در سال ۱۳۴۹ در كنكور سراسري دررشته زبان و ادبيات فارسي از دوره روزانه دانشگاه تبريز قبول شده كه پس از سه سال تحصيل در اين رشته موفق به ترك تحصيل اجباري شده است بعد در رشته حقوق قضايي از دانشگاه تهران قبول شده و بعد از دو سال اقامت در تهران، به طرزي بسيار عارفانه و پيروزمندانه توانسته است به افتخار سه ترمه شدن نايل شود و به آغوش تبريز بازگردد😊 البته در نهايت دورههاي شبانه رشته علوم اجتماعي در دانشگاه تبريز به دادش رسيده و آبرويش را خريده وگرنه…! جالب است كه با اين همه افتخارات فراوان هميشه به فرزندانش نصيحت ميكند كه به طور مرتب در كلاسهاي مدرسه و دانشگاه حاضر بشوند شب و روز مطالعه بكنند خوب درس بخوانند و…! از نظر شغلي نيز جناب آرش چند سالي آموزگار مقطع ابتدايي و دبير مقطع راهنمايي تحصيلي بود بعد از ترك موفقيتآميز اين شغل نيز آن اندازه كه حاجي بازاريهاي پولدار صيغه عوض ميكنند جناب آرش هم شغل عوض كرده و شايد بتوان گفت كه از نظر تعداد و تنوع مشاغل ركورد شكسته و در نهايت با تحريكات زير پا نشستنها و از راه به در كردنهاي يك رفيق ناباب، به شغل روزنامهنگاري رو آورد آرش كار روزنامهنگاري را با روزنامه فروغ آزادي آغاز كرد و بعد از همكاري با سه روزنامه و هفتهنامههاي ديگر بالاخره به صورت يك عنصر نفوذي و مشكوك وارد روزنامه امين شد كه سالها در آنجا كار كرد و بالاخره بازنشسته شد آرش كار سرودن شعر را با غزل آغاز كرده و در ۱۵ سالگي خيال ميكرد كه با ساختن غزل عاشقانه ميتواند تبديل به يك عارف وارسته بشود اما مادر مرحومهاش كه خيال كرده بود پسرش عاشق دختر فلان همسايه شده چنان تجليل و تشويقي از او به عمل ميآورد كه اين جوجه عارف تا زمان ۲۸ سالگي به بعد از انداختن طوق لعنت به گردنش ديگر مرتكب هيچ غزل عارفانهاي نميشود آرش آزاد هر دو زبان تركي و فارسي غزلهاي بسياري سروده است و در ساختن غزل به اندازهاي تسلط و استعداد داشته كه زماني كه ميخواسته سرودن غزل را كنار بگذارد و به ساختن اشعار طنز بپردازد استاد بزرگ و بزرگواري همچون جناب آقاي يحيي شيدا به او ميگويد: آرش! حيف است كه تو غزل را كنار بگذاري ادامه بده تو ميتواني در غزل معاصر آذربايجان تبديل به يك پديده بزرگ و درخشان بشوي اما آرش براي هميشه به طنز رو ميآورد دليلي هم كه مطرح ميكند اين است كه: (چون ديدم كه تعداد غزلسرايان خوب و بااستعداد فراوان اما جاي طنز،خالي است به سرودن شعرهاي ساتيريك پرداختم) كسي هم نبود از ايشان بپرسد كه: مگر جناب عالي مسئول پر كردن همه جاهاي خالي هستي؟ اگر واقعاً خودت را در اين مورد مسئول ميداني بهتر است اول جاهاي خالي در وجود خودت از قبيل جيب، چانه و… را پر بكني و بعد به فكر جاهاي خالي ديگر باشي..! گورملی تبریزیم #آرش #شاهین_بدرپور 👇👇👇👇👇 👉https://t.me/gormalitabrizim 👉http://Instagram.com/gormalitabrizim
به مناسبت شانزدهمین سالگرد در گذشت حمید آرش آزاد قسمت اول ۲۳ مرداد ماه امسال، شانزدهمین سالگرد درگذشت حمید آرش آزاد، شاعر، طنزپرداز،مترجم و روزنامه نگار کشورمان می گذرد شانزده سال پیش در همین روزهای گرم تابستانی مردم آذربایجان به خصوص قشر فرهنگی و هنری در سوگ از دست دادن بزرگمردی نشستند که هم معلمی دلسوز بود و هم روزنامه نگار، شاعر، نویسنده و طنرپرداز و همچنین از بنیان گزاران طنز ترکی و نیز طنز دو زبانه (فارسی و ترکی )که در نوع خود عجیب، منحصر بفرد و جالب توجه بود وی طنز را به معنای واقعی خود یعنی به نقد کشیدن جامعه با استفاده از بذله، وارونه سازی، خشم و نقیضه، ضعفها و تعلیمات اجتماعی با دو زبان فارسی و ترکی پیاده می کرد و از هرگونه لودگی و بیهودگی که این روزها بیشتر افراد در جامعه با آنها درگیر شده اند به دور ماند و همواره سعی داشت دردهای جامعه را به زبان طنز بیان کند حمید آرش آزاد که سالیانی است با القاب گول اوغلان، قزلباش، وروجک تبریزی، بیگلر بیگی، طوطی بالاسی، لک لک کوتوله، کوره باشی اوشاغی و خان دایی در مجله گل آقا و سایر نشریات قلم چرخانده و کتاب هایی چون مفتون خاک، یاغی، گرگ های