حڪمت الہے🇮🇷
Статистикаموضوعات کانال بررسی تمام حکمت های الهی است، تا جایی که خداوند توفیق دهد! #سرجوخه. ارتباط با ادمین: کانال دوم ما: @khatme_salavate_mahdavi_313
- Последний пост
- 29 дек.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- арабский
- В каталоге с
- 15 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
اگر بخواهم گروه علمی و فنی معرفی کنم که از همه لحاظ غنی باشد ، گروه آخرین منجی را معرفی میکنم. عضو شوید و استفاده کنید...گروه بسیار مناسب و عالی ای است.
میخواهیم به عنوان یک انسان افق اندیشهی خویش را گسترش دهیم تا رسالت انسانی خود را به جا بیاوریم 🍃کانال تلگرام عالَم کبیر عقل🍃 اندیشه و فلسفه،عرفان،دین،جامعه @andishe_aghl : ارتباط با ادمین https://t.me/joinchat/AAAAAEV1CbOWHsvWZf_NDw
🔺نکات اشارات و تنبیهات...! ♨️ #قسمت_هجدهم. #اشارات. #اشارات_و_تنبیهات. #ابن_سینا. 🔻حڪمتِ الہے🇮🇷 🌐 @hekmate_elahi1
🔺توصیه امام خمینی رحمة الله علیه به مخالفان عرفان... 🔻حڪمتِ الہے🇮🇷 🌐 @hekmate_elahi1
🔴معرفت ملاصدرا ♨️ #قسمت_سیزدهم. 🔹شرح فلسفه ملاصدرا توسط دکتر دینانی! این شروح برای فهم فلسفه مرحوم ملاصدرا بسیار مفید هستند، این شروح را از دست ندهید. 💢 #ادامه_دارد... 🔻حڪمتِ الہے🇮🇷 🌐 @hekmate_elahi1
🔴نکات کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد ♨️ #قسمت_اول. 🔹المَقصَدُ الثالِثُ فِى الصانع تعالى بخش سوم در باب صانع تعالی. 🔹الفَصلُ الأَوَّلُ: فِى إِثباتِ الصانع تَعالى، فصل:اول در اثبات صانع تعالى. 🔹قال الموجود ان كان واجباً فهو المطلوب و لا استلزمه لاستحالة الدور و التسلسل. 🔻خواجه نصیرالدین طوسی میگوید: 🔸موجود یا واجب است که در اینصورت مطلوب حاصل است یا واجب ،نیست آنوقت مستلزم آن است چون دور و تسلسل محال است. 🔹مقصد یا بخش سوم کتاب خواجه طوسی بحث درباب نخستین اصل دین یعنی وجود خداوند تعالی است فصل نخست آن در اثبات وجودش میباشد، خواجه در اثبات وجود او تعالی از همان برهان سینوی وجوب و امکان استفاده میکند این برهان دارای چند مقدمه به شرح ذیل است که در توضیح و تفسیر علامه حلی از قول خواجه طوسی نیز به روشنی مشاهده میشود: 🔸۱.موجودی هست(لااقل خودم وجود دارم). 🔹۲.این موجود یا واجب الوجود است یا ممکن الوجود. 🔸۳.اگر واجب الوجود باشد مطلوب حاصل است. 🔹۴.اما اگر ممکن الوجود ،باشد برای موجود شدن خود نیازمند علت است. 🔸۵.این علت یا واجب الوجود است یا ممکن الوجود. 🔹۶.اگر واجب الوجود باشد مطلوب ما حاصل است و اگر ممکن الوجود باشد مستلزم آن است. 🔸۷.چون در غیر اینصورت یا دور لازم میآید یا تسلسل که هر دو باطل است. ♦️نتیجه: پس سلسله ممکنات نهایتاً به واجب الوجود بالذات(صانع) تعالى منتهی میشود. 🔹علامه حلی علاوه براین برهان دلیل حدوث و قدم متکلمین را نیز در اینجا ذکر میکند، و میگوید که آن در حقیقت به همان برهان وجوب و امکان بر میگردد، متکلمین طریق دیگری را نیز برگزیدند و گفتند این عالم حادث (زمانی)است، هر حادثی به ناگزیر محدثی دارد. 🔸دارد پس این عالم محدثی دارد این محدث اگر به فرض محال خودش نیز حادث باشد نیازمند محدثی دیگر خواهد بود و انوقت یا تسلسل لازم میآید یا دور که هر دو باطل است و اگر قدیم باشد مطلوب ثابت میگردد چون قدم مستلزم وجوب است و این طریق قطعاً به همان طریق نخست بر میگردد از این رو مؤلف (ره) این طریق را برگزید. 💢 #ادامه_دارد... 🔻حڪمتِ الہے🇮🇷 🌐 @hekmate_elahi1
