اقتصاد با آیدین جبارپور
Статистикаتحلیل های من مربوط به اقتصاد ایران جهان در این کانال پست میشوند
- Последний пост
- 27 июл.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Экономика
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 1 206
- 1/48двое суток
- 1 382
- 1/72трое суток
- 1 490
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
۸. پیشبینی نهایی آمریکا این جنگ را برای گرفتن چیزهایی از ایران آغاز کرد (هستهای، موشک، نفوذ منطقهای)، اما در عمل الماسی گرانبها به تهران هدیه داد: تنگه هرمز. واقعیتهای کلیدی: هیچ برنده مشخصی وجود ندارد. ایران ثابت کرده راهحل نظامی ارزانی برای آن وجود ندارد، و نظم منطقهای پیچیدهتر و کمتر تحت کنترل آمریکاست. زمان به نفع هیچکس نیست. ایران از نظر اقتصادی آسیب دیده و مردمش خستهاند. آمریکا با انتخابات میاندورهای، بنزین ۵ دلاری و ذخایر تسلیحاتی رو به اتمام روبروست. فشار بیشتر احتمالاً نتیجه معکوس دارد. تحلیلگران معتقدند آمریکا به بنبست استراتژیک رسیده: بمباران بیشتر هرمز را باز نمیکند، و حملات زمینی ریسک بالایی دارد. مهلت ۶۰ روزه (تا اواسط آگوست) در حال اتمام است. با سه هفته باقیمانده، احتمال توافق نهایی بسیار پایین است. میانجیگری عمان کلیدیترین مسیر دیپلماتیک است. طرح مدیریت مشترک هرمز ممکن است تنها راهحل میانه باشد، اما پذیرش آن برای هر دو طرف دشوار است. محتملترین سناریو: ادامه وضعیت فعلی با چرخههای تنش-آرامش تا زمانی که فشار اقتصادی یکی از طرفین (بهاحتمال زیاد آمریکا با توجه به انتخابات نوامبر) را مجبور به سازش کند. احتمال توافق نهایی در ۲۰۲۶ بسیار پایین، اما آتشبس موقت جدید در هفتههای آینده محتمل است. @idin_econ
۷. سناریوهای محتمل 🟢 سناریو ۱: توافق دیپلماتیک (احتمال: ۲۵-۳۰٪) بازگشت به چارچوب تفاهمنامه ژوئن با اصلاحات طرح عمان: مدیریت مشترک هرمز + کانال بینالمللی + عوارض قانونی محدودیتهای هستهای در ازای لغو تحریمها مانع اصلی: تندروهای دو طرف و مسئله هرمز 🟡 سناریو ۲: درگیری طولانیمدت کمشدت (احتمال: ۴۰-۴۵٪) ⬅️ محتملترین چرخهای از حمله، وقفه، مذاکره، آتشبس موقت و شکست مجدد ایران هرمز را «نامطمئن» نگه میدارد بدون بستن کامل آمریکا محاصره دریایی را حفظ میکند هزینهها برای هر دو طرف افزایش مییابد کلید: فشارهای اقتصادی کدام طرف را زودتر به تسلیم وادار میکند 🔴 سناریو ۳: تشدید بزرگ (احتمال: ۱۵-۲۰٪) ترامپ حمله به «کوه کلنگ» یا زیرساختهای حیاتی ایران احتمال حمله زمینی محدود واکنش زنجیرهای: ایران → حوثیها → بستن بابالمندب → بحران انرژی جهانی مانع: نگرانی از تلفات آمریکایی و تأثیر بر انتخابات ⚫ سناریو ۴: تغییر رژیم (احتمال: ۵-۱۰٪) ترامپ پیشتر تهدید به «حمله بزرگ» کرده اما تحلیلگران: هدف فعلی لزوماً تغییر رژیم نیست بیشتر تلاش برای تضعیف اهرمهای ایران پیش از مذاکره @idin_econ
۵. تحلیل بازیگران منطقهای (در تصویر) ۶. وضعیت اقتصادی نفت برنت: از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرد، سپس به ۹۶.۷۸ دلار بازگشت ذخایر نفتی جهانی به سطح بحرانی رسیده آمریکا بیش از ۶۰٪ ذخایر استراتژیک نفتی خود را مصرف کرده بنزین آمریکا: ۴.۱۰ دلار/گالن (احتمال ۵ دلار در سپتامبر-اکتبر) تورم مصرفکننده در حال افزایش مجدد @idin_econ
