- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Эзотерика
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 20
- 1/48двое суток
- 22
- 1/72трое суток
- 24
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
پاینده ایران ما همه چیز داریم ... در صدر اعلا ملتی بزرگ و بینظیر ، سرزمینی سرشار از ثروتهای مادی ومعنوی. پس انگاه ،ارتشی وطنپرست و جان برکف ، سپاهیانی آماده به جنگ و استوار، فرصتهای جغرافیایی درخشان به مانند تنگه هرمز ، جامعه ایی دست در دست و با غیرت (البته به استثناء عده معدودی بی شرف و بی غیرت که در اصطلاح مرسوم اونا رو ستون پنجم مینامند) . خلاصه اگر نیک نگاه کنیم همه چیز داریم ولی برای نگهداشت اینهمه ، بمب های هسته ایی نیاز داریم " که نداریم" ... وتا امروز خیلی دیراست سازمان های برون مرزی حزب پان ایرانیست (هیات اجرائی - هاج ) چهارشنبه۲۱ امرداد ماه۱۴۰۵
پاینده ایران ما همه چیز داریم ... در صدر اعلا ملتی بزرگ و بینظیر ، سرزمینی سرشار از ثروتهای مادی ومعنوی. پس انگاه ،ارتشی وطنپرست و جان برکف ، سپاهیانی آماده به جنگ و استوار، فرصتهای جغرافیایی درخشان به مانند تنگه هرمز ، جامعه ایی دست در دست و با غیرت (البته به استثناء عده معدودی بی شرف و بی غیرت که در اصطلاح مرسوم اونا رو ستون پنجم مینامند) . خلاصه اگر نیک نگاه کنیم همه چیز داریم ولی برای نگهداشت اینهمه ، بمب های هسته ایی نیاز داریم " که نداریم" ... وتا امروز خیلی دیراست سازمان های برون مرزی حزب پان ایرانیست (هیات اجرائی - هاج ) چهارشنبه۲۱ امرداد ماه۱۴۰۵
♦️بخشهایی از گفتوگو با هوشنگ طالع را میتوانید کانال یوتیوب سیاستنامه ببینید. ♦️«طبق معاهدات ایران و شوروی رژیم حقوقی دریای مازندران مشاع بود یعنی طرفین در ذره ذره آن حق داشتند. حالا که شوروی از بین رفته سهمالارث آن باید تقسیم شود نه ما.» 🦉@goftemaann
♦️بخشهایی از گفتوگو با هوشنگ طالع را میتوانید کانال یوتیوب سیاستنامه ببینید. ♦️«طبق معاهدات ایران و شوروی رژیم حقوقی دریای مازندران مشاع بود یعنی طرفین در ذره ذره آن حق داشتند. حالا که شوروی از بین رفته سهمالارث آن باید تقسیم شود نه ما.» 🦉@goftemaann
پاینده ایران یادداشت ۲۵۹۶ اتحاد جنگی چاکران منطقهای آمریکا ، برای مهار ایران دو روز پیش اتحاد جنگی چاکران منطقهای امپریالیسم - تروریسم آمریکا ، به بهانهی دروغین مقابله با اشغالگران فلسطین و در واقع برای مهار ایران پس از تضعیف شدن موقعیت آمریکا در منطقه ، به گونهی رسمی اعلام شد . در مرکز این اتحاد ، ولیعهد عربستان قرار دارد که بزرگترین افتخارش ، اجازهی لیسیدن ماتحت ترامپ رییسجمهور امپریالیسم - تروریسم آمریکاست . شریک دوم ، نخستوزیر پاکستان با دارا بودن توان هستهای و سرباز - مزدور است که در نشست شرمالشیخ ، گوی سبقت را از همگان در تملق به کفتار زرد ربود و گفت : من ترامپ را نامزد جایزه صلح نوبل اعلام میکنم . سومین شریک این اتحاد ضد ایرانی ، عردوقان رییس جمهور ترکیه است که بر خلاف ظاهر ، ارتباطات تنگاتنگ با اشغالگران فلسطین و بازرگانی گسترده با آنان دارد و افزون بر آن از اندامان سازمان جهنمی ناتو میباشد . او در نشست اخیر ناتو ، خود را مانند کودکی که میخواهد از پستانهای مادرش شیر بنوشد ، در آغوش کفتار زرد رییسجمهور امپریالیسم - تروریسم آمریکا ، جای داد ! در برابر این اتحاد ضد ایرانی که امکان پیوستن کویت ، بحرین ( استان چهاردهم ) و امارات نیز بدان وجود دارد ، باید : نخست با شتاب و حتا یاری گرفتن از کشورهای دوست ، پدآفند موثر هستهای را تحقق بخشید . با وجود دارا بودن پدآفند موثر هستهای ، ما هنوز در سوریه بودیم ؛ نوار غزه ، به ویرانه بدل نشده بود ، حزبالله لبنان در این شرایط سخت قرار نداشت ؛ عربستان به یمن تجاوز نمیکرد و اینهمه زیانها به آن کشور تحمیل نمیشد و این همه خونهای یمنیها بر خاک ریخته نمیشد . افزون بر آن ، حشدالشعبی عراق در این موقعیت قرار نداشت که جرات پاسخ به تجاوز همزمان آمریکا و عربستان را نداشته باشد و ایران نیز چندبار مورد تجاوز همزمان امپریالیسم - تروریسم آمریکا و اشغالگران فلسطین ، قرار نمیگرفت ! و همچنین رفتار به اصطلاح دوستان ظاهری ما مانند حزب کمونیست چین و فدراسیون روسیه ، گونهی دیگری بود و حزب کمونیست چین جرات نمیکرد که آشتی با عربستان را در راستای منافع خود بر ما تحمیل کند و سپس سه جزیرهی تمببزرگ ، تمبکوچک و بوموسا را به شیخکان امارات تقدیم کند و فدراسیون روسیه با دیدن موضع انفعالی جمهوری اسلامی ، همین زشتکاری را تکرار کند و سپس ژاپن و آلمان ، بدان بپیوندند !؟ این آتشها همه از گور آن برمیخیزد که گفته شد ما جنگافزار هستهای نمیسازیم یعنی جمهوری اسلامی مردم و ملت ایران را در جهان هستهای خلع سلاح کرد تا بتوانند به منافعش دستدرازی کنند ، نظامیان شاخص را ترور کنند و با یورش نظامی ، جویهای خون در ایران به راه اندازند ! دوم ، باید در پی اتحاد نظامی بود که امروز به دلیل نداشتن پدآفند موثر هستهای ، بسیار سخت است اما باید در این راه کوشید و در برابر اتحاد نظامی چاکران آمریکا ، اتحاد نظامی ایجاد کرد ! آقایان جمهوری اسلامی : " خود را از به خواب زدن " دست بردارید و اجازه ندهید که ایران را به مسلخ هستهای اتحاد سه چاکرِ امپریالیسم - تروریسم آمریکا در منطقه بکشانند ! یکشنبه ۱۸ امرداد ۱۴۰۵ - هوشنگ طالع
