نشر همرخ
Статистикаانتشارات همرخ 📚 🌐 https://www.hamrokh.com ☎️ 021-66973766 📞 09103303882 لیست کتابهای همرخ: @hamrokhbooks
- Последний пост
- 11 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 24
- 1/48двое суток
- 27
- 1/72трое суток
- 29
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🔻 آیا هوش مصنوعی می تواند جایگزین مدرسه شود؟ @joreah_journal www.instagram.com/joreah_journal
https://youtu.be/78aJ3SO-qoc?si=XahrHkcrBlaMJ_MX #صلح_چیست #سخنرانی_محمد_درویش
با «پایتخت کتاب جهان» آشنا شوید شهر «هی-آن-وای» (Hay-on-Wye) در ولز کاملاً به کتاب اختصاص داده شده و ۲۶ کتابفروشی دارد، اما تنها ۲۰۰۰ نفر جمعیت دارد. یعنی به ازای هر ۷۷ نفر، یک کتابفروشی. این شهر کوچک در مرز ولز و انگلستان واقع شده و شهرت جهانی آن به خاطر تمرکز فوقالعاده زیاد کتابفروشیهای دستدوم و عتیقه است. اگرچه تعداد دقیق کتابفروشیها بسته به تغییرات کسبوکارها در طول زمان ممکن است کمی نوسان داشته باشد (بین ۲۰ تا ۳۰ باب کتابفروشی فعال)، اما نسبت کتابفروشی به جمعیت در این شهر همچنان یکی از بالاترینها در جهان است. هر ساله در ماه مِی (اردیبهشت/خرداد)، این شهر کوچک میزبان یکی از معتبرترین جشنوارههای ادبی جهان به نام «جشنواره بینالمللی ادبی هی (Hay Festival)» است. این رویداد دهها هزار نویسنده، شاعر، سیاستمدار و دوستدار کتاب را از سراسر جهان به این منطقه جذب میکند (بیل کلینتون، رئیسجمهور اسبق آمریکا، روزگاری این جشنواره را «وودستاک ذهن» نامیده بود). ایده تبدیل شدن این شهر به بهشت کتابخوانها در سال ۱۹۶۱ توسط مردی به نام ریچارد بوث (Richard Booth) شکل گرفت. او کتابهای دستدوم و ارزانقیمت را از سراسر ایالات متحده و بریتانیا خریداری کرد و به این شهر آورد. او حتی مکانهای غیرمتعارف مانند ایستگاه آتشنشانی قدیمی و سینمای شهر را به کتابفروشی تبدیل کرد. با الهام از موفقیت او، سایر کتابفروشان نیز به این شهر سرازیر شدند و کمکم تمام شهر به تجارت کتاب و صنعت گردشگری فرهنگی گره خورد. علاوه بر کتابفروشیها، این شهر دارای جاذبههای زیر نیز هست: قلعه هی (Hay Castle): قلعهای قرون وسطایی در مرکز شهر که اخیراً بازسازی شده و میزبان رویدادهای فرهنگی و نمایشگاههای هنری است. کتابفروشی مبتنی بر صداقت (Honesty Bookshops): برخی از کتابفروشیهای این شهر در فضای باز و بدون حضور فروشنده اداره میشوند؛ مشتریان کتاب را برمیدارند و پول آن را درون صندوقچهای میاندازند.
