tgindex
کلام | سید حمید حسینی

کلام | سید حمید حسینی

Статистика
@hamidhossainiВидеоперсидский

✳️ یادداشت‌ها و پیشنهادهایی در مسیر آگاهی ✅ نقد و نظرتان به دیدهٔ منّت ⬅️ آی‌دی شخصی: @hamidhosseiniii ✳️ https://t.me/hamidhossaini ✳️ https://www.instagram.com/kalam_hamidhosseini ✳️ https://youtube.com/@kalam-hamidhossaini?si=YoSpPRwXyv9bGO2D

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
4
Всего постов
36
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Видео
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
3 287
0 за 4 дн.
Сутки
+3
+0,09%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
530
36 постов
Вовлечённость
16,1%
к подписчикам
Постов в день
0,6
всего 36
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
149
1/48двое суток
170
1/72трое суток
184

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 💢 گفتگویی درباره انحصار یا کثرت‌گرایی دینی 💢 بخش پایانی ادامهٔ پاسخ به نقد ویدیوی «آیا اسلام شرط نجات است؟» ۵) دربارهٔ واگذاریِ تشخیصِ حق به افراد فرمودید نباید تشخیصِ حق را به خودِ افراد واگذاشت. این سخن خیلی عجیب است. به‌راستی اگر به خودِ افراد سپرده نشود، به که باید سپرد؟ آیا کسانی باید برای دیگران تشخیص دهند و دیگران موظف باشند همان را که آنان تشخیص می‌دهند بپذیرند؟ آیا همه وظیفه دارند آنچه را ما حق می‌دانیم حق بدانند؟ آیا این همان شیوه‌ای نیست که قرآن از مستکبران و دشمنانِ پیامبران خدا نقل می‌کند و برای مبارزه با آن تلاش می‌کند؟ تشخیصِ حق، سلیقه نیست؛ وظیفه‌ای است که خداوند بر عهدهٔ عقل و وجدانِ هر انسانی نهاده است و جالب آنکه همان آیهٔ «إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولَٰئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا» که بدان استناد فرمودید، گواهِ همین نکته است: هر کس در برابرِ گوش و چشم و دلِ خودش مسئول است، یعنی تشخیص، بر عهدهٔ خودِ اوست. آیهٔ قصص (۴۹ و ۵۰) نیز تأییدی بر همین سخن است و کسی را نکوهش می‌کند که با وجودِ هدایتِ برترِ برهان‌آور، از هوی پیروی می‌کند، و پیداست که تشخیصِ آن هدایتِ برتر نیز جز با برهان و بر عهدهٔ خودِ شخص نیست. هرکس را با شرایط و وسع و وجدان خودش خواهند سنجید و باید پاسخگویی چیزی باشد که می‌فهمیده و به آن اعتنا نکرده است. ۶) دربارهٔ بیمِ سوءاستفاده از این گفتمان مطمئن باشید دعوتِ مردم به حق‌طلبی، به شنیدنِ سخنِ مخالف، و به تسلیم‌بودن در برابرِ منطق و استدلال، به دستِ هیچ‌کس بهانه‌ای برای بی‌مسئولیتی و بی‌خیالی نمی‌دهد؛ چراکه این راه، خود اصلاح‌گرِ خویش است و همه را به فکر و منطق و تسلیم بودن در برابر حقیقت دعوت می‌کند. برعکس، این انحصارطلبیِ دینی است که همواره بدترین بهانه‌ها را به دستِ مستکبران و مستبدانِ دینی داده، و بیشترین جنایاتِ تاریخ را همان کسانی رقم زده‌اند که خود را حقِ مطلق پنداشته و مدعیِ مالکیتِ انحصاریِ حقیقت بوده‌اند. پس اگر بناست از سوءاستفاده بیمناک باشیم، سرچشمهٔ آن نه احترام به تکثر باورها، بلکه همین انحصارطلبی است. ۷) دربارهٔ فضائل و تمایزِ اهدافِ عالیهٔ اسلام اینجا نیز، به گمانم، همان برداشتِ نخست تکرار شده است. فرمودید کسانی که با فضیلت و برتریِ اسلام آشنا شده‌اند نباید آن را انکار کنند. اما مگر من گفته بودم چنین انکاری رواست؟ سخنِ من این بود که کسی که به حق‌بودنِ اسلام پی برده، اما دلیلی بر برتریِ آن نسبت به دینِ حقِ خود نیافته، به ترجیحِ آن مکلف نیست. حکمت و هدفمندیِ احکامِ اسلام، همان‌گونه که در خطبهٔ عمیق و زیبای فدکیه آمده، در جای خود پذیرفته و محترم است؛ اما این، به‌خودیِ‌خود و برای هر فردی در جایی که حجت بر او تمام نشده باشد، چیزی را ثابت نمی‌کند و الزام‌آور نیست. بارِ دیگر از این نقدِ دلسوزانه و برادرانهٔ حضرتعالی سپاسگزارم و توفیق و سربلندیِ شما را از خدای مهربان خواستارم. ⭕️ @hamidhossaini

