tgindex
هیچ
@hichchanel_13персидский
Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
18
Всего постов
43
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
198
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
52
40 постов
Вовлечённость
26,3%
к подписчикам
Постов в день
2,6
всего 43
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
43
1/48двое суток
49
1/72трое суток
53

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • Mohammad Reza Shajarian – خواهم که بر رویت هر دم زنم بوسه

  • خواهم... @hichchanel_13

  • 14 авг.347из LAWCONFERENCES

    چرا «محصول» جمهوری اسلامی را به فرزندتان نفروختید؟ ✍ زهرا عبدی ، نویسنده و مدرس دانشگاه 📝عروس خانم ابتکار که اقامت دائمش در آمریکا لغو شده، وکیلی حرفه‌ای گرفته و از دولت آمریکا شکایت کرده، به این امید که اقامتش برگردد و غرامتش را از اموال بلوکه بگیرد. او نامه‌ای خطاب به مردم آمریکا نوشته: من عاشق آمریکا هستم، فرزندانم فارسی بلد نیستند، و مادرشوهرم در اشغال سفارت آمریکا فقط مترجم بود. استدلال نامه و وکیل ایشان این است که فرزندان نباید به‌جای والدین مجازات شوند. استدلالی که در ذاتش درست است؛ او معتقد است وکیلش بر همین اساس خواهد بُرد و غرامت را از اموال بلوکه‌ی ایران خواهد گرفت. اتفاقاً همین منطق خوبی است برای شروع یک بازخواستِ تاریخی. خانم ابتکار، آقای لاریجانی، روحانی، خاتمی، ظریف، هاشمی و دیگر سران نظام، دیگر سؤال این نیست که چرا فرزندان شما زندگی در آمریکا و اروپا را ترجیح دادند. این سؤال کهنه شده است. سؤال جالب‌تر این است: چرا وقتی به خانواده‌های «سازندگان جمهوری اسلامی» می‌رسیم، می‌بینیم خودشان حاضر نشده‌اند در «آینده‌ای» که برای دیگران ساخته‌اند زندگی کنند؟ این بحث آمریکا یا مهاجرت نیست. حتی ریاکاری هم نیست. بحثی عمیق‌تر است. سؤال تاریخی این است: چرا شما از «محصول» خودتان استفاده نکردید؟ کشوری مبتنی بر ایدئولوژی خود ساختید و وقتی نوبت به عزیزترین آدم‌های زندگی‌تان رسید، آنها را از نتیجه‌ی همان «محصول» دور کردید. صادقانه‌ترین داوری درباره‌ی جمهوری اسلامی در تاریخ، نه داوری مخالفانش خواهد بود، نه گزارش سازمان‌های حقوق بشری، نه تحلیل اقتصاددانان، بلکه در انتخاب خانواده‌ی خودِ سازندگانش است. برای مردم انواع آرمان‌ها را انتخاب کردند و برای فرزندشان «واقع‌بینی» . برای مردم کاخ‌های بهشت در آسمان، برای فرزندانشان، خانه روی زمین. بله می‌شود برای مردم از «مقاومت» گفت، اما خب برای فرزند باید دانشگاه انتخاب کرد. برای مردم می‌شود از «فضیلتِ رنج» گفت، اما وقتی پای بچه‌ی خودت وسط باشد، رنج فضیلت نیست. و همین‌جاست که انتخاب فرزندانتان از ۴۷ سال سخنرانی شما راستگوتر می‌شود. حال بنا بر بنا بر منطق وکیل صدهزار دلاری عروس خانم ابتکار، می‌پرسیم: اگر فرزند نباید تاوان تصمیم والدینش را بدهد، چرا فرزندان ما باید می‌دادند؟ چرا نیکایی که در ۱۳۸۴ به دنیا آمده بود، باید هزینه‌ی تصمیمی را می‌داد که در ۱۳۵۸ نگرفته بود؟ چرا منطق وکیل شما که «هرکس مسئول اعمال خویش است»، درباره‌ی خانواده‌ی شما بدیهی است، اما درباره‌ی یک ملت از یاد می‌رود؟ بگذارید سؤال را جور دیگری بپرسم: چرا «تاریخ» در جمهوری اسلامی همیشه ارثِ مردم بود، اما انتخاب، امتیاز خانواده‌های شما؟ ما گذشته‌ی شما را به ارث بردیم؛ فرزندان شما امکان انتخاب آینده‌شان را داشتند. ما پیامدِ تصمیم‌ها را گرفتیم؛ آنها پاسپورت برداشتند. ما در کشوری ماندیم که حاصلِ سیاست‌های شما بود؛ خانواده‌ی شما رفتند ببینند کشورهای حاصل سیاست‌های دیگران چه شکلی‌اند. آقایان و خانم‌های نظام: چرا به فرزندانتان نگفتید بمان و «محصول» کار ما را زندگی کن؟ چه چیزی درباره‌ی آینده‌ی ایران می‌دانستید که پشت تریبون نمی‌گفتید، اما برای فرزندتان به یاد می‌آوردید؟ چرا ایدئولوژی شما پشت درِ خانه‌تان متوقف می‌شد؟ چه بود آن سیاستی که برای نود میلیون نفر «استقامت» بود، اما برای یک فرزند آینده‌ای بود که باید از آن نجاتش داد؟ از فرزندان این خانواده‌ها هم سؤال دارم؛ نه به‌عنوان متهم، بلکه شاهد. شما که هر دو جهان را دیده‌اید، شهادت بدهید: پدران و مادرانتان برای ما چه ساختند، و برای شما چه خواستند؟ خانم لیلا حاتمی از پدرت بپرس: اگر ایران برای من خوب نبود، چرا برای میلیون‌ها فرزند بود؟ آقای مهدی ظریف از پدر امیرکبیرت! بپرس: تو که پشت بیمارستانی که شاه بستری بود، عربده کشیدی، چرا کشوری نساختی که من دلم بخواهد در آن بمانم؟ ملت شریف ایران: رفتنِ اینها فقط مهاجرتِ یک خانواده نیست، یک رأی است. رأیی که در هیچ صندوقی انداخته نشده، هیچ ناظری نشمرده، و هیچ روزنامه‌ای نتیجه‌اش را اعلام نکرده. اما معنایش روشن است: انتخابِ خصوصی سران نظام چیزی را اعتراف می‌کند که زبانِ سیاسی‌شان نمی‌گوید. خانم ابتکار، کاش روزی شجاعت به خرج دهید و پشت تریبون بگویید چرا برای خانواده‌ی خودتان «خانه» جایی شد که روزی سفارتش را اشغال کردید، اما برای میلیون‌ها ایرانی، خانه همان جایی ماند که باید عواقبِ آن اشغال را نسل‌اندرنسل زندگی می‌کردند؟ درست است که هرگز نگذاشتند رفراندومی برگزار شود، اما فرزندان بسیاری از سران جمهوری اسلامی سال‌هاست رأی خودشان را در فرودگاه‌ها داده‌اند: «نه» به «محصول» جمهوری اسلامی. انتخاب محل زندگی فرزندان نظام، صادقانه‌ترین رأی به «محصول و میراث» جمهوری اسلامی بود. https://t.me/LAWCONFERENCES/19349?single

  • @hichchanel_13

  • @hichchanel_13

  • گفته بودی که چرا محو تماشای منی و چنان محو که یکدم مژه بر هم نزنی مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود ناز چشم تو بقدر مژه بر هم زدنی! « هوشنگ ابتهاج » @hichchanel_13

  • گفته بودی که چرا محو تماشای منی و چنان محو که یکدم مژه بر هم نزنی مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود ناز چشم تو بقدر مژه بر هم زدنی! « هوشنگ ابتهاج » @hichchanel_13

  • آواز دشتی با صدای ماندگار ایرج @hichchanel_13

  • آخرین بازمانده مکتب اصفهان چشم از جهان فرو بست. روحش شاد و در آرامش ابدی.. #ایرج_خواجه‌امیری @hichchanel_13

  • « ساز خاموش » محمدرضا شجریان حسین علیزاده کیهان کلهر همایون شجریان شعر از عطار آواز دشتی @hichchanel_13

  • دل ز دستم رفت و جان هم، بی دل و جان چون کنم؟ سر عشقم آشکارا گشت پنهان چون کنم؟ هرکسم گوید که درمانی کن آخر درد را چون به دردم دایما مشغول، درمان چون کنم؟ چون خروشم بشنود هر بی خبر گوید خموش! می‌تپد دل در برم، می‌سوزدم جان، چون کنم؟ عالمی در دست من، من همچو مویی در برش قطره‌ای خون است دل، در زیر طوفان چون کنم؟ در تموزم مانده جان خسته و تن تب زده وآنگهم گویند براین ره به پایان چون کنم؟ چون ندارم یک نفس اهلیت صف النعال پیشگه چون جویم؟ و آهنگ پیشان چون کنم؟ در بن هر موی، صد بت بیش می‌بینم عیان در میان این همه بت عزم ایمان چون کنم؟ نه ز ایمانم نشانی نه ز کفرم رونقی در میان این و آن درمانده حیران چون کنم؟ چون نیامد از وجودم هیچ جمعیت پدید بیش ازین عطار را از خود پریشان چون کنم؟! « عطار » @hichchanel_13

  • نه زِ ایمانم نشانی، نه زِ کُفرم رونقی در میان این و آن، درمانده حیران، چون کنم؟!

  • جایی گوشه خیابان، با طعم دلهره، با ترسِ از قضاوت شدن، اما مصمم.. @hichchanel_13

  • جایی گوشه خیابان، با طعم دلهره، با ترسِ از قضاوت شدن، اما مصمم.. @hichchanel_13

  • بیدادِ کلهر گوشه بیدادـ دستگاه همایون @hichchanel_13

  • ..:: bartaryna.ir ::.. – Mohammadreza Shajarian – Meykhaneh

  • تصنیف قدیمی میخانه استاد شجریان دستگاه نوا @hichchanel_13

  • « کلبه ما » خواننده دلکش آهنگساز پرویز یاحقی شعر از بیژن ترقی دستگاه همایون @hichchanel_13

  • بتم از غمزه و ابرو، همه تیر و کمان سازد به غمزه خون دل ریزد، به ابرو کار جان سازد چو در دام سر زلفش همه عالم گرفتار است چرا مژگان کند ناوک، چرا ابرو کمان سازد؟ خرابی ها کند چشمش، که نتوان کرد در عالم چه شاید گفت با مستی، که خود را ناتوان سازد؟ دل و جان…

  • بتم از غمزه و ابرو، همه تیر و کمان سازد به غمزه خون دل ریزد، به ابرو کار جان سازد « عراقی »