حــــارِثــ
Статистика"حَـــــْــــارِثــــــــْـــ" لینک پیام ناشناس: https://t.me/HarfinoBot?start=hares_110harf
- Последний пост
- 8 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 29
- 1/48двое суток
- 33
- 1/72трое суток
- 35
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
کربلایی مصطفی اللهیاری | حاج مهدی رسولی – بخوان دعای فرج را
دوخت از نیزهها چه پیرُهَنی کشته مارا همین حیای حسین آه از آن دمی که زینب دید بر تن قاتل است عبای حسین پیر گشته قبیلهی سادات از غم کهنه بوریای حسین
صفر: اینجا، مرز خسروی. انگار زوار چیزی گم کردهاند! قدم ها کمی بلندتر است! و نگاهها حیرانتر؛ دنبال هم راه افتادهاند به سمت تابلویی که جهت عراق را نشان میدهد! تجربتا دیدهام و فهمیدهام زائرانی که در این بازه میآیند معمولا خیلی کارشان را امام حسین (علیه السلام) درست کرده! غالبا گذرنامهها آبی است، دیر رسیده، ناگهان با مرخصیشان موافقت شده، دلشان تنهایی سفر را تاب نیاورده و دم آخری با زن و بچه آمدهاند (فدای زن و بچههات حسینجان)... خلاصه حالا که کمکم جمعیت برگشتیها با تازه زائرها دارد برابر میشود و ماشین ها، پر از پایانه عراق برمیگردند، میشود فهمید که برخی چند دست روضه و توسل و بغض و گریهی غریبی گذراندهاند تا دم آخری طلبیده...
| باشد که زندگیمان، | با عنایتِ شاه نجف بچرخد ...
без подписи
| به برکتِ خاندان موسیبنجعفر علیهالسلام... | عید غدیر ۱۴۴۷
| خوشا چشمی که خواند حرفِ دل را.
| امشب نیز در همان جادهای هستیم | که در نوشتهٔ قبل اشاره شده؛ | ماه در آسمان نیست ، در کنارِ من است، | درحالی که با لبخند سرم بر شانههایِ اوست؛ | ایندفعه میدانم تهِ این جاده بازهَم در کنارَم دارم اورا... | شکر🌱 | ۲۶ اردیبهشت ۰۵
| امشب نیز در همان جادهای هستیم | که در نوشتهٔ قبل اشاره شده؛ | ماه در آسمان نیست ، در کنارِ من است، | درحالی که با لبخند سرم بر شانههایِ اوست؛ | ایندفعه میدانم تهِ این جاده بازهَم در کنارَم دارم اورا... | شکر🌱 | ۲۶ اردیبهشت ۰۵
مردم؛ هیچ فکرش را می کردید؟ بعنوان کسی که تاریخ خواندن کار من است همیشه دوست داشتم دو دوره تاریخی پرهیجان و جذاب را تجربه کنم. با خودم میگفتم کاش در آن دوره بودم. دوره رشد و مبارزه بود. اولین بازه تاریخی که دوست داشتم در آن دوره زندگی کنم خرداد ۱۳۴۲ و آغاز دوران آن مبارزه پیچیده بمدت پانزده سال است. مبارزه با ساواک، تبعید، کار تبلیغی و از همه مهمتر درک کردن حضور امام خمینی پیش از انقلاب... دومین دوره عجیب و حماسی فضای هشت سال دفاع مقدس بود. آن مقطع مهم افتخار و معنویت. وقتی صدای شهید آوینی در روایت فتح به جانم می نشست و معجزات خدا را در خاطرات رزمندگان جبهه ها میخواندم حسرت میخوردم. عجب زمانه ای بود. کاش خدا مرا آن زمان می آفرید. اما الان حس دیگری دارم. تمام بار زحمات این شصت و سه سال از سال ۱۳۴۲ روی دوش ما و نسل ماست. مردم هیچ فکر میکردید خدا ما را در این لحظه تاریخی قرار دهد تا آزمون بزرگ نهایی را از ما اخذ کند؟ بار تلاش بیش از سیصد هزار شهید تاریخ انقلاب روی دوش ماست. شکست و کم کاری امروز ما یعنی سیلی خوردن اسلام و ایران و بر باد رفتن دهه ها مجاهدت... هیچ فکرش را میکردید خدا ما را در این موقعیت تعیین کننده یعنی جدال مستقیم با آمریکا و اسرائیل قرار دهد؟ ما باید بار تاریخ را بر دوش بکشیم. انتقام شکست عباس میرزا مقابل روسها، انتقام شکست ترکمنچای و گلستان، انتقام شکست ناصرالدین شاه و جدایی افغانستان، انتقام شکست قاجار و پهلوی در دو جنگ جهانی و.... ما وسط تاریخ ایستاده ایم. خودمان شاید در این لحظه درک دقیقی از نقش آفرینی نداشته باشیم اما چند دهه و سده بعد به این روزهای بی نظیر و تعیین کننده به چشم حسرت و افتخار می نگرند. بار یک تاریخ بر دوش ماست. و خدا از بندگان خود به اندازه توانشان امتحان می گیرد. خدا حتما این وُسع را در این ملت دیده است. ما نباید شرمنده تاریخ و آیندگان شویم. مسیر طولانی و سخت تری در پیش است. باید قاطع باشیم. ان شاالله #علیرضا_زادبر
من در آغوش تو از خود متولد شده ام روزه بر مومنِ دور از وطنش واجب نیست
رد کنی یا نکنی، جای دگر نیست مرا شاه عطشان نظری کن، که گرفتار توییم، بوسه از خاک کف پای حسین میچسبد ما همان سینه زن و عبد خطاکار توییم.
شیطان به انسان گفت: ارادهات را به من بفروش؛ من ثروت و قدرت را در اختیارت قرار میدهم. انسان پذیرفت. همهی داراییاش را به او بخشید. تاریخ، هویت، جغرافیا. روح، تن، وطن، پرچم... سپس درمانده شد و آستانه نابودی، آن عهد ازلی را به خاطر آورد: «أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِيآدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَان؟ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ.» - برداشتی از سوره محترم یس / آیه ۶۰ #رهوا @kalamat_ir
ارادهای که به شیطان فروخته شد• قصهی دکتر فاوست را میدانید؟ داستان مشهوری است درباره انسانی که در پی ثروت و قدرت است. او برای به دست آوردن خواستههایش، ارادهاش را به شیطان میفروشد و روحش را از دست میدهد. ناگهان به خود میآید و میفهمد که چون ارادهاش را فروخته، همهی خواستههایش خواستههای شیطان است. این داستانِ بشر امروزی است. داستانِ امروزِ هر یک از ماست؛ مادامیکه خودمان را به شیطان میفروشیم، از جان و جهانمان میگذریم و ارادهمان را از دست میدهیم. این داستان امروز کسانی است که وطن و تن را با شیطان معامله میکنند و هویتشان را میسوزانند تا خواستهای شوم را بهدست بیاورند. خواستهای که اگر خوب آن را واکاوی کنند، درمییابند ارادهی فطری خودشان نیست بلکه خواستهی شیطان است. من از حوادث اخیر چنین برداشت میکنم که بیوطنها ارادهی خود را به شیطان فروختهاند که تمنای بازگشت به جاهلیت را دارند و چنین توان خردورزی، عقلانیت و تفکر از آنان سلب شده. وگرنه آنکس که لحظهای درنگ کند، سرزمین به خون آغشتهاش را ببیند، نگاهی به چنگال خونین گرگصفتان بیندازد و از خود بپرسد چرا این خون بر زمین ریخته شده است؟ میتواند مرز میان دوست و دشمن را تشخیص دهد. پرسشگری منجی خواهد بود اگر جرأت تأمل داشته باشیم و اگر خواهان حقیقت باشیم. آیا کسی هست که جسارت «پرسیدن» برای فهمیدن داشته باشد؟ @kalamat_ir
یه قبرِ خالی تو حرم، واسم نگهدار، کربلا... #شب_جمعه #ماه_رمضان🌙 @ba_hossein_bash
🔆 از رفاقت تا شهادت...
🔆 مجموعه تصاویر باز سازی شده شهید ابراهیم هادی بخش چهارم
🔆 مجموعه تصاویر باز سازی شده شهید ابراهیم هادی بخش سوم
🔆 مجموعه تصاویر باز سازی شده شهید ابراهیم هادی بخش دوم
🔆 مجموعه تصاویر باز سازی شده شهید ابراهیم هادی بخش اول