tgindex
گاهی ما ...

گاهی ما ...

Статистика
@hamsherpoemперсидский

ای کاش اهمیت در نگاه تو باشد و نه در چیزی که به آن می نگری @adel_drk

Последний пост
12 июл.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
24
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
118
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
219
24 постов
Вовлечённость
185,6%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 24
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • 4 июл.1462из radiojavan

    Sijal - Miboosamet Are (Ft Milanium) @RadioJavan

  • بخشی از پیش‌درآمد دشتی نوشته و تهیه استاد موسی معروفی گردآورنده ردیف موسیقی ایرانی.

  • کرم شب تاب گفت: رفیق خرگوش، من همیشه می‌کوشم مجلس تاریک دیگران را روشن کنم، جنگل را روشن کنم، اگرچه بعضی از جانوران مسخره‌ام می‌کنند و می‌گویند "با یک گل بهار نمی‌شود، تو بیهوده می‌کوشی با نور ناچیزت جنگل تاریک را روشن کنی." خرگوش گفت: این حرف مال قدیمی‌هاست. ما هم می‌گوییم "هر نوری هر چقدر هم ناچیز باشد، بالاخره روشنایی است." #روزنگار، ۲ تیر، زادروز #صمد_بهرنگی

  • 21 июн.19472из esfuni_twitter

    🔴هرروز یه ساعت درس بخون و اگه نتونستی فرداش یه ساعت بیشتر درس بخون.این تکنیک واقعا جواب میده.‌مثلا من خودم فردا باید 10 روز درس بخونم.

  • گرچه می‌گفتند و می‌گفتم : شب بلند و زندگی در واپسينِ عمر کوتاه است، اما در ضميرِ من ، يقين فرياد می‌زد: همتی کن در صبوری صبح در راه است صبح در راه است.. ۲۷ خرداد، درگذشت #نصرت_رحمانی

  • استاد بهروز رضوی، صدای همدم شبانه هم رفت...

  • 9 июн.21541из esfuni_twitter

    🚨 فوووووووری، بیانیه رسمی تیم ملی پسران ایران: 🔻دخترخانم‌های محترم، نازنین و گرامی، با توجه به فرا رسیدن فصل حساس و سرنوشت‌ساز جام جهانی فوتبال، لیگ ملت‌های والیبال، از شما عزیزان تقاضا می‌شود در راستای حفظ آرامش روانی و تمرکز ورزش‌دوستان کشور، نهایت همکاری را مبذول فرمایید. 🔻لذا خواهشمند است از موارد زیر تا اطلاع ثانوی خودداری نمایید: 🔻 تماس‌های مکرر با مضمون «من یا فوتبال؟» 🔻 ارسال پیام «مهمه، زنگ بزن» در دقیقه 89 بازی 🔻 قهرهای ناگهانی همزمان با ضربات پنالتی 🔻 درخواست بیرون رفتن دقیقاً 5 دقیقه قبل از شروع مسابقه 🔻پیام «یه چیزی بگم ناراحت نشی...» در ست پنجم والیبال 🔻بدیهی است پس از پایان مسابقات، کلیه ما مجدداً به چرخه عاطفی کشور بازخواهیم گشت. ستاد حمایت از تماشای بی‌دردسر مسابقات ورزشی

  • بار، سنگین است و من کم‌طاقت و دنیا حسود خم شدن را عار می‌دانم، دعا کن بشکنم! #محمدرضا_طاهری

  • без подписи

  • می‌گویند هر کسی شبیه جایی می‌شود که به آن تعلق دارد. پس من شبیه وطنم شده‌ام؛ غمگین، خسته، رنجیده، زخمی و در عمقِ ناامیدی، امیدوار.

  • که خود به دست خود آتش بر دل خون شده نگران زده‌ام

  • без подписи

  • شعر: با کشورم چه رفته است؟ شاعر: سعید سلطانپور با صدای: #سعید_سلطانپور

  • #سعدی پادشاهی با غلامی عَجَمی در کشتی نشست و غلام، دیگر دریا را ندیده بود و محنت کشتی نیازموده. گریه و زاری درنهاد و لرزه بر اندامش اوفتاد. چندان که ملاطفت کردند آرام نمی‌گرفت و عیشِ مَلِک از او مُنَغَّص بود. چاره ندانستند. حکیمی در آن کشتی بود، ملک را گفت: اگر فرمان دهی، من او را به طریقی خامُش گردانم. گفت: غایتِ لطف و کرم باشد. بفرمود تا غلام به دریا انداختند. باری چند غوطه خورد، مویَش گرفتند و پیشِ کشتی آوردند. به دو دست در سُکّانِ کشتی آویخت. چون برآمد به گوشه‌ای بنشست و قرار یافت. ملک را عجب آمد؛ پرسید: در این چه حکمت بود؟ گفت: از اوّل محنتِ غرقه شدن ناچشیده بود و قدرِ سلامتِ کشتی نمی‌دانست. همچنین قدرِ عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید. ای سیر تو را نانِ جُوین خوش ننماید معشوقِ من است آن که به نزدیکِ تو زشت است حورانِ بهشتی را دوزخ بود اَعراف از دوزخیان پرس که اَعراف بهشت است فرق است میانِ آن که یارش در بر تا آن که دو چشمِ انتظارش بر در

  • گرش ببینی و دست از ترنج بشناسی روا بود که ملامت کنی زلیخا را #سعدی

  • اوایل کوچک بود. یعنی من این طور فکر می‌کردم . اما بعد بزرگ و بزرگ‌تر شد. آن‌قدر که دیگر نمی‌شد آن را در غزلی یا قصه‌ای یا حتی دلی حبس کرد. حجم‌اش بزرگ‌تر از دل شد و من همیشه از چیزهایی که حجم‌شان بزرگ تر از دل می‌شود، می‌ترسم . از چیزهایی که برای نگاه کردن‌شان – بس که بزرگ اند – باید فاصله بگیرم، می‌ترسم. از وقتی فهمیدم ابعاد بزرگی‌اش را نمی‌توانم با کلمات اندازه بگیرم یا در «دوستت دارم» خلاصه‌اش کنم ، به شدت ترسیده‌ام. #مصطفی_مستور

  • چه شود به چهره ی زرد من نظری برای خدا کنی که اگر کنی همه درد من به یکی نظاره دوا کنی تو شهی و کشور جان تو را، تو مهی و جان جهان تو را ز ره کرم چه زیان تو را که نظر به حال گدا کنی ز تو گر تفقد و گر ستم، بود آن عنایت و این کرم همه از تو خوش بود ای صنم، چه جفا کنی چه وفا کنی همه جا کشی می لاله گون ز ایاغ مدعیان دون شکنی پیاله ی ما که خون به دل شکسته ی ما کنی تو کمان کشیده و در کمین، که زنی به تیرم و من غمین همه ی غمم بود از همین، که خدا نکرده خطا کنی تو که هاتف از برش این زمان، روی از ملامت بیکران قدمی نرفته ز کوی وی، نظر از چه سوی قفا کنی #هاتف_اصفهانی

  • без подписи

  • از زمانی که نسبت به سرنوشتم صبور و حتی بی‌تفاوت شده بودم، زندگانی هم با من سازش بیشتری نشان می‌داد. انسان با همه کشش و کوشش‌ها، به چیزهایی که بیشتر در پی آن‌هاست، کمتر می‌رسد. #هرمان_هسه