🔴نکات فصوص الحکم ♨️ #قسمت_اول. 🔘نکات فص اول: 🔹این فص، همان گونه که از عنوانش استنباط میشود، در اصل با آدم که نماد نسخه نخستین (یعنی، عین ثابته) نوع انسان است، سر و کار دارد و با ویژگی بیشتر، به نقش آدم که در اصل نماینده حق، واسطه انتقال، وسیله انعکاس…
انسان هنگام راه رفتن، براى اين كه بداند پاى خود را كجا مى گذارد، بدون شك بهتر است از چشمان خود استفاده كند تا اين كه چشمان خود را ببندد و به راهنمايی ديگران تكيه كند. البته حالت اخير باز بهتر از آن است كه چشمان خود را ببندد و بدون يارى كسى، كوركورانه راه بسپرد. زيستن بدون فلسفه، مثل اين است كه انسان چشم خود را بسته باشد و براى باز كردن آن ها نكوشد. حتی زيستن در سايه ى كسانى كه فلسفه مطالعه مى كنند كافى نيست؛ انسان بايد خود بدين امر اقدام كند. رنه دکارت، اصول فلسفه ،ص۱۵. 🔻حڪمتِ الہے🇮🇷 🌐 @hekmate_elahi1
بسم الله الرحمن الرحیم در سال ۹۴ موجودی وجود داشت به نام مصطفی راجی...الان تبدیل شده به محسن موسی وند...این شخص که عاشق جدل کردنه و ثبات دقیقی در اعصاب نداره، برای اسم در کردن یه مدت به جان شیخ میلانی افتاد، الان هم به جان استاد باباخانی و رائفی پور افتاده(امان از شهوت شهرت!) و دقیقا سناریویی که یک عده مغرض برای استاد مروجی سبزواری رو رقم زدن(گویا) ، داره برای مشهور شدن همین کار رو با هزاران دغل بازی علیه استاد باباخانی هم انجام میده... این شخص که سابقا اثبات کردیم عقاید انحرافی داره و سینه چاک سعید حجاریان کاشی هست، نه مقام قضایی هست و نه چیزی تو گروهش مملو از توهینات مختلف(در حد رکیک!) به استاد باباخانیه که همگی این توهین ها قابلیت پیگیری قضایی دارن و خودشم افشاگر توصیف میکنه... از اونجایی که برخورد علیه این شخص و جلوگیری از لجن پراکنی وظیفه شرعی در دفاع از آبروی یک مؤمنِ، تصمیم بر این داریم که حول محسن موسی وند فعالیت رو شروع کنیم و چهره واقعی این شخص برای تمامی عزیزان مشخص بشه! به ما بپیوندید. @The_s_e_secret
🔺پیدا کنید پرتقال فروش را... یکی از دلایل مهم که با اشخاص معلوم الحال که طلبه هم هستند مشکلات عدیده ای دارم، همین است! بنده شیخ قاسم باباخانی را میشناسم، ایشان از مجاهدان مهم حوزوی انقلاب است و برای این نظام و گمراه نشدن امثال بنده کم زحمت نکشیده، ایشان حتی مبلغ عرفانی تشیع و جمهوری اسلامی در ورای مرزهای ایران هستند و حتی در مقالات مهم ضد انقلاب ها اسم ایشان برده شده و دشمن حتی به دنبال شهید کردن ایشان است. حال صمیمیت(محسن موسی وند) که نه مقام قضایی است و نه چیزی، با تعدادی از اشخاص چپ گرا و معلوم الحال که پرونده درست حسابی ندارند و خود ایشان سینه چاک حجاریان است، شروع به وارد کردن انبوهی از توهمات نسبت به ایشان میکند و حتی نوچه های او اکانت فیک شیخ قاسم باباخانی را میزنند برای تخریب شخصیت این بزرگ مرد! رفتارهایی کاملا نادرست و غیر شرعی...شما اگر چیزی جز کینه و حسادت داشتید این تهمت ها را در دادگاه مطرح میکردید، نه در فضای مجازی که هویتتان از ترس مجهول است! #اصلاح_طلبان #موجودات_وقیح #شیخ_قاسم_باباخانی #موسی_وند @The_s_e_secret
