- Последний пост
- 29 июн.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
دنیاست ضیافتکدهٔ ماتمها تلفیق غم است، دم به دم با غمها آهی است خفیف هر دم و بازدمی آهی است بلند عمر ما آدمها #حامد_طونی @HamedTooni
گلکرده نشاط در دلم، با غم تو زندهست خدا و دینش از ماتم تو در شهرِ هزاررنگ ما، رنگی نیست بالاتر از سیاهی پرچم تو #حامد_طونی @HamedTooni
🎼 حسبیالله 🎙 قطعه جدید محسن چاوشی @HamedTooni
إنّ #آه اسم من اسماء اللّه. امام صادق (ع) پرسوزترین دعای خود را خواندیم داغ دل بیریای خود را خواندیم طوفان در راه است، بدانید که ما با هر آهی خدای خود را خواندیم حامد طونی @HamedTooni
اندوه تو و غصهٔ من کافی نیست پیراهن تیرهای به تن کافی نیست بار چه حماسهای به دوش است امروز؟ این مرثیه را گریستن کافی نیست حامد طونی @HamedTooni
داغی است گران که از سخن بیرون است داغی که گدازهٔ دلی مجنون است در سوگ تو با کدام یک گریه کنیم؟ چشمی اشک است و چشم دیگر خون است حامد طونی @HamedTooni
عصیانزدهایم، بارالها چه کنیم؟ همرنگ شب است نامهٔ ما چه کنیم؟ بر فرض هم این گناهها پاک شدند با شرم به جا مانده از آنها چه کنیم؟ #حامد_طونی @HamedTooni
▪️در سوگ جوانان وطن▪️ از سرو قامت پسران از ساقههای نازک اندام دختران غسالخانهها شده مالامال، باید پی کدامیک از پارههای تن مبهوت و لال با قامتی خمیده بگردم؟ با چشم کور خویش چگونه دنبال نور دیده بگردم؟ نام یکی از اینهمه فرزندان چون در شناسنامهی من نیست، پنداشتی که خاطرم آسودهست؟ پنداشتی که یک سر سوزن توان و تاب باقی است در تنم؟ نام مرا در صدر کشتهها بگذارید صاحبعزا منم! از سردخانه آمدهام بیرون با پای ردشده از خون از خون پایمال باید کسی به داد رسد، اما جلادم آمدهست به استقبال! تیغش در آستین این درد را کجا ببرم؟ وقتی که دست یخزدهام را دستی نجس گرفته به دلداری دست پلید فرقهی خونخوار "ابستین" با ادعای همدلی و یاری این درد را کجا ببرم؟ وقتی سپاه مغول اطراف صاحبان عزا را گرفتهاند با تاجهای گل آیا درست میشنوم؟ این همنوایی شوم آیا برای غربت ایران است؟ یا این هجوم این نالههای گنگ و شبیخون سایهها کابوس سهمناک شب صاحبان سوگ هذیان تلخ شام غریبان است؟ اینها چه میکنند در مجلس عزای جوانان میهنم؟ صاحبعزا منم! از باختر اکوان دیو، نزدیکتر کفتار طفلخوار تلآویو، با پوزههای هرزهی خونآشام در سوگ پارههای تنم ضجه میزنند! اینان کهاند؟! من با وجود شِكوه ز حکام در کنج خانه، خون جگر میخورم ولی دل خوش نمیکنم به تسلای دشمنم صاحبعزا منم! عفریت قرن، مادر داعش تور عزا فکنده به سر توری دگر در آب گلآلود مانند آروارهی تمساح - ماهی مگر بگیرد از این رود - با خیلی از ندیمه و نوکر زاریکنان مقابل رویم نشسته است! این شوخی سخیف جز وهن صاحبان عزا چیست؟ شیطانپرست فاسد کودکخوار هرگز پی رهایی ما نیست! زنهار از این سراب دروغین التیام باید که در جواب آب دهان به پوزهی چرکش بیفکنم ای جغد شوم! گم شو از این بام صاحبعزا منم! نوکیسهگان تازه به دوران رسیدهای صاحبعزا شدند که عمری بر سفرهی گشادهی بیتالمال زالوصفت ز خون وطن باد کردهاند حالا ولی در برجهای عاج مشغول انتشار فراخوانند تا کشتههای تازه بگیرند از مردمی که زخمی تاراج دل خوش به این جماعت شیاد کردهاند بیاعتنا به ناله و هشدار و شیونم صاحبعزا منم! صاحبعزا منم که جوانان سینهچاک وقتی زوال میهن خود را فریاد میزنند هورا نمیکشم یا کف نمیزنم زیرا ز هر طرف که فتد کشتهای به خاک صاحبعزا منم! هرچند زین درخت هم خارهای هرز به دستم خلیده است هم شاخههای منحرف خشک پای مرا و پیرهنم را دریده است، هرگز به دام تیشه نمیافتم دارد اگرچه آفت بسیار هرگز به جان ریشه نمیافتم با زخم استخوان هرسش میکنم ولی از بن نمیکنم صاحبعزا منم! صاحبعزا منم که نمیخواهم پژواک ضجههای جگرهای ریش را با شیونی دوباره بیامیزم یا در پی مطالبهای موهوم فرزند خویش را از ریسمان پاره بیاویزم تا کورسوی شعلهی امّيد بار دگر زبانه کشد اما در های و هوی وهم رود بر باد خود، آتشم ولی تا عرش اگر زبانه کشد فریاد هیزم در این تنور نمیریزم چون دود آن به چشم تو خواهد رفت ای نور دیدگان! بگذار سر به جای خیابان به دامنم صاحبعزا منم... ✍️ افشین علا 🗓️ زمستان ۱۴۰۴ ✨🆔 @afshinala ✨ ▪️کانال اشعار و مطالب افشین علا▪️
نقش مصرعها در رباعی و اهمیت کشف در بیت دوم دکتر #حامد_طونی @Aftabgardan_ha
بیخواب پی همنفسی میگردد بیتاب پی دادرسی میگردد انگار که هر شب آسمان، ماه به دست تا صبح به دنبال کسی میگردد #حامد_طونی #اللهم_عجل_لولیک_الفرج @HamedTooni
باران زده يا گریۀ پنهانی توست؟ طوفان شده يا شرح پریشانی توست؟ از پست و بلند زندگی میگوید آن چین و چروکی که به پیشانی توست #حامد_طونی #روز_پدر @HamedTooni
@HamedTooni
تا کی دل من! اسیر این تکراری؟ با کوشش کال در پی دیداری؟ آن شاخه بلندست و تو دستت کوتاه پا بر سر خویشتن مگر بگذاری #حامد_طونی #شب_آرزوها @HamedTooni
پاییز رسید و میوزد رؤیایت گیسوی بلندِ شب به شب یلدایت صدپارهدلی است عاشقت؛ یادش کن مابین اناردانهکردنهایت #حامد_طونی #یلدا @HamedTooni
@HamedTooni
در پردهٔ شب شرار افروخته است خونگریهٔ انتظار افروخته است هر سال خزان آمدنت را ای برف ریسه ریسه انار افروخته است #حامد_طونی @HamedTooni
آن شب غم من، دریغ، فهمیده نشد احوالِ منِ پس از تو پرسیده نشد افسوس که هنگام خداحافظیات باران زد و اشکهای من دیده نشد #حامد_طونی @HamedTooni
این برگ به رنگ بادهای بیغش بود آن برگ به رنگ شعلهای سرکش بود هر برگ طلوع تازهای از پاییز هر برگ نگارخانهٔ آتش بود #حامد_طونی @HamedTooni
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи