تاریخانه(هیستی نیوز): به روایت سیدذوالفقار عمادی
Статистикаمطالعه ی تاریخ ، پل ارتباط ،پیوستگی و پیوند نسل های جامعه ی بشر است
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 24
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 17
- 1/48двое суток
- 19
- 1/72трое суток
- 21
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
✅ پاسخهای قاطع و منطقی حسن احمدیان به سوالهای مجری الجزیره درباره اقدامات ایران در تنگه هرمز: 📍وضعیت تنگه هرگز به دوران پیش از جنگ باز نخواهد گشت؛ بازگشت به آن دوران برای ما مطلقاً غیرقابل قبول است/ایران اجازه نمیدهد آبهای سرزمینیاش به محلی برای تجهیزِ دشمن علیه امنیت ملی ما تبدیل شود...
*وقتی نشانهها پیش از گلولهها سخن میگویند ✍ سهند ایرانمهر* برای تحلیل یک وضعیت لزوما نباید به اخبار گلدرشت خیره شد، اخبار واقعی، زنجیرهای از اتفاقات کوچک و بیسروصدا هستند که وقتی کنار هم مینشینند، مثل تکههای یک پازل، تصویر فردای تحولات را میسازند. اگر ذهن را از توافق یا تفاهم میان ایران و آمریکا برداریم، اتفاقهای مهمتری هم در حال وقوع است از توافقی که برای لبنان در واشنگتن امضا شد تا بیانیه مشترک آمریکا و کشورهای خلیج فارس؛ از لحن تازه و فرامنطقهای دبیرکل ناتو تا ماجرای مذاکرات زوریخ که زیر سایه آتش و گلوله پیش میرود. هر کدام از اینها به تنهایی شاید فقط یک خبرگذرا باشند، اما وقتی در یک زمان و در یک جهت رخ میدهند، یعنی تکههای پازل در حال شکلگیری است. امضای توافق مرزی اسرائیل و لبنان در خاک آمریکا، از آن نشانههایی است که نباید ساده از کنارش گذشت. اگر قرار بود این توافق تنها یک آتشبس محلی میان دو همسایه باشد، نیازی به سفر به واشنگتن و ایستادن زیر نور پروژکتورهای کاخ سفید نداشت. آمریکا با آوردن این پرونده به پایتخت خود، عملا به همه فهماند که دیگر لبنان را یک حیاطخلوت کوچک نمیبیند. این آغاز یک چیدمان جدید است، چیدمانی که ساختی زنجیرهای و به هم پیوسته دارد. چرخش در بیانیه مشترک آمریکا و کشورهای خلیج فارس هم از همین جنس است. آنها دیگر فقط نگران غنیسازی و سانتریفیوژها نیستند؛ حالا پهپادها، موشکها و نفوذ منطقهای تهران را هم روی همان میزی گذاشتهاند که پرونده هستهای روی آن است. معنی این رفتار یعنی بالا بردن سقف مطالبات و این چیزی متفاوت از تحلیلهایی است که تحلیلگران وطنی میکنند. وقتی یک معامله را با درخواستهای لحظهای شلوغ میکنید یعنی به جای جوش دادن معامله و یا امید به توافق، در حال ساخت زمینه برای اجماعی بزرگتر برای طرفی هستید که قرار است مقصر ماجرا باشد. از آن سو، حتی پیرمردهای فرتوت و خجالتی ناتو در اروپا هم لحنشان عوض شده است. اروپایی که تلاش میکرد دامن خود را از معرکه پاک نگه دارد و حساب خود را از ماجراجوییهای واشنگتن جدا کند، حالا دارد با ادبیات آمریکاییها همنوایی میکند. آنها البته محافظهکاری خودشان را دارند، لباس رزم هم بر تن ندارند اما در پی جلب رضایت ترامپاند و همین که دیگر همراهی با آمریکا برایشان هزینه سیاسی ندارد، یعنی فضا برای ایران تنگتر از گذشته شده است. هیچ فرمانده عاقلی پیش