قانلی دره، مسافران سیاره آلفا را ترجمه و منتشر کرده و همچنین کتاب جاودانه هوپ هوپ نامه را از الفبای سیریلیک به خط رایج ایرانی برگرداننده و البته چند کتاب از جمله جیزیغیندان چیخما بالا ، جولویه قالمادی و اوخو آت یایین گیزلت منتشر کرده ۲۳مرداد ۱۳۸۹مردم آذربایجان را تنها گذاشت و به ابدیت پیوست ولی نام و یادش همواره در بین مردم و در این دنیا جاودانه خواهد ماند حمید آرش آزاد نخستین کسی بود که از سال ۱۳۷۳اشعار طنزآمیز به زبان ترکی را در هفته نامه و ماهنامه گل آقا و همچنین بچه ها گل آقا با القاب متفاوت به چاپ رساند و تا آخرین لحظات عمرش با این نشریه همکاری داشت وی در متن ناتمام معرفی آرش آزاد که زندگی خود را در چند صفحه نوشته و به دلیل آرمیدن در خاک نتوانست آن را ادامه دهد خود را به عنوان همکاران پیوسته با گل آقا معرفی کرده است وی در قسمتی از این زندگینامه که به صورت طنز به نگارش درآمده آورده است: آرش آزاد یک بار در جشنواره آذربایجان شرقی، یک بار در جشنواره مطبوعات شمالغرب کشور و یک بار در جشنواره استان زنجان توانسته است مقام اول رشته طنز در میان طنزپردازان شمالغرب به خود اختصاص دهد و از این بابت تعدادی تمام سکه بهار آزادی و لوح تقدیر کسب کند وی همچنین در بخش دیگری ادامه میدهد: چندین بار هم در مسابقات سراسری طنز، شعر، مقاله و جدول، جزو هشت نفر اول بوده که البته تهرانی ها در حق او لطف کرده و اجازه نداده اند مقام اول را به دست بیاورد حمید آرش آزاد همچنین ادامه می دهد: در یک کلام و به طور خلاصه آدم به این نتیجه میرسد که جناب آرش چندین و چند دفعه شاخ غول، گرز رستم و چیزهایی از این قبیل را شکسته است که باید جریمه هایش را بپردازد که البته همیشه هم جریمه پرداخته است اما هنوز که هنوز است کسی نمی داند که شکسته های شاخ غول و گرز رستم را در کجا پنهان کرده است..! وی که همواره وقایع اجتماعی و سیاسی را به صورت طنز و شیرین بیان می کرد گویی در این نوشته کوتاه نیز از اهالی فرهنگ و مسئولان فرهنگی به صورت نامحسوس گلایه کرده است چرا که در زمان حیات این روزنامه نگار برجسته کشورمان آنچنان که باید تقدیری از جایگاه وی نشد که امیدواریم در این سالها جشنواره هایی با عنوان این شاعر آذربایجانی برگزار شود حال با اینکه حمید آرش آزاد در جمع ما نیست ولی نوشته ها و شوخی هایش هیچ گاه از اذهان مردم خارج نمیشود که امیدواریم مسئولان فرهنگی نیز چنین شخصیتهای فرهنگی را فراموش نکرده و به صورت شایسته مقام آنان را تکریم کند گفتنی است که حمید آرش آزاد در سال ۱۳۲۷ در كوچهي باغ دربندي بدنیا آمد محل دربند يك متري و هزار پيچ كه يك سرش به كوي سيداسلام و سر ديگرش به كورهباشي ختم ميشود كه اينها هم به ترتيب به خيابانهاي ملل متحد و منجم مربوط ميشوند پس خيلي هم بيربط نيست كه يكي از نامهاي مستعار خودش را كورهباشي اوشاغي انتخاب كرده است حميد آرش در مقطع ابتدايي پنج سال در دبستان نوروز در همان كورهباشي درس خوانده كلاس ششم ابتدايي را در مدرسههاي ويچويهاي و كوزهكناني در محلهي كوزهگر خانااوستو ( ابتداي خيابان حجتي فعلي ) گذرانده وسه سال سيكل اول متوسطه را در دبيرستان رازي بوده و سيكل دوم را نيز در رشته ادبي در دبيرستانهاي ضميمهي دانشسرا و دهخدا خوانده و در واقع مانند يك مرده مشغول ذمه از گوري به گور ديگر فرار كرده و بالاخره يك ورقه ديپلم در رشتهي ادبي گرفته است #آرش #شاهین_بدر پور گورملی تبریزیم 👇👇👇👇👇 👉https://t.me/gormalitabrizim 👉http://Instagram.com/gormalitabrizim
