tgindex
مکتبه‌ی حائری

مکتبه‌ی حائری

Статистика
@haerilibКнигиперсидский

🔶کتابخانه بیت آیت الله العظمی شیخ عبدالکریم حائری (ره) 🕰 ساعت ۷ تا ۲۱ 📍خیابان چهارمردان، کوچه ۶، پلاک ۲۳۰. ➕معرفی کتاب، مقاله و یادداشت درباره مناسبت هر روز ➕انتشار فایل pdf گلچینی از کتب ناب در جهان اسلام ➕و ...

Последний пост
4 дек. 2024 г.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
190
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
247
22 постов
Вовлечённость
130,0%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 22
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • "یارب به نسل طاهر اولاد فاطمه یارب به خون پاک شهیدان کربلا یارب به صدق سینهٔ پیران راستگوی یارب به آب دیدهٔ مردان آشنا دلهای خسته را به کرم مرهمی فرست ای نام اعظمت در گنجینهٔ شفا گر خلق تکیه بر عمل خویش کرده‌اند ما را بس است رحمت و فضل تو متکا یارب خلاف امر تو بسیار کرده‌ایم و امید بسته از کرمت عفو مامضی.." سعدی

  • видео или голосовое, без подписи

  • 3 дек. 2024 г.2932из shekoftandaraftab

    یادداشت دکتر عباس زریاب خوئی درباره ترجمه دیوان حافظ به ترکی در شماره اول مجله سفینه تبریز @shekoftandaraftab

  • "خیلی به من لطف داره شفیعی. من هم واقعاً دوستش دارم... آدم مغتنمیه... هم از نظر شخصی آدم عزیزیه و هم از لحاظ هنری و علمی مغتنمه... یه استثناست شفیعی که احتمالاً شانس تکرار برای دیگران نداره؛ مگر اینکه در آینده اتفاقات عجیب و غریبی بیفته." - هوشنگ ابتهاج (سایه) در پیر پرنیان‌اندیش

  • یادداشت مرحوم سید مرتضی حائری در آغاز یکی از کتاب‌ها.

  • 29 нояб. 2024 г.1814из molapub

    @molapub . به یاد محمد خواجوی؛ مترجم، مصحح، متاله و محقق حوزه فلسفه و عرفان اسلامی، در سالروز وفاتش، ۹ آذر ۱۳۹۱. . کسی به گردن مقصود دست حلقه کند که پیش تیر مشقّت سپر تواند بود به آرزوی هوس بر نیاید این معنی به آب دیده و خون جگر تواند بود . خواجوی در عمر پربار خود آثار فراوانی از ملاصدرا، ابن‌عربی و صدرالدين قونوی را تصحيح و ترجمه كرد كه مهم‌ترين آن‌ها ترجمه حكمت متعاليه در اسفار اربعه در ٤جلد، ترجمه و تصحیح فتوحات مكيه هر کدام در ١٧ جلد، ترجمه و تصحيح مصباح الانس و ترجمه قرآن حكيم است. . روحش شاد.

  • استاد محمد خواجوی ۱۳۱۳ ۹ آذر ۱۳۹۱ صدرا پژوه، عرفان پژوه و مترجم برجسته‌ی آثار صدرالمتالهین شیرازی

  • "در خاندان ما هنرهای زیبا جایگاه ویژه‌ای دارد و هنرمند خوشنویس، نقاش و صحاف زیاد داشته‌ایم، جدم آقای میرزا اسماعیل که در ابتدای کلام ترجمه حال ایشان را آوردم، از خوشنویسان بسیار خوبی بودند که انواع خطوط را بسیار استادانه می‌نوشتند و آثار بسیار ارزشمندی در این زمینه دارند که همراه برادرش آقا میرزا رضای منجم باشی از شاگردان میرزا محمدعلی خوشنویس کرمانشاهی بوده‌اند." آیت‌الله سید مرتضی نجومی کرمانشاهی