۴. انگیزههای آمریکا و محدودیتهای ترامپ 🔵 چرا آمریکا وارد جنگ شد: ادعای مهار برنامه هستهای ایران آزادسازی تنگه هرمز برای تجارت جهانی فشار برای تغییر رفتار حکومت ایران ⚠️ محدودیتهای جدی ترامپ: الف) هزینه مالی هزینه جنگ تاکنون: ۳۷.۵ میلیارد دلار درخواست بودجه اضافی دهها میلیارد دلاری از کنگره کاهش ذخایر تسلیحاتی (نگرانی از مهمات کافی) ب) فشار سیاسی داخلی فقط ۳۸٪ مردم آمریکا از مدیریت ترامپ در بحران ایران راضیاند حمایت حتی از پایگاه رأی MAGA ۱۳ درصد کاهش یافته انتخابات میاندورهای ۳ نوامبر (۱۰۳ روز دیگر) = فشار زمانی شدید بنزین آمریکا: ۴.۱۰ دلار به ازای هر گالن (و احتمال افزایش به ۵ دلار) ج) بنبست استراتژیک تحلیلگران: آمریکا به «بنبست استراتژیک» رسیده بمباران هوایی نتوانسته ایران را مجبور به تسلیم کند حملات زمینی = تلفات بالای آمریکایی و گسترش جنگ ترامپ بین سه گزینه بد گیر کرده: پذیرش کنترل ایران بر هرمز، تشدید حملات، یا عقبنشینی د) حمایت خارجی به ایران گزارشهای اطلاعاتی: روسیه تصاویر ماهوارهای از پایگاههای آمریکایی در اختیار ایران میگذارد زلنسکی: زمان جمعآوری ماهوارهای روسیه با حملات ایران همخوانی دارد ترامپ به چین و روسیه هشدار داده اما عملاً ابزار فشار محدودی دارد @idin_econ
۳. چرا ایران حاضر به توافق نیست؟ 🔴 انگیزههای استراتژیک ایران: الف) تنگه هرمز = بازدارندگی نهایی ایران برای اولین بار توانسته تهدید دههها بستن هرمز را به واقعیت عملیاتی تبدیل کند این ابزار، مؤثرتر از موشک، حزبالله و حتی برنامه هستهای عمل کرده ایران معتقد است اگر این اهرم را از دست بدهد، در مذاکرات آینده هیچ قدرت چانهزنی نخواهد داشت ب) تفسیر متفاوت از تفاهمنامه ژوئن آمریکا: ماده ۵ یعنی هرمز باید کاملاً آزاد باشد ایران: ماده ۵ یعنی ایران حق مدیریت و کنترل ترافیک را دارد ایران به جای آزادسازی، سعی کرد کشتیها را از مسیرهای تأییدشده خودش هدایت کند → آمریکا واکنش نشان داد → توافق فروپاشید ج) منطق «بقای نظام» در شرایط جنگ، اولویت جامعه امنیت و معیشت است → احتمال اعتراضات گسترده کاهش مییابد تهران معتقد است اگر تهدید هرمز از بین برود، فشارهای خارجی و نارضایتی داخلی همزمان بر حکومت متمرکز میشود جنگ = زمان خریدن برای نظام د) اختلافات داخلی عملگرایان (وزارت خارجه، پزشکیان): تمایل به توافق برای کاهش فشار اقتصادی تندروها (سپاه، مجلس، نهادهای انتصابی): نگران تضعیف ایدئولوژی نظام و باز شدن دروازه مطالبات بعدی (موشک، حزبالله) این شکاف داخلی، تصمیمگیری واحد را دشوار کرده ه) مسئله هستهای ایران حاضر نیست قبل از توافق نهایی، بازرسان آژانس را بپذیرد پزشکیان: «هرگز از حق غنیسازی عقبنشینی نمیکنیم» فعالیتهای جدید در «کوه کلنگ» (سایت زیرزمینی) گزارش شده @idin_econ
📊 تحلیل جامع بحران ایران و آمریکا آخرین وضعیت: ۲۷ ژوئیه ۲۰۲۶ (۵ مرداد ۱۴۰۵) ۱. خلاصه وضعیت فعلی جنگ بین آمریکا و ایران از فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد و پس از یک دوره آتشبس شکننده (تفاهمنامه ۱۷ ژوئن اسلامآباد)، از اوایل ژوئیه دوباره شعلهور شد. آمریکا ۱۳ شب متوالی حملات هوایی به خاک ایران انجام داد، اما از ۲۴ ژوئیه حملات هوایی را متوقف کرده و هماکنون در سومین روز وقفه قرار داریم. نکته کلیدی: این وقفه هنوز بهعنوان آتشبس رسمی اعلام نشده، اما نشانههایی از تلاش دیپلماتیک جدید وجود