- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 9
- 1/48двое суток
- 10
- 1/72трое суток
- 11
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
کاغذ به بند میرود و به بند میفروشند و خامه در بند جان میگیرد و نوشتار به بند کشیده میشود! بند بند وجودش به شکوه ست از فرسایش قلم بر بند! خروش و صافی او در بندی استوار در بند است! کاغذ بندی چند؟ سفیدش گرانتر از خط خطی است! سیاهش بندی چند؟ بندی چند؟ خط های این بندهای پاره پاره؟ بخط شوید تا در بند شوید! در این بند چند خامه نهفته ست آهسته بازش کنید تا بندشان هوایی بخورد!! روز خبرنگار مبارک #شبون_خان
*🔴تغییر نام «کمجان»، تغییر هویت تالاب است* 🔻گفتوگوی «پیام ما» با دبیر «تشکل احیاکنندگان تالاب بینالمللی کمجان» درباره فهرست جدید نام تالابهای کشور 🔹سیروس زارع: تالاب کمجان با همین عنوان در کنوانسیون رامسر ثبت شده است و سازمان حفاظت محیطزیست باید درباره تغییر نام آن پاسخگو باشد 🔸*مشروح این گفتگوی خبری «مهم» را اینجا بخوانید*👇 https://payamema.ir/payam/159740 📡*سپهر نیوز*👇 ✅https://chat.whatsapp.com/Flx1Sgl2lhu3F6PSWOnTzN ✅https://eitaa.com/sepher66 ✅https://ble.ir/sepher66
دریاچه نمک آران و بیدگل، ثروتی طبیعی و میراثی بیبدیل است؛ این اثر طبیعی به شماره ۵۹۱ و به تاریخ ۱۳۹۸/۰۱/۲۷ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده تا برای نسلهای امروز و فردا حفظ شود، نه اینکه قربانی جاهطلبی و سودجویی گردد. کانالکشی و برداشت شورابه بدون مجوز، یعنی تخریب محیطزیست، نابودی سفرههای آب زیرزمینی، تشدید ریزگردهای نمکی و تهدید جدی سلامت انسان و حیات موجودات. ما، به عنوان فعالان و دوستداران محیطزیست و میراث فرهنگی، خواستار توقف فوری این روند مخرب و برخورد قانونی با متخلفان هستیم. بیایید با هم صدای طبیعت و تاریخ باشیم. #دریاچه_نمک_آران_و_بیدگل #توقف_تخریب_محیط_زیست
🌹🌷دهمین آتشسوزی در یک ماه در میانکاله؛ دیگر نمیشود اسمش را حادثه گذاشت http://telegram.me/bavarh وقتی یک ذخیرهگاه ارزشمند طبیعی اینگونه پشت سر هم میسوزد، سؤال این است که چه کسی مسئول پیشگیری بوده؟؟!! و چرا هیچکس پاسخگو نیست؟؟!!؟؟ میانکاله در آتش میسوزد و مسئولیت در دود گم میشود. http://telegram.me/bavarh
دریاچه ارومیه میمیرد؛ ستاد احیا کجاست؟ دریاچه ارومیه با وعده، جلسه، همایش و گزارشهای پرزرقوبرق احیا نمیشود. این پهنه حیاتی سالهاست قربانی سوءمدیریت، تعلل، تصمیمهای مقطعی و نبود اراده جدی برای اصلاح مصرف آب در حوضه آبریز شده است؛ اما هنوز مشخص نیست ستادی که با نام «احیای دریاچه ارومیه» تشکیل شده، امروز دقیقاً چه میکند، چه اختیاری دارد، چه میزان بودجه دریافت کرده و در برابر کدام شاخص قابل سنجش پاسخگوست. چرا گزارش شفاف و منظم از تراز، وسعت، حجم آب، میزان حقابه تحویلی، وضعیت چاههای غیرمجاز، عملکرد سدها و کاهش واقعی مصرف آب کشاورزی منتشر نمیشود؟ چرا مسئولان تنها پس از بارندگی و افزایش موقت آب دریاچه، از موفقیت سخن میگویند، اما در دوره خشکی و پسروی آب، پاسخ روشنی به افکار عمومی نمیدهند؟ افزایش مقطعی آب دریاچه بر اثر بارش، «احیا» نیست. احیا زمانی معنا دارد که حقابه زیستمحیطی بهطور پایدار تأمین شود، برداشتهای غیرمجاز متوقف گردد، مصرف آب کشاورزی واقعاً کاهش یابد، الگوی کشت اصلاح شود و مدیریت سدها در خدمت بقای دریاچه قرار گیرد؛ نه آنکه آب در بالادست حبس شود و در پاییندست، نمک و گردوغبار نصیب مردم شود. کشاورز را نمیتوان بدون حمایت اقتصادی به کاهش مصرف آب وادار کرد. دولت باید برای تغییر الگوی کشت، بیمه درآمد، خرید تضمینی محصولات کمآببر، تجهیز آبیاری، آموزش و جبران خسارت برنامه واقعی داشته باشد. فشار یکطرفه بر مردم و تولیدکنندگان، بدون اصلاح مدیریت دولتی، نه عادلانه است و نه نتیجهبخش. مردم نیز باید بدانند نجات دریاچه فقط وظیفه دولت نیست. جلوگیری از برداشت غیرمجاز، صرفهجویی واقعی، همراهی با تغییر الگوی کشت، حفاظت از پوشش گیاهی و مطالبهگری مستند و مستمر، بخشی از مسئولیت اجتماعی ساکنان حوضه است. اما مسئولیت اصلی همچنان بر عهده دولت و دستگاههایی است که اختیار، بودجه و ابزار اجرایی در دست دارند. پرسش اساسی این است: ستاد احیای دریاچه ارومیه چرا از متن مدیریت کشور کنار رفته و به نهادی کمصدا، کماثر و فاقد گزارشدهی عمومی تبدیل شده است؟ اگر فعال است، عملکرد خود را با عدد، زمانبندی و نتیجه منتشر کند؛ و اگر اختیار و بودجه ندارد، صریحاً اعلام کند. دریاچه ارومیه به سخنرانی، بازدید تشریفاتی و وعده تازه نیاز ندارد. این دریاچه به تصمیم سخت، مدیریت واحد، بودجه پایدار، داده شفاف و برخورد بدون ملاحظه با برداشتهای غیرقانونی آب نیاز دارد. امروز دیگر زمان پنهان شدن پشت خشکسالی، تحریم، کمبود اعتبار و اختلاف دستگاهها گذشته است. خشکشدن دریاچه ارومیه فقط یک بحران محیطزیستی نیست؛ تهدیدی مستقیم علیه سلامت، کشاورزی، اقتصاد، مهاجرت، امنیت غذایی و آینده میلیونها نفر در شمالغرب کشور است. اگر امروز اقدامی جدی صورت نگیرد، فردا هیچ مدیری نمیتواند بگوید هشدارها را نشنیده است. تاریخ درباره کسانی که در برابر مرگ دریاچه سکوت کردند، قضاوت خواهد کرد. احمد بایبوردی ⏭ Metam ✅ @pishroaz
🌿☘ ☘ کودکان ما، در مدرسه طبیعت شجاع و نقّاد می شوند. # مدرسه طبیعت # گروه کودک و طبیعت حاما @hamasabz
✅ چرا آب گادارچای در اشنویه هست اما در نقده نیست؟ / مطالبه سولدوز۲۴ از آب منطقهای و دستگاه قضایی در حالی که بستر رودخانه گادارچای در محدوده شهر نقده به گودالهایی راکد، جلبکزده و خشک تبدیل شده است، گزارشهای دریافتی از بالادست، فرضیههای جدیدی را درباره علت این وضعیت مطرح میکند. 