🌊بحر خزر 🔹️شاعر: ناظم حکمت 🔹️ترجمه و اجرا: مجتبا مسعودی
🔴مصطفی ملکیان: انسان اهل صلح، حقیقت را نه در مطلق، که در مسیرِ جستجو میبیند. او میداند که بر حق بودن، به معنای پذیرش امکان خطا و تفاوت دیدگاههاست. چرا که باور دارد، حقیقت در یک نگاه واحد نیست، بلکه در پذیرش تنوع اندیشهها و احترام به تفاوتها نهفته است. @mostafamalekian
سپیده نبود؛ اما چیزی از روشنایی در دستهای کودک مانده بود. کتابی کوچک، با چند حرفِ ناتمام که هنوز راهِ خانه را یاد میگرفت. آنسوی دیوار، آروارههای فولاد دیوار را بلعیدند؛ و مدرسه، ناگهان صدای ورق خوردنِ خویش را از یاد برد. نه بارانی که خاک را به خواب ببرد، نه ابری که سفیدیِ پراکندهٔ هوا را پنهان کند. غبار، بر صورتِ سفیدِ کلمات خوابید. حالا هر صبح، در میناب، وقتی کتابی آهسته باز میشود، جایی میانِ سطرها، صدای کودکی میآید که هنوز زنگِ آخرِ مدرسه را منتظر است؛ و ردپایی که هنوز در لابهلای واژهها راه میرود. طهماسب کاوسی ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
🔸 مراسم اهدای جوایز مسابقه بزرگ کتابخوانی «پایداری ایرانی» در روز ششم مردادماه ۱۴۰۵ با حضور برگزیدگان، حامیان و همچنین محمد درویش (به نمایندگی از نویسندگان کتاب) برگزار شد. 🔹گزارش تصویری این مراسم را در وبسایت همرخ بخوانید و ببینید. 👉 https://hamrokh.com/paydari-irani-competition-ceremony/
به زودی... 📚تاریخ فرهنگی جدید 🔸تالیف و تدوین: لین هانت 🔸مترجم: محمدامیر احمدزاده 🔸مقدمه: نعمتالله فاضلی 🔸تعداد صفحات: ۳۰۴ 🔸مشخصات: رقعی، شومیز 🔸ناشر: همرخ، ۱۴۰۵ تاریخ فرهنگی جدید، کنکاشی در راستای تقویتِ نگرشِ فرهنگی به رخدادهای تاریخی است. در این رویکرد…
به زودی... 📚تاریخ فرهنگی جدید 🔸تالیف و تدوین: لین هانت 🔸مترجم: محمدامیر احمدزاده 🔸مقدمه: نعمتالله فاضلی 🔸تعداد صفحات: ۳۰۴ 🔸مشخصات: رقعی، شومیز 🔸ناشر: همرخ، ۱۴۰۵ تاریخ فرهنگی جدید، کنکاشی در راستای تقویتِ نگرشِ فرهنگی به رخدادهای تاریخی است. در این رویکرد نوین، نگاه به رخدادها با هدف کشف و جستجوی نقش و نشان «فرهنگ» در تاریخ صورت میگیرد و تأثیر باورهای ذهنی، رفتارهای بشری و زبان در کشف معرفت تاریخی برجسته میشود. در تاریخ فرهنگی، حقیقت همواره تحت تأثیر ساختارهای فرهنگی، تجارب فرهنگی و تاریخی افراد شکل میگیرد. ظهور تاریخ فرهنگی بهعنوان رویکرد جدید مطالعاتی، واکنشی به نفع آنچه که در تاریخنگاری رسمی و سیاسی «در حاشیه» قرار گرفته است، به شمار میرود و به این دلیل، ماهیت تاریخ فرهنگی انتقادی و ساختارشکن است. پیشخرید با ۱۵ درصد تخفیف: 🛒https://hamrokh.com/kala/tarikh-farhangi-jadid
📚 مقصود فراستخواه/ ضیافت کلمات/ همرخ: تابستان ۱۴۰۵ https://hamrokh.com/kala/ziafat-e-kalamat/