از آرام کردن پشت جبهه، فرمان حمله بعدی را نمیدهد. قدرتهای بزرگ وقتی میخواهند تصمیمی بزرگ و پرمخاطره بگیرند، ابتدا سعی میکنند متغیرهای مزاحم اطراف میدان را تا جای ممکن حذف یا مهار کنند. این کار برای تقویت صلح یا توافق نیست؛ بلکه حربهای معمول برای خشابگذاری و از آن مهمتر ایجاد جبهههای جدید و متحدتر است. توافق لبنان، بیش از آنکه برای آرامش بیروت باشد، تلاشی است برای کور کردنیکی از مسیرهایی که فردا روزی در صورت بالا گرفتن شعلههای جنگ، میتواند محاسبات ایران را به هم بریزد. راه جدیدی هم که عمان پیش پای کشتیهای تجاری گذاشته یا منابع سوختی که دارد پر میشود شاید بتواند در جنگ بعدی مانع از تکرار بازی ایران با کارت تنگه هرمز شود، در کنار این، تمجیدهای ترامپ از اردوغان، سفر قریبالوقوعش به ترکیه و حتی امکان موافقت با فروش اف۳۵ را نباید فراموش کنیم. ترامپ گفته بود که در جنگ قبلی مانع پیوستن اردوغان به جبهه ایران شده است کسی چه میداند شاید حالا با مشوقهای جدید و درک اینکه هیچ جنگی را نمیتوان تنها جلو برد، افکار دیگری در سر دارد؟ با این همه، دنیای سیاست دنیای تحلیل خطوط مستقیم نیست. نباید از این نشانهها نتیجه گرفت که مرحله جدیدی از جنگ کلید خورده است. هنوز هیچ لشکرکشی جدیدی اتفاق نیفتاده، هنوز پل ارتباط تهران و واشنگتن برقرار است و هنوز در زوریخ، دیپلماتها پشت درهای بسته با هم حرف میزنند و دیپلماسی هنوز نفس میکشد، هرچند که این بار، سایه سنگینزور بر سر میز گفتگو سنگینتر است؛ جایی که یک طرف تلاش میکند امتیازهایی را که میخواهد، با اهرم فشار به دست آورد. آیا جنگ بعدی هم نزدیک است؟ مشخص نیست. فعلا که داریم باور میکنیم رابطه ترامپ و بیبی شکرآب است و ترامپ هم همینطور بیهدف به کنگره رفت و رای سناتورهای جمهوریخواه که رای به توقف جنگ داده بودند را برگرداند تا امکان دوباره جنگ را داشته باشد(!) اما اگر بپرسیم آیا امروز نسبت به ماه گذشته، به یک رویاروییتازه نزدیکتر شدهایم؟ پاسخ از نظر من «آری» است اگرچه هنوز ماشهای کشیده نشده و شاید هیچوقت هم کشیده نشود، اما ظاهرا صحنه را طوری چیدهاند که اگر روزی گفتگوها به بنبست برسد، یا شروط خلقالساعه ترامپ در توییتر با مخالفت ایران روبرو شود، رفتن به سمت گزینه نظامی برای واشنگتن و تلآویو، کمهزینهتر از دیروز باشد.
✔️هین مکن کاری که دیدی برخطاست! ✍️سهند ایرانمهر میگویند اگر برای یک خطا، هزار توجیه بیاوری، در واقع هزار و یک خطا کردهای. پرسش ساده این است که سقفِ ادراکِ امثال جناب ویسی برای فهمیدن اینکه مسیر از اساس اشتباه بوده کجاست؟ چه عددی، چه تلفات و چه هزینهای باید بر سر یک ملت و کشور آوار شود تا این عطش آرزوفروشی آن هم از نوع سخیفِ نشانی بیگانه دادن، فروکش کند؟ عبید زاکانی حکایتی دارد: مردی دچار قولنج شد. تمام شب از خدا میخواست بادی از او جدا شود. سحرگاه، چون پاسخی نیامد، ناامید شد و دست از زندگی شست، به نیایش به درگاه خداوند مشغول شد و گفت: خدایا! اکنون که باد درشکمم پیچیده واجل رسیده، و حاجتم ادا نشده است تا خلاصی یابم و رو به موتم، به پاس عمری بندگی و تهجد، بهشت را برایم آماده کن. پسرش گفت:ای پدر! خدایی که «باد» ی را از تو دریغ داشت چگونه بهشت بدان عظمت را به تو خواهد بخشید؟ اکنون مساله همینجاست، چند ماه پیش به همین شکل پا به این امامزاده گذاشتید و دخیل به بیگانه بستید و مسیری را آغاز کردید، مسیری با حضور مستقیم آمریکای ترامپ و اسرائیل،از ناو لینکلن تا موشکهای تاماهاک، با اینترنشنال و منو تو و البته جماعتی که میراث آزادیخواهیشان به رقص بر آوار وطن و مشت و لگد و تعابیری از جنس اسافل اعضا فروکاسته شد. فرجام آن مسیر چیزی جز کشتهها و ویرانیها نبود و پروژهای که قرار بود ایران را «آزاد» کند در عمل به روایت «بازگشت به عصر حجر» رسید و امروز نیز به توافقی انجامیده است که به تعبیر همان اسراییلیها به منزله «بر باد رفتن همه چیز»است. آن خمر پیشین چه مستی مدهوشانهای بخشید که دوباره پیاله به کف گرفتهاید که اینبار در خم شراب نفتالی بنت فرو برید؟ به قول عبید زاکانی، آرزویی که با آن کبکبه و دبدبه ترامپ و نتانیاهو در نهایت حتی شما را با آن همه خاکساری و همراهی، گردن نگرفت -و به تعبیر صریح ترامپ «احمق» خواند- و با آن همه عِدّه و عُدّه از بازکردن تنگه نیز دست شست و به توافق رضا داد ، چگونه این بار با نفتالی بنت میخواهد بهشت آزاد کردن ایران با آن وسعت و عظمت را برای شما محقق کند؟ اگرچه بسیاری از همان ماجرا، درسها و عبرتها گرفتند اما واقعیت این است که سادهلوحان هیچ گاه کاستی نمیگیرند اما به هرروی آنان نیز آدمیانند پس وقتی پای جان و زندگی در میان است، آرزو فروختن دیگر یک برنامه تلویزیونی نیست، مشوق به مهلکه انداختن آنان است و دستکم باید این حد از مسئولیت پذیرفته شود که دوباره آنان را به شیوه گذشته فریب نداد وگرنه که شمایان از رِندانید و نیک میدانید چگونه با نام کاروانسالار، عنان شتر کاروانشان را بگیرید و به امید آب چگونه در بیابان و خار مغیلان، رها و همه چیز را از ریشه انکار کنید به نفی عاملیت خود! @SAHANDIRANMEHR
ولایت فقیه و ریاست جمهوری پیام عمومی رهبری در موضوع تفاهم اولیه با امریکا و بازخودهای افراط و تفریطی برخی گروه های اجتماعی و سیاسی نهاد ولایت فقیه به عنوان قلب نظام جمهوری اسلامی نمایندگانی در تمامی ادارات و سازمان های علمی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و .... پمپاژ معنویت در رگ و پی جامعه را برعهده دارد و در امور اجرایی و مدیریت آنها این نهاد ریاست جمهوری است که به عنوان سر و مغز جامعه که اطلتعات و داده های بسیاری از جامعه را در اختیار دارد ،عمل می کند. تداخل وظایف این دو نهاد نباید ایجاد دوگانگی در دامعه ایجاد نماید. دو نهاد مثل قلب و مغز در بدن باید بوسیله سلسله اعصاب و سستم ترشح و انتقال مواد هورمونی و شیمیایی با هم مرتبط و وظایف محوله خود را با هماهنگی انجام دهند. قلب و مغز نباید وظایف متقابل برعهده و انجام دهند ، زیرا این تداخل اختلاف شدید در عمل و نتیجه کارکرد جامعه ایجاد می کند. در قانون اساسی این موضوع دیده شده ولی در بخش هایی از عملکرد تداخل شدید وجود دارد از جمله در شورای نگهبان و برخی از سازمانهای موازی با موضوعات مسکن و بهزیستی و دانشگاه ها و .... .