  • 💢 گفتگویی درباره انحصار یا کثرت‌گرایی دینی 💢 بخش سه از چهار ادامهٔ پاسخ به نقد ویدیوی «آیا اسلام شرط نجات است؟» ۳) دربارهٔ مبارزهٔ قرآن با انحصارطلبی آنچه در این بخش فرموده‌اید واقعاً موجب شگفتی است؛ زیرا در برابرِ آن‌همه دلیلِ روشنِ قرآنی که بر مخالفت با انحصارطلبیِ دینی تصریح دارد، فرموده‌اید قرآن تنها خود را حق می‌داند. حال آنکه قرآن بارها بر حقانیتِ تورات و انجیل تأکید کرده و آنها را مشتمل بر «هدیً و نور» دانسته است (مائده ۴۴ و ۴۶)؛ اهلِ کتاب را به برپاداشتن و پیروی از همان کتاب‌ها فرا خوانده («وَلْیَحْکُمْ أَهْلُ الْإِنْجِیلِ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فِیهِ» و «لَسْتُمْ عَلَىٰ شَیْءٍ حَتَّىٰ تُقِیمُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِیلَ»)؛ و پیروانِ ادیانِ دیگر مثل یهود و نصاری و صابئان را در صورتِ ایمان و عملِ صالح، اهلِ نجات و اجر شمرده (بقره ۶۲ و مائده ۶۹) و از عبادت و اخلاق و ایمان گروهی از اهل کتاب تمجید کرده است. افزون بر این، بارها با انحصارطلبیِ دین‌دارانِ گذشته، که بهشت را ویژهٔ فرقهٔ خود می‌پنداشتند، به مخالفت برخاسته و از آنان خواسته برهان خود را برای این ادعای متکبرانه ارائه دهند (بقره ۱۱۱ تا ۱۱۳) و به مسلمانان هم هشدار داده نباید مثل آنها فکر کنند چون مسلمانان هم چنین برهانی ندارند. آری، قرآن خود را حق می‌داند؛ اما هرگز نگفته «جز من حقی نیست»، بلکه بارها خلافِ آن را گفته و برفرض که خود را برترین و کامل‌ترین حق بداند، بارها بر اینکه هرکس در حد وسعش تکلیف دارد و اگر دیگران هم به آنچه در اختیارشان است عمل کنند نجات می‌یابند تصریح کرده است. اینکه می‌فرمایید «حق به اقتضای حقیقتش انحصارپذیر است» به‌خاطر غفلت از این نکتهٔ مهم است که میان خود حقیقت و آنچه در اختیار ماست تفاوتی جدی وجود دارد. ما آدمیان عادی هیچ‌گاه با حقیقتِ محض سر و کار نداریم، بلکه همواره برداشت‌هایی از حقیقت در اختیار ما قرار می‌گیرد. در میانِ پیروانِ قرآن و اسلام نیز هزاران برداشتِ گوناگون هست که هیچ‌یک را نمی‌توان عینِ حقیقت دانست؛ پس قطعی‌ترین و روشن‌ترین چیزی که در آن تردیدی نداریم این است که هیچ‌کس  مالک مطلق حقیقت نیست و هیچ گروه و فرقه‌ای حق ندارد با ادعای اینکه خود حقیقت واحد است، توهم مالکیت و دست‌یابی به آن را در سر بپروراند. تنها در این صورت است که می‌توانیم در کنارِ یکدیگر، با احترام و دوستی، و با گفت‌وگو و شنیدنِ سخنِ هم، به حقیقت نزدیک‌تر شویم؛ اگرنه خود و دیگران را از روشن‌ترین حقایق نیز محروم می‌کنیم و در عین حال با خیال برحق بودن، در مسیر تخریب حق و ظلم و بی‌اخلاقی قرار می‌گیریم. وانگهی، این سخن که «پذیرشِ حقانیتِ قرآن مستلزمِ پذیرشِ انحصارِ حقیقت در آن است» به‌نظرم مغالطه‌ای بیش نیست؛ زیرا حق‌بودنِ یک مکتب، به‌معنای باطل‌بودنِ دیگری نیست و هیچ دلیلی وجود ندارد که ثابت کند همیشه فقط یک دین حق است و بقیه ادیان باطل‌اند یا دستِ‌کم این احتمال هست که کسی، با دلیلی به این برداشت برسد که حقِ دیگری نیز در کار است، و در این برداشت معذور باشد. ۴) دربارهٔ اینکه «ملاکِ تسلیم، زاویهٔ دیدِ هر کس است» هرگز نگفته‌ام که ادراک و زاویهٔ دیدِ انسان، حق را می‌سازد؛ بلکه بارها تصریح کرده‌ام که عقل، منبعِ آگاهی نیست، بلکه معیارِ سنجشِ اعتبارِ آگاهی است؛ یعنی عقل، کاشفِ حق است نه جاعلِ آن. و این با «الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ» هیچ ناسازگاری ندارد؛ حق یکی است و از سویِ پروردگار، اما دسترسیِ ما به آن همواره از رهگذرِ برداشت است. مقصودم از زاویهٔ دید نیز، تناسبِ تکلیف و مسئولیتِ هر کس با حجتی است که بر او تمام شده، نه نسبی‌بودنِ خودِ حق. باز هم تأکید می‌کنم هیچ‌کس از انسان‌های عادی به خود حقیقت دسترسی ندارد و ما نیز آنچه را حق‌ می‌دانیم بر مبنای زاویهٔ دید خودمان است و اگر ما نیز در محیط و خانواده و شرایط دیگری بودیم حتماً چیز دیگری را حق تشخیص می‌دادیم. ادامه در پست بعد 👇 ⭕️ @hamidhossaini