🔴 جریان آب در مرز اشنویه؛ بستر خشک در پاییندست! بر اساس گزارش و مشاهدات میدانی یکی از طبیعتگردان محلی، رودخانه گادارچای در محدوده «گلو گادار» و حدفاصل پل فلزی (چند کیلومتری بالاتر از روستای مرزی بیمضرته اشنویه) همچنان دارای جریان آب قابلتوجهی است. این مشاهده، یک سوال جدی را ایجاد میکند که چرا این جریان آب به نقده و پاییندست نمیرسد؟ ⚠️ گزارشهای مردمی از انحراف و برداشتهای غیرمجاز در بالادست گزارشهای میدانی مردمی مدعی هستند که به دلیل ضعف در نظارت متولیان امر، تغییر مسیرهای متعدد و برداشتهای آب در بالادست در حال رخ دادن است. بر اساس ادعاهای مطرحشده که نیازمند بررسی فوری و کارشناسی دستگاههای نظارتی است، ۱. تغییر کاربری اراضی ملی و مراتع بالادست به زمینهای کشاورزی و تغذیه آنها از آب رودخانه و شاخههای که قبلا نیز سولدوز۲۴ این تخلفات را مستند کرده بود. ۲. احداث استخرهای بزرگ ذخیره آب و انتقال آب با لولهگذاریهای چند کیلومتری برای تبدیل اراضی دیم به آبی. ۳. حفر چاههای عمیق در حاشیه رودخانه (که در مواردی ادعا شده عمق آنها به ۱۲۰ متر با خروجی چند اینچی میرسد) سفرههای آب زیرزمینی منطقه را با خطر تخلیه مواجه کرده است. ❌ پل قدیمی نقده؛ بستر انباشت زباله و ورود پساب شهری این وضعیت در پاییندست با بیمهری مضاعف روبرو است. مشاهدات شهروندان نشان میدهد در محدوده پل قدیمی نقده (روبروی اداره مخابرات و درمانگاه تامین اجتماعی)، پساب و حجم زیادی از پسماند به صورت شبانهروزی وارد بستر راکد رودخانه میشود. موضوعی که به عنوان یک دغدغه جدی نسبت به عملکرد مدیریت شهری مطرح شده و بهداشت عمومی را تهدید میکند. آب یک ثروت ملی است و حتی برداشت از چاههای اراضی سنددار نیز باید طبق قانون تحت نظارت دقیق باشد. سولدوز۲۴ به نمایندگی از مردم، از دستگاههای زیر تقاضای پاسخگویی و اقدام عاجل دارد: ۱. اداره منابع آب و امور آب منطقهای نقده و اشنویه: میزان دبی ورودی آب در بالادست اشنویه و خروجی آن به سمت نقده چقدر است؟ سهم حقآبه زیستمحیطی گادارچای و دریاچه ارومیه کجاست و پایش مستمر روی انحراف مسیرها چگونه انجام میشود؟ ۲. اداره حفاظت محیطزیست: برای بررسی علت دقیق رشد جلبکها و همچنین پایش و نمونهبرداری از پساب ورودی در محدوده پل قدیمی چه اقداماتی انجام دادهاید؟ ۳. شهرداری و شورای شهر نقده: ادعای ورود شبانهروزی پساب و زبالهها در محدوده پل قدیمی تا چه حد صحت دارد و برنامه مدیریت شهری برای پاکسازی این نقطه چیست؟ ۴. جهاد کشاورزی و دادستانی شهرستانها: برای بررسی ادعای تغییر کاربری اراضی ملی در بالادست و برخورد با حفر چاههای غیرمجاز چه اقداماتی در دستور کار است؟ 🔸 instagram.com/s24.ir 🔹 @sulduz24