* ♦️واکنش کمال شرف کارتونیست یمنی به آتشبس و صلح کاغذی در لبنان* @jarian_com1
۹. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا موافقت میکنند که تا زمان توافق نهایی وضعیت موجود را حفظ کنند؛ جمهوری اسلامی ایران وضع موجود را در برنامه هستهای خود حفظ خواهد کرد، و ایالات متحده آمریکا هیچ تحریمهای جدیدی علیه ایران وضع نخواهد کرد و نیروهای نظامی بیشتری را در منطقه مستقر نخواهد کرد. ۱۰. ایالات متحده آمریکا متعهد میشود بلافاصله با امضای این یادداشت تفاهم و تا زمان خاتمه تحریمها، اسقاطیههای وزارت خزانهداری را برای صادرات نفت خام ایران، محصولات پتروشیمی و مشتقات آنها، و تمامی خدمات مرتبط شامل تراکنشهای بانکی، بیمهها، حمل و نقل و غیره صادر کند. ۱۱. ایالات متحده آمریکا متعهد میشود تا وجوه و داراییهای محدود یا مسدود شده جمهوری اسلامی ایران را با اجرای این یادداشت تفاهم به طور کامل برای استفاده در دسترس قرار دهد. ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران در مورد روال مربوط به آزادسازی این وجوه در طول مذاکرات، به صورت دوجانبه توافق میکنند. این وجوه، چه در حساب اصلی نگهداری شوند و چه منتقل شوند، برای پرداخت به هر ذینفع نهایی که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین میشود، باید به طور کامل قابل استفاده شوند. ایالات متحده آمریکا متعهد میشود که تمامی تاییدیه ها و مجوزهای لازم را در این رابطه صادر کند. ۱۲. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا موافقت میکنند تا یک سازوکار اجرایی برای نظارت بر اجرای موفق این یادداشت تفاهم و پایبندی آتی به توافق نهایی تشکیل شود. ۱۳. پس از امضای این یادداشت تفاهم و منوط به شروع اجرای بندهای ۱، ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ این یادداشت تفاهم و تداوم اجرای این اقدامات، جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا مذاکرات درخصوص توافق نهایی را منحصرا در مورد بقیه بندها آغاز خواهند کرد. ۱۴. توافق نهایی با یک قطعنامه الزامآور شورای امنیت سازمان ملل متحد تایید خواهد شد.
متن کامل یادداشت تفاهم اسلامآباد بین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا 🔹جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، به طور مشترک و با حسن نیت، در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ نسبت به موارد زیر توافق کردند: ۱. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا و متحدین آنها در جنگ حاضر، با امضای این یادداشت تفاهم خاتمه فوری و دائمی عملیاتهای نظامی را در تمامی جبههها، از جمله در لبنان، اعلام کرده و تعهد میکنند از این پس هیچ جنگ یا هیچ عملیات نظامی علیه یکدیگر آغاز نکنند و از تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند و تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان را تضمین کنند. توافق نهایی خاتمه دائمی جنگ در تمامی جبههها، از جمله در لبنان، و بقیه مفاد این بند را تایید خواهد کرد. ۲. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا متعهد میشوند که به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر احترام بگذارند و از مداخله در امور داخلی یکدیگر خودداری کنند. ۳. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا به انجام مذاکرات و حصول به یک توافق نهایی در مدت حداکثر ۶۰ روز، قابل تمدید با رضایت طرفین، متعهد میشوند. ۴. بلافاصله با امضای این یادداشت تفاهم، ایالات متحده آمریکا شروع به رفع محاصره دریایی خود و هرگونه مزاحمت یا ممانعت علیه جمهوری اسلامی ایران میکند، و ظرف ۳۰ روز به محاصره دریایی به طور کامل خاتمه خواهد داد. در طول این مدت، تردد کشتیها متناسب با تعداد ترافیک قبل از جنگ که از سوی جمهوری اسلامی ایران برقرار میشود، خواهد بود. ایالات متحده آمریکا همچنین متعهد میشود تا ظرف ۳۰ روز پس از توافق نهایی، نیروهای نظامی خود را از حوزه پیرامونی جمهوری اسلامی ایران خارج کند. ۵. با امضای این یادداشت تفاهم، جمهوری اسلامی ایران ترتیباتی را با حداکثر تلاش خود برای عبور ایمن کشتیهای تجاری، بدون هزینه فقط برای ۶۰ روز، از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس، اتخاذ خواهد کرد. تردد کشتیهای تجاری بلافاصله آغاز، و با توجه به ضرورت رفع موانع فنی و نظامی و مینزدایی توسط جمهوری اسلامی ایران، ظرف ۳۰ روز برقرار خواهد شد. جمهوری اسلامی ایران با سلطنت عمان برای تعیین اداره آینده و خدمات دریایی در تنگه هرمز، مطابق با حقوق بین الملل قابل اجرا و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی تنگه هرمز، گفتگو خواهند کرد و با دیگر کشورهای ساحلی خلیج فارس نیز تبادل نظر میکنند. ۶. ایالات متحده آمریکا متعهد میشود، با شرکای منطقهای خود، برای بازسازی و توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران یک برنامه قطعی مورد توافق طرفین را با تامین حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار ایجاد کند. سازوکار اجراییسازی این برنامه، به عنوان بخشی از توافق نهایی ظرف ۶۰ روز نهایی خواهد شد. تمامی تائیدیهها، اسقاطیهها و مجوزهای مورد نیاز برای تراکنشهای مالی مربوطه توسط ایالات متحده آمریکا ارائه خواهد شد. ۷. ایالات متحده آمریکا متعهد میشود به تمامی انواع تحریمها علیه جمهوری اسلامی ایران، از جمله قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل متحد، قطعنامههای شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، و تمامی تحریمهای یکجانبه آمریکا، اعم از اولیه و ثانویه، برابر یک برنامه زمانی مورد توافق به عنوان بخشی از توافق نهایی، خاتمه دهد. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا به اهمیت اساسی موضوع خاتمه تحریمها که در بالا ذکر شده است اذعان دارند و قصد خود را برای رسیدگی فوری به این موضوعات در مذاکرات، به منظور دستیابی به توافق متقابل در مورد آنها اظهار میکنند. ۸. جمهوری اسلامی ایران مجدداً تایید میکند که سلاح هستهای تولید یا ابتیاع نخواهد کرد. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا موافقت کردهاند که وضعیت مواد غنیشده ذخیره شده را از طریق یک سازوکار مورد توافق طرفین و مطابق با برنامه زمانی مندرج در بند ۷، حداقل به شیوه رقیقسازی در محل، تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی، حل و فصل کنند. دو طرف همچنین موافقت میکنند تا در مورد موضوع غنیسازی، و دیگر موضوعات مورد توافق دو طرف مرتبط با نیازهای هستهای جمهوری اسلامی ایران، بر اساس یک چارچوب رضایتبخش که در توافق نهایی مورد موافقت قرار خواهد گرفت، بحث کنند. توافق نهایی مفاد این بند را تایید خواهد کرد. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا به اهمیت اساسی موضوعات هستهای ذکرشده در بالا اذعان دارند و قصد خود را برای رسیدگی فوری به این موضوعات در مذاکرات، به منظور دستیابی به توافق متقابل در مورد آنها اظهار میکنند.