پاینده ایران رویکرد سخن با جناب مدعی العموم (دادستان کل کشور). یک مطالبه قانونی و دوکلمه حرف حساب را به شرح زیر به نظر جنابعالی میرسانیم : طبق قرارداد ۱۹۲۱(مؤدت) و قرارداد ۱۹۴۰(بحرپیمایی و تجارت) ، امضأ شده بین دولت شاهنشاهی ایران و اتحاد جماهیر شوروی ،کل جمیعِ جهات (هوا، آب،بستروزیربستر) دریای مازندران (کاسپین) بصورت مالکیت ۵۰درصد ایران و ۵۰درصد روسیهِ شوروی ، تثبیت شده است . ضمناً بابت توضیح دقیق بیشتر و کارشناسی حقوقی با اسناد و مدارک بینّ و بدون چون وچرا از سوی ما آمادگی کامل وجود دارد . درخواست ما این است که اگر به حکم مسئولیت سنگینی که به عهده شماست ، فعلاً بازداشت کسانیکه یا به دستور ستون پنجم و یا ازسرجهالت دم از پنج درصد و بیست در صد میزنند وحق مسلم ملت و مردم ایران را پایمال میکنند عملی نیست ، لااقل هشدار قاطعی صادر بفرمایید تا دهانشان را گِل بگیرند. پاینده ایران سازمان های برون مرزی حزب پان ایرانیست (هیات اجرائی - هاج ) ۱۷امرداد ماه۱۴۰۵
پاینده ایران یادداشت ۲۵۹۵ خیانت که شاخ و دم ندارد ! رجب صفراوف از اندامان هیات نمایندگی فدراسیون روسیه در گفتوگوهای کنوانسیون خزر ( توده آب محاط در خشگی) ، گفت : " ما انتظار داشتیم که دولت جمهوری اسلامی طبق قرارداد ۱۹۲۱ ( کنوانسیون مودت ایران و شوروی ) و پیمان بازرگانی [ و بحرپیمایی] ۱۹۴۰ ، تقاضای ۵۰ % از سهم کاسپین را داشته باشد که دولت روحانی و جواد ظریف از این حق صرفنظر کردند و تعجب ما را بر انگیخت " . راستی را ، خیانت که شاخ و دم ندارد ؟! امضای حسن روحانی پای کنوانسیون خزر ( توده آب محاط در خشکی ) غیر قانونی و خیانتکارانه بود ؛ عمل دولت پزشکیان در ارسال لایحه به مجلس شورای اسلامی برای تصویب این کنوانسیون ، مشارکت در تجزیهی ایران است و عمل نمایندگان مجلس شورای اسلامی که ماهها بدون دلیل تعطیل بود و بازگشایی آن میتواند تنها و تنها در راستای تصویب این کنوانسیون باشد ، در حکم تجزیهی ایران است . آن هم در شرایطی که به دنبال یورش نظامی امپریالیسم - تروریسم آمریکا و اشغالگران فلسطین ، مردم ایران اعلام جنک میهنی کردند و کشور را از سقوط نجات بخشیدند و هنوز با گذشت ماهها ، در میدانها و کف خیابانهای شهرها و روستاهای کشور ، پیگیر و آمادهی دفاع از تمامیت ارضی ایران اند . تصویب این کنوانسیون ، تجزیهی ایران است و خنجر از پشت ، به مردم و ملت بزرگ ایران میباشد ! رهبر جمهوری اسلامی آگاه باشند که در صورت تحقق ، تاریخ این تجزیهی ننگین را به نام ایشان خواهد نوشت . شنبه ۱۷ امردادماه ۱۴۰۵ - هوشنگ طالع
پاینده ایران بیانیه : پاینده ایران صد و بیست سال پیش (۱۲۵۸خورشیدی برابر با ۱۹۰۶ میلادی) حاصل مبارزات پیشروان فکری و جانبازی های ملت و مردم ایران سرانجام نام بلند آوازه ئ < مشروطیت ایرانی> به بار نشست . اگر بخواهیم روان مشروطیت ایرانی را در یک جمله بیان کنیم عبارت است از : فرمانروایی ملت و مردم ایران همراه با اطاعت دولت و جامعیت حکومت ! پیروزی شکوهمند مشروطیت ایرانی را به ملت و مردم ایران شادباش میگویم . همگان آماده باشیم تا روان مشروطیت ایرانی جاری گردد! پاینده ایران سازمان های برون مرزی حزب پان ایرانیست (هیات اجرائی - هاج ) ۱۴ امرداد ۱۴۰۵
پاینده ایران یکصد و بیستمین سالگرد خیزش غرور آفرین و شکوهمندِ مشروطیت ایرانی ، بر مردم و ملت بزرگ ایران پر سرور و خجسته باد . در سال ۱۲۸۵ خورشیدی ( ۱۹۰۶ میلادی ) خیزش مردم ایران برای برپایی مشروطیت ایرانی یعنی تحقق این اندیشه که : « ملت فرمان براند و حکومت اطاعت کند » ، به بار نشست . اما « فرمانروایی ملت و اطاعت حکومت » را نه تنها محافلی در درون بر نمیتافتند ؛ بلکه استعمارگران و نیروهای امپریالیستی حاکم بر جهان نیز مشروطیت ایرانی را برخلاف منافع نامشروع خود میدانستند و بیم آن داشتند که این الگو بتواند در جهان گسترش یافته و فراگیر گردد . در درازی عمرِ کوتاه مشروطیت ایرانی ( ۱۲۸۵ تا ۱۳۵۷ خورشیدی ) ، هرهنگام که مشروطیت ایرانی ( حتا با اما و اگر ) بر پا بود و سایهی دیکتاتوری بر آن سنگینی نمیکرد ، نه امتیازی به بیگانگان داده شد و نه بخش یا بخشهایی از کشور تجزیه گردید حتا در دوران اشغال کشور در دو جنگ جهانی. مشروطیت ایرانی ، در دوران زندگانی کوتاه ۷۲ سالهی خود ، با چهار کودتا با حمایت بیگانگان ، روبرو گردید و ایران دو بار در دوران مشروطیت یعنی در جریان جنگ نخست و دوم جهانی از سوی قدرتهای استعماری روس و انگلیس اشغال نظامی شد که در اشغال ایران در سوم شهریور ۱۳۲۰ ، آمریکاییان نیز به صف اشغالگران پیوستند . کودتای یکم علیه مشروطیت ایرانی ( کودتای محمدعلیشاه ـ امپراتوری تزاری روسیه و سکوتِ همراه با رضایت بریتانیا ) ۰ این کودتا ، با خیزش مسلحانهی مردم نتوانست پا بگیرد و خیلی زود درهم کوبیده شد . کودتای دوم ( سیدضیاالدین طباطبایی / رضاخان - امپراتوری بریتانیا و سکوتِ همراه با رضایت اتحاد شوروی و رسیدن رضاخان به قدرت مطلقه ) در این کودتا ، آرارات کوچک و سرچشمهی قرهسو ، از کشور تجزیه و « دو دستی » تقدیم حکومت ترکیه گردید . همچنین ، در قالب قرارداد مرزی با عراق ( حکومت ساخته و پرداخته بریتانیا بر پهنهی میانرودان ) ، دو پروتکل ( شیوهنامه ) نامعتبر و غیرقانونی ۱۹۱۱ و ۱۹۱۳ مورد پذیرش حکومت کودتا قرار گرفت و در نتیجه رضاشاه ، ایالتهای سلیمانیه و خانقین