  • 25 нояб. 2024 г.1784из cheraghe_motaleeh

    👣 در نکوهش انتحال / ٢ ✍️🏻 منتخباتی از عبارات استاد جلال‌الدین همایی در بحث سَرِقاتِ ادبی (خاتمهٔ فنّ بدیع) «یکی از جوانان موزون‌طبع یکی از قصاید این حقیر را، که در منقبت مولانا علی (ع) به مطلع ذیل ساخته‌ام: بهار چهر من ای سبزخطّ غالیه‌مو به زیر طرّۀ مشکین نهفته‌ای ز چه رو؟ و در مجموعهٔ دانشنامه در اصفهان به طبع رسیده است، در یک جشن عمومی مذهبی، به توهّم این‌که گوینده‌اش از گذشتگانِ گمنام است، با حضور خود این حقیر با چند غلط فاحش به نام خود خواند و من در آن مکابره نکردم و هیچ به روی خود نیاوردم، چرا که یک قصیده یا چند بیت شعر را پیش من آن ارزش نبود که آبروی جوانی نوکار ریخته و از آغاز شاعری به بدنامی و دزدی و غارتگری شناخته شود. بعد از آن‌که میز خطابه را ترک گفت و در صندلی خالی پهلوی من نشست، آهسته با نهایت ادب و متنکّروار گفتم: اگر فلان کلمه را این طور بخوانید، شاید بهتر باشد. با تندی گفت: من همان‌طور ساخته‌ام و همان را می‌پسندم. من سکوت کردم و دیگر هیچ نگفتم. باز یکی از نوخاستگان که دعوی شاعری داشت غزل پدر مرا به این مطلع: گر برگ گل سرخ کنی پیرهنش را از نازکی آزار رساند بدنش را. سر تا پا به نام خود خواند با تغییر تخلّص و من هیچ نگفتم، امّا یکی از حاضران شعرشناس، که اتّفاقاً غزل را شاید قبل از تولّد آن نوجوان از پدرم شنیده بود، بر وی خرده گرفت. من آن شخص را هم ملامت کردم که چرا آبروی آن جوان را در پیش جمع برده است، ممکن بود که در خلوت او را بیاگاهاند و از عمل سرقت باز دارد. باز یکی از مدّعیان فقاهت لاف زده بود که کتابی در میراث زوج و زوجه نوشته که در مؤلّفات فقه اسلامی بی‌سابقه و بی‌نظیر است. پس از تحقیق، معلوم شد که نسخه‌ای از رسالهٔ میراث زوج و زوجهٔ شهید ثانی (أعلی الل‍ه مقامه) را به خطّ خود مؤلّف داشته و به توهّم این‌که نسخهٔ منحصربه‌فرد است و دیگر کسان از آن اطّلاع ندارند، آن را انتحال کرده و به خود نسبت داده بود. شیخی متفلسف یکی از رسایل فلسفی گذشتگان را به خود می‌بست که چون نسخهٔ خطّی‌اش به خطّ مؤلّف یافته شد، رسوایی بار آورد، و اهل خبرت پیش از آن نیز از شواهد احوال یقین داشتند که انتحال است.» 📚 (همان، ص٣٨٥ - ٣٨٦) «محتسب در بازار است. تو همی پوشی و او رسواتر است. از این نکته غافل نباید بود که سرقات ادبی چنان نیست که بر همه کس و در همه حال و برای همیشه پوشیده و مکتوم بماند و به قول صاحب المعجم: "مِلکِ مردم به تصرّفِ فاسد تملّک نپذیرد." و دیر یا زود، محتسب در بازار می‌آید و غلّ و غش‌ها همه مکشوف و خیانت‌ها آشکار و سارقان ادبی رسوا و شناخته خواهند شد. چه‌بسا که در روزگاران قدیم، گوینده یا نویسنده‌یی دستبرد به زاده‌های طبع و قلم گوینده و نویسندۀ دیگر زده است و امروز پیش ما راز او برملا و آشکار می‌شود. باید بدانیم که دزدی‌های پنهانی امروز نیز دیر یا زود از پرده بیرون خواهد افتاد. پس جوانان موزون‌طبع نوکار را سفارش می‌کنم که خود در صدد ابتکار و زایندگی فکر و طبع خود باشند و گرد انتحال و اقتباس و حتّى تتبّع و تقلید آثار دیگران نگردند و ملاحظه کنند که حکیم نظامی، که او را یکی از ارکان خمسۀ ادب فارسی شمرده‌اند (فردوسی، نظامی، مولوی، سعدی، حافظ) چون گنجینۀ مالامال گهر در طبع و فکر خداداد زایندهٔ خود داشت، از عاریت و دستبرد به زاده‌های طبع دیگران بی‌نیازی نشان می‌دهد، حتّی تقلید و تتبّع گویندهٔ دیگر را هم عار می‌شمارد و به قول خودش، آن‌چه را که دیگران گفته بودند دوباره اندیشۀ «مال خود» نمی‌کند و می‌گوید: آن‌چنان رفت عهد من ز نخست با که؟ با آن که عهد اوست درست که‌آن‌چه گویندهٔ دگر گفته است ما به می خوردنیم و او خفته است بازش اندیشه مال خود نکنم بد بود، به خصال خود نکنم تا توانم چو باد نوروزی نکنم دعوی کهن‌دوزی. (نظامی: هفت‌پیکر) خوشبختانه در همین زمان و در همین روزگار حاضر، هنوز دانشمندان خبیر و نقّادان بصیر داریم که در گوشه و کنار خاموش نشسته‌اند و دزدان ادبی و انواع سرقات را به چشم بصیرت می‌بینند و می‌دانند، و پوشش‌های عاریت را از جامۀ اصلی، و اطفال سرراهی را از فرزندان صلبی گوهری باز می‌شناسند.» 📚 (همان، ص٤٢١ - ٤٢٢) #خط_انتحال @cheraghe_motaleeh