به زودی... 📚ضیافت کلمات 🔸نویسنده: مقصود فراستخواه 🔸تصویرگر: شاهمقصود تیموری 🔸تعداد صفحات: ۱۵۲ ص، مصور + پیوست صوتی 🔸مشخصات: پالتویی، شومیز 🔸ناشر: همرخ، ۱۴۰۵ این کتاب حدیت نفس نویسندهای است که با زبان دل، درونیات و تأملات وجودیاش را از خلوت ذهن به روی کاغذ آورده و در «ضیافت کلمات»، با خود و خواننده سخن میگوید. وی در این کتاب، عواطفش را با ژرفایی فلسفی در هم میآمیزد و دلمشغولیاش را به سرگذشت و سرنوشت انسان ایرانی در این روزگار پر التهاب، دستمایهای برای نوشتن میکند. باشد که از دل این نوشتهها راهی به قلب مردمان بگشاید. این هفتاد یادداشت دلنوشتههای اندیشمندی است که یک دم از حال دل مردم و روزگارشان غافل نبوده و هر چه گفته و هر چه نوشته، گواهی است بر دلمشغولیهایش برای ایران و ایرانی و تقلایش برای گشودن روزنی از نور در دل تاریکی. امید که ترکیب متن و تصویر و صوت، که با صدای دلنشین نویسنده همراه شده، در دل خوانندگان نقشی از عاطفه و معنا بیافریند و در این ایام پر افتتان، مرهمی باشد بر دلهای زخمخورده و جانهای رنجدیده مردمانمان. پیشخرید با ۱۵ درصد تخفیف: 🛒https://hamrokh.com/kala/ziafat-e-kalamat/
📚 تجدید چاپ پایداری ایرانی؛ محیط زیست بهمثابه زندگی 🔸️به کوشش: محمد درویش 🔸️طراح جلد: سعیده احمدی 🔸️تعداد صفحه: ۵۶۰ 🔸️قطع: رقعی (جلد سخت) 🔸️قیمت: چاپ چهارم ۱،۵۰۰،۰۰۰ تومان 🔸️با مقالاتی از (به ترتیب الفبا): ▫️احمد آل یاسین ▫️حسین آخانی ▫️افسانه احسانی ▫️یوسف حجت ▫️رضا حقپرست ▫️جهانفر دانشیان ▫️محمد درویش ▫️آرش رحیمی ▫️محسن رنانی ▫️اسکندر زند ▫️علی شادلو ▫️هایده شیرزادی ▫️حمید طراوتی ▫️نعمتالله فاضلی ▫️کاوه فیضاللهی ▫️اردشیر گراوند ▫️نغمه مبرقعی ▫️فرشاد مومنی در این کتاب متخصصانی از حوزههای اقتصاد، جامعهشناسی، زیستشناسی، گیاهشناسی، کشاورزی، مهندسی آب و انرژی، گردشگری، بومشناسی و … گردهم آمدهاند تا مسائل محیط زیست و توسعهٔ پایدار ایران را از منظر تخصصی خودشان برای کسانی که دل در گرو پیشرفت و آبادی این مرز و بوم دارند تشریح کنند. 🛒https://hamrokh.com/kala/paydari-irani/
🔅ضرورتِ دمیدن در صلح! مسعود قربانی در زمانهیی که از زمین و زمان فریاد جنگ و خون و انتقام میآید و شعارِ بزنی، میزنم! همهجا فراگیر شده است؛ دردمندی به نام #نعمت_اله_فاضلی همهی همَّش را بر صلح گذاشته و با قبول و خرید هر خردهیی که بر او بَرَند! خود و بیست اندیشمند دیگر را حول مفهوم #صلح_ایرانی گرد آورده، تا این مهم را از ویترین شیک و زیبا و دهانْ پُرکنش بیرون کشد و در عرصهی واقعیت و جامعه، خاصه ایران، ببیند و کارکردش را بسنجد. البته که فاضلی عقیده بر صلح دارد و به مثابهی امید بدان مینگرد و در همان حین، یکی از جدیترین الزاماتِ حالِ حاضرِ ایرانِ امروز را پرداخت به صلح میداند و در آن هیچ شک نمیورزد؛ ولی او میخواهد به صلح، اندیشورزانه و از پنجرههای گوناگون نیز نگریسته شود؛ از اینرو از متخصصان هر حوزه میخواهد، روایتِ صلحِ خود را از دریچهی سیاست هم بتابانند و دری به نام صلح فرهنگی هم بگشایند و صلح اجتماعی را روزنی بیایند و در انتها صلح از منظر اقتصاد را نیز بکاوند. 