را از ایران تجزیه کرد و «دودستی» تقدیم حکومت زادهی استعمار بریتانیا بر پهنهی میانرودان (عراق) نمود . افزون بر آن ، رضاشاه ، امتیاز دارسی را به مدت ۶۰ سال تمدید کرد و امتیاز شیلات شمال را نیز در سال ۱۳۰۶ به اتحاد شوروی واگذار کرد . همچنین برای راضی کردن حکومت افغانستان برای امضای قرارداد نافرجام سعدآباد ، بخشهایی از خاک کشور به آن حکومت واگذار گردید . کودتای سوم علیه مشروطیت ایرانی ( محمدرضاشاه پهلوی - احمد قوام - نیروهای مستشاری آمریکا در ژاندارمری ) . این کودتا باخیزش همهجانبه مردم ایران در روز ۳۰ تیر ۱۳۳۱ ، در همکوبیده شد . در این کودتای نافرجام ، حزب پانایرانیست ۵ شهید پیشکش ملت ایران کرد ( ۲ شهید در تهران و سه شهید در اهواز ) . کودتای چهارم علیه مشروطیت ایرانی ( محمدرضا شاه پهلوی - آمریکا و انگلیس با سکوتِ همراه با رضایت اتحاد شوروی ) ، در این کودتا ، افزون بر دادن امتیاز کنسرسیوم بر خلاف قانون ملی شدن صنایع نفت در سرتاسر کشور به آمریکا ، انگلیس و فرانسه ، شهرستان فیروزه را « دودستی » تقدیم اتحاد شوروی شد و سپس ، گلهجزیره ( مجمعالجزایر ) بحرین نیز از ایران تجزیه گردید . کودتای چهارم که ۲۵ سال پایید ، ریشههای خیزش و نیروی بازسازی مشروطیت ایرانی را چنان خشکاند که مردم این سرزمین در سال ۱۳۵۷ به پیشباز « مشروعه » رفتند ؛ مشروعهای که برای به دست آوردن « مشروطه » آن را درمیدان توپخانه به دار آویخته بودند . این در حالی است که با استقرار مشروطیت ایرانی ( حتا با اما و اگرها ) میان سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ با وجود اشغال کشور و فشار اشغالگران ، امتیاز نفت به آنان داده نشد ؛ تلاش اتحاد شوروی به عنوان یکی از اشغالگران برای تجزیهی آذربایجان و مهاباد ، ناکام گذارده شد ؛ صنایع نفت در سرتا سر کشور ، ملی شد و در سال ۱۳۳۱ ، شیلات شمال نیز ملی اعلام گردید . باید گفت که روانِ مشروطیت ایرانی یعنی « فرمانروایی ملت و مردم ، همراه با اطاعتِ حکومت » همچنان زنده است و ملت و مردم ایران برآنند تا دوباره ، فرمانروایی گرفته شده از ملت و مردم ایران را به ملت و مردم ایران بازگردانند و حکومت را وادار به « اطاعت » نمایند . ایدون باد پاینده ایران چهارشنبه ۱۴ امردادماه ۱۴۰۵ دفترمرکزی حزب پانایرانیست ( هیات اجرایی / هاج )
без подписи
https://www.instagram.com/reel/DbkkVWUIFRF/?igsh=bDZ4dGd5bjYwMzB2
کی میخواست حمله کند؟خب در اسفند حمله کردند.آقا ژنو کجا بود، اسفند کجا بود، در آن زمان ترامپی وجود نداشت. اینها خودشان میگویند که ما ۲۰ سال ۲۵ سال ۴۰ سال است که بر روی نقشه حمله به ایران کار میکنیم، هیچکدام از رئیسجمهورها زیر بار این کار نرفته بودند. من حتی «روی میز خاورمیانه» چند روز قبل گفتم که این حمله نمیکند، برای حرفم دلیل داشتم. معلوم شد که به زیان اوست. سود که نبرده است. تمام هیبت آمریکا با حمله به ایران ریخته است. این آمریکا، آمریکای قبل از حمله دوازده روزه به ایران نیست.جنگافزار دارد ولی جنگافزارهایش کاربرد ندارد. یک پهپاد کوچک ایران که چند هزار دلار قیمت دارد، میرود دیوار را سوراخ میکند، دومی از آن سوراخ داخل میشود و منفجر میشود و تمام افرادی را که در آنجا هستند، میکشد.الان کره شمالی به راحتی میتواند صد پهپاد را سوار یک کشتی تجاری کند و سرتا سر بنادر آمریکا را مورد تهاجم هستهای قرار بدهد. زمان این حرفها گذشته است. الان کشتی هواپیمابر کارکردش را از دست داده و کشتی پهپادبر کارکرد دارد که ما هم آن را ساختیم.پس شما راهحل را در تجهیز تسلیحاتی ایران میدانید؟قربان ما باید یکسری بازدارندگی داشته باشیم. ممکن هم هست داشته باشیم. آن روز که اوکراین فروپاشید، باید آن روز میخریدیم، آن موقع نزدیک به ۳۰۰ کلاهک اوکراین گم شد، بخشی را آمریکاییها و بخشی دیگر را روسها خریدند. ما بایستی آن روز میخریدیم. ما نمیبایست اجازه میدادیم در قلب رآکتور آب سنگین بتن میریختند. بعد آمدند، به دروغ گفتند که این مثل یک آبگرمکن ایستاده است، ما بر روی لولههای ورودی بتن ریختیم و هر زمان که خواستیم میبریم کنار و فعال میشود. آلمانیها در آن جزیره بالای هامبورگ با آب سنگین بمب را ساخته بودند که آمریکاییها پیاده شدند و بمب را برداشتند و آلمانها را نیز به همراه بمب بردند و آن را تکمیل کردند و بعد بر روی کشور ژاپن انداختند. وگرنه آمریکاییها که بلد نبودند بمب اتم بسازند!من از روز اول جنگ گفتم که شما باید دولت هنگام جنگ تشکیل بدهید. این برنامه هفتم را باید بر طبق نیازهای جنگ تغییر بدهید. همه چیز باید حالت جنگی بگیرد.شما بر روی تجهیز تسلیحاتی خیلی تاکید دارید، اما به نظر من آنقدر روی اتحاد ملّی و روحیه مردم تاکید ندارید؟روحیه ملی الان هست. در تجمعات بانویی آمده و در حالیکه بچهاش را هم در بغل دارد، زیر بمب ایستاده است. در طول تاریخ چنین چیزی دیده نشده، البته ما دو بار در ایران این را تجربه کردهایم. روز ۲۱ آذر ۱۳۲۵ پیش از اینکه پای ارتش ایران به تبریز برسد، مردم تبریز با یک قیام خودجوش فرقه دموکرات پیشه وری را با تمام فدائیان مسلح اش در هم کوبیدند.فردای آن روز ارتش به تبریز رسید. اگر خداینکرده مردم آن روز به پانخاسته بودند، هنوز میگفتند که ارتش رفت و پیشه وری را سرکوب کرد و... . نه این فقط خود مردم تبریز بودند.سهشنبه پیش سالگرد روز سی تیر بود، یک خبر در مورد این روز در هیچ کجا نیامد، یک کلام در صدا و سیمای جمهوری اسلامی نگفتند که این اولین کودتای محمدرضا پهلوی علیه دولت دکتر محمد مصدق بود. تشریف ببرید ابنبابویه و مزار اینها را نگاه کنید.۶ سال کارگروه درست کردم از شورای شهر رفتیم تا جاهای دیگر، که این را دیرینهسازی کنید، پولش را هم ما میدهیم. شما هر کسی را میخواهید بیاورید و اقلا این را درست کنید. این برای مملکت زشت است. شما به اهواز بروید و ببینید که آیا از گورستان شهدای سی تیر اهواز نشانی هست؟ سی تیر اولین کودتا بود.
