tgindex
هیچستان

هیچستان

Статистика
@halqaihichперсидский
Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
12
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
187
−1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
42
20 постов
Вовлечённость
22,5%
к подписчикам
Постов в день
1,7
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
21
1/48двое суток
24
1/72трое суток
25

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • видео или голосовое, без подписи

  • به لعل او، خط، از ما بیشتر دل‌بسته‌گی دارد طمع افزون‌تر از دزدست، این‌جا پاسبان‌ها را #دیوان‌بیدل #بیدل #بهداروند #ج۱ #ص۱۹۵

  • هر کس که عشق را منکرتر بود، چون عاشق شود در عاشقی غالی‌تر گردد.. #مرصاد_العباد #نجم_الدین_رازی

  • «إن أصابكِ الحزن ‏تذكريني، إني هنا ‏معكِ دائمًا ‏لنتقاسم الأسی.» اگر دچار غم شدی مرا به یاد آور، من این‌جا همیشه با تو هستم تا غم‌ها را تقسیم کنیم. لاادری برگردان: فاطمه بهارمست ◼️ شاعران جهان ● @World_poets

  • زنهار خو مکن به گران‌جانی آن‌قدر شد سنگ ناله‌ای که در این کوهسار ماند #بیدل لطفاً تک‌بیت‌های که از بیدل در حافظه دارید را شریک بسازید.

  • به نام محض قناعت کن از نشان عدم دهان یار به حرف شنیده می‌ماند بیدل

  • Channel photo updated

  • مویت بِلوندِ غربی، چشمت سیاهِ شرقی تصویرِ دلنوازیست، از روم تا بخارا مهدی ذوالقدر

  • ای گنج نوشدارو با خستگان نگه کن مرهم به دست و ما را مجروح می‌گذاری سعدی

  • داری هوس که غیر برای تو جان دهد.. آه این چه آرزوست؟ مگر مرده‌ایم ما؟ لاادری

  • تفاوتی نکند گر تُرُش کنی ابرو هزار تلخ بگویی هنوز شیرینی سعدی

  • مستم آن‌گونه که از خود خبری نیست مرا ای خوشا از همه ‌جا و همه ‌کس بی‌خبری خوشدل ‌تهرانی

  • بی‌درد هستی، انزوایم را نمی‌فهمی معنی "چیزی نیست"‌هایم را نمی‌فهمی آواز می‌خوانم برایت، مست می‌رقصی بغض نشسته در صدایم را نمی‌فهمی دلتنگتم دلتنگتم دلتنگتم دلتنگ! بدخُلقی و چون و چرایم را نمی‌فهمی؟ من سکه‌ی بودم که از دستِ تو افتادم تو کودکی هستی که جایم را نمی‌فهمی چون کوه در ظاهر قوی و در دلم آتش... با چشمِ ظاهربین ورایم را نمی‌فهمی! #سهراب_سوشیان

  • مانند یک گنجشکِ در باران به سر می‌برد بی‌او اگر یک لحظه را انسان به سر می‌برد انسان نبودش را به سر می‌برد با سختی آن‌سان که گندم‌دانه را موران به «سر» می‌برد خوشبخت آن‌کس بود که بی هیچ اکراهی با او _ولو در داخل زندان_ به سر می‌برد هی شرط می‌بستیم؛ هرکس جان‌به‌سر شد، باخت! خوشحال می‌شد من که بودم جان‌به‌سر، می‌برد! گفتند آیا روزگاری او کنارت بود؟ گفتم بله چنگیز در خاقان به سر می‌برد... آنقدر زیبا بود، او را هر کسی می‌دید باقی عمر خویش را حیران به سر می‌برد تا یافتند او را، چه شوری در جهان افتاد آن گنج باید تا ابد در کان به سر می‌برد سهرابم، اما آن‌که در شهنامه خواندی نه آنی که در آن‌سوی هیچستان به سر می‌برد! طفل درونم تا جوان شد از پی او رفت ای کاش کل عمر را نادان به سر می‌برد آن‌کس که بی‌او مُرد در من، کُلِ عمرش را من دیده بودم بی‌غذا؛ بی نان به سر می‌برد! مجید خاکسار

  • صبح و دمید و روز شد، یار شبین زخانه رفت مرغ سحر تو‌ گم شوی، یار به این بهانه رفت قصۀ غم بیان کنم، دوش که آن یگانه رفت آمده بود دیر تر، زود به سوی خانه رفت خوش دلی از میانه رفت، عشرت جاودانه رفت وقت وداع اشک من، ازمژه دانه دانه رفت تا شدی آشیانه ام، طایر آشیانه رفت در غمش از لب شجاع، نغمۀ و هم ترانه رفت شاه شجاع

  • به مقابل دو چشمم چه چشم سیاه نشسته به کمین زلف لیلی همه جا به‌جا نشسته کف دست نازنینش به حنا چه زیب دارد که به لوح نقره‌ی خام ورق طلا نشسته چه شود که گر سر خود سر زانویم گذاری تو به خواب ناز باشی منِ بی‌نوا نشسته شاعر؟

  • به مقابل دوچشمت دل مبتلا نشسته چی بلا دلاور است این ،که دمِ بلا نشسته دلِ من زبسکه سودا به دماغ خشک دارد به امید بوی زلفت ، به دمِ صبا نشسته نگه ی تو هرخدنگی که به دل حواله میکرد به درون سینهٔ من همه جابجا نشسته چو به ماه هلالِ ابرو، بنمودی ای پری رو مهِ نو رسیده زین غم به قدِ دوتا نشسته سزد از بخاک کویش سری خود به سجده سایم که به تختِ دلربایی بت مه لقا نشسته به همین هوس نشستم که مگر به لطف پرسی که شجاع بر درِ من به چی مدعا نشسته شاه شجاع

  • نسخه با کیفیت پوستر فراخوان دریافت داستان کوتاه برای خواندن جزئیات این فراخوان 📲 تلگرام: t.me/khanamwlana | t.me/khanemwlana

  • ‍ 📢 فراخوان دریافت داستان کوتاه ✍️ برای چاپ مجموعه‌داستان برگزیده نویسندگان افغانستان انجمن ادبی خانه مولانا با افتخار از تمامی داستان‌نویسان افغانستان که در داخل کشور زندگی می‌کنند و به‌صورت جدی در حوزه داستان‌نویسی فعالیت دارند، دعوت می‌کند آثار خود را برای حضور در مجموعه‌داستان منتخب و مشترک ارسال کنند. 🎯 هدف این فراخوان گردآوری و معرفی روایت‌های تازه، خلاقانه و تأثیرگذار نویسندگان افغانستان و انتشار آثار برگزیده در قالب یک کتاب مشترک. 📌 شرایط شرکت ✅ نویسنده ساکن افغانستان باشد. ✅ اثر ارسالی داستان کوتاه به زبان فارسی/دری باشد. ✅ داستان پیش‌تر در کتاب مستقلی منتشر نشده باشد. ✅ هر نویسنده حداکثر ۲ داستان ارسال کند. ✅ مسئولیت اصالت اثر بر عهده نویسنده است. ❌ آثار دارای محتوای توهین‌آمیز، تبعیض‌آمیز یا مغایر با اصول انسانی بررسی نخواهند شد. 🏅 معیارهای داوری 🔹 نثر و زبان داستانی 🔹 ساختار و تکنیک روایت 🔹 درون‌مایه و مضمون 🔹 شخصیت‌پردازی 🔹 خلاقیت و نوآوری 🔹 فضاسازی و انسجام 🔹 تأثیرگذاری و قدرت روایت 📖 روند انتخاب آثار آثار پس از دریافت، در چند مرحله بررسی، نقد و ارزیابی خواهند شد. داستان‌های برگزیده با همکاری نویسندگان بازبینی و ویرایش شده و در مجموعه‌داستان مشترک انجمن ادبی خانه مولانا منتشر می‌شوند. 📝 مشخصات اثر حجم داستان: ۱۵۰۰ تا ۴۰۰۰ کلمه فایل در قالب Word نام و نام خانوادگی نویسنده  شماره تماس نشانی ایمیل شرح کوتاهی از سوابق ادبی (حداکثر ۱۰۰ کلمه) 📅 زمان‌بندی آغاز دریافت آثار: ۲۳ سرطان ۱۴۰۵ آخرین مهلت ارسال آثار: ۳۱ سنبله ۱۴۰۵ 📨 نحوه ارسال آثار ایمیل: khanemwlana@gmail.com واتساپ / تلگرام: ۰۰۹۳۷۹۷۸۸۲۹۵۰ ℹ️ اطلاعات بیشتر برای دریافت اطلاعات بیشتر و پاسخ به پرسش‌های خود، از طریق راه‌های ارتباطی انجمن ادبی خانه مولانا با ما در تماس باشید. ✨ منتظر خواندن روایت‌های ارزشمند و خلاقانه شما هستیم. #انجمن_ادبی_خانه_مولانا #فراخوان #داستان_کوتاه #نویسندگی #ادبیات #ادبیات_افغانستان #نویسندگان_افغانستان #داستان #کتاب #فرهنگ 💠 راه‌های پیوند با ما: 🌐 وب‌سایت: https://khanemwlana.com 📲 تلگرام: t.me/khanamwlana | t.me/khanemwlana 📘 فیسبوک: facebook.com/khanemolana 📸 اینستاگرام: instagram.com/khanemwlana

  • 🔻 استاد سرآهنگ 🔹 آهنگ ۳۳۸ 🔸 زخمی به دل از دست نگارین تو دارم 🔸 نسخهٔ بیم ▫️ شعر: بیدل 🔻 متن شعر در پست قبل #سرآهنگ @ostad_sarahang