  • 💢 گفتگویی درباره انحصار یا کثرت‌گرایی دینی 💢 بخش دو از چهار ادامهٔ نقد یکی از دوستان بر ویدیوی «آیا اسلام شرط نجات است؟» ۷. نادیده نگرفتن فضائل و تمایز حق‌طلبانی که به اهداف عالیه اسلام دست یافته‌اند حتی اگر بپذیریم که حق‌طلبانِ پیرو دیگر ادیان نیز مأجورند، باز هم به نظر نمی‌رسد این امر مستلزم نادیده گرفتن فضائل و تمایزهای کسانی باشد که به اهداف و اغراض عالیه اسلام دست یافته‌اند. به تعبیر دیگر، نمی‌توان بدون هیچ‌گونه تمایز و مرزبندی، همه حق‌طلبان را از هر جهت هم‌رتبه و هم‌سنگ تلقی کرد. حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) نیز در خطبه فدکیه، احکام اسلام را مجموعه‌ای هدفمند و حکیمانه معرفی می‌کنند و برای هر حکم، غایتی ویژه برمی‌شمارند. این بیان نشان می‌دهد که التزام به این احکام، دستاوردی متمایز و هدفمند است، نه صرفاً یکی از گزینه‌های هم‌عرض در برابر هر حق‌طلب: «فَجَعَلَ اللَّهُ الْإِيمَانَ تَطْهِيرًا لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ، وَالصَّلَاةَ تَنْزِيهًا لَكُمْ عَنِ الْكِبْرِ، وَالزَّكَاةَ تَزْكِيَةً لِلنَّفْسِ وَنَمَاءً فِي الرِّزْقِ، وَالصِّيَامَ تَثْبِيتًا لِلْإِخْلَاصِ، وَالْحَجَّ تَشْيِيدًا لِلدِّينِ، وَالْعَدْلَ تَنْسِيقًا لِلْقُلُوبِ، وَطَاعَتَنَا نِظَامًا لِلْمِلَّةِ، وَإِمَامَتَنَا أَمَانًا مِنَ الْفُرْقَةِ» «(الاحتجاج، طبرسی، ج۱، ص۲۵۸–۲۵۹)»  در پاسخ به این نقد دوستانه چنین نوشتم:   از دقت و حوصله‌ای که در بازبینیِ کلیپ و نگارشِ این نکات به کار بستید صمیمانه سپاسگزارم و امیدوارم این گفتگوها برای همهٔ ما مفید و آموزنده باشد. با این‌همه، به‌نظر می‌رسد بیشترِ این ملاحظات بر خوانشی از سخنِ من استوار است که با مقصودم یکی نیست؛ و امید دارم با روشن‌شدنِ مراد، مشخص شود که فاصلهٔ میانِ ما بسیار کمتر از چیزی است که به‌نظر می‌رسد. لذا به ترتیبِ خودتان نکاتی را عرض می‌کنم: ۱) دربارهٔ وظیفهٔ کسی که در معرضِ دعوت قرار می‌گیرد فرمودید هرکس در معرضِ دعوت قرار گیرد وظیفهٔ بررسی می‌یابد و بی‌اعتنایی به آن مسئولیت‌آور است. این سخن فی‌نفسه درست است، اما با آنچه من گفتم متفاوت است. سخنِ من دربارهٔ کسی بود که اساساً دلیلی برای بررسیِ اسلام نمی‌بیند، نه کسی که دعوتی حجت‌آور بر او تمام شده و باید پاسخ دهد. آیا ما برای بررسی هزاران دینی که در جهان وجود دارد، وظیفه‌ای احساس می‌کنیم؟ وانگهی، خودِ این «در معرضِ دعوت قرار گرفتن» حالت‌های گوناگون دارد. فرض کنید امروز کسی نزدِ جنابعالی بیاید و بگوید می‌خواهم تو را به دینی تازه دعوت کنم؛ بسیار محتمل است که شما، به دلایلی موجه، هیچ لزومی برای بررسیِ ادعای او در خود نبینید. پس همین حق را باید برای دیگران نیز قائل شد و حداقل این احتمال را داد که شاید کسانی در برابرِ دعوت اسلام قرار می‌گیرند نیز برای خود دلایلی داشته باشند که چنین وظیفه‌ای را متوجهِ آنان نمی‌کند. آیهٔ شریفهٔ «کُلُّ أُولَٰئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا» ناظر به روی‌گرداندنِ آگاهانه از حجتی است که تمام شده باشد؛ و این تأییدی بر سخنِ من است، نه نقضِ آن. ۲) دربارهٔ ترجیح ندادنِ اسلام به‌سببِ سازگاری با فرهنگ و خانواده مرادِ من هرگز این نبود که کسی با وجود آگاهی از حقیقت، صرفاً از سرِ پیرویِ نیاکان با آن مخالفت کند و با این حال او را معذور بدانم؛ سخنِ من دربارهٔ حالتی دیگر بود: کسی که بررسی کرده و به حقانیتِ اسلام پی برده، اما در کنارِ آن، با دلیلی که برای او قانع‌کننده است، تشخیص می‌دهد که آیینِ خودش نیز حق است، و چون برای حق‌بودنِ دینِ خود دلیل دارد، ترجیح می‌دهد از همان دینِ حقی که با فرهنگ و خانواده‌اش سازگارتر است پیروی کند. این، ترجیحِ یک حق بر حقی دیگر است، نه گزینشِ باطل به‌جای حق. آیاتی که پیرویِ کورکورانه از نیاکان را نکوهش می‌کنند و من نیز آنها را ستونِ نقدِ تقلید قرار داده‌ام، ناظر به ترجیحِ باطلِ موروثی بر حق‌اند و به آنچه بنده عرض کردم ربطی ندارند. ادامه در پست بعد 👇 ⭕️ @hamidhossaini

  • 💢 گفتگویی درباره انحصار یا کثرت‌گرایی دینی 💢  بخش یک از چهار پس از انتشار قسمت ۵۶ مجموعهٔ «اسلام، چرا و چگونه؟» با عنوان «آیا اسلام شرط نجات است؟» یکی از دوستان نقدی بر آن نوشت و من نیز به آن پاسخ دادم. ازآنجاکه این گفتگو می‌تواند برای علاقه‌مندان به این مباحث مفید باشد، ابتدا متن کامل نقد ایشان و سپس در ادامه پاسخ خود را در معرض قضاوت خوانندگان گرامی قرار می‌دهم:   ۱. نقد دیدگاه: «کسی که دلیلی برای بررسی دین نمی‌بیند، وظیفه‌ای ندارد» (دقیقه ۳:۳۰) جنابعالی فرمودید اگر کسی دلیلی برای بررسی دین اسلام نبیند، وظیفه‌ای در این زمینه ندارد. به نظر می‌رسد بزرگ‌ترین دلیل بر ضرورت بررسی ادعای اسلام، خودِ عقل است. ازاین‌رو، اگر کسی در معرض این دعوت قرار گیرد و بدون بررسی و صرفاً از سرِ بی‌تفاوتی از کنار آن بگذرد، در برابر این کوتاهی مسئول باشد: «إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا (اسراء، ۳۶) ۲. نقد دیدگاه: توجیه عدم تغییر دین به‌سبب آرامش، محیط و شرایط خانواده‌گی(دقیقه ۵:۵۶) فرمودید ممکن است کسی برای حفظ آرامش، یا به دلیل شرایط محیطی و خانوادگی، دین خود را تغییر ندهد. در حالی که اگر این عوامل در برابر دلیل و برهان قرار گیرند، قرآن کریم چنین ترجیحی را مردود می‌شمارد و پیروی از سنت نیاکان را، در صورت ناسازگاری با حق، مورد نقد قرار می‌دهد: «وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا ۗ أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ (بقره، ۱۷۰)» «وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَىٰ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا ۚ أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ (مائده، ۱۰۴)» «وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا ۚ أَوَلَوْ كَانَ الشَّيْطَانُ يَدْعُوهُمْ إِلَىٰ عَذَابِ السَّعِيرِ (لقمان، ۲۱)» ضمن اینکه پذیرش حق منافاتی با این مسئله ندارد و در طول تاریخ مومنانی بوده اند که حق را پذیرفته ولی برای حفظ جان و ... ایمان خود را کتمان می کرده اند مانند مومن آل فرعون یا آسیه ۳. نقد دیدگاه: «قرآن مطلقا با انحصارطلبی مبارزه کرده است» (دقیقه ۶:۵۰) به نظر می‌رسد آنچه قرآن با آن مبارزه کرده، ادعای انحصار حق بدون دلیل و مبتنی بر آرزو و تعصب است، نه انحصارگراییِ مبتنی بر برهان. چون بلافاصله در همان آیه مورد استناد جنابعالی می فرماید:«قل هاتوا برهانکم» ازاین‌رو، به نظر نمی‌رسد بتوان از آیات مربوط، این نتیجه را گرفت که قرآن هرگونه انحصار طلبی حتی اگر به حق باشد را نفی کرده است. حق، به اقتضای حقیقتش، انحصارپذیر است و قرآن نیز خود را بیانگر حق معرفی می‌کند؛ بنابراین، پذیرش حقانیت قرآن، به‌طور طبیعی مستلزم پذیرش انحصار حق در آن است. ۴. نقد دیدگاه: «ملاک تسلیم‌بودن، زاویه دید هرکس است» (دقیقه ۷:۳۰) اگر ملاک، صرفاً زاویه دید افراد باشد، این پرسش پیش می‌آید که آیا زاویه دید انسان منشأ ایجاد حقانیت است؟ به نظر می‌رسد حق، امری ثابت و مستقل از ادراک ماست و عقل وظیفه جعل و وضع حقیقت را ندارد، بلکه کاشف آن است: «الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ (بقره، ۱۴۷)» ۵. ناسازگاری میان اصل «حق‌طلبی و تسلیم » با واگذاری داوری میان ادیان به فرد اگر حق‌طلبی یا تسلیم در برابر حق، ملاک باشد و در عین حال حقانیت قرآن نیز پذیرفته شود، واگذار کردن تشخیص این‌که «کدام دین بهتر یا مفیدتر است» به سلیقه و داوری شخصی افراد، با همان اصل حق‌طلبی و تسلیم، چندان سازگار به نظر نمی‌رسد. قُلْ فَأْتُوا بِكِتابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّـهِ هُوَ أَهْدى‏ مِنْهُما أَتَّبِعْهُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ. فَإِنْ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّما يَتَّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّـهِ إِنَّ اللَّـهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ. (قصص ۴٩/۵٠)» ۶. نگرانی از سوءاستفاده احتمالی از این گفتمان امید است این گفتمان، ناخواسته دستاویزی برای کسانی نشود که بخواهند با استناد به آن، گرایش‌های برخاسته از هواهای نفسانی یا منافع شخصی را توجیه کنند؛ همان کسانی که قرآن کریم از آنان با چنین ویژگی‌هایی یاد کرده است. ادامه در پست بعد 👇 ⭕️ @hamidhossaini

