- Последний пост
- 4 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 2 656
- 1/48двое суток
- 3 043
- 1/72трое суток
- 3 282
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
آهای مردمِ بیچهرهی نقابفروشان میانهبازِ وسطگیر و دورِ قابفروشان سپرده گوش به افسانههای خامِ رهایی نشستهاید کنارِ بساطِ خوابفروشان چه دلخوشید شما سفلهگان به گوشهی امنی؟ نمانده گوشهی امنی از این عذابفروشان امیدِ معجزهای نیست از نبیِّ دروغین مخر امیدِ درستی از این خرابفروشان مبر به طاق و به گنبد گمانِ خانه و مسجد که سرپناه نیاید از این حبابفروشان سه وعده وعده به ما دادهاند از این همه نعمت به ما رسیده فقط دودِ این کبابفروشان نمانده نورِ امیدی به یک دقیقهی دیگر ستاره میطلبی چند از این شهابفروشان؟ عجب نباشد اگر تشنهاید دم به دمِ عمر که خوردهاید فریب از لبِ سرابفروشان «حمید زارعیِ مرودشت» ـ @berkeye_kohan ـ
شاعر! قفسی تعبیه باید بکنیم فکرِ نمک و ادویه باید بکنیم این جنگ اگر موجب قحطی بشود از جنگطلب تغذیه باید بکنیم! #مهدی_خضری @greenmehdi
آمدم هجرت کنم، پرواز ِ ماهان لغو شد جنگ شد، پروازم از گیلان به میلان لغو شد تا خریدم سکه و ارز و دلار از بخت ِ بد شد توافق، جنگ اِمریکا و ایران لغو شد آن توافق هم به بادی بند بود و از قضا با شعار ِ مرگ بر این، مرگ بر آن لغو شد توی پاکستان توافقنامهای امضا شُد و ... پا شدند از دندهی چپ، توی عمان لغو شد با وساطتهای اُتریش و قطر تایید شد باز با تاکید ِ حزب ِ الله ِ لبنان لغو شد سیل آمد یک شبی، هم مملکت را آب بُرد هم نشست ِ سازمان ِ حل ِ بحران لغو شد دوربین از بس که میافتاد روی دختران پخش ِ والیبال ایران و لهستان لغو شد همسرم گفت: عشق باشد، نان ِ خالی میخوریم بعد حرف ِ یار ِ من، یارانهی نان لغو شد توی عیدی بازدید از تخت ِ جمشید عیب نیست بازدید اما از آن، در هفت ِ آبان لغو شد بیگناهی ِ من ِ شاعر هویدا شد ولی حکم ِ تیر ِ بنده، بعد از تیرباران لغو شد #محمود_برزین @barziiiiiin
همیشه بادکنک توی صورتم ترکید همیشه بادکنک را زیاد کردم باد! #جواد_افرا @javadafranotebook
میگفت نشانیام، برِ بیکسی است شاید دو پلاک، آنوَرِ بیکسی است نو ماندن هر وسیلهای موهبتیست نو ماندن کفش، از سرِ بیکسیاست مهدی طاهری
видео или голосовое, без подписи
در رهگذر باد، چراغی که تو راست ترسم که بمیرد از فراغی که تو راست بوی جگر سوخته عالم بگرفت گر نشنیدی، زهی دماغی که تو راست #رودکی @greenmehdi
قلبی که برای ایران نتپد همان بهتر که هرگز نتپد
آب، مثلِ دوغ و پپسی گاز دارد؟ هیچوقت دشت،مثل کوه،چشم انداز دارد؟ هیچوقت هر که نامش بود رستم دیو خواهد کشت؟ خیر هر که نامش بود نازی، ناز دارد؟ هیچوقت شعرهای تازه ی سعدی و حافظ ارتباط... با شراب کهنه ی شیراز دارد؟ هیچوقت دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما پیر ما افکار مشکل ساز دارد؟ هیچوقت تا که پشتم گرم از ایمان و چشمم روشن است خانه ام کمبود برق و گاز دارد؟ هیچوقت حاجی آقا خانه و ویلای ییلاقی ش را... از همین روزیِ چندر غاز دارد؟ هیچوقت حاجی آقا روفت عالم را، دوبار این را بخوان! ربط به جارو و خاک اَنداز دارد؟ هیچوقت شیخ گفتا: حرف خود را اندکی کوتاه کن احتیاجی فحش به ایجاز دارد؟ هیچوقت #مهدی_خضری @greenmehdi
بگذار تو را لب به تبسّم برسد راز دل ما به گوش مردم برسد بنشین بغل آینه تا بار دگر زیبایی تو به چاپ دوم برسد! هشدار كه با درفش، نازت نكنند تولیدگرِ برقِ سهفازت نكنند اوضاع جهان، دیمی و هركیهركی است كوتاه بیا تا كه درازت نكنند! آن شیخ* که نور میدمد از جانش رویانده زمین تشنه را بارانش صد بوسه زنم به پای آن پیر که گفت: نانش بده و مپرس از ایمانش زنده یاد #عمران_صلاحی *این رباعی اشاره ای داره به ابوالحسن خرقانی که گفته میشه بر سردر خانقاهش چنین نوشته بود: (هر که بدین خانقاه درآید، نانش دهید و از ایمانش مپرسید) @greenmehdi
صلح است میان کفر و اسلام با ما تو هنوز در نبردی!؟ عالیجناب سعدی @greenmehdi