🔺برتراند راسل و آلفرد وايتهد، دو نابغه ى رياضيات و منطق معاصر، ٣٦٢ صفحه از كتاب "اصول رياضيات" خود را به اثبات اين گزاره ى به ظاهر بديهى اختصاص داده بودند: ٢=١+١ برگرفته از: كمدى منطق. 🔻حڪمتِ الہے🇮🇷 🌐 @hekmate_elahi1
بسم الله الرحمن الرحیم... به زودی با محتواهای جدید و ادامه مباحث قبلی، در خدمت همه عزیزان خواهیم بود... 🔻حڪمتِ الہے🇮🇷 🌐 @hekmate_elahi1
حقایقی مهم در وصف اصلاح طلبان حرام لقمه و آنچه که گذشت... در ابتدا از خواندن این پست شروع کنید. 🔻حڪمتِ الہے🇮🇷 🌐 @hekmate_elahi1
🔴بعضى از اصطلاحات عارفين 🔹انسان در اصطلاح عرفا مرد كامل است نه صورت انسانيه و در حديث قدسى آمده كه الانسان سرى و أنا سره. 🔹پير مغان كنايه از حضرت مولانا على عليه السلام است. 🔹بزم اشاره به مجلس خاص أهل حق است. 🔹تجلى نور مكاشفه است كه بر دل عارف متجلى شود. 🔹ترسا و ترسا بچه مرد روحانى را گويند كه از صفات ذميمه نفس رذيله استخلاص يافته شود. 🔹خرابات مقام فنا و خراباتى اهل فنا را خوانند. 🔹خال كنايه از وحدت ذات مطلقه است. 🔹خط عبارت از ظهور تعلق ارواح به اجسام است. 🔹خمار و باده فروش پيران كامل و مرشدان واصل را گويند. 🔹دير مغان كنايه از مجلس عرفا و اولياست. 🔹رند اشاره است به اولياء و عرفاء كه وجود ايشان از غبار كدورات بشريت صافى و پاك گشته است. 🔹ساقى كنايه از فياض مطلق است و در بعضى مواضع مراد از ساقى كوثر است. 🔹ساغر و صراحى مراد دل عارف است و آن را خمخانه و ميخانه و ميكده گويند. 🔹شاهد كنايه از معشوق است. 🔹شراب كنايه از سكران محبت و جذبه حق است. 🔹عشق كنايه از مقام ولايت مطلقه علويات عارفى است. 🔹غمزه و كنار و بوسه كنايه از فيوضات و جذبات قلبى است. 🔹قلندر كنايه از صاحب مقام اطلاق است حتى از قيد اطلاق. 🔹كليسا و كنشت كنايه از عالم معنى و شهود است. 🔹مشاهده و مكاشفه و محاضره حضور قلب است. 🔹زلف كناية است از مرتبه امكانيه از محسوسات و معقولات. 📚منبع: نکته 687 هزار و یک نکته، علامه حسن زاده آملی . 🔻حڪمتِ الہے🇮🇷 🌐 @hekmate_elahi1
🔴ابن عربی و حقیقتِ ولایت 🔹سابقا در پست هایی به شکل اجمالی و اما مفصل به منظور کلام ابن عربی در باب ولایت پرداختیم، هرچند این پست ها به حد کافی همه چیز را محرز میکنند، ولی این بار قصد داریم هرگونه بهانه را بر مخالفان کینه توز ببندیم و مفاهیم را برای اهل معرفت به شکل حقیقی تشریح کنیم. 🔸در ابتدا از این ادعا شروع میکنیم که بزرگ ترین و مهم ترین محتوا در دست مخالفان جهت تکفیر ابن عربی است؛ ♦️" در مکاشفه به معراج رفتم و مرتبت علی را پایینتر از ابوبکر و عمر و عثمان دیدم و وقتی برگشتم دیدم علی سر به دامن گرفته گفتم که چرا ادعای بیجهت میکردی و مرتبت خود را بالاتر از ابوبکر و عمر میدانستی؟ من دیدم که تو پائینتر هستی!" 