کوه ساوالان از قدیم در اذهان و باور مردم آذربایجان به عنوان کانونی مقدس نماد ایستادگی و پایداری نقش بستهاست به نظر برخی زبانشناسان ساوالان از دو کلمه ساو یعنی وحی پیام و آلان یعنی گیرنده تشکیل یافته است در این ارتباط میتوان به روایت اسطورهای- دینی زرتشت نیز اشاره نمود چراکه بنابر اعتقاد مردم محلی زرتشت به مدت ده سال در کوه ساوالان سکنی گزیده و الهاماتی از آسمان دریافت نموده و به مقام پیامبری واصل گشتهاست این واژه در زبانهای عربی و فارسی به شکل سبلان نگارش یافته و تلفظ میگردد که معرب ساوالان میباشد درخصوص دریاچه قله ساوالان میتوان اذعان داشت که بنا به روایتی قدیمی مردم خواسته و نیت خویش را به آب مقدس ساوالان در میان گذاشته و از او طلب گشایش در امور مینمودند همچنین میتوان به روایت اسطورهای دیگر در ارتباط با آت گؤلو یکی از دریاچههای دامنه ساوالان نیز اشاره نمود مردم محلی معتقد هستند بعد از شکست قشون خرمیان و بابک قاراقاشقا همان اسب بابک به دریاچه آت گولو پناه میبرد و هر چند سال یکبار در شبی مهتابی از دریاچه خارج گشته و شیهه سر میکشد در افسانهای دیگر روح بابک در اواخر ماه مرداد در قله ساوالان حلول مییابد شعرا و ادبا نیز در ارتباط با کوه ساوالان بایاتی و اشعار فراوانی سرودهاند که هنوز در میان مردم آذربایجان جاری و ساری است ساوالانین دوزو وار اوستونده قار بوزو وار ائلهکی یار ساللانیر اورهیینده سؤزو وار ساوالاندا قار اولسون آغ گئییمین وار اولسون نامرده کیم باش اَیسه *اونا گؤروم عار اولسون ساوالان نماد قدرت کانون تقدس و وحدت روح سرافرازی، آزادگی و ایستادگی و نیز روایت تاریخی و اعتقادی آذربایجان میباشد محافظت و پاسداری از آن و دیگر واژگان تورکی حفظ و پاسداری از خود جمعی و هویت تاریخیمان میباشد #سیامک میرزایی گورملی تبریزیم 👇👇👇👇👇 👉https://t.me/gormalitabrizim 👉http://Instagram.com/gormalitabrizim
در تبریز قدیم هر محله سهمی در اداره و توسعه شهر داشت تجارت و صنعت عمدتاً در اختیار اهالی محلاتی چون دوهچی و نوبر بود امور مدیریتی و دیوانسالاری در ششگلان رونق داشت دامپروری با جامیش آوانی ها و لوکزهایها بود و کشاورزی در حکمآباد، شام قازان و لاله جریان داشت آسیابانان باریش، مارالان و بیلانکی آرد شهر را تأمین میکردند باغمئشه در کنار کشاورزی میزبان مسافران بود و نانوایان مارالان نان سنتی تبریز را به سفره مردم میرساندند همچنین تولید و تجارت فرآوردههای لبنی و چرم طبیعی، هویت اقتصادی محلاتی چون جامیشآوان و لیلآباد را شکل داده بود تا دهه ۴۰ خورشیدی مرز محلات، میدانهای اصلی، مساجد، حمامها و حتی گورستانهای هر محله مشخص بود و این عناصر شناسنامه فرهنگی و اجتماعی هر منطقه به شمار میرفتند احیای هویت محلات تاریخی ضرورتی فرهنگی و اجتماعی است یکی از راهکارهای عملی و کمهزینه، نصب کتیبههای سنگی در میدانهای اصلی و تاریخی محلات است کتیبههایی که نام محله پیشینه تاریخی و ویژگیهای آن را معرفی کنند و ضمن حفظ هویت شهری به تقویت گردشگری فرهنگی نیز کمک کنند....! #ایوب نیکنام لاله گورملی تبریزیم 👇👇👇👇👇 👉https://t.me/gormalitabrizim 👉http://Instagram.com/gormalitabrizim
بخیه : سیریق بدبخت : قارا گون ، اوغورسوز برای همیشه : بیر یوللوق، سون سوز برشته : قیزارمیش برکت : بوللوق بستر : یاتاق بشر دوستانه : اینسان سئور بعضی : بیر پارا بلا : قادا بن بست : چیخماز به جا : یئرینده به اندازه کافی : یئترلی به عهده گرفتن : بویونا آلماق بی اهمیت : اؤنم سیز با اهمیت : اونملی **بی چاره : یازیق بی حیا : اوتانماز ، ییرتاق بی سرپرست : باش سیز بی سلیقه ، شلخته : پینتی بی شرم : اوتانماز بی فایده : یاراماز بی عرضه : باجاریق سیز ، افل بی غیرت : دامارسیز بیکار : ایش سیز بیگانه : یاد ، اؤزگه بیننده : باخان بی نهایت : اوج سوز بینوا : یازیق سون سوز : بی پایان #آنلام گورملی تبریزیم 👇👇👇👇👇 👉https://t.me/gormalitabrizim 👉http://Instagram.com/gormalitabrizim