وگرنه اگر اعلام «جنگ میهنی» نشده بود و به خیابان نیامده بودیم، شاید در عرض چند روز فرو میپاشید.شما چند بار از این اتحاد میهنی استفاده کردید و بر روی مفهوم نود میلیون تاکید کردید، اما نمیشود انکار کرد که یک بخشهایی از جامعه اگر نگوییم که به ترامپ، عمو ترامپ میگفتند و اینکه میگفتند بیایند و ما را نجات بدهند، حداقلش این بود که نسبت به موضوع بیتفاوت شده بودند، این را که نمیتوانیم، انکار کنیم؟من انکار نمیکنم؛ ببینید، وقتی در مورد اکثریت صحبت میکنیم، اقلیتی کوچک در بطن آن قابل توجه نیست. آن اقلیت هم کسانی بودند که یا خداینکرده مزدی گرفته بودند یا فریبی خورده بودند. باید بپذیریم که جمهوری اسلامی هم نقصهای بسیاری دارد.چینیها دستگاهی ساختهاند که بر روی پیشانی جای مُهر بر جای میگذارد. عدهای از این دستگاه استفاده میکردند، یک تسبیح هم به دست میگرفتند، چند آیه را نیز غلط غلوط میخواندند و نفت ایران را برمیداشتند و فرار میکردند.اگر در زمان انتخاب کسی به جای اینکه بپرسند فرق کفن زن و مرد چیست، در مورد میهن و میهنپرستی و فدا شدن در راه این مملکت میپرسیدند، این اتفاق نمیافتاد.پس شما قبول دارید که نارساییهایی از داخل بوده است که آمریکا جرات کرد حمله کند؟نارسایی حتما بوده است، مگر یکی و دو تا بوده است. آخر چطور میشود مهمان این مملکت آقای هنیه را در اتاق خودش ترور کنند. آیا فکر میکنید بدون اینکه از داخل کسی در آن شریک باشد، امکان داشت؟ آن هواپیما میافتد، آن تلفن باز است، الان میتوانند بفهمند که جنابعالی کجا هستی و کجا نیستی. میتوانند گوش کنند که چه میگویی، تلفن باز بود، کسی نرفت و بعد اولین نفر این خانم خبرنگار ترک رفت، بعد آقای جولانی با کت و شلوار و آن ساعت بیست هزار دلاری وارد شد. باز هم همین بانوی خبرنگار همانجاست. پریروز هاکان فیدان ما را تهدید کرد باز این خانم آنجا بود. هیچکس نمیپرسد که او کیست!میگویند خانم کاترین شکدم آمده است و اتفاقاتی افتاده است. بعد میگویند ارتباط با ۱۲۰ نفر که امکان ندارد، چرا امکان ندارد؟! پس بوده است دیگر، آخر اینها را به چه کسی بگوییم!در مورد سلاح هسته ای به عنوان یک سلاح بازدارنده چه فکر میکنید؟ شما از گذشته در این خصوص ایده هایی مطرح میکردید.اگر ما دارای پدافند موثر هستهای بودیم چنین نمیشد، دکتر فریدون عباسی روزی گفتند که ما با فتوی هم کاری نداریم و میتوانیم بمب نیتروژنی درست کنیم، میتوانیم بمب مغناطیسی درست کنیم، میتوانیم بمب هیدروژنی درست کنیم که خیلی هم قویتر است. اگر ما پدافند موثر هستهای داشتیم، حتما امروز ما در سوریه بودیم، حتما به ما تجاوز نمیشد. یعنی ما خودمان خودمان را خلع سلاح کردیم. اول از آقای روحانی شروع شد که به ژنو رفت و آن قرارداد را بست. همه سانترفیوژها را واگذار کردند. فقط یک سانترفیوژ میتواند بچرخد آن هم بدون گاز.بعد ایشان با آقای جک استراو تماس گرفتند، این دیگر رسمی است و اسناد موجود است. این درخواست را داشتند که یک به دو یا سه تبدیل شود.امروز آمریکا پاکستان را وارد کرده است. پاکستان با عربستان قرارداد بسته است. پاکستان با کویت قرارداد بسته است. فردا میتواند با بحرین استان چهاردهم ما نیز قرارداد ببندد. با امارات هم میتواند قرارداد ببندد. میتواند جنگافزارهای هستهایاش را در آنجا مستقر کند. از امارات تا اینجا که راهی نیست.حتم داشته باشید اگر عربستان سعودی، امارات یا کویت فناوری هستهای داشته باشد، لحظهای برای اینکه ما را زیر آتش جنگافزار هستهای بگیرد، درنگ نمیکند.با چه ابزاری از جنگافزار هستهای دفاع خواهیم کرد؟ چه جوابی خواهیم داد؟ اتفاقا در یادداشتی که نوشتم، خطاب به رهبر جمهوری اسلامی ایران این مسئله را یادآوری کردم که اگر حمله کردند، چه پاسخی برای ملت ایران دارید؟آمریکا یک بار بمب هستهای را به کار گرفت و ژاپن را با آن قدرت به زانو درآوردند. خلبانان ژاپنی زانوهایشان را میبریدند برای اینکه مواد منفجره بیشتری در هواپیما جا بگیرد و به صورت کامیکازه میرفتند و خودشان را به کشتیهای آمریکایی میزدند. چنین ملتی را به زانو درآوردند و هنوز به زانو است. هنوز آمریکا با آلمان قرارداد صلح ندارد. هنوز آلمان تحت تسلیم بلاشرط آمریکاست و ما هنوز نشستهایم.دیشب در این مورد صحبت میکردند که باید عقلا گردهم آیند و مشورت کنند که آیا اگر از ان پی تی بیرون بیاییم بهتر است یا در انپیتی حضور داشته باشیم، بهتر است. سود و زیان هر اقدامی چگونه است! آقا مگر بقالی است که ببینیم ماست بگیریم بهتر است یا شیر بگیریم بهتر است؟راهحل شما چیست، آیا شما میگویید که از ان پی تی خارج شویم؟ما باید از ان پی تی خارج شویم و بمب را بسازیم.شما میگویید در ژنو اگر امضا نمیکرد، خب حملهای که الان انجام گرفته همان زمان انجام میشد!نه آقا اینگونه نیست.