در راهروِ جهانِ واقع بینها در پستوی حاکمیت نفرینها تاج از طرفی فتاده تخت از طرفی سمساری تاریخ پر است از اینها #سیامک_کیهانی @greenmehdi
پیری رسید و موسم طبع جوان گذشت ضعف تن از تحمل رطل گران گذشت باریکبینیات چو ز پهلوی عینک است باید ز فکر دلبر لاغر میان گذشت وضع زمانه قابل دیدن دو بار نیست رو پس نکرد هر که از این خاکدان گذشت در راه عشق گریه متاع اثر نداشت صد بار از کنار من این کاروان گذشت از دستبرد حسن تو بر لشکر بهار یک نیزه خون گل ز سر ارغوان گذشت حبالوطن نگر که ز گل چشم بستهایم نتوان ولی ز مشت خس آشیان گذشت طبعی به هم رسان که بسازی به عالمی یا همتی که از سر عالم توان گذشت مضمون سرنوشت دو عالم جز این نبود آن سر که خاک شد به ره از آسمان گذشت در کیش ما تجرد عنقا تمام نیست در قید نام ماند اگر از نشان گذشت بیدیده راه گر نتوان رفت پس چرا؟ چشم از جهان چو بستی از او میتوان گذشت بدنامی حیات دو روزی نبود بیش آن هم کلیم با تو بگویم چهسان گذشت یک روز صرف بستن دل شد به این و آن روز دگر به کندن دل زین و زان گذشت #کلیم_کاشانی بیدل هم غزلی در همین وزن و ردیف و قافیه داره که خوندنش خالی از لطف نیست تا پر فشانده ایم ز خود هم گذشته ایم دنیا غم تو نیست که نتوان از آن گذشت
چندی پیش دو رباعی گفتم که در هر دو از عنصر شادی بخش انگشت استفاده شده و تقریبا همه جای ایران خوندم، اکثر دوستان این دو رباعی رو تا میشنوند میشناسند و به یاد مهدی خضری می افتند از میکده شیخ، مست آمد بیرون پیمانه ی می به دست آمد بیرون گفتیم: بریز، تا که با هم بخوریم از زیر عباش، شست آمد بیرون و دیگری شست تو شبیه شکلات است عزیز انگشت میانی ات نبات است عزیز من پیرو سعدی ام به من فحش نده «فحش از دهن تو طیّبات است» عزیز و حال اینکه دو نفر که هر دو به اصطلاح گرداننده ی گروه های طنز بزرگی در سطح کشور هستند اما نام نمیبرم از این دو رباعی مثلا اقتباس کردند. کاش لااقل طوری مضامین رو مثل جناب حافظ کش میرفتند که آدم کیف کنه، نه اینکه مجبور بشه چنین متنی بنویسه. به هر حال ما کتابی چاپ نکردیم که بتونیم اشعارمون رو به نام خودمون بزنیم هر چند این رباعیات چاپ شدنی نیستند! دزد آمده بود از در پشتی ما آورد به جوش، خون زرتشتی ما انگار زیادی خوششان آمده است از حس رباعیات انگشتی ما #مهدی_خضری @greenmehdi
من دوش قضا یار و قدر پشتم بود نارنج زنخدان تو در مشتم بود دیدم که همی گزم لب شیرینت بیدار چو گشتم سر انگشتم بود #عالیجناب_سعدی روز بزرگ مرد ادب فارسی خجسته ♥️ @greenmehdi
رفیق عزیزمون #محمود_برزین در باب پدر یک رباعی قشنگ داره که میگه: یک عمر تو را گذاشت بر کول خودش داده به تو از گندم محصول خودش با این همه زحمت که کشیده باید.... ...جوراب خرید!؟ آن هم از پول خودش؟؟ @barziiiiiin در شعر، شرح حال پدر جا نمی شود شاعر حریفِ واژهٔ بابا نمی شود #مهدی_خضری @greenmehdi
سحر با باد میگفتم حدیث صورت و سیلی ندا آمد که فعلا صبر کن تا بعدِ تعطیلی الا ای دولت طالع که دایم در پی جنگی چه فرقی میکند جنگ شما با جنگ تحمیلی؟ کسی هرگز نزد سیلی به زیر گوش قدرت ها چنانکه با ظرافت ضربه زد آقای استیلی! اگر از بنده میپرسی سیاست را رها کن، چون... دخالت کردن بیجاست در دعوای فامیلی زمانی ترسم از بی دانشی و بی سوادی بود ولی ترسم شده حالا شروع سال تحصیلی ندارد طاقت این دردها را هیچ انسانی اگر چه بیمه های آدمی باشند تکمیلی من از ریش و سیبیلِ توأمان بسیار میترسم نمیترسم ولی بسیار از افراد سیبیلی به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی به جای بودن از این خاک، بودم کاش از شیلی #مهدی_خضری @greenmehdi
وقتش شده پشت ِ ظالمان خم بشود کم کم گره طناب محکم بشود ای کاش که سایه ی ستم از سر ِ ما یک روز بدون دردسر کم بشود! #خالوراشد @greenmehdi
هر چند که دلربا تر از یلدا نیست هشدار که اوضاع جهان بحرانی ست یادت نرود که شب نماد ظلم است خوشحال نشو که عمر شب طولانی ست #استاد_رحیم_رسولی @greenmehdi
شک داشتنم به دین خود، خامی بود دین حامیِ چشم های بادامی بود! ایمان نمیاورید وقتی یوسف... در خانه ی اولین شوگر مامی بود؟ #مهدی_خضری @greenmehdi