tgindex
"Hatırlatma!
@i_RememberYOUперсидский

July 5!🖤 "ناشناس https://t.me/Chatgram_Bot?start=sc-6535d627cd

Последний пост
20 июл.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
15 авг.
Подписчики
427
−1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
264
20 постов
Вовлечённость
61,8%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
66
1/48двое суток
75
1/72трое суток
81

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • به موقع بودن مهمه، به موقع شنیده شدن، به موقع اومدن، به موقع حرف زدن همین به موقع نبودنا ذوق آدمو کور می‌کنه...

  • بودنت از من آدم دیگه‌ای میسازه، آدمی که یادش نمیاد غمگینه.🤍

  • без подписи

  • خونه من اونجاست که بوی تو باشه🩶 https://t.me/i_RememberYOU

  • صبر برای ما یه گزینه نبود، تنها راه چاره بود.

  • این یک بارِ زندگی مارا صدبار کشت.

  • ما حیف بودیم عزیز من تلاشگر بودیم، مهربون بودیم؛ مسئولیت پذیر بودیم، پای کار بودیم، با اراده بودیم، باهوش بودیم، متعهد بودیم، منضبط بودیم، از خودگذشتگی داشتیم، ولی حیف بودیم واسه این دوره از تاریخ، واسه این نقطه از جغرافیا،حیف بودیم عزیز من.

  • و شاید سخت‌ترین نبرد آدمی، زیستن امیدوارانه، شونه به شونه‌ی ناامیدی باشه.

  • در دنیایی که سراسر جنگ است، «تو پناه منی»🩶

  • 3:20 https://t.me/i_RememberYOU❤️‍🩹

  • без подписи

  • چطور میشود غریبه شد با آدمی که بوی تنش را حفظی

  • без подписи

  • کاش میشد دوباره بچه شد؛ یه بچه‌ای پنج ساله که هیچی‌ از زندگی نمیدونه.

  • یک صبر برایم مانده، و همه‌ی دنیا می‌خواهد من را با آن امتحان کند.

  • شمع تولد امسال برای من نبود برای ایرانم بود به امید نور برای سرزمینم باشد که امسال در جدال گریه و خنده، غم در این حوالی باقی نماند.🖤

  • امروز هجدهم بهمن است. یک ماه پیش امروز، هزاران نفر بی آنکه بدانند، برای آخرین بار از خواب بیدار شدند، برای آخرین بار صبحانه خوردند، برای آخرین بار مادر خود را بوسیدند، برای آخرین بار با عزیزان خود حرف زدند، برای آخرین بار کار کردند، برای آخرین بار آهنگ گوش دادند، برای آخرین بار رویا بافتند، برای آخرین بار لباسی را پوشیدند، برای آخرین بار به پدر خود نگاه کردند، برای آخرین بار خندیدند، برای آخرین بار بند کفش‌های خود را بستند، برای آخرین بار گفتند:«نگران نباشید، مواظبم»، برای آخرین بار از در خانه بیرون رفتند، برای آخرین بار، مثل همیشه شجاع و شریف ماندند، برای آخرین بار به آسمان نگاه کردند، برای آخرین بار عاشق ایران بودند، برای آخرین بار امید داشتند، برای آخرین بار ترسیدند اما پا پس نکشیدند، برای آخرین بار کمک کردند، برای آخرین بار کمک خواستند و برای آخرین بار زیستند؛ و دیگر هیچ‌وقت بازنگشتند.

  • تو اولین و آخرین ذوق این دختری.

  • https://t.me/i_RememberYOU❤️‍🩹

  • ‏ته قلبم ‏هیچی نمونده ‏نه ذوقی ‏نه شوقی ‏نه امیدی.