این نانوایی بربریپزی بود که بربریهای این نانوایی تبدیل شده بود به بربریهای سرخرنگ، چون با گندم دامی پخته میشد. بعد آمدند نزدیک کارخانه سیلو تاسیساتی ساختند که این تاسیسات نانهایی حجیم به نام سیلو درست میکردند. به یاد دارم که نانواییها این نانها را به مردم میدادند که از داخل این نانها سوسک یا براده خاکِ اره در میآمد، اصلا قابل خوردن نبود.به هر حال در تمام مناطقی که بودند، اگر آدمها میخواستند از تهران به تبریز بروند باید روادید میگرفتند. آمریکاییها با پول بسیار آمده بودند و در تهران بار درست کرده بودند و با بانوان آنچنانی و وضع ناجوری بود. برای زنان مزاحمت ایجاد میکردند. به هر حال سرزمین ما را اشغال کرده بودند.در مورد بحث راهآهن هم که شما فرمودید که مسیر اشتباه بود، اگر برداشت من اشتباه است، بفرمایید. فکر میکنم شما با اصل راهآهن مخالف نبودید، با اینکه این مسیر باشد، مخالف بودید؟راهآهن که جزء واجبات بود، ما بعد از حتی دوره قاجاریه بارها کوشش کردیم که راهآهن را بکشیم که اجازه ندادند و ماشین دودی شاهعبدالعظیم را برایمان کشیدند تا دلمان خوش باشد. اجازه نمیدادند.شما تمام راهآهنهایی که در آفریقا و آسیا میبینید، همه ساخت استعمار است. برای اینکه آنجا را گرفته بودند و بهرهکشی میکردند و ایران تحت استعمار مستقیمشان نبود. اما راهآهن زمانی که به تهران میرسید که مرکز تجاری ایران بود، میبایست به طرف اصفهان میرفت که بزرگترین شهر صنعتی ما بود. ایندفعه هم در حقیقت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران هم واقعا اصفهان کشور را از نظر صنعتی نگه داشت.اگر این راهآهن تا بندر شاه [بندر ترکمن امروزی] نرفته بود، با وجود اشغال ایران، روسها در استالینگراد شکست میخوردند. یعنی نمیتوانستند وسائل سنگین به استالینگراد برسانند.در مورد مقاومت امروز ایران در برابر این جنگی که اتفاق افتاد و شما گفتید که یک بسیج میهنی و جنگ میهنی اعلام شده است، فکر میکنید، به عنوان یک انسان ملّی چگونه باید با این تهاجم خارجی که علیه ما پیش آمده، مواجه شویم؟به هر روی همین حالا روبهرو شدیم، ملت ایران در همان روز نهم اسفند اعلام جنگ میهنی کرد و به خیابان آمدند. یعنی جبههای به گستردگی ایران گشودند و این حضور مردم در خیابانها و میدانها در شهرها و روستاها باعث شد که روحیه ارتش، نیروهای مسلح و سپاه تقویت شود و روحیه خصم درهم شکست. اصلاً در تاریخ جهان تاکنون چنین چیزی دیده نشده است، ملتی بیاید و آماده کشته شدن و شهادت باشد.روحیه دشمن درهم شکست. دیدند باید نود میلیون انسان را از جلوی پایشان بردارند تا پایشان به این خاک برسد. که البته توان جنگ زمینی که ندارند، خودشان میدانند که چنین توانی ندارند. البته مقداری تبلیغات دروغینی است که میکنند. اصلا قدرت آمریکا دریا-پایه و هوا-پایه است، زمینپایه نیست. بعد از اینکه [نخست] با نیروی دریایی و هوایی جایی را صاف کردند، نیروی زمینی برای اشغال میآید. در ژاپن و آلمان هم همینطور بود. هزار هواپیما برلن، هامبورگ و... را بمباران کرد. در ژاپن هم بعد از اینکه ناکازاکی و اوکیناوا را زدند و ژاپن تسلیم شد، نیروی آمریکا وارد زمین شدند. وگرنه اگر وارد زمین ژاپن میشدند بیشک چندین صدهزار کشته میدادند. اینها حرفهایی است که اصلا نمیدانم چرا خودمان هم بازگو میکنیم، آمریکا جرات تهاجم زمینی ندارد. اصلا توان تهاجم زمینی ندارد. برای این کار ساخته نشده است. ما آمادگی جنگ زمینی را داریم. نود میلیون در خیابان داریم و بیش از یک میلیون در ارتش و سپاه در نیروی زمینی. با جنگافزارهای مدرن جنگ زمینی روس. چطور میخواهد پیاده شود، کجا میخواهد پیاده شود؟پس چرا ، آمریکا اصلا به خودش اجازه داد که به ما حمله کند؟اینها الان میگویند که ما چهل سال بود که بر روی این برنامه کار میکردیم، بر روی کاغذ توان ایران با توان آمریکا و توان اسرائیل قابل مقایسه نیست. آمریکا بزرگترین قدرت جهانی است که تاکنون دنیا به چشم دیده است. البته یک روزی بود خشایارشا بود، داریوش بود و یک روزی بود که ما در صحنه جهان بودیم. نادرشاه و آقامحمد قاجار بود.ولی آمریکا قدرت نظامی زیادی دارد به اضافه زرادخانه هستهای. اسرائیل هم مدعی است که چهارمین قدرت نظامی جهان هستم. در سوی دیگر هم ایران است. ولی اینها یک چیز را محاسبه نکرده بودند، همان چیزی که در ویتنام محاسبه نکرده بودند. وقتی جنگافزارهایشان را با جنگافزارهای ویتنامیها مقایسه میکردند، میدیدند پیروزی با خودشان است اما این را محاسبه نمیکردند که مردم ویتنام تا آخرین لحظه خواهند ایستاد. این را هیچکس محاسبه نکرده بود. این نود میلیون را محاسبه نکرده بودند.