دارد. ۲. تحولات اخیر (هفته گذشته) جنبه نظامی: آمریکا در ۱۳ شب حمله، حدود ۱۰۰۰ هدف نظامی در ۸ استان ایران را بمباران کرد (مقایسه: در مارس-آوریل ۱۳,۰۰۰ هدف) اهداف شامل: مراکز فرماندهی، انبارهای پهپاد و موشک، رادارهای ساحلی، زیرساختهای دریایی ایران ۵۰ کشته و ۵۰۰+ زخمی داشته (آمار رسمی) آمریکا: ۱۷ کشته از آغاز جنگ، ۱۰۰ زخمی در دو هفته اخیر حملات ایران به پایگاههای آمریکا در کویت، اردن و بحرین ادامه داشت جنبه دریایی: ترافیک تنگه هرمز از ۱۰۰+ کشتی روزانه به کمتر از ۱۰ کشتی سقوط کرده نفتکشها عملاً از هرمز عبور نمیکنند حوثیها نیز محاصره دریایی عربستان در بابالمندب را اعلام کردند سه مسیر نفتی همزمان تهدید شده: هرمز، بابالمندب، و خط لوله دریای سیاه جنبه دیپلماتیک: مذاکرات ایران و عمان در تهران (۲۵-۲۶ ژوئیه) با «پیشرفتهایی» همراه بود ترامپ: «مذاکرات جدیتر شده اما به معنای رسیدن به توافق نیست» سفیر آمریکا: ترامپ «فضایی برای مذاکرات» ایجاد کرده طرح عمان: ایران تضمین عبور امن در ساحل خود، عمان مسیر ساحلی خودش، مسیر بینالمللی جدید در وسط تنگه @idin_econ
🔵 نگاه تحلیلی به ۷ صنعت تحول یافته از منظر رشد فروش 🔵 🔴 در این پست به بررسی ۷ صنعت یا بخش تحول یافته در فضای بازار سرمایه پرداختیم و مبلغ فروش آنها را هم بصورت ماهانه و هم در بازه سه ماه ابتدایی سال مورد ارزیابی قرار دادیم. 🔵 یکی از علل رشد چشمگیر فروش در صنعت محصولات غذایی، آزادسازی نرخ روغنهای خوراکی و افزایش مبلغ فروش چندین برابری در نمادهای این صنعت است. 🔴 برترین گزارشهای فروش ۳ ماهه صنعت زراعت در نمادهای زملارد، زفجر و زگلدشت ثبت شده است. 🔵 در میان شویندهها نیز برترین گزارشهای ۳ ماهه از منظر فروش در پاکشو، شگل و کیمیاتک مشاهده شد. @enigma_investing
🔵۶ شرکت با عملکرد خوب در ۳ ماه ابتدایی سال🔵 @enigma_investing
🔬ماکروسکوپ هفته-88 🔍 با شروین شهریاری🔍 🧪وقتی بانک مرکزی نمی ترسد، شما بترسید!☠️ 🔹 در حالی که سیکل انقباض پولی در اکثر بانکهای مرکزی غربی بیش از یک سال است آغاز شده، فدرال رزرو آمریکا کماکان تحت فشارهای سیاسی کاخ سفید نسبت به افزایش بهره مردد مانده است. در همین دوره بانک مرکزی ژاپن پنج بار، استرالیا سه بار و اروپا یک بار بهره را بالا برده و انتظار می رود بانکهای مرکزی انگلستان و نیوزلند نیز به زودی افزایش بهره را آغاز کنند. در آمریکا اما در حالی که پیشتر از اثر ضد تورمی ظهور تکنولوژی های نوین نظیر هوش مصنوعی سخن گفته می شد، 63 ماه متوالی است که نرخ تورم بالای 2 درصد (هدف بانک مرکزی) نوسان می کند. 🔹برای درک اهمیت این چسبندگی کافی است توجه کنیم که در یک دهه قبل از شیوع کرونا تنها چهار ماه آمار تورم بالای دو درصد محقق شده بود. در این شرایط، آقای کوین وارش به عنوان گزینه انتخابی دونالد ترامپ و با تاکید فراوان بر لزوم کاهش نرخهای بهره بر مسند ریاست فدرال رزرو نشسته است. او در نخستین کنفرانس خبری خود کوشید خط هوشمندانه ای را پیگیری کند؛ صحبتی از قوت بازار کار نکرد و حتی تلاش کرد آمار بازار کار را با توجه به اصلاحیه های مکرر آن در طول زمان برای سیاست گذاری کم اهمیت جلوه دهد. وی به بالا بودن قیمتها اشاره کرد و تلاش نمود این تصور را ایجاد کند که کنترل تورم برایش اولویت است و در صورت لزوم از افزایش بهره ابایی ندارد. وارش همچنین به نظر سه چهارم اعضای کمیته سیاست پولی مبنی بر لزوم یک مرتبه افزایش بهره تا آخر سال اشاره کرد و از تصمیم خود برای حذف این ابزار یعنی پیش بینی اعضا برای نرخ بهره به علت پرنوسان بودن داده های اقتصادی خبر داد؛ تحولی که برخی آن را در جهت باز کردن دست رئیس فدرال رزرو برای شکل دادن به انتظارات و تضعیف نقش اعضای کمیته تفسیر نمودند. 