✌️ آفرود سواری ممنوع شد ⚡️ تردد بدون ضابطه خودروهای آفرود، موتورسیکلتهای کراس و چهارچرخ در کلیه عرصههای منابع طبیعی کشور ممنوع اعلام شد. ❇️ سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور تردد بدون ضابطه وسایل نقلیه آفرودی شامل خودروها، چهارچرخها و موتورسیکلتهای کراس را در تمامی عرصههای منابع طبیعی اعم از جنگلها، مراتع، بیابانها، کویرها و اراضی ساحلی ممنوع کرد. این ابلاغیه بر ضرورت صیانت از انفال، حفاظت از منابع پایه آب و خاک و جلوگیری از تخریب زیستگاههای طبیعی تأکید دارد. 👈 درخواستهای زیادی در پلتفرم کارزار برای ممنوعیت آفرودسواری ایجاد شده بوند. از جمله آنها میتوان به کارزار «مطالبه جلوگیری از ورود خودروهای آفرود به حریم مراتع و جنگلها» اشاره کرد که موفق به جمعآوری بیش از شش هزار شهروند شد. https://www.karzar.net/off-road-vehicle ⭕️ کارزار همچنان پیگیر به نتیجه رسیدن کامل و دقیق این مطالبه است و در آینده با رصد اخبار مربوطه و مشورت از فعالین محیط زیست اجرا یا عدم اجرای قانون را به مخاطبان خود گزارش خواهد کرد. #قدرت_بی_قدرتان ✌🏻 @karzarnet
♦️رشت - ایرنا - سایه مرگ اینبار بعد از دریاچههای ارومیه و هامون، بختگان، جازموریان، حوض سلطان، دریاچه نمک، بامدژ و شیمبار بر روی تالاب انزلی افتاده است. تالابی که مطالعات کارشناسان نشان می داد از عمرش فقط ۳۵ سال مانده، اما اینک برخی با استناد به وخامت حال آن پیش بینی می کنند خیلی، خیلی زودتر از این تاریخ به آخر خط رسیده و خشک شود. 👇👇👇👇 https://www.google.com/amp/s/www.irna.ir/amp/85699539/
🔺تالاب انزلی آرام میمیرد / لکههای خشکی در تالاب انزلی در یک دهه گذشته هر سال بیشتر شده است 🔹تالاب انزلی، یکی از مهم ترین زیست بوم های آبی ایران، آرام آرام به زمین های خشک و کم عمق تبدیل می شود. ترکیبی از رسوب گذاری شدید، ورود فاضلاب و کاهش جریان آب، این تالاب را به مرز فروپاشی اکولوژیک رسانده است؛ بحرانی که نشانه ای از فرسایش گسترده منابع طبیعی کشور به شمار می رود. ڪانال محیط بانان و جنڪَلبانان @mohitbanan_Jangalbanan .
آلوده کردن دریاچه ارومیه
پیش از آنکه برای فرزندتان کلاس تازهای ثبتنام کنید، این گفتوگو را بخوانید اگر پدر یا مادر هستید و به فکر ثبتنام فرزند خود در کلاسهای آموزشی فوقبرنامه در تابستان هستید، اندکی برای خواندن گفتوگوی محمدرضا سرکارآرانی با عبدالحسین وهابزاده وقت بگذارید. ارزش این گفتوگو در نقد آموزش رسمی نیست، بلکه در عرضهی راهکارهاییست که بهخلاف تصور، نه هزینهای برای خانواده دارد و نه نیاز به امکانات ویژه. مهمترین پیام وهابزاده این است که «مدرسه طبیعت» پیش از آنکه یک مکان باشد، تغییری در نگاه ما به کودک است؛ نگاهی که برای همهی کودکان، در همهی شهرها و روستاهای ایران و در هر شرایط اقتصادی قابل اجراست. کافی است، به تعبیر سهراب سپهری، «چشمها را بشوییم و جور دیگر ببینیم». ایدهی «مدرسه طبیعت» در اندیشهی عبدالحسین وهابزاده، بیش از آنکه طرحی برای آموزش محیطزیست باشد، نقدی بنیادین بر مدرسهی رسمی و شیوه رایج تربیت کودک است. از منظر او، مسئلهی اصلی آموزش طبیعت نیست، بلکه بازگرداندن «کودکی» به کودکان است. از منظری تکاملی، کودک موجودی خودیادگیرنده است که