پس از ۹ اسفند ملّت ایران به صورت خودجوش جنگ میهنی اعلام کردندهوشنگ طالع گفت:ملت ایران در همان روز نهم اسفند اعلام جنگ میهنی کرد و به خیابان آمدند. یعنی جبههای به گستردگی ایران گشودند و این حضور مردم در خیابانها و میدانها در شهرها و روستاها باعث شد که روحیه ارتش، نیروهای مسلح و سپاه تقویت شود و روحیه خصم درهم شکست. اصلاً در تاریخ جهان تاکنون چنین چیزی دیده نشده است، ملتی بیاید و آماده کشته شدن و شهادت باشد. سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ عاشق ایران است، این خصلت و روحیه نه فقط از کتابها، دکوراسیون کتابخانه و پرچم درفش کاویان پشت سرش بر میآید، بلکه در تک تک کلمهها و جملههایی که به زبان میآورد، آشکار است. در نود و دو سالگی، نام ایران همچنان او را به وجد میآورد و با شور و هیجانی وصفناپذیر از مقاومت ملی و دفاع میهنی سخن میراند. او بیمحابا از ایران و ایرانی دفاع میکند و با سیاستمدارانی که به هر نحوی نسبت به ایران کوتاهی میکنند، بیتعارف است. هوشنگ طالع، اقتصاددان، کوشنده سیاسی دوران نهضت ملّی شدن نفت و نماینده دوره بیست و دوم مجلس شورای ملی است. وی دکتری اقتصاد خود را از اتریش گرفته و در طول فعالیتهای اجتماعی خود علاوه بر فعالیت حزبی به روزنامهنگاری نیز پرداخته است. طالع نویسنده کتاب چند جلدی «تاریخ تجزیه ایران» نیز هست و تحولات تاریخ معاصر را از منظر یکپارچگی ملّی کشور دنبال میکند. صبح روز چهارشنبه هفتم امردادماه، در حوالی ایام امضای فرمان مشروطیت، به منزل قدیمی او رفتیم و با او درباره جنگ اخیر و واکنش جامعه گفتوگویی صورت دادیم که از نظر میگذرد؛شما از نسلی میآید که شهریور ۱۳۲۰ را تجربه کرده و اشغال ایران توسط متفقین را به چشم خویش دیده که به چه صورتی بوده است و چه بلایی بر سر ایران آمده است و میدانیم که شهریور ۱۳۲۰ هم ممکن بود به تجزیه ایران منجر شود، با توجه به این موضوع برای نسل جدید در مورد تجربه خودتان از ذات تهاجم خارجی، بفرمایید. لطفاً در وهله اول چند دقیقهای در مورد شهریور ۱۳۲۰ و اشغال ایران و آنچه که خودتان در آن دوره دیدید، بفرمایید.در شهریور ۱۳۲۰ با وجود اینکه همه نشانهها حاکی از آن بود که انگلیسیها مشغول آمادهسازی خود در عراق کنونی برای حمله به ایران هستند؛ حتی سفیر ژاپن به سفیر ایران در بغداد میگوید که انگلیسیها کشتیهای زیادی اجاره کردهاند و نیروهای زیادی را از هندوستان به این منطقه میآورند، حتی در مسکو نیز مولوتوف، وزیر خارجه روسیه به آقای ساعد مراغهای گفته بود: کاری بکنید ما نمیخواهیم به ایران حمله کنیم ولی ما متحد انگلیس هستیم و مجبوریم که این کار را انجام بدهیم.در لندن هم وزیر امورخارجه انگلیس به سفیر ایران همین هشدار را میدهد؛ که شما آلمانیها را از ایران اخراج کنید، جوابی بدهید یا کاری بکنید. همه گزارشها میرسید، یعنی همه مستندات موجود است. اما هیچ واکنشی از سوی دولت ایران انجام نشد. یعنی با این وجود باید دستکم بسیج عمومی میدادند و نیروهای ذخیره را احضار میکردند، عشایری که خلع سلاح کرده بودند و مورد اطمینان بودند، دوباره اسلحهشان را برمیگرداندند. در آن صورت یا متفقین از حمله به ایران منصرف میشدند یا میآمدند و باب یک گفتوگوهایی را باز میکردند. ولی سکوت تمام حکمفرما بود، در نیمهشبی هم که به ایران حمله کردند، رضاشاه ارتش را مرخص کرد و بعد هم رضاشاه بدون اینکه مقاومت کند، تسلیم شد. واقعا اگر آمده بود و به مردم اعلام کرده بود که به ایران حمله میشود، مردم میآمدند و از این سرزمین دفاع میکردند. مثل اینکه در نهم اسفند مردم ایران اعلام «جنگ میهنی» کردند، اگر این کار را نکرده بودند، الان ایرانی وجود نداشت.ولی با این وجود ارتش ایران میجنگد، الان مجسمههایشان هست. سه ژاندارم ایرانی با سه برنو، ۲۴ ساعت جلوی یک لشکر زرهی روس را گرفتند. ولی به هر حال این شد و خیلی راحت آمدند و اعلام کردند که روز ۲۵ هم ما وارد تهران خواهیم شد. در روز ۲۵ رضاشاه استعفا کرد و بعد هم میخواستند ایران را جمهوری کنند ولی کسانی که پیشنهاد کردند مثل ساعد مراغهای که روسها میخواستند او رئیس جمهور بشود برای اینکه سفیر ایران در روسیه بود ولی بعدا در قضیه نفت نشان داد که چه انسان میهنپرستی است که با وجود اشغال و با وجود تهدیدها نفت شمال را به روسها نداد.شما خودتان آن روزهای اشغال تهران یا ایران را تجربه کردهاید و به یاد دارید؟من هشت سال داشتم. قحطی بزرگی در کشور تشکیل شد. خانه ما در امتداد همین خیابان خردمند بود. نزدیک خیابان انقلاب که در آن زمان شاهرضا نامیده میشد. ابتدای خیابان یک نانوایی بود که هنوز هم هست. انگلیسها و روسها گندمها را از ایران میخریدند و برای روسیه و برای ارتش سرخ میفرستادند. آنها هم در مقابل گندم دامی به ایران صادر میکردند.
без подписи
پاینده ایران یادداشت ۲۵۹۴ پذیرش کنوانسیون " آب محاط در خشکی " از سوی جمهوری اسلامی ، در حکم تجزیه ایران است . دولت پزشکیان که به گفتهی خود : " اگر رهبر معظم انقلاب نبودند ، اسم ما به راحتی از این صندوق در نمیآمد " . بنا براین میتوان گفت که : به هیچ روی انتخاب مردم نبوده و از صندوق در آورده شده است . از سوی دیگر ایشان ، فرزندانش را از گفتگو به فارسی در خانه منع کرده بودند. نشانده شدن ایشان بر کرسی ریاست جمهوری اسلامی ، نکبت با خود آورد : نخست اسماعیل هنیه به عنوان مهمان شخص ایشان ، در تهران ترور شد . سپس سفارت ایران در بیروت مورد تجاوز نظامی اشغالگران قدس قرار گرفت . نوبت به فرار از سوریه رسید و با وجود شهیدان بسیار ، بدون شلیک حتا یک گلوله ، سوریه را تخلیه کردید که به سقوط دولت سوریه و استقرار تروریستها یا سربازان بدون اونیفورم امپریالیسم - تروریسم آمریکا ، بر این سرزمین انجامید . به دنبال آن اشغالگران فلسطین با چراغ سبز امپریالیسم - تروریسم آمریکا و همراهی مستقیم آن حکومت ، ایران را مورد تجاوز نظامی قرار دادند . با اتخاذ سیاستهای غلط اما آگاه از پیامدهای آنها ، چنان عرصهی زندگی را بر مردم تنگ کردند که مردم را به اعتراض کشاندند که با سو استفاده امپریالیسم - تروریسم آمریکا و اشغالگران فلسطین از این اعتراضات ، فاجعه به بار آمد . به دنبال آن ، دوباره امپریالیسم - تروریسم آمریکا و اشغالگران فلسطین ، ایران را مورد تجاوز نظامی قرار دادند . در حالیکه همه چیز از هم پاشیده بود ، مردم ایران با اعلام جنگ میهنی و تجسم بخشیدن به این شعارِ کهن ملت ایران : " همه سر به سر تن به کشتن دهیم / از آن به که کشور به دشمن دهیم " نقشه دشمنان را در اشغال و تجزیه ایران ، نقش بر آب کردند ! اما سرانجام معلوم شد که خویشکاری اصلی دولتِ پزشکیان ، تن در دادن به تجزیه دریای مازندران ( کاسپیان ) است یعنی کمابیش ۲۰۰ هزار کیلومتر از پهنهی ایران که خود خیانتی است نابخشودنی ! رهبر جمهوری اسلامی باید شفافیت نظر خود را اعلام کنند و اجازه ندهند که تجزیه دریای مازندران به نامش ثبت تاریخ شود . رهبر جمهوری اسلامی در بارهی توافقنامه اسلامآباد گفتند که من نظر دیگری داشتم اما رییسجمهور محترم تعهداتی کردهاند و به گردن گرفتهاند که این تفاهمنامه را اجرا کنند . رییسجمهور اسلامی حتا نتوانست نیمبند تفاهمنامه را اجرا کند. پس او را برکنار و دولت هنگام جنگ تشکیل دهید و از تصویب کنوانسیون دریای خزر در مجلس شورای اسلامی جلوگیری کنید ! رهبر جمهوری اسلامی باید به هوش باشند که در صورت تصویب این کنوانسیون ، تجزیهی ایران را به پای ایشان خواهند نوشت و ننگ تجزیه ، پاک شدنی نیست و خدای ناکرده میتواند به روی گردانی ملت ایران و شکست در نبرد بیانجامد . دوشنبه۱۲ امرداد ۱۴۰۵ - هوشنگ طالع
حقوق تاریخی ایران در دریای مازندران دکتر هوشنگ طالع برپایهی دو قرارداد 1921( مودت ) و 1940( تجارت و بحر پیمایی) میان دولت شاهنشاهی ایران و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی ، نیمی (50 درصد ) از دریای مازندران ( کاسپیان ) در مالکیت ملت و دولت ایران قرار دارد. از آنجا که هیچگونه تحدید حدود میان ایران و اتحاد شوروی در دریای مازندران(کاسپیان) به عمل نیامده است ، مالکیت مساوی دو طرف در این دریا به گونهی مشاع میباشد. بر پایهی اصول شناخته شدهی بینالمللی ، مالکیت بر یک پهنه (خاکی یا آبی ) درحکم مالکیت برفضای بالا و ژرفای آن پهنه نیز میباشد. در دو قرارداد مزبور، جز درمورد آبهای ساحلی دو طرف ( بند 4 ماده 12 قرارداد 1940 ) استثنا یا محدودیت دیگری به چشم نمیخورد. از این رو ، مالکیت ملت و دولت ایران بر نیمی از این دریا ، فضای بالا و بستر و زیر بستر را نیز در بر میگیرد. با فروپاشی اتحاد شوروی درسال 1370 خورشیدی (1990 میلادی ) 15 واحد سیاسی برپهنهی آن سر برآوردند که 4 واحد حاصل از تجزیه یعنی جمهوریهای فدراسیون روسیه ، قزاقستان ، ترکمنستان و آذربایجان ( اران ) دارای مرز آبی با دریای مازندران ( کاسپیان ) میباشند. همهی واحدهایسیاسی ایجاد شده در فراگشت فروپاشی اتحاد شوروی و از جمله 4 جمهوریهای یاد شده برپایهی قرادادهایهای مینسک ( پایتخت روسیهسفید/ بلاروس) و آلمآتی ( پایتخت وقت قزاقستان ) اعلام کردند که بهعنوان میراثخواران اتحاد شوروی ، همهی معاهدات و تعهدات اتحاد مزبور را به رسـمیت شناخته و محترم میدارند ( این قراردادها به ثبت سازمانمللمتحد نیز رسیده است. بدینسان 4 کشور مزبور تنها مالک میراث اتحاد شوروی یا نیمی از دریاي مازندران ( کاسپیان ) میباشند و نیمی از آن برپایهی دو قرارداد 1921 و 1940 متعلق به ملت و دولت ایران است. کوتاه سخن آن که : یکم ـ رژيم حقوقي درياي مازندران (كاسپيان)، بر