  • 💢 ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۴۰ تا ۴۵ سورهٔ توبه 💢 ✳️ إِلَّا تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلَىٰ وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿٤٠﴾ ⬅️ اگر شما حمایتش نکنید، خدا که از او حمایت کرده؛ آن هنگام که حق‌پوشان بیرونش کردند در حالی که یکی از دو نفر بود؛ همان وقتی که آن دو در غار بودند؛ آن‌گاه که به هم‌نشین خود می‌گفت: «اندوهگین مباش، بی‌تردید خدا با ماست.» پس خدا جلوهٔ شکوهمند و آرامش‌بخش حضور خود را بر او فرو فرستاد و او را با سپاهیانی پشتیبانی کرد که آنها را ندیدید؛ و سخن کسانی را که حق‌پوشی کردند پایین‌ترین قرار داد؛ و این سخن خداست که بالاترین است؛ و خدا عزتمند و فرزانه است. 🔺تعبیر «ثاني اثنین» شبیه «ثالث ثلاثة» و مانند آن، ترکیبی اصطلاحی برای بیان حضور در جمعی دو یا چند نفره است؛ لذا نباید آن را «دومی از دو نفر» ترجمه کرد. 🔺در ترجمهٔ آیهٔ ۲۴۸ سورهٔ بقره توضیح داده شد که «سَكِينَة» معنایی فراتر از «آرامش» دارد. 🔺معنای «تأیید» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۷ سورهٔ بقره توضیح داده شد. 🔺«السفلی» و «العلیا» مؤنث افعل تفضیل و بر اساس سیاق، بیانگر صفت برترین‌اند. ✳️ انفِرُوا خِفَافًا وَثِقَالًا وَجَاهِدُوا بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ذَٰلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿٤١﴾ ⬅️ سبک‌بار و گران‌بار رهسپار شوید و با دارایی‌ و جانتان در راه خدا جهاد کنید؛ که آن، اگر بدانید، برایتان بهتر است. 🔺توضیح معنای «نفر» در ترجمهٔ آیهٔ ۳۸ همین سوره بیان شد. ✳️ لَوْ كَانَ عَرَضًا قَرِيبًا وَسَفَرًا قَاصِدًا لَّاتَّبَعُوكَ وَلَٰكِن بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ وَسَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَوِ اسْتَطَعْنَا لَخَرَجْنَا مَعَكُمْ يُهْلِكُونَ أَنفُسَهُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ﴿٤٢﴾ ⬅️ اگر کالایی در دسترس و سفری معتدل در کار بود، قطعاً از پیِ تو می‌آمدند؛ ولی مشقّت بر آنان دور از دسترس جلوه‌گر شد. آنان به‌زودی به خدا سوگند خواهند خورد که: «اگر می‌توانستیم، حتماً با شما بیرون می‌آمدیم». خودشان را نابود می‌کنند؛ و خدا می‌داند که قطعاً دروغگویند. 🔺توضیح معنای «عرَض» در ترجمهٔ آیهٔ ۹۴ سورهٔ نساء بیان شد. ✳️ عَفَا اللَّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ ﴿٤٣﴾ ⬅️ خدا از تو بگذرد! چرا پیش از آنکه برایت روشن شود چه کسانی راست گفته‌اند و دروغگویان را بشناسی، به آنها اجازه دادی؟ 🔺اگرچه معنای تحت‌اللفظی «عَفَا اللَّهُ عَنكَ» این است که «خدا از تو درگذشت»؛ ولی این تعبیر و تعابیر مشابهی چون «رحمک الله» و «غفر الله لک» و «أعزک الله» معمولاً به‌صورت انشائی به‌کار می‌روند و باید بر همان اساس ترجمه شوند. ✳️ لَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ أَن يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ ﴿٤٤﴾ ⬅️ کسانی که به خدا و روز واپسین ایمان دارند، برای اینکه با دارایی و جانشان جهاد کنند از تو اجازه نمی‌خواهند؛ و خدا پرواپیشگان را می‌شناسد. 🔺مادهٔ «علم» وقتی دربارهٔ دانستن ویژگی اشخاص به‌کار می‌رود، باید «شناختن» ترجمه شود. ✳️ إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ ﴿٤٥﴾ ⬅️ تنها کسانی از تو اجازه می‌خواهند که به خدا و روز واپسین ایمان نمی‌آورند و دل‌هایشان به تردید افتاده و در تردید خود باقی می‌مانند. 🔺«ریب» به‌معنی «اضطراب ناشی از شک» است که در فارسی به آن «تردید» می‌گویند. 🔺«يَتَرَدَّدُونَ» به‌معنی «سرگردان‌اند» نیست؛ بلکه در اصل، معنای «رفت و برگشت می‌کنند» را بیان می‌کنند که در اینجا منظور از آن، «باقی ماندن در تردید» است. 🔸این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد. #ترجمه_گروهی_قرآن ⭕️ @hamidhossaini

