حِرمآن؛
Статистика-روح ها تشنه ی شعر شعر ها لازم روح با شعر روح خود را آرام کنید! -خود نوشته های یک دیوانه •با گوش دل میشنوم• http://t.me/HidenChat_Bot?start=7024256157
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 46
- Всего постов
- 47
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 47
- 1/48двое суток
- 53
- 1/72трое суток
- 58
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
گاهی هم؛ دستانم میگریند، پاهایم میگریند، قلبم میگرید، مغزم میگرید، اما چشمانم دیگر توانی ندارند.
ترسم این است که روزی ز پشیمانی ها تو بیایی که بمانی و نخواهم بشود. -محسن محمود نیا.
سرنوشت من و تو قاعده را ریخت به هم کوه شاید که به کوهی برسد،ماهرگز
تا توانی دفعِ غم از خاطرِ غمناک کن در جهان گریاندن آسان است، اشکی پاک کن. -ملک الشعرا بهار.
تو همان دردی هستی که شب ها برات اشک میریزم،روزها به یادت می افتم در بستر بیماری نخستین نامی که بر زبانم می آید تویی و تو مرا به خاطر نمی سپاری...
یک نفر مدام سیگار میکشد، زنی هنگام آشپزی ترانهای غمگین را زمزمه میکند، دختری به بهانهی فیلم اشک میریزد، پسری نیمه شب در خیابان پرسه میزند، همه دلتنگیم؛ همین.
متوجه شدم که اخیرا با هیچکس حرف نمیزنم. منظورم یک مکالمهی واقعیه. جواب همهی مسیجها رو به کوتاهترین شکل ممکن میدم و رد میشم. با هیچکس از هیچچیز مربوط به خودم صحبت نمیکنم. همه رو صد قدم عقب فرستادم و دیگه حتی به تنهایی اهمیت نمیدم.
لیستیازبهترینچنلهاکهجاشتوتلگرامتخالیه ؛🤍🪶 ¹ـفورکنچنلت ²ـادفولدربزنکهجذبداشتهباشی
مرهَم نَجویی زخم را،خود زخم را دارو شوی - مولانا .
«من برای آفریدنِ خودم، خود را ویران کردهام.» همنوایی شبانه ارکستر چوبها / رضا قاسمی
🪷
«گاهی سختترین نبرد، نبردیست که در سکوت با خودت میکنی.» مردی در تبعید ابدی / نادر ابراهیمی
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی چه خیالها گذر کرد و گذر نکرد خوابی. -سعدی.
آدم میتواند بلند بخندد، از امید و روزهای بهتر سخن بگوید و با اینحال از درون ویران باشد.
فور کنید فولدر بزارم🪽 اینجا باشید ؛
او رفیق واقعی من است، هنگامی که برای همه ناپیدا و نامرئی بودم او تنها کسی بود که مرا دید و در آغوش گرفت. Hadis🫂
قربانت بروم،فرقی ندارد چه ساعت از شبانه روز باشد صدایت را که میشنوم،خورشید در دلم طلوع میکند. -فروغ فرخزاد
مثلا برگردی و بگویی: چیزی را جا گذاشته ام!سپس! من را برداری و با خودت ببری میشود یعنی؟!
نه کشت نه قویترم کرد؛ منو از زندگی انداخت.
وای به حال اونی که این متن زندگی کرد... برای ماندنت دعا کردم برای بودنت جنگیدم اما قسمت من از تو فقط نبودنت بود...