🎥 آتش زدن پرچم ایران در تلویزیون آمریکا در دوران پهلوی 🔹درحالیکه برخی مدام از «اعتبار پاسپورت»، «ژاندارم منطقه بودن» و «جایگاه جهانی» ایران در دوران پهلوی سخن میگویند، تصاویر تاریخی سال ۱۳۵۷ روایت دیگری را نشان میدهد؛ جایی که پرچم ایران در یک برنامه تلویزیونی آمریکا به آتش کشیده میشود. @Farsna
۸ خرداد ۱۴۰۵ ۲۰:۴۰ یک سال جنگ در تصویری از پرش سهگام ✍مهرداد احمدی شیخانی مدتی است که قصد نوشتن این یادداشت را داشتهام و به نوعی در برخی مطالبم، نه به صراحت بلکه در لفافه به آن پرداختهام؛ مثلا بارها از این نوشتهام که «آرزوهایمان را تبدیل به خبر و تحلیل نکنیم» و متأسفانه بسیار دیدهام که خلاف این عمل کردهایم. این اشاره را ضروری میدانم که شاید برای مردم عادی، این عیب نباشد که جهان را از پنجره علایق و نفرتشان ببینند و خشنودی و ناخشنودی خود را در نگاه به مسائل دخیل کنند، اما تحلیلگر در مقام تحلیل، بسیار باید از این عارضه پرهیز کند و در شرح جهان واقع، آنچه را هست توضیح دهد، نه آنچه دوست دارد باشد. در این ایام جنگ که در حقیقت یک سال است طول کشیده و در فاصله چندماهه بین جنگ ۱۲روزه و جنگ ۴۰روزه، با آنکه نامش آتشبس بود و بمبارانی رخ نمیداد، ولی آتش جنگ همچنان لهیب میکشید. بهتر است برای آنکه منظورم را واضحتر بگویم، به ناچار مثالی بزنم. احتمالا مسابقات دومیدانی را یا از نزدیک یا از صفحه تلویزیون دیدهاید. یکی از مجموعه مسابقات دومیدانی، مسابقه «پرش سهگام» است. در این نوع از پرش، دونده با فاصلهای از چاله پرش که با گامهایش سنجیده، میایستد و با فرمان داور به سوی چاله پرش میدود و وقتی پایش به خط پرش میرسد، اولین گام پرش را برمیدارد و میپرد. بعد وقتی پای مخالف بر زمین رسید، جست دوم را میزند و در سومین گام، با تمام توان پای را بر زمین فشار میدهد و در چاله پرش فرود میآید و تا جایی که میتواند بدن خود را به سمت جلو کش میدهد تا اندازه پرش را حداکثری کند. من وقتی با فاصله و نه به سبب علاقه یا نفرت، به وقایع این یک سال جنگ مینگرم، آنچه را رخ داده بسیار مشابه پرش سهگام میبینم. برای شرح این پرش و بهخصوص گام دوم آن، لازم است خاطرهای را نقل کنم. آقای محمد ترکماندهنوی که تاریخپژوه و کارشناس تاریخ معاصر و از علاقهمندان مرحوم دکتر مصدق است و کتابهایی چند در موضوع وقایع کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ دارد، حدود ۴۰ سال پیش برایم خاطرهای گفت که همیشه آن را در ذهن دارم. جناب ترکمان تعریف میکرد پیش از انقلاب با عدهای از جوانان پرشور که دلبستگی به سرنوشت میهن و انتقاداتی نسبت به حکومت پهلوی داشتند، گردهم آمده و هستهای از جریان فعال سیاسی تشکیل داده بودند. در ادامه، ساواک همه آنان را بازداشت کرد و به زندان انداخت و در رسانههای آن ایام از کشف گروهی پنهان و خرابکار گفت. جناب ترکمان تعریف میکرد در زندان و تحت بازجوییها بود که تازه فهمید آن تشکیلات را خود ساواک راهاندازی کرده بود تا هم مخالفان را در پوشش آن تشکیلات، جذب و شناسایی کند و هم در زمان لازم، با دستگیری همه آنان و اعلام متلاشیکردن یک گروه خرابکار، در جامعه چنین تصوری بسازد که ساواک اشراف اطلاعاتی بسیار گسترده و قدرتمندی دارد و همه چیز در کنترل آن سازمان مخوف است. در ادامه، جناب ترکمان به من گفت «از آن زمان بود که متوجه شدم چه آرمانهای بزرگ و شریفی میتواند بازیچه اغراض کسانی باشد که احساسات پاک را به هر سو که خود میخواهند، هدایت کرده و جهت میدهند». حالا به این یک سال جنگ بازگردیم. گفتم که اگر با فاصله نگاه کنیم، این جنگ یکساله، بیشباهت به پرش سهگام نیست. به نقل از مدیران سابق و اسبق موساد، گفته میشود سازمانهای اطلاعاتی دشمنان ایران، ۲۰ سال برای تدارک این جنگ و نفوذ در ساختارهای کشورمان، برنامهریزی و سازماندهی کرده بودند و با توجه به ترورهایی که در اولین روز هر دو جنگ ۱۲روزه و ۴۰روزه انجام شد، میتوان متوجه شد که چقدر این نفوذ قدرتمند و گسترده بوده است که حتی با وجود ترورهای هولناک روز اول جنگ ۱۲روزه، به هر دلیل که جای گفتنش در این یادداشت نیست، نتوانستیم صدمهای به آن نفوذ بزنیم که در روز اول جنگ 40روزه، همان واقعه و این بار بسیار عمیقتر رخ داد. آن سازماندهی ۲۰ساله دشمنان، مانند همان دورخیز پرنده دوومیدانیکار بود و جنگ ۱۲روزه نیز گام اول پرش. اما به گمان من، گام دوم این پرش که بخشی از همین یک سال جنگ است، وقایع دیماه است که همان موقع پمپئو (وزیر خارجه اسبق آمریکا) گفته بود نیروهای موساد در کنار معترضان در خیابان هستند. ترامپ نیز بارها از ارسال اسلحه برای معترضان گفته و گروههای جداییطلب نیز نیروهای خود را از سراسر جهان برای عملیات دیماه و جنگ پس از آن فراخوانده بودند. و همانطور که گام دوم در پرش سهگام، انرژی ذخیرهشده لازم برای گام سوم را آزاد میکند، این گام دوم جنگ، ا
🔺 *ادعای شبکه الحدث: هگست شخصا در تماس با نخستوزیر قطر وی را تهدید به ترور کرده است * 🔹ساره بن عیشوبه خبرنگار الحدث در پیامی در یکی از شبکههای مجازی که تنها دقایقی بعد از انتشار حذف شده است، به نقل از سفیر عربستان در واشنگتن مدعی شد که وزیر جنگ آمریکا دوشنبه شب ۴ خرداد در تماس مستقیم با محمد بن عبدالرحمن آل ثانی نخستوزیر و وزیر خارجه قطر، رحمن، وی را تهدید به ترور کرد. 🔹هگست در این تماس که ظاهرا درباره دو موضوع حماس و ایران بوده است، بعد از اصرار وزیر خارجه قطر در ادامه میزبانی اعضای حماس و همچنین تاکید وی مبنی بر ضرورت انعطافپذیری حداقلی آمریکا در قبال مطالبات ایران، عصبانی میشود و به وزیر خارجه قطر پرخاش میکند و میگوید: یادت باشد اگر دفعه قبل پرزیدنت ترامپ مداخله نکرده بود و مانع از برنامه بنیادین نتانیاهو نشده بود، تو و قبیلهات الان در این دنیا نبودی. اگر حکومت قطر نسبت به لطف پرزیدنت ترامپ ناسپاسی کند، ما دلیلی نخواهیم داشت که جلوی کار عادی نتانیاهو را بگیریم. 🔹گفته میشود بعد از این سخنان، نخستوزیر قطر مکالمه را قطع کرده و مراتب شکایت و ناخرسندی خود و امیر قطر را از طریق استیو ویتکاف به ترامپ منتقل کرده است.
✍ نسا نائینی وضعیّت دیاسپورای ایرانیDiaspora وقایع، ادبیات و سمت و سوی جریانات از سوی دیاسپورای ایرانی پس از دی ماه ۱۴۰۴ و جنگ علیه میهن، اهمیت بررسی نسبتِ میان تبعید، جامعهی نمایشی، و مصرفِ رنج را برایم پررنگ کرد. در نگاه اول شاید اینها سه مسئلهی جدا از هم به نظر برسند، اما در عمق، همگی به یک منطق مشترک تعلق دارند: گسست از زندگیِ واقعی و جایگزین شدنِ آن با بازنمایی. در جامعهای که "گی دوبور" آن را «جامعهی نمایش» مینامید، همهچیز قابلیتِ تبدیل شدن به تصویر و مصرف شدن پیدا میکند؛ نه فقط کالا، بلکه سیاست، خدا، انقلاب، جنگ، وطن و حتی رنج انسانها. در چنین جهانی، آنچه اهمیت پیدا میکند، خودِ واقعیت نیست، بلکه قابلیتِ دیده شدن، گردش یافتن و مصرف شدنِ آن است. این وضعیت در تجربهی تبعید و مهاجرت، شکل حادتری پیدا میکند. بسیاری از نیروهای سیاسیِ دور از ایران، بهتدریج پیوند ارگانیک خود را با زندگیِ واقعیِ جامعه از دست میدهند؛ نه فقط از نظر جغرافیایی، بلکه از نظر زیستی و عاطفی. آنها دیگر در متنِ اضطراب روزمره، کمبود، ترس، فرسودگی و شکنندگیِ زندگی در ایران حضور ندارند. صدای آژیر