🔺البته تعجب نکنید که برای این مطلب منبعی نمیزنم! چون اساسا چنین مطلبی در فتوحات مکیه وجود ندارد، سید جعفر مرتضی هم این مطلب را از منهاج البراعة نقل میکنند و میگویند چنین مطلبی در فتوحات وجود ندارد(رسوایی اش بماند برای مخالفانی که به فتوحات ارجاع میدهند) و این مطلب هم از عین الحیوة مرحوم مجلسی میگویند وجود دارد(!) در حالی که در مصباح پنجم ص ۵۸۰ هم چنین مطلبی نیافتیم ، و در حقیقت این مطلب ۵۰۰ سال بعد از مرگ ابن عربی پدیدار شده! مطلبی که در هیچکدام از آثار ابن عربی وجود ندارد و صرفا ادعای مرحوم مجلسی درباره محیی الدین است که ایشان اعتباری هم ندارند. 🔹تا اینجا به نقد منبع مطلب پرداختیم، اما اکنون لازم از مقدماتی را تبیین کنیم تا حقیقت مطلب عیان بشود: ♦️محیی الدین معقتد است عَدَمِ عَدَم ، «وجود» اعلی است که اعلی ترین رتبه وجودیست(به غیر رتبه وجودی خداوند) و به آن «هَباء» میگوید، چیزی که تمام عرفان بدان معتقد هستند ، هرچند صرفا در لفظ اختلاف داشته باشند! ابن عربی در #بخش_اول از فتح مکی #دقت_و_تفکراتی چند در حقیقت وجودی میگوید: ♦️"۱/۱ سپاس مر پروردگاری را که موجودات را از عدم، و از عدم آن عدم پدید آورد و وجودشان را موقوف بر توجه کلمه ساخت تا بدان، راز حدوث اشیا و قِدمشان از قِدم او، ما را تحقق و ثبوت یابد، و نزد این تحقق و ثبوت ( آنگونه که از صدق) قِدمش ما را بدان آگاهی بخشید - بایستیم." 🔺منظور شیخ دو حقیقت محمدیه است و مراد از عدم، جوهر «هباء» است که از آن تعبیر به «عنقاء» میشود که در ظاهر معدوم است و در واقع اولین موجود می باشد، و مرادش از «عدم عدم» عدم وجود مطلق است و حاصل معنی این است که: 🔸خداوند حقیقت محمدیه را از جوهر «هباء» و از وجود مطلق هردو آفرید، زیرا « هباء» واسطه بین واجب تعالی که خالق است و بین حقیقت محمدیه که نخستین مخلوق است به اعتبار میباشد. 🔻اکنون به این کلام شیخ بنگرید: ♦️"در «هبا» نزدیک ترین موجود (از جهت قبول) جز حقیقت محمد (ص) که به نام عقل [اول] نامیده میشود نبود. بنابراین او سید و سرور عالم (بدون استثنا) و نخستین ظاهر و هویدای در وجود میباشد، پس وجودش از آن نور الهی، و از «هبا» و از حقیقت کلی می باشد، عین (شریفش) در «هبا» پدید آمد و عین عالم، از تجلی او، و نزدیک ترین فرد به او، علی بن ابی طالب (ع) امام عالم و سر تمام انبیا و اولیاء بود." 📚فتوحات۲/۳۲۴: ۶. 🔺هیچ دلیلی وجود ندارد که این بدیهیات را انکار کنیم، زیرا ابن عربی ، علی علیه السلام را برترین وارث ولایت محمدی بعد پیامبر(ص) میداند و ولایت ایشان را مقرون به خلافت و جامع تصرف صوری و معنوی توصیف میکند، و در دلایلی دیگر میگوید: 🔸اولا علی مولود کعبه است، ثانیا تنها انسانی است که جز حق چیز دیگری را سجده نکرد، ثالثا مشیت الهی بر آن قرار گرفت که از اولاد ذکور و اناث نبی اکرم به نماند مگر از صلب علی و رحم فاطمه، رابعا علی بود که به دستور نبی اکرم با بر دوش نبی اکرم نهاد و بتهای کعبه را خرد کرد، خامسا هر آیه ای که بر نبی اکرم نازل میشد آن را برای علی میخواند و دستش را روی قلب علی مینهاد و دعا میکرد که حق معانی ظاهر و باطن آن آیه را برای علی معلوم کند. 