🔅نعمتالله فاضلی خود در دیباچهی کتاب که عنوان صلح به مثابهی امید گرفته، با تاکید بر واهی نبودن صلح، بر ایستادگی درآن و از ضرورتش میگوید و آنرا امیدی راستین و اتوپیای واقعی میخواند. او صلحاندیشی را نیازی برای همه میبیند و البته خود اذعان دارد که متقاعد کردن خیلِ مردم به آن دشوار است: آنجایی که جهان چنان در اذهان به تباهی نشسته و دیگر کاری از کسی بر نمیآید؛ صلح اندیشی چه حاصل؟ یا اویی که صلح و صلحاندیشی را نقابی ایدئولوژیک میبیند و فریبی در دست سیاستمداران و لفظی دهانپر کن برای تبلیغاتشان... دیگرْ برای او، پرداخت به آن یعنی چه؟ یا آن زیستشناس و عصبشناسی که اثبات میکنند، آدمی به سرشتْ شرور و خشونتورز است، دیگر تقلای صلح برای اینان، به چه معنااست؟ در کنار این همه انکار، ایران با وخامت اوضاعش، کار را برای اغنای مردمانش به صلح بسیار دشوار کرده است: «در فضایی که جامعهی ما با چالشهای ساختاری بزرگ زیستمحیطی، تبعیض، فقرِ فراگیر، فساد، خشونت و محدودیتهای گوناگون سیاسی و اجتماعی درگیر است، بسیاری راه برونشد از وضعیت را نه در صلح و نه در اندیشهورزی، بل در عمل و اقدام متهورانه جستجو میکنند...»(ص16) حالا فاضلی دم از صلح و آن هم ایرانیاش میزند! او در همان شروع میگوید که در این مباحث دنبال دفتری شاعرانه و ادیبانه در ستایش صلح نباشیم! کتاب دانشگاهی مرسوم با نظریات و نقد تئوریهای علمی هم اینجا به آن صورت قابل یافت نیست؛ و در پی اثبات تاریخیْ، صلحطلبانه از ایران و ایرانی هم نمیباشد... این کتاب در پیِ «اندیشههایی دربارهی چیستی، چرایی و چالشها و چگونگی تحقق و ارتقای صلح در ایران است».(ص20) و جمعی از اندیشمندان و محققان، ایدههایشان را برای گسترش صلح و کاهش خشونت در ایران قلمی کردهاند. ایشان میخواهند: افق فکری جامعهی ایران را به صلح حساستر کنند... «صلح ایرانی، چشمانداز و افقی فکری است که میکوشد از سویی جامعهی ایرانی را از منظر ناصلح مسالهمند سازد و افقی بگشاید، که تنشها، تعارضها و تضادهای خشونتزا را رویتپذیر سازد و از سویی دیگر راهبردهایی برای مواجههی فعال و خلاقانه و سازنده برای تحقق صلح در ایران ارائه دهد».(ص21) 🔅نویسندهی دیباچه، چنان به صلح ایمان دارد که لازم میداند همهی رشتههای دانش درگیرِ صلح و اندیشهورزی در خصوص آن شوند؛ او مشکل را نشنیدن صدای صلح ، خاصه از سوی کسانی که نقش تعیینکننده در جامعه دارند، میداند. او میگوید برخی صلح را با انفعال اشتباه گرفتهاند و این خود یکی از موانع همهگیر شدن و نشنیدن و بیثمر ماندن فعالیت صلحطلبان است. از دیدِ او راهی که برای شکستن این نوعِ نگاه است؛ ترسیم تصویر آیندهیی همراه با صلح است. فاضلی از زبان لیکاف و جانسون، در مقابله با گزارهی "بحث، جنگ است" مینویسد: «تلاش کنید فرهنگی را تجسم نمایید که در آن بحث، پیوندی با جنگ ندارد؛ جایی که کسی برنده یا بازنده نیست؛ جایی که حمله کردن یا دفاع کردن، تصرف کردن یا از دستدادن، مفهومی ندارد. فرهنگی را تصور کنید که به بحث بهمانند یک رقص مینگرد، شرکتکنندگان رقصندهاند و هدف از بحث کردن، رقصیدنی موزون است که از نظر زیباییشناختی خوشایند باشد. در چنین فرهنگی نگرش [و تجربهی] مردم نسبت به بحثها متفاوت است...»(ص28) نعمتالله فاضلی ناظر به دیدگاههای نویسندگان کتاب از صلح به مثابهی فرهنگ میگوید و معتقد است... ادامه در لینک زیر https://tinyurl.com/29v82r6y @MasoudQorbani7