  • 5 авг.5631811

    💢 سکولاریسم کدام است؟ 💢 این سال‌ها انسان‌های نیک‌اندیش بسیاری به اتهام واهی "سکولار" از حوزهٔ عمومی طرد و به گوشه‌نشینی کشیده شده‌اند. در میانِ حوزویان هر کسی کم‌ترین سخنی بگوید که به مذاق برخی از صاحبان پُست و مقام خوش نیاید به "روشن‌فکر" یا "سکولار" متّهم می‌شود و پس از آن، حسابش با کرام‌الکاتبین است. از آن اتّهام‌هایی که با قسم حضرت عباس هم پاک نمی‌شود. بماند که این اتّهام‌زدن‌ها بیشتر برای مراقبت از موقعیّت خود و طرد رقیبانی‌ است که در مقایسه با اتهام‌زنندگان، احتمالاً توان علمی بیش‌تری دارند. یادم هست چند سالِ پیش، در یک جلسهٔ مهم وقتی نوبت به من رسید که چند کلمه سخن بگویم، در لابلای حرف‌ها گفتم به قول پاره‌تو جامعه‌شناس ایتالیایی .... که یک نفر از حاضران در جلسه وسط کلام‌ام و گفت: " آقای صادق‌نیا! این‌جا دیگر نباید سکولار باشی. فقط بگو قال‌الصادق و قال‌الباقر. پاره‌تو ماره‌تو نداریم." باقی حرف در دهانم ماسید و یادم رفت چه می‌خواستم بگویم. ایشان البته خیلی زود پله‌های ترقّی را پیمود و الان برای خودش آیت‌الله شده است. ولی برای من، پرسش مهم همیشه این است که به‌راستی "سکولاریسم" چیست و "سکولار" کیست. آیا کسی که برای فهم پدیده‌های انسانی پیرامون خود به سراغ اندیشمندان غربی می‌رود سکولار است؟ اگر این‌گونه باشد چرا کسی که برای درمان بیماری به سراغ پزشک، بیمارستان، و علوم روز می‌رود یا برای ساختن پُل، جاده، سد، و نیروگاه از علوم مهندسی کمک می‌گیرد سکولار خوانده نشود؟ چه کسی گفته است که سکولاریسم لزوماً به معنی جدایی "امر سیاسی" از "امر دینی" است؟! چرا نباید سکولاریسم را اندیشه‌ای بدانیم که شأن دین را از نشان دادن راه‌های آسمان، رسیدن به امر قدسی، اخلاق، و معنویّت به پرداختن به عوارض، مالیات، ساختمان‌سازی، امور سازمانی، انتخابات، و امور این‌جهانی تبدیل کرده است؟! یک تحلیل محتوای ساده از سخنان روحانی‌هایی که بیشتر در رسانه حاضر هستند نشان می‌دهد آن‌ها بیش از آن‌که از اخلاق و معنویّت سخن بگویند، به دنبال تبیین "یک امر سیاسی" هستند. امری که بسیاری از آن‌ها هیچ تخصصی در آن ندارند. البته آن‌ها معتقدند که دارند با سکولاریسم مبارزه می‌کنند؛ ولی مشکل اینجاست که وقتی سر خود را می‌چرخانند می‌بینند حجاب زنان و دختران (آن‌گونه که آنان می‌خواهند) شرعی نیست. بی‌اخلاقی بیداد می‌کند. رشوه، دروغ، تهمت، بی‌اعتقادی، از در دیوار شهر بالا می‌رود و معنویّت‌های بدیل دارند دامن‌گیر می‌شوند. بعد آن‌ها بدون آن‌که در کار خود تجدید نظر کنند، فریاد می‌زنند که سکولارها جامعه را به این روز انداخته‌اند. گرچه ممکن است کمی دیر شده باشد؛ ولی جامعهٔ ایران هنوز هم مشتاق است از روحانیان اخلاق بشنود و رفتار اخلاقی ببیند. دوست دارد آن‌ها از خدا بگویند و معنا، معنویت، قرآن، و حدیث تعلیم دهند. ✍️ مهراب صادق‌نیا ⭕️ @hamidhossaini

  • 3 авг.5342610из hamidhossaini

    در بخشی از کتاب «پیر پرنیان اندیش» که حاوی خاطرات هوشنگ ابتهاج متخلص به «سایه» است چنین می‌خوانیم: «امروز هشتم محرم بود و عصری من (میلاد عظیمی) و عاطفه به خانه سایه رفتیم. سایه مغموم بود و از چشمهایش معلوم بود گریه کرده. عاطفه گفت: «بازم شیطونی کردین؟» سایه خندید. پرسیدم «اتفاقی افتاده؟» - نه! شما می‌دونین که تلویزیون همیشه جلوم روشنه. هر کانالی هم که می‌زنم داره روضه و نوحه نشون می‌ده. من هم گوش می‌کنم و خب گریه‌ام می‌گیره. می‌شینم با اینها گریه می‌کنم. (لبخند می‌زند.) پس از چند دقیقه گپ و گفت، سایه می‌گوید: سال‌ها پیش یک شعری گفتم به اسم «اربعین» که تمومش نکردم. با تعجب اصرار می‌کنم شعر را بخواند و می‌خواند: «یا حسین بن علی خون گرم تو هنوز از زمین می‌جوشد هرکجا باغ گل سرخی هست آب از این چشمه خون می‌نوشد. کربلایی است دلم.» ⭕️ @hamidhossaini