انگیزهی یادگیری را از درون خود میگیرد. آنچه آموزش رسمی و کلاسهای پرهزینه انجام میدهند، اغلب جایگزینکردن انگیزهی درونی با اجبار بیرونی است، در حالی که یادگیری واقعی از تجربه، بازی، مشاهده و تعامل با محیط شکل میگیرد. وهابزاده میان «آموزش» و «یادگیری» تمایز روشنی قائل است. یادگیری فرایندی طبیعیست که کودک از طریق بازی، تقلید، تجربه شخصی و تعامل با دیگران و محیط طی میکند؛ از همین رو، او کودک را نه «آموزشپذیر»، بلکه «یادگیرنده» میداند. در مرکز این اندیشه، مفهوم بازی آزاد قرار دارد. کودک با شاخه و تنهی درخت، خاک، آب یا سنگ، جهانی از تجربه خلق میکند. این بازیها صرفاً سرگرمی نیستند؛ بلکه شخصیت، عواطف و مسیرهای بعدی یادگیری را شکل میدهند. تجربههای عاطفی دوران کودکی بعدها جهت علایق و انتخابهای فرد را تعیین میکنند و کودکی که فرصت تجربهی طبیعت را نداشته باشد، در بزرگسالی نیز رابطهای عمیق با آن برقرار نخواهد کرد. از همین منظر، «مدرسه طبیعت» برای وهابزاده ساختمان یا برنامهی درسی نیست، بلکه محیطی است که کودک بتواند آزادانه بازی کند، تجربه بیندوزد، انتخاب کند و با طبیعت ارتباط برقرار سازد. نقش بزرگسال نیز آموزش دادن نیست، بلکه فراهم کردن محیطی امن و غنی برای تجربه است. انسان میلیونها سال در چنین «مدرسهای» رشد کرده و مدرسهی رسمی نهادی بسیار جدید در تاریخ بشر است. با این حال، وهابزاده بهخلاف برداشت سادهانگارانه از روسو، انسان طبیعی را کاملاً نیکسرشت نمیداند. به باور او، بازی و طبیعت راهنمای طبیعی کودکاند، اما یادگیری قواعد زندگی جمعی، اخلاق و مسئولیت اجتماعی وظیفهی جامعه است. بنابراین، مدرسهی طبیعت نفی آموزش نیست؛ بلکه تأکید بر تقدم تجربهی طبیعی در سالهای نخست زندگی است. او میگوید دغدغهاش ابتدا حفاظت از محیطزیست بود، اما به این نتیجه رسید که مسئله عمیقتر از بحران طبیعت است؛ زیرا خودِ کودکی در معرض نابودی قرار گرفته است. کودک امروز بیشتر وقت خود را میان آپارتمان، سرویس، مدرسه و کلاسهای متعدد میگذراند و فرصت تجربهی آزاد محیط، محله و طبیعت را از دست داده است. از همین رو، دغدغه او از «طبیعت برای محیطزیست» به «طبیعت برای کودک» تغییر یافت. اگر با خواندن این مطالب هنوز تردید دارید که آیا چنین شیوهای واقعاً کودک را برای آینده آماده میکند یا نه، تردیدتان کاملاً قابل درک است. حرکت در مسیری که با عرف رایج تفاوت دارد، شجاعت میخواهد و این نگرانی که «اگر اشتباه کنم، هزینه آن را فرزندم در آینده خواهد پرداخت» نگرانی نابجایی نیست. از سوی دیگر، در ذهن بسیاری از ما این پیشفرض وجود دارد که هرچه آموزش گرانتر باشد، حتماً بهتر است. اما همانطور که دربارهی تغذیه میدانیم، این قاعده همیشه درست نیست؛ گاهی نان، پنیر و سبزی ساده، سالمتر از بسیاری از فستفودهای گرانقیمتتر است. در تربیت نیز لزوماً آموزشهای پرهزینه، از یادگیری حاصل از بازیهای جمعی، تجربه و