صلح، از شکافِ یک گفتوگو میگذرد جنگ، همیشه پیش از آنکه در میدانها آغاز شود، در ذهنها متولد میشود؛ همانجا که گفتوگو جای خود را به سوءظن میدهد. صدای نخستین گلوله، پژواک خاموش شدن نخستین کلمهای است که میتوانست پلی میان دو انسان باشد. تاریخ، گورستان بزرگی از پیروزیهای بیثمر است. پرچمها برافراشته شدهاند، مرزها جابهجا شدهاند و فاتحان بر سکوهای افتخار ایستادهاند؛ اما در پسِ هر پیروزی نظامی، مادرانی ایستادهاند که نام فرزندانشان را در سکوت صدا میزنند و کودکانی که معنای خانه را از میان آوارها جستوجو میکنند. جنگ، حتی وقتی برندهای دارد، بازندههایش بیشترند. در روزگار ما که انسان فاصلهی میان قارهها را در چند ساعت میپیماید و صدای خود را در کسری از ثانیه به دورترین نقاط زمین میرساند، بازگشت به منطق جنگ بیشتر به عقبگردی تلخ شباهت دارد تا راهحلی خردمندانه. جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به هم پیوسته است و رنج یک ملت، دیر یا زود به نگرانی ملتهای دیگر تبدیل میشود. صلح اما آن تصویر سادهانگارانهای نیست که گاه در شعارها ترسیم میشود. صلح، چشم بستن بر اختلافها نیست؛ هنر مدیریت آنهاست. صلحطلبی عقلانی نه از ترس رویارویی، بلکه از شناخت هزینههای ویرانگر خشونت سرچشمه میگیرد. این نگرش میداند که هر گلوله مسئلهای را موقتاً خاموش میکند، اما گفتوگو میتواند راهی برای حل پایدار آن بگشاید. عقلانیت به ما میآموزد که قدرت واقعی در توان ساختن است، نه در توان نابود کردن. تمدنها با همکاری، اندیشه و گفتوگو شکل گرفتهاند و آنکه پلی میان دو ساحل میسازد، نیرومندتر از کسی است که دیواری میان آنها برپا میکند. بزرگترین توهم جنگ شاید این باشد که میپندارد امنیت را از دل ترس به دست میآورد؛ حال آنکه امنیت پایدار، فرزند اعتماد، عدالت و تفاهم است. صلح، نه رؤیایی شاعرانه، بلکه ضرورتی واقعبینانه برای بقای انسان است. انسان، پس از قرنها آزمون و خطا، هنوز بر سر یک دوراهی ایستاده است: یا اختلافهای خود را با زبان آتش ترجمه کند، یا به بلوغی برسد که زبان خرد را جایگزین آن سازد. آینده از آنِ کسانی خواهد بود که به جای شمارش موشکها، بر شمارش فرصتهای گفتوگو بیفزایند؛ زیرا آنچه جهان را نجات میدهد، قدرت فهمیدن دیگری است. جنگ آمد؛ و پرندگان به جای آسمان، در حاشیهی روزنامهها لانه ساختند. درختان، سایههایشان را جمع کردند و از ترسِ گلوله به سمت ریشههای خود گریختند. صلح اما از درِ اصلی نیامد؛ از شکافِ کوچکِ یک گفتوگو گذشت، چراغی در دلِ شب کاشت، و آسمان را به پرندگان بخشید. طهماسب کاوسی ۲۲ تیر ۱۴۰۵
ماه هر شب باری از دوش آسمان برمیدارد. تاریکی رشتهرشته در دستهایم فرو میریزد. من گرهبهگره از نخِ روشنایی سپیدهدم میبافم. طهماسب کاوسی ۱۱ تیر ۱۴۰۵
جنگ، خطخوردگیِ آسمان بود؛ سایهای بلندتر از قامتِ انسان. شمیمِ خرد بیهیاهو در شهر پیچید؛ باران نامهی زمین را از نو نوشت؛ و سایه به اندازهی انسان برگشت. طهماسب کاوسی ۲۵ خرداد ۱۴۰۵
به زودی... 📚 «پریخوانی: رؤیای یاشار، نغمهی آتنا» 🔸سُراینده: موسی اکرمی 🔸تصویرگر: سعیده احمدی 🔸️مشخصات: قطع رحلی، ۲۴۰ صفحه، مصور 🔸ناشر: همرنگ، واحد کودک و نوجوان همرُخ 🔹معرفی به قلم نویسنده: ✅منظومهای که چهل و دو سال پیش در جان رهای سراینده ریشه دواند،…
به زودی... 📚 «پریخوانی: رؤیای یاشار، نغمهی آتنا» 🔸سُراینده: موسی اکرمی 🔸تصویرگر: سعیده احمدی 🔸️مشخصات: قطع رحلی، ۲۴۰ صفحه، مصور 🔸ناشر: همرنگ، واحد کودک و نوجوان همرُخ 🔹معرفی به قلم نویسنده: ✅منظومهای که چهل و دو سال پیش در جان رهای سراینده ریشه دواند، رویید، و به هیئت درختی از گل و میوه درآمد امروز، پس از نزدیک به چهل و دو سال از لحظات مهرورزی با واژههائی که با دقت ویژه برای ساختن و پیراستن و آراستن یک چکامهی روایی بلند گزینش شدهاند، با احساسی از نیکبختی، منظومهای پارسی را به جهان ادبیات، با امید به یافتن خوانندگانی در زبانهای دیگر، پیشکش میکنم که در عین خاکی بودن از آسمان سخن میگوید، در عین بومی بودن برای هر انسانِ این کرهی زمین است، و در عین وفاداری به سنت دیرین مثنویسرایی ایرانی، نغمهای تازه سر میدهد: نغمهی کودکی که با خاطرهی نغمهی سوت پدر، پرّ مرغی افسانهای، و سرودی چون منشور بر یک ستارهی بلورین منشوروار، به جنگ دیو خشونت میرود، و پریگمشدهی دریا را به جهانِ زخمخوردهی خاکی بازمیگرداند. ...
گاهی در نخستین نفسِ سحر بوی باغی میآید که هیچ نشانی ندارد. آنجا را دیدهام در انعکاسِ ماهی که میانِ دو چشمِ تو آرام گرفته است. جهان بیتو دریاییست که مه افقهایش را خورده باشد. شبهای بسیاری زیر برفِ سکوت گذشتهاند؛ شبهایی که خورشید راهِ خویش را گم کرده بود. صخرهٔ صبرم زیر شلاقِ موج ترک برداشته است؛ اما هنوز نمِ لبخندی از تو صبحی را از دلِ شب بیرون میکشد. شعلهای میخواهم برای بازگشت به خویش. تنها یک شعله کافیست تا جهان روشنایی را به یاد بیاورد. کویرم؛ نه از خاک، از تشنگی. و تو چشمهای که آبش از سمتِ روشنی میآید. شبیه بهاری که از میانِ شاخههای شکسته میگذرد و ناگهان درختی فراموششده را به شکوفه میرساند. اگر راهها از من دور شوند، اگر جهان نامم را از دفترِ خویش بشوید، برای ادامه، تنها حضورت کافیست چنانکه باران کویر را طهماسب کاوسی ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
و جنگ، تنها صدای انفجار نیست؛ گاهی لرزش آرام فنجانی است بر دستِ مادری که خبرها را با اضطراب مینوشد. گاهی سکوتِ کوچهای است که نامِ زندگی را آهستهتر از همیشه بر زبان میآورد. و تاریخ، نه فقط در میدانها، که در چشمهای مردم نوشته میشود؛ آنجا که انسان میانِ خاکستر و امید، هنوز به ساختنِ فردا میاندیشد. طهماسب کاوسی ۱۸ خرداد ۱۴۰۵