دبستان (مدرسه) کاوه تبریز یکی از بناهای واجد ارزش تاریخی و آموزشی در محدوده محله چلبی و ضلع شمالغربی فلکه دانشگاه تبریز (چهارراه زنجیر سابق) بود ۱. موقعیت جغرافیایی و بافت شهری مکان: این مدرسه با شیروانیِ شاخصِ خود، در انتها و ضلع شمالغربی فلکه دانشگاه (ابتدای مسیر بلوار استاد شهریار و مجاورت میدانچایی) قرار داشت ارتباط با محله چلبی: محله چلبی از محلات قدیمی و کمبرخوردارِ آن دوره تبریز در حاشیه میدانچایی بود که به باغهای اطراف ختم میشد دبستان کاوه نقش مرکز آموزشی اصلی را برای کودکان این محله و مناطق مجاور ایفا میکرد سرنوشت بنا: با توسعه و تغییر ساختار شهری تبریز در دهههای بعدی، این بنا تخریب شد و بعدها برج بلور و سازههای مدرن اطراف فلکه دانشگاه در این محدوده احداث گردیدند ۲. پیشینه و اهمیت تاریخی دوران حکومت ملی فرقه دموکرات (۱۳۲۴–۱۳۲۵ خورشیدی): پیش از تبدیل شدن به مدرسه عمومی این ساختمان به دلیل موقعیت استراتژیک شهری بهعنوان ستاد فرماندهی نیروهای نظامی فرقه دموکرات آذربایجان مورد استفاده قرار میگرفت تبدیل به دبستان کاوه: پس از وقایع آذر ۱۳۲۵ و سقوط فرقه ساختمان تغییر کاربری یافت و اول به عنوان اداره بهزیستی و سپس دبستان پسرانه/مختلط کاوه به ساختار آموزش و پرورش استان پیوست ۳. اسناد و عکسهای تاریخی در عکسهای هوایی و پانورامای دهه ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ از فلکه دانشگاه تبریز ساختمانی با سقف شیروانی تیرهرنگ در زمینه شمالی/شمالغربی میدان به چشم میخورد که دقیقاً متعلق به همین مدرسه است #کاوه گورملی تبریزیم 👇👇👇👇👇 👉https://t.me/gormalitabrizim 👉http://Instagram.com/gormalitabrizim
شاعر قهرمان سلماسی منشی ستارخان و مبارز در راه انقلاب مشروطه و آذربایجان محمود غنی زاده از آزادی خواهان آذربایجان و از پیشتازان مشروطیت ایران در جمادی الثاتی ۱۲۹۶هق در شهر سلماس پا به عرصه وجود نهاد وی در اوان جوانی دورا دور با سید جلال الدین کاشانی، مدیر مسئول روزنامه حبل المتین چاپ کلکته همکاری میکرد او سپس به قفقاز و در شهر تمرخان شوره با طالبوف(عبدالرحیم تبریزی) آشنا شد وی قبل از مشروطیت به یک نهضت اساسی معتقد شده بود و به مجالس روشنفکران رفت و آمد داشت پس از بازگشت از آذربایجان به اورمیه در محرم سال ۱۳۲۵ق در اورمیه با همکاری چند تن از روشنفکران این شهر روزنامه فریاد را منتشر کردند که سبب تحولات شگرفی در اورمیه شد غنی زاده در زمینه روزنامه نگاری یکی از سیما هاي درخشان تاریخ مطبوعات آذربایجان به شمار میرود وی با سرودن مثنوی معروف هذیان نه تنها مایه اعجاب و تحسین شعرای بزرگی مثل ملک الشعرای بهار قرار گرفت بلکه توانست نام خود را در تاریخ ادبیات ایران جاودانه کند غنی زاده با داشتن اندیشه ای روشن و استعدادی سرشار مورد اعتماد رهبران در آذربایجان بود، چنانچه سمت منشی گری مخصوص ستارخان به عهده وی محول شد در نتیجه در اغلب تصمیم گیری های انقلابی نقش داشت این شاعر و روشنفکر مبارز در اوایل سال ۱۳۲۶ق دو آه مانده به کودتای محمدعلی شاه به دعوت دوستانش ( حسین خان عدالت، محمد ابوالضیائ شبستری و سید حسن شریف زاده) به تبریز آمد و نخستین فعالیتش را در این شهر با نوشتن متن مقالاتی در روزنامه شورای ایران آغاز میکند و از سوی مردم به عضویت انجمن ایالتی آذربایجان انتخاب شد وی همچنین همراه با میرزا علی اکبر خان وکیلی اداره روزنامه انجمن ایالتی را برعهده میگیرد با توجه به مبارزات این مرد مبارز در لیست نود نفری رحیم خان چلبیانلو جهت تسلیم به نیروهای حکومتی قرار گرفت در سال ۱۳۲۸ق پس از یورش و تجاوز نیروهای روس به تبریز غنی زاده و رضازاده مشفق و چند تن دیگر جمعیتی بنام: (وطن خواهان) تشکیل میدهند و روزنامهای بنام مشفق منتشر میکنند که این روزنامه تمام توانش را در جهت مبارزه با روس های متجاوز بسیج میکند چنانچه پس از عاشورای خونین ۱۳۳۰ روس های اشغالگر بدنبال دستگیری غنی زاده میافتند تا وی را در شدیدترین حالت مجازات کنند غنی زاده در اواسط ۱۳۲۹ق مامور تشکیل دادگستری سلماس شد غنی زاده پس از محرم خونین ۱۳۳۰ق که در این مبارزات همراه دیگر مجاهدان قهرمان تبریز بود او با صلاحدید ثقة الاسلام راهی کشور ترکیه شد و در آنجا نیز اشعاری علیه تجاوزات انگلیس و روسیه نوشت و تا سال ۱۳۳۴ق در آنجا اقدامات بریزید و سپس به آلمان مهاجرت کرد غنی زاده در کتابخانه برلین مشغول کار بود و در آنجا از روی ماخذ و منابع موثق درباره تاریخ آذربایجان مطالعه و تحقیق کرد و کتابی تالیف نمود که موفق به چاپ آن نشد او مس از ۱۴ سال دوری از وطن در اول خرداد ۱۳۰۵ شمسی به علت درگذشت پدرش به ایران