🔻اکنون از مخالفان این سوالات را میپرسیم: ♦️۱.آیا در کلام ابن عربی مرتبه ای بالاتر از هباء وجود دارد؟! ♦️۲.آیا ولایتی برتر از ولایت محمدی در آثار ابن عربی وجود دارد؟! 👈🏻جواب اول بدیهی البطلان است، و جواب دوم هم همینطور! و ابن عربی صراحتاً علی را امام عالم و وارث کبیر ولایت محمدی میداند و به همین دلیل است که علی را نزدیک ترین موجود به نبی اکرم قلمداد میکند، و اگر بخواهید این بدیهیات را زیر سوال ببرید و بگویید وی خلفای ثلاثه را از علی بالاتر میداند باید ثابت کنید که: 👈🏻اولاً ولایتی برتر از ولایت محمدی وجود دارد(بدیهی البطلان). 👈🏻ثانیاً خلفای ثلاثه در مرتبه ای بالاتر از هباء خلق شده اند! که بدیهی البطلان است! 🔻حڪمتِ الہے🇮🇷 🌐 @hekmate_elahi1
🔻حڪمتِ الہے🇮🇷 🌐 @hekmate_elahi1
🔻حڪمتِ الہے🇮🇷 🌐 @hekmate_elahi1
🔴نکات فصوص الحکم ♨️ #قسمت_اول. 🔘نکات فص اول: 🔹این فص، همان گونه که از عنوانش استنباط میشود، در اصل با آدم که نماد نسخه نخستین (یعنی، عین ثابته) نوع انسان است، سر و کار دارد و با ویژگی بیشتر، به نقش آدم که در اصل نماینده حق، واسطه انتقال، وسیله انعکاس و در واقع، اصل علی خلق عالم، در فرایند آفرینش است، مربوط میشود. ابن عربی در همین فصل، ماهیت ملائک و ارتباط بين جفتینه، مفاهیم اصولی زیر را بحث و بررسی میکند که از این قرار زیرند: 🔸کلی - جزئی واجب ۔ حادث ، اول - آخر، ظاهر - باطنه، نور - ظلمت ، و رضا۔ غضب این مفاهیم امور بنیادیی هستند که در ادراک فرایند خلاق با آنها مواجه ایم. 🔹اما این عربی این فصل را با موضوع اسماء و رابطه اسماء با ذات الهی شروع میکند. و منظورش از واژه «اسماء»، اسماء الهی (اسماء الحسنی) باسم الله، اسم اعظم است. این اسماء، در اصل، در کار توصیف تعادلات رنج تقابلی الله و عالم میباشند. اسم الله ، اسم اعظم است که اسم ذات الهی (اسم ذات واجب الوجود) میباشد، اسمی است که ماهیت برتر و کلی اش آن رابطه ای را توصیف میکند که حق با این اسم " قائم بالذات " است، (ولی عالم اصولا غير حق و کاملا وابسته به حق) است. منظور ابن عربی از «ذات Essence» همان وجود بالذات الاهی است که فراسوی تقابل با ارتباط با عالم قرار دارد. این واژه را نباید با کلمه «الحق the Reality» اشتباه کرد؛ زیرا الحق بر آن ادراک قدیم و ازلی ای اطلاق میشود که قطبیت و عدم قطبیت در آن یکی است (تقابل پذیر نیست). بنابراین، اسماء و از آن جمله اسم اعظم، تنها در متن تقابل الوهیت و عالم مربوط و معنا دارد و آدم دقیقا نماینده آن اصلی است که به هر حال در این تجربه قطبیت تقابلی انسان واسطه بین حق و عالم است و مضمون این تجربه تحلیلی هم هست؛ زیرا آدم حلقه اتصالی زنده ای است که بی او کل جریان خود به آگاهی الهی غیر ممکن خواهد بود. ابن عربی این نقش آدمی را با یکی از صور خيال مورد علاقه اش، یعنی اینه، تبیین و دنبال میکند، و با به کارگیری این تصویر در صدد توجيه سِرِّ «انعكاس حقیقت در آینه خیال؟» بر می آید. باید توجه داشت که در این تصویر ظریف دو عامل وجود دارد، یکی آینه و دیگری ناظر یا شاهدی که صورت خود را چون شیئی در آینه مشاهده میکند. 