را نمیشنوند، صفها را زندگی نمیکنند، و وزنِ واقعیِ فروپاشی را بر تنِ خود حمل نمیکنند. ایران برایشان کمکم از یک زیستِ انضمامی، به یک ابژهی ذهنی، رسانهای و نمادین تبدیل میشود. در این وضعیت، خطرِ بزرگی شکل میگیرد: اینکه جنگ، تحریم، فروپاشی یا حتی مرگِ مردم، دیگر نه بهعنوان فاجعهای انسانی، بلکه بهعنوان مادهی خامِ روایت سیاسی مصرف شود. گویی بخشی از اپوزیسیون، تنها زمانی ما را میبیند که زخمی، کشته یا ویران شده باشیم؛ زیرا فقط در آن لحظه است که بدنهای ما قابلیتِ تبدیل شدن به تصویر، خبر، هشتگ و سرمایهی سیاسی را پیدا میکنند. اما این مسئله فقط اخلاقی یا روانی نیست؛ ریشهای طبقاتی هم دارد. بخش بزرگی از نیروهای سیاسیِ مهاجر، بهویژه آنهایی که سالها از زیست مادی جامعه جدا ماندهاند، دیگر هزینهی واقعیِ جنگ، فروپاشی یا تحریم را نمیپردازند. آنها امنیت، دسترسی و فاصلهای دارند که به آنها اجازه میدهد دربارهی ویرانی، بهعنوان یک امکان سیاسی حرف بزنند، بیآنکه بدنِ خودشان مستقیماً در معرض آن قرار گیرد. درحالیکه طبقات فرودست، کارگران، کودکان، بیماران و حاشیهنشینان، نخستین کسانیاند که هزینهی هر فروپاشی را با گوشت و خون خود میپردازند. برای همین است که گاهی میان زبانِ سیاسیِ اپوزیسیونِ برونمرزی و ترسِ واقعیِ مردمِ داخل، شکافی عمیق دیده میشود. زیرا برای بخشی از طبقهی متوسطِ مهاجر، «فروپاشی» میتواند یک سناریوی انتزاعی و حتی رستگارکننده باشد، اما برای کسی که درونِ جامعه زندگی میکند، فروپاشی پیش از هر چیز به معنای گرانی، بیخانمانی، گرسنگی، جنگ، از دست دادنِ عزیزان و نابودیِ امکانِ زیستن است. این همان نقطهای است که جامعهی نمایشی و شکاف طبقاتی به هم میرسند: جایی که رنجِ واقعیِ طبقات فرودست، به سرمایهی نمادینِ نیروهایی تبدیل میشود که خود، از پیامدهای مستقیمِ آن فاصله دارند.
قدرت جمهوری اسلامی از همافزایی اسلامیت و ایرانیت حاصل میشود 🔹وطن امروز: در ایران، امکان تاسیس دولت پایدار و قدرتمند از همافزایی اسلامیت و ایرانیت حاصل میشود. صفویان زمانی کامیاب شدند که توانستند حافظه ایران تاریخی را با زبان و نهاد شیعی درهم بیامیزند و از این پیوند، هم مشروعیت و هم قدرت بسازند و نیروی تاریخیشان را در صحنه حاضر کنند. نادرشاه، با همه توان نظامیاش، چون خواست از این فرمول فاصله بگیرد، امپراتوریای کمدوام ساخت. در جنگهای ایران و روس، چون دولت قاجار نتوانست شور مذهبی را به سازمان ملی منسجم تبدیل کند، شکست خورد. پهلوی نیز چون ایرانیت را در قالب باستانگرایی آمرانه و در ستیز با تشیع صورتبندی کرد، در بزنگاه بحران، جامعه علیه او قیام کرد و ناتوان ماند. جمهوری اسلامی، برعکس، کوشید این دو را دوباره به هم پیوند زند و در بزنگاههای اخیر در میانه جنگ سرنوشتساز با آمریکا این پیوند را به سرمایه نمادین سیاسی تبدیل کند.
isna.ir/xdWpTf
نکات فنی درباره تنگه هرمز: طبق کنوانسیونهای حقوق دریاها ۱۹۵۸ ژنو و ۱۹۸۲ جامائیکا، ایران بر این تنگه موقعیت حاکمیتی دارد و در شرایط جنگی میتواند کنترل شدید تردد را اعمال کند. پیشنهاد اصلی حسین شریعتمداری برای کنترل دائمی تنگه هرمز در چهار محور: ۱- گرفتن حق عبور (عوارض ترانزیت) از همه کشتیها ۲- بستن تنگه به روی کشتیهای آمریکا و متحدانش تا پایان جنگ ۳- ادامه بستن تنگه تا دریافت خسارت و خروج پایگاههای آمریکا از منطقه ۴- توقیف کشتیهای مرتبط با اسرائیل یا حامل کالا برای آن
Channel photo updated
بوسعید وزیر خارجه عمان. ۱ اسفند در شورای صلح ترامپ
تصویر فرزندان ذکور فتحعلی شاه
без подписи