برگشت و در آبان ماه همان سال روزنامه سهند را در تبریز منتشر کرد روزنامه سهند ارکان دموکرات ها پس از شهادت شیخ خیابانی به شمار میرفتاما با توجه به اختناق حکومت رضاخان میرپنج و فشار آن بر مطبوعات غنی زاده تصمیم گرفت روی به ترجمه منابع مفید آلماتی چاپ کرد. غنی زاده به دلیل فشار و تضییقات حکومت استبدادی پهلوی بر رسانه اش در ۳۰ بهمن ماه ۱۳۱۳ در سن ۵۷ سالگی در تبریز دق مرگ شد شاهکار غنی زاده همان مثنوی هذیان بود که این مثنوی پس از ترجمه توسط لشچینسکی جوایزی در آلمان دریافت کرد شعر هذیان در واقع فریاد اعتراض عصبی و زهر خندآمیز انسان قرن بیستم است که در میان آتش و خون به دنیا آمده عمری اسیر ماشین است... فریاد انسان استعمار زده ای است که عمری استعمار شده و فریادش را خداوندان زمین و آسمان نشنیده گرفتهاند... مشاهیر آذربایجان، صمد سرداری نیا #سهند گورملی تبریزیم 👇👇👇👇👇 👉https://t.me/gormalitabrizim 👉http://Instagram.com/gormalitabrizim
روایت شکوه،عرفان،تاریخ و...مبارک باد ۱۴مردادروز تبریز مبارک باد زمانی که مولانا سروده بود: شهر تبریز است و کوی دلبران ساربانا بار بگشا ز شتران بیگمان زیباییها و دلستانیهای شهر تاریخی و کهن تبریز را به یاد میآورد که یا از نزدیک دیده بود یا از دیگران شنیده بود براستی هم تبریز در درازای گذر تاریخی بسیار دیرینهی خود، دلانگیز و شادیآور و تماشایی بوده است روز ۱۵ مردادماه نیز بدان سبب روز تبریز نامیده شده است تا هم از تاریخ و فرهنگ این بخش از ایران ما یاد شود و هم یادآور روز مشروطیت باشد که تبریز در برپایی آن نقش بیمانند داشت میدانیم که در ۱۴ امردادماه ۱۲۸۵خورشیدی بود که فرمان مشروطیت به دست مظفرالدینشاه قاجار امضاء شد و تبریز از پایگاههای مهم آن بود #tabtiz گورملی تبریزیم 👇👇👇👇👇 👉https://t.me/gormalitabrizim 👉http://Instagram.com/gormalitabrizim
عرفای بخواب رفته در گورستان گجیل قسمت سوم حضرت بابا فرج گجیلی: یکی از استثناییترین، پررمزورازترین و تاثیرگذارترین چهرههای عرفانی تبریز در سدهٔ ششم هجری (متوفی ۵۶۸ یا ۵۷۰ هـ.ق) است. او نه تنها پیرِ شاخصِ گورستان و منطقهٔ گجیل بود بلکه نام و هویت آن گورستان تاریخی تا قرنها با نام او گره خورده بود (به طوری که در متون کهن از گجیل با عنوان گورستان بابا فرج نیز یاد شده است) در ادامه ابعاد مختلف زندگی مرتبهٔ معنوی و روایات جالبی که حول محور این عارف بزرگ وجود دارد را بررسی میکنیم: ۱. مرتبه معنوی: مجذوب سالک وپیر اهل حال بابا فرج از عارفانی بود که در اصطلاح تصوف به آنان مجذوب یا اهل غلبه و حال میگفتند او خانقاه رسمی به معنای رایج، یا کتاب و تألیف نداشت بلکه حضورش در تبریز مرکز جذب اهل دل و سالکان بود اهل سکوت و استغراق: در منابع آمده که او غالب اوقات در حالتِ جذب و استغراق (فنای معنوی) بوده و کمتر سخن میگفت اما اگر لب به سخن میگشود، کلماتش گرهگشای مسائل پیچیدهٔ عرفانی بود لقب بابا: در سنت عرفانی آذربایجان و خراسان، لقب بابا به مشایخ و پیرانی داده میشد که نقشی پدرانه، پناه-گونه و مستمر برای مردم عادی و سالکان داشتند (مانند بابا طاهر، بابا کوهی، بابا فرج) ۲. حکایت معروف بابافرج وشیخمحمودی شبستری: یکی از مهمترین سندهای عظمت بابا فرج ذکری است که شیخ محمود شبستری (صاحب مثنوی عظیم گلشن راز) از او میکند در روایات تاریخی و تذکرهها آمده است که وقتی از شیخ محمود شبستری دربارهٔ حقیقتِ کشف و شهود و مقامِ عرفانی بابا فرج سؤال شد شبستری دربارهٔ او نقل کرد یا به مقامش ارج داد که بابا فرج به مرحلهای از شهود رسیده بود که جهانِ ظاهر در نظرش مانعِ دیدن حق نبود همچنین در کتاب نفحاتالانس جامی و روضاتالجنان آمده است که بابا فرج خود میگفته: از آن روز که خورشیدِ حق بر من تافته هرگز پنهان نشده است (اشاره به مقام ثبات در شهود معنوی) ۳. حکایت ملاقاتهای معنوی و بزرگانهمعصر: ملاقات با شهابالدین سهروردی (شیخ اشراق): روایت شده که سهروردی در دوران جوانگری و سفر به تبریز، به دیدار بابا فرج رفته و از انفاس معنوی او بهرهمند