حضور در محیطهای طبیعی مانند پارکها ارزشمندتر نیستند. با این همه، اگر هنوز مردد هستید، ضرورتی ندارد آموزشهای رسمی و متعارف را کنار بگذارید. گفتوگوی وهابزاده را بخوانید و سپس خودتان در مورد راهکارهای مناسب برای فرزند خود تصمیم بگیرید. دستکم فرصت این نوع یادگیری را نیز در کنار آموزش مدرسه برای فرزندتان فراهم کنید. اهمیت این راهکار بهویژه برای کودکان زیر ۱۲ سال بیشتر است، هرچند همه کودکان از آن بهرهمند میشوند. هادی صمدی @evophilosophy
گلیفوسات؛ علفکش پرمصرف جهان یا تهدیدی خاموش برای سلامت و محیطزیست؟ شمیم سادات سبحانی http://www.eradehmellat.ir/fa/News/8354/
*⛔⛔⛔⛔⛔⛔⛔⛔ آیا متولیان منابع طبیعی فارس تن به قربانی شدن جنگلهای بنه در این استان میدهند ؟؟ جامعه کنشگری چه نقشی ایفا خواهد کرد؟ 🔴رایزنی برای تیغزنی بنههای فارس* 🔹آیا جنگل های بنه فارس پس از ۱۵ سال دوباره قربانیِ تلاش برای دریافت مجوز صمغ میشوند؟ *🔸مشروح گزارش «آمنه سپهر » را اینجا بخوانید👇* 📎https://payamema.ir/payam/157552 *📡سپهر نیوز*👇 ✅https://chat.whatsapp.com/Flx1Sgl2lhu3F6PSWOnTzN ✅https://eitaa.com/sepher66 ✅https://ble.ir/sepher66
👌😍 در گرمای این روزهای تابستان، روز گذشته برش حجم سنگین برف به وسیله اره برقی برای بازگشایی مسیر دسترسی به ییلاقات ارتفاعات قندیل در شهرستان پیرانشهر @sulduz24
без подписи
🔺نخستین نیروگاه زمین گرمایی ایران در مشگین شهر ، به شبکه برق کشور متصل شد @ENVIRONMENT_LOVERS☜ #دوستداران_محیطزیست #اصل_پنجاه قانون اساسی: حفاظت از #محیطزیست یک #وظیفه_همگانی است
پذیرش تنوع پذیری در طبیعت، دگر پذیری را به کودکان می آموزد. #مدرسه طبیعت #گروه کودک و طبیعت حاما @hamasabz
تنوع پذیری کودکان در مدارس طبیعت با گیاهان و جانوران مختلف آشنا می شوند. تنوع گیاهی و جانوری را مشاهده می کنند، و با دیدن این تنوع و زیبایی، نحوه ی برخورد و نگهداری خاص هر گیاه و جانور را می آموزند. آنها در این مدارس مشاهده می کنند که هر گیاه و جانوری، خاص یک منطقه است. پس روش نگهداری هر گیاه متفاوت، و به عبارت دیگر، رفتار متفاوتی با آن ها می شود. شاید بتوان با صراحت گفت: که باغ گیاهشناسی ایران، بهترین گزینه ی آموزش تنوع پذیری در ایران می باشد. #مدرسه طبیعت #گروه کودک و طبیعت حاما @hamasabz
🔴 زنگ خطر برای فضای سبز شهری؛ ❇ درختان شهری خلخال در محاصره آسفالت قرار دارند ➖ فرحناز صدیقی، فعال محیط زیست و دبیر مؤسسه جمعیت سبز خلخال در گفتگو با پایگاه خبری وجدان سبز اظهار کرد: متأسفانه وضعیت درختان در برخی از معابر شهری خلخال با ایجاد تشتکهای بسیار کوچک، چسبیده به تنه و در برخی موارد محصور در آسفالت و پازل است که منجر به مرگ این درختان خواهد شد. ➖ وی با تأکید بر این که بایستی تذکر لازم به بانیان این اتفاق داده شده و با برداشتن آسفالت کناره های درختان، سریعا تشتکهای مناسب ایجاد