- Последний пост
- 9 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 30
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 259
- 1/48двое суток
- 296
- 1/72трое суток
- 320
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
فقط به عشق تو در راه کم نیاوردم به جان خریدهام این ایستاده مردن را #امیرحسین_آزاد
در قالبی تَنیده به مرگ و زوالدار از من چه مانده غیر غمی سنوسالدار؟ #حامد_رحمانی_حسینی
به لب شاتوت داری و به روی گونه سیب، از تو چگونه بگذرم؟ پس سادگی از ما، فریب از تو #حامد_رحمانی_حسینی
شما که پر شده از یاس و لاله دامنتان میان اینهمه عاشق چه کار با منتان؟! #حامد_رحمانی_حسینی
من از اهالی عالم نمیشوم هرگز ذلیل این غم و آن غم نمیشوم هرگز نگو بکن! نکن! آزاده مستی خویشم به امر و نهی تو ملزم نمیشوم هرگز از آن غریبهی شهرم، که پیش پای کسی به جز جنون خودم، خم نمیشوم هرگز من آن حرارت تندم، که آب دریا را اگر دهند به من کم نمیشوم هرگز و یا نه، آن کلماتم هماره آشفته که جز به شعر، فراهم نمیشوم هرگز دمی که مستم، رَم میکند غم از پیشم و گر غمم به تو خرّم نمیشوم هرگز به ساعت دل خود، میتپم نه با تقویم به سال، عید و محرم نمیشوم هرگز همین ترانگی روح ماند از هستیم نمیدهم به تو، حاتم نمیشوم هرگز تو مردگی را آدم شدن لقب دادی مرا ببخش که آدم نمیشوم هرگز #عباس_چشامی
لطفا از لاتی خود بکاهید!
سپردهام به تو خود را، به من چه کار مرا
<unknown> – Schahrouz - نادر نادرپور چکامهی کوچ
چکامهی کوچ شعر و صدای: نادر نادرپور تنظیم: شهروز
فصلش رسیده غنچه بکارم به گردنت اهل کجاست گرمیِ لبخند روشنت؟ #حامد_رحمانی_حسینی
همیشه پشت تو ام مثل کوه اما حیف تو آبشاری و فکر جدا شدن هستی #سید_امیرمحمد_هاتفی
به مادرم که بعد رفتنش بیشتر بزرگم کرد: ملحفههای سفید خانه را دور ریختم چادرنماز کهنه ات را هم... آنها که تو را در کفن ندیدند نمیدانند چه مرگم است! از وقتی لباس هایم بوی اسپند تو را ندادند زود به زود به دستگیرۀ در میگیرند و پاره می شوند لیوان ها بیشتر…
سلام، از نظرها و استقبالتون از غزلهای کاملی که گذاشتم، ممنونم! اینکه گفتین از کارهای خودم بگذارم، محبت و توجه شما رو میرسونه اما من قبل از شاعر بودن یک مخاطب ادبیات فارسیم. و این مخاطب در روزمرهش با ابیات و کارایی ممکنه مواجهه داشته باشه که اگر فازش باشه، اینجا منتشرش میکنه. با این تفسیر، کارای خودمم بخشی از این داستانه... حلالتون❤️
شکار اگرچه فراوان مرا که سود ندارد که این عقاب پس از تو سر فرود ندارد وجود داری و این خود کفایت است برایم کفایتی که نگویم خدا وجود ندارد خدا کند که تو را غیر من کسی نشناسد چه فکرهای سخیفی که این حسود ندارد کدام جاذبهای دور و ناشناخته مانده کدام مملکتی پرچم و سرود ندارد؟! اگرچه کاسب حسنی و گرچه تاجر صبرم کدام صاحب رونق، غم رکود ندارد؟! برای من، منِ ساده، نمود عشق تویی، تو مرا ببر به جهانی که وانمود ندارد مرا ببر به سکوتت به رخوتت به هبوطت مرا شریک خودت کن در آنچه سود ندارد #یاسر_قنبرلو
تلاقیِ بشکوه مه و معمایی تراکم همهی رازهای دنیایی به هیچ سلسلهی خاکیان نمیمانی تو از کدامین دنیای تازه میآیی؟ عصیر دفتر «حافظ»؟ شراب شیرازی؟ چه هستی آخر؟ کاین گونه گرم و گیرایی؟ تو از قبیلهی سوزان آتشی شاید چنین که سرکش و پاک و بلندبالایی مرا به گردش صد قصّه میبرد چشمت تو کیستی؟ ز پریهای داستانهایی؟ شعاع نوری، بر تپههای روشن موج تو دختر فلقیّ و عروس دریایی نسیم سبزی، از جلگههای تخدیری گل سپیدی، بر آبهای رویایی فروغباری، خون نظیف خورشیدی شکوهمندی، روح بزرگ صحرایی تو مثل خندهی گل، مثل خواب پروانه تو مثل آنچه که ناگفتنی است، زیبایی چگونه سیر شود چشمم از تماشایت؟ که جاودانهترین لحظهی تماشایی #حسین_منزوی
با غیر بگو : ثواب در دست علیست دنیاست سراب و آب در دست علیست چرخاندن ذوالفقار در جای خودش چرخاندن آفتاب در دست علیست #عاصی_خراسانی #رباعی
عتابِ یارِ پریچهره عاشقانه بکش که یک کرشمه تلافیِّ صد جفا بکند #حافظ
بوسیدهای رقیب مرا و عجیب نیست! جز مهربانی از تو توقع نداشتم... #حامد_رحمانی_حسینی
هلاکِ چشمِ ادافهمیام که دریابد هر آن سخن که زِ دل بر زبان نمیآید #کلیم_کاشانی
با این و آنی از تو توقع نداشتم گفتم بدانی از تو توقع نداشتم با من چقدر تلخی و با دیگران چقدر شیرین زبانی از تو توقع نداشتم #حامد_رحمانی_حسینی