  • 25 нояб. 2024 г.1585из cheraghe_motaleeh

    👣 در نکوهش انتحال / ١ ✍️🏻 منتخباتی از عبارات استاد جلال‌الدین همایی در بحث سَرِقاتِ ادبی (خاتمهٔ فنّ بدیع) «یکی از انواع سرقت‌ها که در قدیم هم معمول بوده و در ایّام ما نیز مابین اشخاص تُنُک‌مایه، که آرزوی نشر چیزی تازه دارند، رواج یافته این است که نتیجهٔ یک عمر زحمت و رنج کسی را می‌گیرند و جامهٔ اِنشاء دیگر در آن می‌پوشانند و بدون این‌که حقّ مؤلّف سابق را شناخته و گزارده و از وی نام برده باشند، آن را تألیف تازهٔ خود قلمداد می‌کنند.» 📚 (فنون بلاغت و صناعات ادبی، ج۲، ص٣٩٤) «شخصِ دانشمندِ محقّق زحمتکش چه‌بسا که ماه‌ها و سال‌ها رنج تحقیق و تفحّص می‌برد و سرانجام از این کتاب به آن کتاب و از این کتابخانه به آن کتابخانه می‌رود تا مطلبی تازه به چنگ می‌آورد و آن را در کتابی یا مقاله‌ای می‌نویسد و برای این‌که نوشتهٔ خود را مستند و مستدل نموده باشد، مأخذ و سند نوشتهٔ خود را هم در حاشیه غالباً با ذکر صفحه و سطر و دیگر خصوصیّات نسخه به دست می‌دهد؛ غافل از این‌که وسیلهٔ دزدیِ بی‌برگه و بی‌نام و نشان به دست سارقانِ شیّادِ تردست ادبی داده است که نوشتهٔ او را انتحال می‌کنند و به جای این‌که از مؤلّف کتاب و نویسندهٔ مقاله نام ببرند، مأخذ او را سند کار خود قرار می‌دهند، با این که شاید در تمام عمر خود اصلاً آن مآخذ را ندیده و نخوانده باشند. بر فرض هم که ببینند، از عهدهٔ فهم آن برنیایند. چنان‌که من خود یکی از این جماعت را دیدم که شفای ابوعلی سینا را سند نوشتهٔ خود قلمداد کرده بود و در برخورد با وی معلوم شد که اصلاً در عمر خود کتاب شفا را ندیده است و آن را از افسانهٔ امیر ارسلان و سه تفنگدار امتیاز نمی‌دهد. و پاره‌ای از این جماعت گستاخی را چنان وانمود می‌کنند که اصلاً آن سند و مأخذ را پیش از مؤلّفِ آن کتاب و نویسندهٔ آن مقاله دیده بوده‌اند، و حال آن که شاید ابداً آن مأخذ را ندیده باشند، و حدود معلومات و تبعات و وضع کار ایشان هرگز مناسب با آن دعوی نباشد. و گاه هست که نوکاری نوآموز، برای این‌که اهمّیت و اعتبار به نوشته‌های خود داده باشد، کتب مهمّی را از قبیل همان شفاء بوعلی و اسفار ملّاصدرا یا در ریاضیّات قدیم امثال تحریر مجسطی و تحفهٔ شاهی قطب‌الدین شیرازی و شرح تذکرهٔ بیرجندی را جزو مأخذ خود ثبت می‌کند، در حالی که آن کتاب‌ها را اصلاً نخوانده و از عهدهٔ فهمش نیز خارج است.» 📚 (همان، ص٣٩٥ - ٣٩٦) #خط_انتحال @cheraghe_motaleeh