شود، افزود: درختان برای رشد و ادامه حیات به فضای مناسب در اطراف تنه و ریشه های خود نیاز دارند و زمانی که اطراف تنه آنها با آسفالت و مصالح سخت پوشانده میشود، مسیر رسیدن آب و هوا به خاک و ریشهها محدود خواهد شد. ➖ این فعال محیط زیست به لزوم حفاظت از خاک و پایبندی به این قانون نیز اشاره کرد و ادامه داد: در خیابان امیرکبیر خلخال که به تازگی آسفالت شده است، چنین وضعیتی مشاهده می شود و در خیابانهای باکری و طالقانی نیز نمونه های مشابهی وجود دارد؛ البته این موضوع تنها به این خیابانها محدود نیست و در نقاط مختلف شهر قابل مشاهده است. ➖ صدیقی ادامه داد: در پای درختان، حوضچه یا تشتکی ایجاد میشود تا هنگام آبیاری، آب به سمت ریشه درخت هدایت شود و علاوه بر این فضای مناسب برای هواخوری درخت ایجاد شود، اما در برخی نقاط خلخال، تشتکها آن قدر کوچک طراحی شدند که فضای کافی برای رشد ریشه و نفوذ آب در خاک وجود ندارد و این مسئله میتواند به ضعف، خشکیدگی و نابودی درختان منجر شود. ➖ این فعال محیط زیست با انتقاد از وضعیت مدیریت فضای سبز شهری، گفت: لازم است موضوع از سوی اداره محیط زیست، منابع طبیعی، واحد فضای سبز شهرداری و شورای اسلامی شهر خلخال با جدیت بیشتری بررسی شود. ➖ صدیقی همچنین به موضوع هرس نامناسب درختان شهری خلخال نیز اشاره کرد و افزود: هرس درختان باید بر اساس اصول علمی و در زمان مناسب انجام شود، اما در برخی موارد شاهد هرس های غیراصولی یا انجام عملیات هرس در زمان نامناسب و یا شکل نامناسب هستیم که می تواند به درختان آسیب وارد کند. ❇ چرا فضای اطراف درختان نباید آسفالت و سنگفرش شود؟ ➖ درختان تنها به تنه و شاخه های قابل مشاهده محدود نمیشوند و بخش قابل توجهی از سامانه حیاتی آنها در زیر خاک قرار دارد. ریشه ها برای جذب آب و مواد غذایی و همچنین تبادل گازها به خاک مناسب، فضای کافی و نفوذپذیری مناسب نیاز دارند. ➖ پوشاندن بیش از حد خاک اطراف درخت با آسفالت و سطوح نفوذناپذیر میتواند نفوذ آب و اکسیژن به خاک را کاهش داده و به ریشه ها فشار وارد کند و در نهایت به ضعیف شدن درخت و از بین رفتن آن منجر شود. ➖ حفظ فضای باز و نفوذپذیر اطراف درختان تنها به سلامت خود درختان کمک نمیکند، بلکه میتواند در مدیریت آبهای سطحی و تقویت منابع آب زیرزمینی نیز نقش داشته باشد. زمانی که سطح زمین با آسفالت و مصالح نفوذناپذیر پوشانده میشود، بخش زیادی از آب باران به جای نفوذ در خاک، بهسرعت از طریق جویها و کانالها از منطقه خارج میشود. ➖ در مقابل وجود خاک نفوذپذیر در اطراف درختان، فرصت بیشتری برای نفوذ تدریجی آب به لایه های زیرین زمین فراهم میکند و آسفالت کردن کناره های درختان به یک فرصت سوزی بزرگ در جلوگیری از افزایش آبهای زیرزمینی و عدم مدیریت روان آبهای سطحی و کاهش تغذیه طبیعی آبخوان ها منجر می شود. 🔴 مشاهده عکسها و متن خبر در لینک زیر: 👇👇👇 🌏 https://vejdanesabz.ir/?p=4120