🔸چون آدم (در این فرایند انعکاسی) هم عامل حلقه اتصالی در این فرایند انعکاسی است و هم در شناسایی این انعکاس نقش دارد، پس هم نماینده آینه و هم عامل شیء مشهود است، ولی آینه نماد قابلیت و انعکاس پذیری ماهیت هستی و شی است و شاهد هم خود الله است. از این رو، ابن عربی ادم را «عين انعکاس» و «روح صورت (منعکس)» توصیف میکند. در این نماد، ابن عربی به آینه شیشه ای که امروز در اختیار ما است نمیاندیشد، بلکه دقیقا، آیت فلزی زمانش را مد نظر دارد که باید بسیار جلا یابد؛ زیرا این چنین آیینه ای برای بیان نمودی مسائل متافیزیکی زمان زندگی او، بسیار رساتر است؛ یعنی این گونه آینه ها را میبایست مدام صیقل داد تا کیفیت انعکاسیشان را حفظ کنند. از این گذشته، به هنرمند ماهر بزرگی هم نیاز هست تا آیینه هایی بسازد که کاملا مسطح و متنقل از کار درآیند؛ چون در غیر این صورت امکان کژدیسی و ابهام نمایی آنها باقی میماند. هر وقت آینه کاملا مسطح و مجلا باشد، غیرنمایی آینه در آگاهی شاهد به حداقل ممکن میرسد، در نتیجه شاهد، صورت تصویری نسبتا تمام عیاری از خود را در آینه میبیند. در غیر این صورت یا صورت مشهود، غیرنما میشود یا تصویری تار و تحریف شده را نشان می دهد؛ یعنی چیزی را نمودار میکند که (صورت) غیر است. 🔹واقعیت این است که، تصویر تحریفی و ناقص چیز بیگانه ای را بر شاهد می نمایاند، حقی امکان دارد او را در جهت اصلاح آینه به تکاپو بیندازد تا شاید به خود به آگاهی (معرفت) کامل تری دست یابد. بنابراین، از آینه نمادی داریم که مناسب تقابل الهی و عالم است. این نماد، از یک سو به ماهیت هستی ارتباط دارد که در کار جذب و ترمیم عاملی است که اصرار به خلاقیت لایتناهی و بسیار پیچیده ای دارد که در مضان تهدید این نماد هم قرار میگیرد و از سوی دیگر، گویی که عامل الهی هم به منظور تأييد دوباره هویتش، هر لحظه و بی وقفه، موجودات را فناء میکند، چه آن موجود غیر باشد و چه لا غير. 💢 #ادامه_دارد... 🔻حڪمتِ الہے🇮🇷 🌐 @hekmate_elahi1
🔺یکی از مسائل بسیار مهم در عرفان و امور فلسفی و فقهی، مسئله «ولایت» است که جای بحث بسیار زیاد و نکات زیبا و شهودی فوق العاده ای دارد. 🔹از آن جایی که «الله» متعال مبدأ تمام عالم است و نه با عالم قرین است و نه از آن جداست، بلکه عالم تجلی صفات معلوم او است،…
🔺یکی از مسائل بسیار مهم در عرفان و امور فلسفی و فقهی، مسئله «ولایت» است که جای بحث بسیار زیاد و نکات زیبا و شهودی فوق العاده ای دارد. 🔹از آن جایی که «الله» متعال مبدأ تمام عالم است و نه با عالم قرین است و نه از آن جداست، بلکه عالم تجلی صفات معلوم او است، مجلای فیض او بر عالم از طریق رسل و انبیاء و اهلبیت علیهم السلام محقق میشوند، چنانچه سابقا حول ولایت عام و خاص بحث کردیم، و انبیاء شامل ولایت عام و محمد و آل محمد شامل ولایت خاص هستند، و ولایت خاص بر همه ولایت ها برتری دارد و همه ولایت ها اعتبار خود را از ولایت خاص محمدی دارند. 🔸امام خمینی در این رساله تمام مسائل و رتبه ها و تعین ها و...را به شکل دقیق مورد شرح قرار داده، این کتاب آنچنان دقیق است که میتوان مجلدات زیادی در شرح آن نوشت. 🔻حڪمتِ الہے🇮🇷 🌐 @hekmate_elahi1