  • 24 нояб. 2024 г.1813из drmahdimohaghegh

    . 📚 یکی‌از آثار غیر مطبوع دکتر‌ مهدی محقّق ترجمهٔ انگلیسی قسمت اوامر و نواهی کتاب معالم الأصول تألیف حسن بن زین‌الدین شهیدثانی است. 🔸 در دههٔ هشتاد میلادی زمانی که ایشان در دانشگاه مک‌گیل کانادا به تدریس فلسفه و اصول فقه شیعه اشتغال داشتند، مسائل این علوم به ویژه قسمت مباحث الفاظ علم اصول مورد توجّه استادان آن دیار واقع گشت لذا این اثر را با همکاری دکتر وائل حلّاق (Wael Hallaq) و پل واکر (Paul Walker) از اساتید دانشگاه مک‌گیل از عربی به انگلیسی ترجمه کردند. 🔹 استاد محقّق بر اساس این ترجمه، فهرستی از اصطلاحات اصول و معادل انگلیسی آن‌ها تهیه نمود که در سال ۱۳۸۵ه.ش به همراه متن عربی اوامر و نواهی معالم الأصول، انتشار یافت. https://t.me/drmahdimohaghegh

  • 24 нояб. 2024 г.1661из drmahdimohaghegh

    . تقدیم به حضور دوست بسیار عزیزم جناب آقای دکتر مهدی محقّق می‌نمایم. مجتبی مینوی ۱۳۵۲/۶/۳۰ https://t.me/drmahdimohaghegh

  • 24 нояб. 2024 г.1551из drmahdimohaghegh

    . 🔸 از راست: مارگارت اگرت (همسر استاد جمال‌زاده)، استاد سیّد محمّدعلی جمال‌زاده ، عبّاس محقّق و دکتر مهدی محقّق در دههٔ چهل شمسی. https://t.me/drmahdimohaghegh

  • 24 нояб. 2024 г.1631из drmahdimohaghegh

    . نامهٔ دکتر مهدی محقّق به استاد محمّدعلی جمال‌زاده دربارهٔ اوضاع نامساعدِ تحمیل شده بر دکتر محمّد معین در ادارهٔ لغت‌نامهٔ دهخدا: 🔹 استاد عزیز و ارجمند جناب جمال‌زاده! پس از عرض سلام و ارادت، بسیار بسیار سپاسگزار هستم از این که در نامه‌های خود به نوشین و به این بنده اظهار لطف فرمودید و نوشین نیز از محبّت‌های پدرانهٔ جنابعالی به خود می‌بالد. امید است که خداوند سایهٔ شما را مستدام بدارد. 🔸 در نامهٔ خود جویای احوال آقای دکتر معین شده بودید. ایشان دو ماه و نیم در مونترال بودند و اکنون سه ماه است که مراجعت کرده. سه عمل بر روی مغز ایشان انجام گرفت و اکنون سه ماه است که از به هوش آمدن خبری نیست. 🔹 همان‌طور که جنابعالی حدس زدید با محیط نامساعدی که برای اهل علم در ایران وجود دارد. موجب ناراحتی و عصبانیّت کسانی می‌شود که واقعاً دوستدار علم هستند و دکتر معین مردی علم‌ دوست و پر کار بود و همیشه برای او اشکال ایجاد می‌کردند. گاهی بودجهٔ لغتنامه را قطع می‌کردند؛ گاهی در فرهنگ‌نویسی او اخلال می‌کردند، چنان‌که آخرین باری که من در حال عادی، ایشان را دیدم، با حالت عصبانی و چهرهٔ برافروخته به من گفت: «برو راحت شو اینجا اگر هم در خانه بنشینی و هیچ کار به کار کسی نداشته باشی، دیگران راحتت نمی‌گذارند.» 🔸على أيّ حال او به تعبیرِ بجای شما شهید علم و تقوی و فضیلت خود گردید. خداوند او را از حال فعلی نجات دهد زیرا این حال نه تنها برای او بلکه برای خانوادهٔ او و دوستان او بسیار دردآور است. ما آن‌چه که می‌توانیم از خدمت به او کوتاهی نکردیم. ارادتمند مهدی محقّق 📚 ستارهٔ شمال (یادوارهٔ دکتر محمّد معین)، به کوشش کیانوش کیانی و محمّدحسن اصغرنیا، ص۶۳. https://t.me/drmahdimohaghegh

  • 24 нояб. 2024 г.2094из drmahdimohaghegh

    . دستخط استاد محمود شهابی خراسانی بر آغاز کتاب "رهبر خرد" که به دکتر مهدی محقّق اهداء نموده است: باسمه تعالی شأنه العزیز به دوست عزیز جناب دکتر محقّق خراسانی استاد گرانمایه اهداء شد. شنبه دوّم تیرماه ۱۳۴۶ محمود شهابی https://t.me/drmahdimohaghegh

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

مکتبه‌ی حائری — tgindex