«حجرهی۲۰۵ | فائزهدهقان »
Статистикаجان به دیدار تو یک روز فدا خواهم کرد ؛ تا دگر برنکنم دیده به هر دیداری .. -خبرنگار [📱📷📽] -Tehran
- Последний пост
- 10 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 104
- 1/48двое суток
- 119
- 1/72трое суток
- 128
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
کافی نبود. هیچکدوم از کارام و تلاشام کافی نبود. حتی خودمم کافی نبودم عزیزم. حتی خودم..
وا محمدا از بلایی که آوردن سرت اقای حمیدرضا رجب زاده... بمیرم الهی برای اون لحظه که چشمات باز بود ولی سینهتو شکافته بودن😭😭😭😭💔
без подписи
без подписи
اماده شید دارم میبرمتون گلزار شهدا
روزم مبارک🚶♀🗿
چیزایی که واقعا داره اذیتت میکنه اون چیزایی نیست که به رفیقت گفتی؛ اون چیزاییه که حتی دیگه روت نمیشه به رفیقت بگی..
به معنای واقعی کلمه سعادت در گمنامیه.
تمام این مدت که علیرغم ضررهای این فضا برای من پافشاری میکردم بمونم فکر میکردم باید بمونم. یعنی صرفا باید باشم. چون رسانه مهمه. باید یجایی باشه که حرف بزنم. باید تو رسانه به شکل اسم و رسمم حضور داشته باشم. ولی حالا دارم کساییو میبینم که با گمنامی بدون اسم و رسم و بدون این کلیشه ها دارن کارای بسیار بسیار بزرگ توی رسانه انجام میدن. اونجا بود که فهمیدم میشه نبود و کار کرد
البته یسری از دوستان پیام داده بودن که اره خجالت نمیکشی دیگه فعالیت نمیکنی اونهمه کار میکردی قبلا فعالیت میکردی جهاد تبیین میکردی الان دیگه هیچ کاری نمیکنی و خلاصه محبت داشتن بهمون. منتهی باید عرض کنم خدمتتون که درسته من اینجا نیستم؛ ولی جای دیگه هستم. اون موقعی که من میشستم کتاب میخوندم و حرفای قشنگ میزدم براتون بیکار بودم. نه کار داشتم نه درس. الان دیگه شرایط مثل قبل نیست. ولی مطمئن باشید من تو همین مسیر در بستر دیگری دارم کار رسانه انجام میدم✅
حقیقت اینه برای روان و زندگی سالم و اروم باید خیلی چیزارو نداشته باشی. مهم نیس واقعا بقیه چی فکر میکنن. مهم اینه خودمو خلاص کنم. فرار کردن نیست. من برای خودم ارزش قائل شدم..
بین مرگ و دوری کربلا، مرگ رو انتخاب میکنم.
چقدر برای ادمایی که تاحالا حس ناکافی بودن رو تجربه نکردن خوشحالم.
چجوری قراره دوری کربلارو تحمل کنیم!؟
من درحال اهمیت دادن به رفیق باردارم🥹❤️🩹
بعد دو هفته گچ دستمو باز کردم و سلاممممممممم بر رهایییییییییی هرچند که هنوزم نه میتونم تکون بدم نه کاری انجام بدم ولی خب یه حس سنگینی عجیبی ازم برداشته شد😭❤️🩹
ندانم از من خسته جگر چه میخواهی.
به معنای واقعی کلمه، شرح حالم فقط یه چیزه؛ اونم اینکه یکی پیدا شه و تمام این باری که روی شونهی منه رو برداره و بگه: "به من تکیه کن. من هستم. خیالت راحت". یکی که پیدا شه فقط بگه من "حلش میکنم خیالت راحت." واقعا برای یسری چیزا باید یه "مرد واقعی" توی زندگیت باشه تا با خیال راحت بتونی بهش تکیه کنی. خیلی وقته خیالم راحت نبوده.. واقعا دخترا برای مستقل بودن ساخته نشدن.
بیشترین جمله ای که توی این دو هفته که دستم گچ گرفتم گفتم "مامان بیا دستمو بشور" بود .
اینکه ادم نم نم از اون شور و شوقی که داشت تبدیل میشه به یه ادم بی حوصله و بی ذوق، ناراحت کنندس.