شده است توجه حافظ شیرازی: جالب است بدانید در برخی شرحهای کهن بر دیوان حافظ وقتی حافظ میگوید: پیرِ ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت /آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد برخی تذکرهنویسان روایتی شبیه به این مضمون را به خرد و نگاهِ خطاپوشِ بابا فرج گجیلی نسبت دادهاند که نشاندهندهٔ نفوذ کلام او در ادبیات عرفانی ایران است ۴. شغل وزیست پارسی: بابا فرج نیز مانند بسیاری از عرفای مکتب تبریز (همچون پیر سلهباف) اهل مریدپروریِ اشرافی یا وابستگی به سلاطین نبود او زندگی بسیار سادهای داشت در حوالی دروازه گجیل میزیست و مردم او را پناهگاه روحی خود در برابر ظلم حاکمان و سختیهای روزگار میدانستند ۵. سرنوشت آرامگاه بابا فرج: مزار بابا فرج در مرکز گورستان گجیل قرار داشت و بقعه و گنبدی کوچک بر فراز آن ساخته شده بود که تا اوایل قرن چهاردهم شمسی (دوران پهلوی اول) زیارتگاه مردم تبریز و اهل معرفت بود با تسطیح گورستان گجیل در سال ۱۳۰۸ شمسی و احداث باغ گلستان (پارک شهر) بقعهٔ بابا فرج نیز تخریب شد امروزه مدفن این عارف نامدار زیر فضای سبز و خیابانهای اطراف باغ گلستان تبریز مدفون است بدون آنکه حتی کتیبه یا سنگنوشتهای یادبود برای او برپا شده باشد چرا بابا فرج برای تاریخ تبریز مهم است؟: بابا فرج حلقهٔ وصلِ تصوف بومی آذربایجان به عرفان بزرگانی چون شمس تبریزی و شیخ محمود شبستری است او نشان میدهد که تبریز قرنها پیش از شمس دارای یک اتساع و ظرفیت معنوی بالا بوده که توانسته چهرههایی با این حجم از استغراق و آزاداندیشی را در خود پرورش دهد #عرفا گورملی تبریزیم 👇👇👇👇👇 👉https://t.me/gormalitabrizim 👉http://Instagram.com/gormalitabrizim
عرفای بخواب رفته در گورستان گجیل قسمت دوم در مورد شمسالدین خونجی و پیر سلهباف (شیخ ابوبکر زنبیلباف)، با دو شخصیت بسیار مهم در تاریخ تصوف تبریز و در مسیر زندگی شمس تبریزی روبرو هستیم نکته مهم تاریخی این است که: شمس خونجیو پیر سلهباف دو فرد متفاوت و از استادان شمس تبریزی بودهاند (گاه در برخی منابع عامیانه نامشان کنار هم آمده است اما در منابع اصیل دو شخصیت مجزا هستند) همچنین بر خلاف تصور عمومی که بیشتر مشایخ در گجیل مدفونند محل دفن یا خانقاه پیر سلهباف طبق متون کهن در گورستان چرنداب بوده است جزئیات و اطلاعات ریز و درشت درباره این دو استاد برجسته: ۱. پیر سلهباف (شیخ ابوبکر زنبیلباف تبریزی) او نخستین پیر و مربی اصلی شمس تبریزی در زادگاهش تبریز بود شغلی که به آن افتخار میکرد: او از صوفیانی بود که از دسترنج خود نان میخورد و با بافتن سله (زنبیل و سبدهای حصیری) روزگار میگذراند او مطلقاً به ارباب قدرت، شاهان و امرای وقت اعتنایی نداشت و از فتوت وجوانمردی ارتزاق میکرد جایگاه در تصوف: افلاکی در مناقبالعارفین او را بزرگِ دین در ولایت و یگانهٔ زمان در کشفالقلب مینامد او خرقهپوشی و مریدپروری به سبک خانقاهی معمول را نداشت و اهلیتی آزادمنشانه داشت رابطهاش با شمس تبریزی: شمس تبریزی در مقالات میگوید که تمام ولایتها و گشایشهای اولیهٔ روحی را از شیخ ابوبکر یافته است اما مرتبهٔ شمس به جایی رسید که به شیخ خود قانع نشد جالب اینجاست که خودِ شیخ ابوبکر سلهباف وقتی ظرفیت عظیم شمس را دید به او توصیه کرد که تبریز را ترک کند و در جهان به دنبال پیر اکمل بگردد نکته مهم تاریخی این است که: شمس خونجی و پیر سلهباف دو فرد متفاوت و از استادان شمس تبریزی بودهاند (گاه در برخی منابع عامیانه نامشان کنار هم آمده است و اما در منابع اصیل دو شخصیت مجزا هستند) همچنین، بر خلاف تصور عمومی که بیشتر مشایخ در گجیل مدفونند، محل دفن یا خانقاه پیر سلهباف طبق متون کهن در گورستان چرنداب بوده است ۲. شمسالدین خونجی (خنجی): او یکی دیگر از استادان علمی و فقهی شمس تبریزی بود که بعد از پیر سلهباف، شمس در سیر و سلوک علمی خود از محضرش بهره برد خاستگاه: وی اهل خونج (کاغذکنان/آقکند امروزی در نزدیکی میانه آذربایجان شرقی) بود تخصص علمی: فقیه، متکلم، حکیم و طبیب برجستهٔ شافعیمذهب بود که شاگرد مستقیم امام فخر رازی به شمار میرفت مهاجرت و قاضیالقضاتی: پس از هجوم مغولها او مانند بسیاری از دانشمندان از آذربایجان به شام و آناتولی (روم) مهاجرت کرد و در آنجا به تدریس فقه و حکمت پرداخت و حتی به مقام قاضیالقضاتی رسید نقش او در زندگی شمس تبریزی: شمس تبریزی در تبریز و سپس در مسافرتهایش دانش فقهی و مباحث کلامی را نزد شمس خونجی فراگرفت تسلط شمس تبریزی به علوم ظاهری و فقه (که در مناظراتش با علمای قونیه دیده میشود) تا حد زیادی مدیون آموزشهای شمس خونجی بوده است درگذشت: وی در سال ۶۳۷ هجری قمری در اثر بیماری سل درگذشت #عرفا گورملی تبریزیم 👇👇👇👇👇 👉https://t.me/gormalitabrizim 👉http://Instagram.com/gormalitabrizim
عرفای بخواب رفته در گورستان گجیل قسمت اول در منابع تاریخی (بهویژه کتاب مرجع روضاتالجنان و جناتالجنان اثر حافظ حسین کربلایی تبریزی که جامعترین منبع در مورد مزارات تبریز است) اسامی و مدفنهای متعدد از عرفا، مشایخ، فقها و بزرگان در گورستان گجیل (که به گورستان بابا فرج یا مقبرةالعرفا نیز معروف بوده) ثبت شده است بر اساس جامعترین بررسیهای تاریخی لیست تفکیکشده و کاملتری از شخصیتهای مدفون در گورستان گجیل به شرح زیر است: ۱. مشایخ عارفان نامدار: بابا فرج گجیلی: از برجستهترین و معروفترین عرفای سده ششم هجری (متوفی ۵۶۸ ق) نقل است که حافظ، شیخ محمود شبستری و مولانا در آثار خود یا روایات تاریخی به مقام معنوی او و گورستان گجیل اشاره کردهاند بابا بلال: از مشایخ و عارفان اولیه تبریز که آرامگاهش در بخش شمالی گجیل قرار داشت خواجه محمد امین بلغاری: از سالکان و عارفانی که از مناطق شمالی به تبریز آمده و در گجیل دفن شد مولانا کمالالدین باکویی: از عرفا و صوفیان برجسته پیرو طریقتهای خانقاهی پیر کمال (کمالالدین): از مشایخ تصوف و اهل خانقاه خواجه علی و خواجه حسین: از سالکان و مریدان مشهور منطقه که در کنار بابا فرج مدفون بودند علمائ،فقها ومحدثان: مولانا ابراهیم سلماسی: از دانشمندان، فقیهان و شارحان بزرگ (شارح صحیح بخاری) امام واحدی: از محدثین و عالمان علوم دینی شیخالاسلام حاجی حسن زهتاب: از بزرگان دینی و معارفآموختگان تصوف معینالدین محمد (فقید زاهد): از زاهدان و فقیهان معروف که به تقوا و زهد شهره بود سادات،امرا وشخصیتهای منتسب: امیر سید اسماعیل شنبغازانی: از سادات جلیلالقدر و عارفان حوزه غازانیه و گجیل مزار منسوب به عکاشه: بر برآمدگی و بقعهای در گجیل، مدفنی منسوب به عکاشه (از صحابه یا تابیعین) قرار داشت که مورد زیارت مردم بود شاعره وصوفیه برجسته: مهستی گنجهای (روایت تاریخی): در برخی تذکرهها و روایات محلی تاریخی از گجیل یا حوالی آن به عنوان یکی از مواضع محتمل مدفن این شاعره نام برده شده است (اگرچه درباره مدفن دقیق او میان گنجه و تبریز اختلافنظر وجود دارد) چرا ارائه یک لیست صددرصدی کاملممکن نیست؟ ۱. تخریب کلی در سال ۱۳۰۸: با تصمیم بلدیه وقت در دوره پهلوی اول، گورستان گجیل بهطور کامل تسطیح، سنگقبرها شکستهشده و تبدیل به باغ گلستان (پارک شهر) شد ۲. ماهیت عمومی گورستان: گجیل برخلاف «مقبرةالشعرا» (سرخاب) که بیشتر محل دفن اعیان، شاعران و شاهان بود، علاوه بر عرفای بزرگ، گورستان عمومی مردم شهر نیز به شمار میرفت؛ بنابراین صدها سنگنوشته و مدفن بینامونشان در جریان ساخت پارک و خیابانهای اطراف از بین رفت اکثر کتب تاریخ تبریز متفقالقول هستند که اگر بقایای گجیل باقی میماند از نظر تعداد نفوس عارفان و بزرگان با مقبرةالشعرای سرخاب و مقبرةالوزرای چرنداب برابری میکرد #عرفا گورملی تبریزیم 👇👇👇👇👇 👉https://t.me/gormalitabrizim 👉http://Instagram.com/gormalitabrizim