پايهي قراردادهايي 1921 و 1940 ميان ايران و اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي استوار است. دوم ـ بر پايهي قراردادهاي مزبور، دو طرف داراي حاكميت و مالكيت متساوي (50 ـ 50 ) بر اين دريا هستند. سوم ـ از آن جا كه هيچ گونه تحديد حدود، ميان ايران و اتحاد جماهير شوروي در درياي مازندران به عمل نيامده است، مالكيت و حاكميت متساوي دو طرف، به گونهي مشاع ميباشد. چهارم ـ بر پايهي اصول شناخته شده ملي و بينالمللي، مالكيت و حاكميت بر يك پهنه (اعم از آبي يا خاكي)، در حكم مالكيت و حاكميت بر فضاي بالا و ژرفاي آن پهنه ميباشد، مگر آن كه استثناء يا محدوديتهايي اعلام شده باشد. در دو قرارداد مزبور، جز در مورد آبهاي ساحلي دو طرف (بند 4 ماده 12 قرارداد 1940)، استثناء و يا محدوديت ديگري به چشم نميخورد. از اين رو، مالكيت و حاكميت ملت و دولت ايران بر نيمي از درياي مازندران، فضاي بالا و بستر و زير بستر اين دريا را نيز در بر ميگيرد. پنجم ـ در سال 1370 (1991 ميلادي)، اتحاد شوروي فرو پاشيد. در اين فرآيند، 15 واحد سياسي بر پهنهي اتحاد مزبور سر برآوردند كه چهار واحد آن، يعني فدراسيون روسيه و جمهوريهاي قزاقستان، تركمنستان و آذربايجان ( اران) در كنار درياي مازندران قرار دارند. ششم ـ همهي واحدهاي ايجاد شده بر پهنهي اتحاد شوروي، از جمله جمهوريهاي فدراسيون روسيه، قزاقستان، تركمنستان و آذربايجان (اران)، بر پايهي توافقهاي مينسك (پايتخت روسيه سفيد / بلاروس) و آلما آتي (پايتخت پيشين قزاقستان)، اعلام كردند كه به عنوان ميراث خواران اتحـاد شوروي، همهي معاهدات و تعهدات اتحاد مزبـور را به رسميت شناخته و محترم ميدارند. هفتم ـ بدين سان ميراث خواران اتحاد شوروي، پيش از هر گفتوگو با ايران، ميبايست نخست بر سر تقسيم ماترك اتحاد شوروي كه عبارت است از 50 درصد درياي مازندران، به چانهزني، گفتگو و تفاهم يا نزاع و ستيزه، ميان خود برخيزند. هشتم ـ توافق چهار واحد سياسي فدراسيون روسيه، قزاقستان، تركمنستان، آذربايجان (اران) بر سر مردهريگ اتحاد شوروي در درياي مازندران كه نيمي از آن را در بر ميگيرد، راه را براي گفتگو بر سر تعيين رژيم نوين حقوقي درياي مازندران،با دولت ايران ميگشايد. نهم ـ تجزيهي احتمالي هر يك از واحدهاي سياسي مزبور (اران، فدراسيون روسيه، قزاقستان و تركمنستان) و سر برآوردن واحدهاي سياسي نوين در كرانهي درياي مازندران، اثري بر حق السهم ايران در اين دريا ندارد. واحدهاي حاصل از تجزيه، تنها دارايي و بدهيهاي واحد اصلي را به ارث ميبرند. بدينسان، حقوق تاريخي و قانوني ملت ايران بر پايهي قراردادهاي موجود ميان ايران و اتحاد شوروي، روشن و مسجل و مسلم است. هيچكس و هيچ مقام نميتواند و اجازه ندارد كه از سوي ملت ايران، قراردادي را امضاء كند كه كوچكترين خدشه بر منافع ملت ايران در درياي مازندران وارد كند http://www.iranboom.ir/didehban/maaz/17323-
پاینده ایران یاداشت ۲۵۹۳ دست از سیاستِ بیایید ایران را بزنید ، بردارید جمهوری اسلامی با اعلام این اصل نابخردانه که جنگافزاری هستهای نخواهم ساخت ، مردم و ملت ایران را وارد گرداب مخاطراتِ سهمگین کرد که هنوز نیز ادامه دارد . محروم کردن ظالمانهی مردم و ملت ایران از داشتن پدآفند هستهای ، نه تنها باعث رانده شدن ایران از سوریه و سرنگونی حکومت سوریه با وجود داشتن نیرومندترین ارتش در میان کشورهای عربزبان از سوی سربازان بدون اونیفورم آمریکا گردید ؛ بلکه خونهای پاکِ مدافعان حرم و لشکرهای فاطمیون ( هممیهنان افغانستانی ) و زینبیون ( همخانمانان پاکستانی ) هدر رفت و ارتش سوریه نیز قتلعام شد ؛ بلکه دو جنگ با زیانهای بسیار انسانی و مادی بر مردم و ملت ایران تحمیل شد . اینها همه حاصل خلعسلاح هستهای خودخواسته از سوی جمهوری اسلامی است که میتواند حاصل زیانبارتری هم داشته باشد . با خروج از NPT یا بدون خروج از آن ، ساخت بمباتمی یا بمبهای نیرومندتر چونان بمبهای هیدروژنی ، نوترونی ، مغناطیسی را به گونهی آشکار آزمایش کنید تا همهی فتنهها بخوابند و سایهی جنگ از سر مردم و ملت ایران برداشته شود ! با وجود آن بیانیهی معروف به فتوا که مغایر با نص صریح قرآن کریم است ، زیانهای بسیاری بر مردم و ملت ایران روا شد و خونهای پاک بسیاری از ایرانیان برخاک ریخته شد و ریخته میشود . گرچه این خونها به دست دشمنان ریخته شدهاند ؛ اما خلعسلاح داوطلبانه هستهای از سوی جمهوری اسلامی است که با عث اصلی ریختهشدن این خونهاست ! بیش از این خود را به کری و کوری نزنید و اجازه ندهید به دلیل نداشتن پدآفند موثر هستهای ، پیاپی سرزمین ایرانیان مورد تجاوز قرار گیرد و خون مردم ایران به زمین ریخته شود . شنبه ۱۰ امرداد ۱۴۰۵ - هوشنگ طالع
عدد برنامهها به ترتیب ۵۵۵ و ۵۵۶ میباشند . با پوزش