Happiness
Статистикаاینجا چنل ژورنال نویسی روزانه منه، بعضی وقتها از کتابها، شعرها، فیلمها، تاترهای و کافهها میگم بعضی وقتها از مسیری از زندگیم که دارم میرم. با جوین شدن میتونی دنیارو از دید من ببینی✨
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 10
- Всего постов
- 51
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 27
- 1/48двое суток
- 30
- 1/72трое суток
- 33
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
بعدشم گذاشتش رو سرم و عکس گرفت، گفت حالا شد عنکبوت کلاهی
پرسیدم اسمش چیه گفت خوشی چون چشماش خیلی گوگولیه بهم نشون داد که قیافه عنکبوتش تو هر احساسی چه شکلی میشه، خوشحال، ناراحت، عصبانی، هیجان زده. گفتم فکر میکنی چی شده که عنکبوت هیجان زده شده؟ گفت نمیدونم. گفتم بزار ازش عکس بگیرم. قیافه عنکبوتو هیجانزده کرد. گفتم شاید واسه اینکه ازش عکس گرفتیم هیجانزه شده. خندید.
و در نهایت شب تا چهار صبح تو کویر موندن در سکوت و تاریکی مطلق کار آسونی نیست ولی به سختیش میارزه
عاشق سفر کردنم ولی همونقدر که مسافرت کردنو دوست دارم همونقدرم یه ترسی ازش دارم و دچار اضطرابم میکنه. چون قراره با ناشناختهها روبرو بشم، با آدمهای جدید که شناختی ازشون ندارم، تو موقعیتهای اجتماعی قرار بگیرم که شاید تو لحظه باهاشون اوکی نباشم، نسبت به تصمیمهای جمعی انعطافپذیر باشم حتی اگر باهاش اوکی نباشم ولی با همه اینا بازم هر سفری که موقعیتش برام پیش بیاد بهش نه نمیگم و شاید همهی اینا باعث میشه آدمها تو سفر رشد کنن.
میان عاشق و معشوق فرق بسیار است چو یار ناز نماید شما نیاز کنید #حافظ
سختترین بخش سفر جمع کردن وسایله
без подписи
فکر میکنم بهتره که آدم به موقع حواسش باشه و بیش از حد اعتماد نکنه تا بعدا هم دچار خشم و کینه نشه
اتفاقی بعد از چند وقت این نامه رو پیدا کردم و خواستم قبل از اینکه بندازمش دور یه بار دیگه بخونم، دختری که این نامه رو اینجوری برام نوشت بعدش یه کاری باهام کرد که اصلا انتظارش رو نداشتم و هنوزم که بهش فکر میکنم با هیچ توجیه و منطقی نمیفهممش. میفهمم که روابط آدمها تو زمان تغییر میکنه و شکلهای متفاوتی از خودش میگیره ولی این با دوستی نزدیک شدن و از پشت یه کار دیگه کردن فرق میکنه. از همون اولشم وقتی باهاش صمیمی نبودم همیشه اون ذوق و صمیمیتش برام عجیب بود و حیف که بعضی وقتها انقدر در تشخیص آدمها اشتباه میکنم. البته همین تجربیاتم باعث شد صمیمیت با آدمها خیلی جاها برام سخت بشه و نتونم راحت اعتماد کنم😒 خلاصه که تجربه خوبی بود، هر زمان کسی به صورت قلو آمیز از شما تعریف میکنه یا هر چیزی که دارید، و به صورت قلو آمیز سعی میکنه بهتون نزدیک شه جیغ بزنید و فرار کنید🤣 و به هیچ عنوان گول ظاهرش رو نخورید.
متاسفانه پروژه نخوردن قهوه و چایی با شکست روبهرو شد🫠
توانایی لذت بردن از رخدادهای کوچیک و جزئی، معمولاً نشونهی امنیت و بلوغ روانیه. آدمی که همیشه منتظر اتفاقهای بزرگه تا لذت رو تجربه کنه، ممکنه بخش زیادی از زندگی رو از دست بده؛ چون بیشترِ زندگی، از همون لحظههای کوچیک ساخته شده.
خداوند نظری به کمبودها و یا دستآوردهای ما ندارد. برای او مهمترین اصل، صداقت و صمیمیت است. صداقت و صمیمیت در مراقبه از همه چیز مهمتر است. پاراماهانسا یوگاناندا Solving the Mystery of Life
😋🤌
انقدر زدن این ماسکه سخت بود که تا کل صورتمو بزنم پیشونیم خشک شد😅 امیدوارم به سختیش بیارزه
آدمها گاهی بهجای اینکه بگن «دلم برات تنگ شده»، عصبانی میشن. خیلی وقتها خشم توی روابطِ نزدیک، ترجمهی ناشیانهی نیاز به توجهه که مستقیم ابراز نشده.
زمونه اینجوری شده که آدم نمیتونه به هیچ چهرهی اجتماعیای دل ببنده. بابا من بعنوان یه انسان رندوم و متوسط جامعه، دلم میخواد یکیو با خیال راحت قبول داشته باشم، به توصیههاش فکرکنم، دنبالش کنم پیگیر اخبارش باشم و دوستش داشته باشم، ولی همش یجوری پیش میره که از هر سلبریتی و اینفلوئنسر و چهرهی معروفی، ناامید میشی... اون از فلان روانشناسی که چقدر صحبتاشو دوست داشتم و چندوقت بعد کِیس تعرض ازش دراومد، اون از فلان خواننده که هیچی، اون از فلان بازیگر، اینم از فلانی. اه.
کودک درون به حضور امن و مراقبت مهربانانه نیاز داره 🩵
وقتی دیگری از تجربهاش میگوید، تو سریع تجربههای خودت را مطرح نکن. این طبیعی است، اما گاهی باعث میشود گفتوگو از تجربهی دیگری به تجربه تو منتقل شود. بعضی وقتها فقط ماندن کنار تجربه طرف مقابل، صمیمیت بیشتری میسازد.
رابطه بیش از آنکه پروژهای برای فهمیدن دیگری باشد، فرصتی برای کشف خود است.
رشد، معجزه نیست؛ بلکه مجموعهای از انتخابهای کوچیک و تکرارشوندهست.