  • 2 авг.656511

    #کلیپ_آموزشی تولیدشده با هوش مصنوعی بر اساس قسمت ۵۷ مجموعهٔ #اسلام_چرا_چگونه ⭕️ @hamidhossaini

  • #پادکست تولیدشده با هوش مصنوعی بر اساس قسمت ۵۷ مجموعهٔ #اسلام_چرا_چگونه ⭕️ @hamidhossaini

  • 2 авг.493610

    💢 دین جدید یا عبور از ادیان؟ 💢 در این ویدیو به تحلیل معنای «اسلام» و «مسلم» در قرآن ‌پرداخته‌ایم تا به تفاوت آنچه به‌عنوان دین اسلام شناخته می‌شود با آنچه کتاب خدا معرفی می‌کند پی ببریم. قرآن کریم برخلاف دیدگاه رایج انحصارگرایان مذهبی، تمامی پیامبران الهی و پیروان راستین آنها را «مسلم» می‌نامد و دین‌ حق را «تسلیم بودن در برابر حقیقت» و «حق‌پرستی» می‌داند، نه «دین‌پرستی». بسیاری از تأکیدات قرآن بر «اسلام» در جایی است که به مقابله با انحصارطلبی دینی می‌پردازد. بنابراین آنچه قرآن به آن دعوت می‌کند، رها شدن از قید و بند همهٔ ادیان رسمی و پایبندی به هر حقیقتی است که وجدان انسانی به درست بودنش پی می‌برد. #اسلام_چرا_چگونه ۵۷ ⭕️ @hamidhossaini

  • 30 июл.1 7261430

    💢 انتشار کتاب «کشتی نجات» 💢 ✳️ در آستانهٔ اربعین سالار شهیدان، کتاب «کشتی نجات» اثر جدید سید حمید حسینی منتشر شد. این کتاب که بر اساس مجموعه‌ای از سخنرانی‌های نگارنده تنظیم شده، علاوه بر نسخهٔ ویدیویی و کتاب الکترونیکی، در قالب کتاب فیزیکی نیز به چاپ رسیده و در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است. نجات، از بنیادی‌ترین مفاهیمی است که همگان آن را می‌جویند و مکاتب گوناگون، ادعای ارائهٔ آن را دارند؛ اما کمتر کسی دربارهٔ چیستی و راه رسیدن به آن به‌درستی تأمل می‌کند. این کتاب می‌کوشد با نگاهی قرآنی، این مفهوم سرنوشت‌ساز و فرایند رسیدن به آن را بازکاود و از این طریق، راز حدیث نبوی دربارهٔ «کشتی نجات» بودن امام حسین (ع) را روشن سازد. مطالعهٔ این کتاب به شما کمک می‌کند با مجموعه‌ای از آموزه‌های معنوی قرآن و نکاتی تازه در این زمینه آشنا شوید و به تفاوت نگاه قرآن و عترت با برخی از مشهورات رایج پی ببرید. 🔸برای مطالعه‌ٔ متن کامل کتاب از لینک زیر استفاده کنید: ➡️ https://biblioteca.imamali.ro/?p=9291&lang=fa ⭕️ @hamidhossaini

  • 💢 ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۳۶ تا ۳۹ سورهٔ توبه 💢 ✳️ إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلَا تَظْلِمُوا فِيهِنَّ أَنفُسَكُمْ وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ ﴿٣٦﴾ ⬅️ بی‌تردید تعداد ماه‌ها نزد خدا در روزی که آسمان‌ها و زمین را آفرید، در کتاب خدا دوازده ماه بود که چهار ماهش حرام است. دین پابرجا همان است؛ پس در آنها بر خود ستم نکنید؛ و با مشرکان به‌صورت یک‌پارچه بجنگید، همان‌گونه که آنان به‌صورت یک‌پارچه با شما می‌جنگند؛ و بدانید که خدا با پرواپیشگان است. 🔺اغلب مترجمان «یومَ خلق» را «از روزی که آفرید» ترجمه کرده‌اند؛ یعنی یک «مِن» در اینجا در تقدیر گرفته‌اند. این در حالی است که اگر زمان جمله را بر اساس ظرف زمانی آغاز آفرینش، گذشته در نظر بگیریم، نیازی به این افزودهٔ بی‌دلیل نخواهیم داشت. 🔺«کافّة» از مادهٔ‌ «کفف» در اصل به‌معنای «مانع شدن» است، ولی برای اشاره به «جمعی که به‌صورت هماهنگ و گروهی هدفی را پیگیری و از موانعش جلوگیری می‌کنند» به‌کار می‌رود؛ لذا آن را «یک‌پارچه» ترجمه کردیم. ✳️ إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيَادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عَامًا وَيُحَرِّمُونَهُ عَامًا لِّيُوَاطِئُوا عِدَّةَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ فَيُحِلُّوا مَا حَرَّمَ اللَّهُ زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمَالِهِمْ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ ﴿٣٧﴾ ⬅️ جز این نیست که تأخیر انداختن ماه حرام، نوعی افزودن بر حق‌پوشی است که با آن، کسانی که حق‌پوشی کرده‌اند به گمراهی می‌افتند. یک سال حلال اعلامش می‌کنند و یک سال حرامش می‌شمرند تا با تعداد آنچه خدا حرام کرده انطباق دهند؛ درنتیجه، آنچه را خدا حرام کرده حلال می‌کنند. کارهای بدشان برایشان آراسته شده است؛ و خدا گروه حق‌پوشان را راهبری نمی‌کند. 🔺«النَّسِيءُ» از مادهٔ «نسأ» در اصل به‌معنی «تأخیر انداختن» است و به‌عنوان اصطلاحی برای «تأخیر انداختن ماه حرام و جابه‌جا کردن آن» به‌کار می‌رفته است. 🔺«يُوَاطِئُوا» از مادهٔ «وطء» در اصل به‌معنی «برتری و تسلط یافتن» است و بر همین اساس برای مفاهیمی چون «پایمال کردن» و «نکاح کردن» به‌کار می‌رود. اگر بخواهیم این واژه را بر این مبنا ترجمه کنیم باید بگوییم: «تا شمارش آنچه خدا حرام کرده را پایمال کنند.» ولی ازآنجاکه در منابع لغت، معنای «منطبق کردن» را نیز برای این واژه ذکر کرده‌اند و تقریباً همهٔ مفسران و مترجمان، آیه را مطابق این معنی فهمیده‌اند، با آن مخالفت نکردیم. ✳️ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَرَضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ ﴿٣٨﴾ ⬅️ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، شما را چه می‌شود که وقتی به شما می‌گویند: «در راه خدا رهسپار شوید»، به سنگینی به زمین می‌چسبید؟ آیا به‌جای سرای واپسین به زندگی دنیا دل خوش کرده‌اید؟ در صورتی که بهرهٔ زندگی دنیا در برابر سرای واپسین جز اندکی نیست. 🔺«نفر» به‌معنی «حرکت همراه با سختی و کراهت» است و با «کوچ کردن» که اغلب مترجمان گفته‌اند تفاوت دارد. 🔺«اثّاقلتم»در اصل «تثاقلتم» از باب تفاعل بوده که بر «استمرار سنگینی» دلالت دارد. نزدیک‌ترین معادل متداول برای این مفهوم «به زمین چسبیدن» است. ✳️ إِلَّا تَنفِرُوا يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلَا تَضُرُّوهُ شَيْئًا وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿٣٩﴾ ⬅️ اگر رهسپار نشوید، خدا به عذابی دردناک عذابتان خواهد کرد و گروهی جز شما را جایگزین خواهد ساخت و هیچ زیانی به او نخواهید رساند؛ و خدا بر هر کاری تواناست. 🔺در ترجمهٔ آیهٔ ۲۰ سورهٔ بقره دربارهٔ دلیل ترجمهٔ «شيء» به «کار» توضیح داده شد. 🔸این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد. #ترجمه_گروهی_قرآن ⭕️ @hamidhossaini

  • #کلیپ_آموزشی تولیدشده با هوش مصنوعی بر اساس قسمت ۵۶ مجموعهٔ #اسلام_چرا_چگونه ⭕️ @hamidhossaini

  • #پادکست تولیدشده با هوش مصنوعی بر اساس قسمت ۵۶ مجموعهٔ #اسلام_چرا_چگونه ⭕️ @hamidhossaini

  • 💢 مسلمان بودن، شرط نجات است؟ 💢 پیش از این دانستیم کسانی که در معرض انتخاب اسلام یا اظهار نظر دربارهٔ آن نباشند، وظیفه‌ای برای بررسی این دین ندارند. اکنون این سؤال را مطرح می‌کنیم که اگر کسی این دین را بررسی کرد و به حقانیت قرآن پی برد، آیا حتماً باید دین قبلی خود را تغییر دهد و رسماً مسلمان شود؟ در این ویدیو پس مرور مسیری که برای بررسی بی‌طرفانهٔ اسلام و قرآن پشت سر گذاشتیم و پیش از ورود به مباحث چگونگی پیروی از اسلام، به یکی از پیش‌نیازهای مهم این مسیر می‌پردازیم و با بررسی آیات قرآن توضیح می‌دهیم که برخلاف تصور رایج، این کتاب با «انحصارطلبی دینی» به‌شدت مبارزه می‌کند و بهشت را در انحصار گروه خاصی نمی‌داند. قرآن ملاک رستگاری را نه اسامی و برچسب‌های مذهبی، بلکه تسلیم بودن در برابر حق، انسانیت و اعمال صالح اعلام می‌کند. با این برداشت از قرآن، حتی کسانی که به حقانیت اسلام پی برده‌ باشند، لزوماً برای رسیدن به سعادت، موظف به مسلمان شدن نیستند. #اسلام_چرا_چگونه ۵۶ ⭕️ @hamidhossaini

  • 💢 ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۳۰ تا ۳۵ سورهٔ توبه 💢 ✳️ وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ذَٰلِكَ قَوْلُهُم بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ ﴿٣٠﴾ ⬅️ و یهودیان گفتند: «عُزَیر پسر خداست»، و مسیحیان گفتند: «مسیح پسر خداست». این سخنشان است که با باز کردن دهانشان می‌گویند؛ آنان با گفتار کسانی که پیش از این حق‌پوشی کردند، هماوردی می‌کنند. خدا بکشدشان؛ چگونه دگرگون می‌شوند؟! 🔺توضیح معنای مادهٔ «فوه» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۱۸ سورهٔ آل‌عمران گذشت. 🔺«يُضَاهِئُونَ» از «مضاهاة» به‌معنی «معارضه، رقابت و هماوردی» است و «مشابهت» از لوازم چنین معنایی است. لذا ترجمهٔ آن به «مشابهت» که توسط اغلب مترجمان انجام گرفته، چندان دقیق به‌نظر نمی‌رسد. 🔺در ترجمهٔ آیهٔ ۷۵ سورهٔ مائده توضیح دادیم که «افک» به‌معنی «دگرگون ساختن و زیر و رو کردن» است. ✳️ اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلَٰهًا وَاحِدًا لَّا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿٣١﴾ ⬅️ خاخام‌ها و راهبان خود را به‌عنوان خداوندگار به‌جای خدا برگزیدند، و نیز مسیح پسر مریم را؛ با آنکه به آنها جز این فرمان داده نشده بود که خدایی یگانه را بندگی کنند که هیچ معبودی جز او نیست و از آنچه شریک قرار می‌دهند، پاک و منزه است. 🔺توضیح معنای «احبار» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۴ سورهٔ مائده بیان شد. ✳️ يُرِيدُونَ أَن يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ ﴿٣٢﴾ ⬅️ می‌خواهند نور خدا را با باز کردن دهانشان خاموش کنند؛ ولی خدا جز از اینکه نورش را کامل کند، سر باز می‌زند؛ هرچند حق‌پوشان خوش نداشته باشند. 🔺همان‌گونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۱۱۸ سورهٔ آل‌عمران بیان شد، مادهٔ «فوه» بر حالت باز بودن دهان و «فم» بر حالت بسته بودن دهان دلالت دارد. 🔺معنای لغوی «اباء» امتناع کردن از انجام کاری است که به آن، «سر باز زدن» نیز می‌گویند. ✳️ هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ ﴿٣٣﴾ ⬅️ او کسی است که فرستاده‌اش را با راهبری و حساب و کتاب درست فرستاد تا آن را بر همهٔ ادیان غالب کند؛ هرچند مشرکان خوش نداشته باشند. 🔺توضیح معنای «دین» در ترجمهٔ آیهٔ چهارم سورهٔ حمد گذشت. البته این واژه را بسته به سیاق و شرایط می‌توان همان «دین» نیز ترجمه کرد؛ هما‌ن‌گونه که در «الدین کلّه» این‌گونه عمل کرده‌ایم. 🔺مادهٔ «ظهر» وقتی با «علی» به‌کار رود به‌معنای «غلبه و چیرگی» است. ✳️ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ كَثِيرًا مِّنَ الْأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿٣٤﴾ ⬅️ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بسیاری از خاخام‌ها و راهبان، دارایی‌های مردم را به‌ناحق می‌خورند و از راه خدا بازمی‌دارند. و کسانی که طلا و نقره را می‌اندوزند و آن را در راه خدا هزینه نمی‌کنند، آنها را به عذابی دردناک مژده بده. 🔺توضیح معنای «صدد» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۱۷ سورهٔ بقره گذشت. 🔺معنای «انفاق» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۹۵ سورهٔ بقره بیان شد. ✳️ يَوْمَ يُحْمَىٰ عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَىٰ بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هَٰذَا مَا كَنَزْتُمْ لِأَنفُسِكُمْ فَذُوقُوا مَا كُنتُمْ تَكْنِزُونَ ﴿٣٥﴾ ⬅️ روزی که آنها را در آتش جهنم گداخته کنند و با آنها بر پیشانی‌ و پهلو و پشتشان داغ نهند: «این همان چیزی است که برای خود اندوختید؛ پس آنچه را می‌اندوختید بچشید.» 🔺«يُحْمَىٰ» از مادهٔ «حمم» به‌معنی «داغ و گداخته» است که میم دومش به همزه تبدیل شده. 🔺با توجه به اینکه هر دو ضمیر «علیها» و «بها» به «الذهب والفضة» بازمی‌گردد، باید به‌صورت جمع ترجمه شود. 🔸این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد. #ترجمه_گروهی_قرآن ⭕️ @hamidhossaini

  • #کلیپ_آموزشی تولیدشده با هوش مصنوعی بر اساس قسمت ۵۵ مجموعهٔ #اسلام_چرا_چگونه ⭕️ @hamidhossaini

  • #پادکست تولیدشده با هوش مصنوعی بر اساس قسمت ۵۵ مجموعهٔ #اسلام_چرا_چگونه ⭕️ @hamidhossaini

  • 💢 تناقض و ناهماهنگی در قرآن؟ 💢 یکی از انتقاداتی که مخالفان اسلام مطرح می‌کنند، وجود تضاد و ناهماهنگی در محتوای قرآن کریم است. این در حالی است که خود قرآن نبودِ اختلاف در محتوایش را دلیل حقانیت خویش شمرده است، تناقض‌های عددی مانند روزهای آفرینش و اندازهٔ روز الهی و ناسازگاری‌های الهیاتی در موضوعاتی چون جبر و اختیار، هدایت و گمراهی، و تنزیه و تشبیه، نمونه‌هایی از انتقادات است. در این ویدیو با کنار هم قرار دادن آیات مرتبط با هریک از این انتقادات، نشان داده‌ایم که نه‌تنها در قرآن تناقضی وجود ندارد، بلکه این دقت‌ها ما را با هماهنگی اعجازآمیز محتوای قرآن آشناتر می‌کند. #اسلام_چرا_چگونه ۵۵ ⭕️ @hamidhossaini

  • 💢 انحصارطلبی در توحید 💢 ❇️ قرآن کریم توحید را حقیقتی آشکار می‌داند که هر کس در هر مقام و جایگاهی که باشد، نمی‌تواند در آن تردید کند. از نگاه این کتاب آسمانی، معرفت خدا در نهاد همهٔ انسان‌ها به‌ودیعت گذاشته شده و حتی مشرکان و کافران نیز در موقعیت‌های خطر و اضطرار، وجود خدا را درک و از درگاه او طلب یاری می‌کنند. 🔺البته این حقیقت متعالی مراتبی دارد که در دسترس همگان نیست و مصادیق و جزئیاتش نیز در معرض تحریف و بدفهمی‌ قرار می‌گیرد. قرآن مأموریت پیامبران را بیان روش رسیدن به درجات بالای بندگی خدا و دوری از انحراف‌ در این مسیر اعلام می‌کند و از ما می‌خواهد توصیف توحید را فقط از بندگان برگزیدهٔ خدا بخواهیم. 🔸پس باید میان اصل توحید و درجات آن و میان ایمان به خدا و توصیف او فرق گذاشت. در صدها تأکید قرآن بر ضرورت بندگی خدا حتی یک بار اصل توحید به چیزی مشروط نشده، ولی همواره از کسانی که به خدا ایمان آورده‌اند خواسته می‌شود ثمرات توحید را در سایهٔ ولایت و اطاعت از اولیای الهی به‌‌دست آورند. 🔸برخی با پیش‌فرضی‌ انحصارطلبانه دچار مغالطه و توهم مالکیت توحید می‌شوند و توصیف خدا را به‌جای ایمان به او می‌گذارند و با توهین به همهٔ خداپرستان دگراندیش، فقط خودشان را موحد به‌شمار می‌آورند؛ در حالی که اگر ملاک توحید، توصیف دقیق خدا باشد، آنها نیز از شناختی که اولیای الهی داشتند، محروم‌اند. 🔻آری برای دور شدن از خطا در توحید باید با پناه بردن به آستان مخلَصان، توصیف خدا را از آنان جویا شد، ولی این بدان معنا نیست که هر کس خود را پیرو آن بزرگواران دانست، از خطا در فهم جزئیات و مراتب توحید مصون می‌ماند و کسانی که به هر دلیل از هدایت این پیشوایان محروم باشند، لزوماً در اساس توحید به خطا و توهم دچار می‌شوند. ❇️ اختلاف فراوان عالمان شیعه در خداشناسی که گاهی تا تکفیر یکدیگر پیش رفته‌اند‌ از یک‌سو و تأیید و تجلیل قرآن از توحید کسانی که حتی حقانیت پیامبر را نشناخته‌اند از سویی دیگر، نشان می‌دهد ما انسان‌های عادی نه می‌توانیم خود را با اولیای الهی قیاس کنیم و نه حق داریم دیگرانی را که مثل ما نمی‌اندیشند، یک‌سره باطل و بی‌بهره از حقیقت بدانیم. ✍️ سید حمید حسینی ـ ۹۹/۲/۲۱ #باورها ⭕️ @hamidhossaini