با تکیه بر اسناد تاریخی دارالسلطنه تبریز و وقایع سال ۱۳۰۸ خورشیدی (دوران ریاست میرزا محمدعلی خان تربیت بر بلدیه تبریز) این تصویر سندی فوقالعاده ارزشمند از آغاز دگرگونیهای ساختاری و مدرنسازی شهری در تبریز است. تاریخ دقیق ذکر شده (۲۱ آذر ۱۳۰۸) کاملاً با بازه زمانی صدور اخطاریههای رسمی بلدیه برای تخریب و تسطیح این منطقه همخوانی دارد ۱. موقعیت مکانی و بناهای موجود در عکس بافت مسکونی و تجاری حریم درب گجیل: ساختمانهای خشتی و آجری که در سمت راست و دوردست تصویر دیده میشوند، بخشی از بافت متراکم محله و بازارچه قدیمی گجیل هستند این دروازه و محوطه پیرامون آن از زمان ایلخانان تا قاجار، یکی از شریانهای اصلی ورود کاروانها از غرب و جنوب غربی به داخل شهر و بازار تبریز بوده است ۲. تخریب قبرستان تاریخی گجیل بزرگترین رویداد شهری که در این عکس و در آذرماه ۱۳۰۸ در حال وقوع بود، تسطیح قبرستان باستانی گجیل است بر اساس اسناد بلدیه: این مکان مدفن بزرگان، عرفا و نامآورانی چون بابا فرج گجیلی و شیخ نجمالدین زرکوب بود #بنا گورملی تبریزیم 👇👇👇👇👇 👉https://t.me/gormalitabrizim 👉http://Instagram.com/gormalitabrizim
без подписи
без подписи
نیکولا بوویه و تیری ورنه در تبریز زمستان ۱۹۵۳ (۱۳۳۲) #گذر_عمر گورملی تبریزیم 👇👇👇👇👇 👉https://t.me/gormalitabrizim 👉http://Instagram.com/gormalitabrizimر
پل منصور تبریز دوره تاریخی: قدمت و دوره ساخت این پل تاریخی را به دوره قاجار برمیگردد نحوه ساخت و ویژگیهای معماری تعداد دهانهها: پل منصور به صورت پنج دهانه با طاقهای قوسی شکل ساخته شده این دهانههای قوسی طاقمانند و پایههای ضخیم و مستحکم آن به وضوح دیده میشوند مصالح بهکاررفته: در ساخت این بنا از مصالح سنتی مقاوم نظیر سنگ، آجر، چوب و ملات ساروج استفاده شده است راز ماندگاری در برابر رطوبت: از آنجایی که تبریز در گذشته بستری پرآب داشته و منطقه دارای رطوبت بوده است معماران قاجار هوشمندانه از ملات ساروج (که در برابر آب و رطوبت بسیار مقاوم است و به مرور زمان سختتر میشود) برای پیریزی و ساخت پایهها استفاده کردهاند تا پل در برابر جریان رودخانه مهرانهرود پایداری خود را حفظ کند پایههای پل: پایههای پل سنگی و به صورت مدور و ضخیم طراحی شدهاند تا بتوانند فشار آب رودخانه را شکسته و بار عرشه پل را به خوبی تحمل کنند #پل گورملی تبریزیم 👇👇👇👇👇 👉https://t.me/gormalitabrizim 👉http://Instagram.com/gormalitabrizimر
تورکو ده یئمک پیشرمهیین سایاغؽنا گوره آدی آیرؽدؽر بو پایلاشؽمدا بیر نئچه سی ایله تانؽش اوْلاق (اسامی انواعِ پخت و پز در تورکی) قوْوورما،قوْرما:Qovurma,Qorma :از مصدر قوْوورماق/Qovurmaq به معنی تفدادن،برشته کردن است غذای قوْرمه یک غذای تورکی به معنای خورشتی است که سبزی اش تفت داده شده قوْوورغا/Qovurğa :غذایی که با برشته کردن پخته میشود (مثل گندم بو داده) جؽغؽرتما/ Cığırtma : تفت دادن(مثل غذایی که با تفت دادن گوشت در روغن پخته میشود) قؽزارتما/Qızartma :سرخکردنی سۆزمه/ Süzmə :آبکش داشما/ Daşma : کته،دم پخت قایناتما / Qaynatma : جوشاندن یعنی غذایی که با جوشاندن پخته میشود دولما/ Dolma :غذایی که از پرشدنِ برگ مو،بامجان، کدو و ...تهیه میشود از مصدرِ دوْلدورماق/Doldurmaq دؤيمه/ Döymə :کوبیده دؤیمَج/Döyməc : غذایی ساده تهیه شده از نان خشک، پنیر و روغن و مغز گردو از مصدر دؤیمَجه/ Döyməcə به معنی ِ کوبیدن(مثل کوبیدنِ نان خشک و گردو و پودر کردنشان) دۆرمَک/Dürmək :لقمه،ساندویچ،غذای پیچیده شده لای نان از مصدرِ دۆرمَکلهمَک/Dürməkləmək به معنی لقمه کردن،ساندویچ کردن #غذا گورملی تبریزیم 👇👇👇👇👇 👉https://t.me/gormalitabrizim 👉http://Instagram.com/gormalitabrizimر
عکس از رولف بنی عکاس و نقاش کانادایی که بخش مهمی از زندگی روزمره خود را به تصویر میکشد و در سراسر جهان چاپ شده است کتاب ایران پال فیروزه چاپ شده در سال ۱۹۷۵ اصول اولیه و کتاب؟ سرنوشت چاپ شده در سال ۱۹۷۸ به مسائل،فرهنگی روابط انسانی و همچنین معرفی مکانهای دیدنی ایران اختصاص داده شده است مجموعه عکسهای وی از جمله کاملترین مجموعههای تصویری در نشان دادن ویژگیهای فرهنگی شیوه زندگی و اقلیمهای متنوع زندگی در ایران است و شامل تصاویری از مناظر بناهای باستانی مردم و فرهنگ ایران است #عکاسی گورملی تبریزیم 👇👇👇👇👇 👉https://t.me/gormalitabrizim 👉http://Instagram.com/gormalitabrizim