🔹اما در حالی که بسیاری معتقدند کوین وارش در حال اجرای یک نمایش انقباضی برای مهار انتظارات تورمی است و در مورد افزایش بهره صرفا بلوف می زند، اوضاع در عمل برای او دشوار به نظر می رسد. انتظارات تورمی یک ساله منتشر شده توسط دانشگاه میشیگان از 3.4 درصد در ماه مارس به 4.6 درصد در آخرین انتشار رسیده و به رغم افت قیمتهای نفت، در دو پیمایش ماه ژوئن نیز در همین سطح باقی مانده است. بازار آتی نرخ بهره فدرال رزرو که سابقه بسیار خوبی در پیشبینی تصمیمات این بانک دارد، اکنون با احتمال بیش از ۷۵ درصد وقوع یک مرحله افزایش نرخ بهره تا پایان سال را قیمتگذاری میکند. بهره دو ساله نیز که متوسط پیش بینی بازار از نرخ بهره فد در دو سال آینده است بالاتر از 4.1 درصد است که انتظار دو مرتبه رشد بهره پایه را نمایش می دهد. 🔹در این میان، برخی به ضعف بازار کار و ایجاد مشاغل جدید به عنوان عامل ضد تورم اشاره می کنند. این در حالی است که رئیس سابق فدرال رزرو در یکی از آخرین اظهارنظرهای خود روی نکته مهمی دست گذاشت و گفت که در اثر سیاستهای جمعیتی و مهاجرتی جاری، عرضه نیروی کار جدید تقریبا متوقف شده است. بدین ترتیب، هر گونه ایجاد مشاغل جدید (مثلا آمار 57 هزار شغل جدید در ماه گذشته میلادی که ضعیف تر از انتظارات بازار بود) نه تنها ضد تورمی محسوب نمی شود بلکه باید در موازنه با شرایط منقبض سمت عرضه نیروی کار تفسیر شود. در همین راستا، رشد ماهانه 0.3 درصدی دستمزدها و افزایش 3.5 درصدی این متغیر در 12 ماه گذشته (که پایداری زیادی در نیمه بالای کانال 3 درصد در یک سال اخیر داشته)، با توجه به عدم ورود نیروی کار جدید، یکی از موانع مهم کاهش تورم به شمار می رود. ⬅️نکته پایانی: در اغلب دورههای گذشته که بانک مرکزی آمریکا برای مهار تورم، نرخ بهره را افزایش میداد، بازار اوراق در نهایت با کاهش محسوس بازدههای بلندمدت به استقبال فروکش کردن آهنگ رشد قیمتها میرفت. این بار اما چنین اتفاقی رخ نداده است؛ تداوم نرخهای بهره بالای اوراق ده ساله (4.5 درصد) و اوراق 30 ساله (بیش از 5 درصد) نشان می دهد که طنین یک سخن قدیمی بار دیگر در گوش معامله گران اوراق قرضه پیچیده است: «وقتی فدرال رزرو از تورم نمی ترسد، شما بترسید!» 🔬#ماکروسکوپ @CommoLady | کامولیدی 🔬👩🏻🔬
🟣همبستگی طلا با سایر دارایی ها و شاخص ها چگونه است؟ این تصویر از گزارش IMF نشان میدهد که بازده طلا با چه داراییها و شاخصهایی همبستگی دارد و این همبستگی در دورههای مختلف چگونه تغییر کرده است. ۱. رابطه معکوس طلا با نرخ بهره؛ قویتر از همیشه بیشترین همبستگی منفی مربوط به بازده اوراق خزانه آمریکا (بهویژه ۱۰ ساله) است.هرچه نرخ بهره واقعی یا اسمی کاهش یابد، طلا معمولاً رشد میکند و برعکس. ۲. طلا در زمان بحران های مالی عملکرد بهتری دارد شاخص US CISS (شاخص بحران سیستم مالی آمریکا) در بیشتر دورهها همبستگی مثبت با طلا دارد.یعنی هرچه تنش مالی و ریسک بازار بیشتر شود، تقاضا برای طلا افزایش مییابد.به همین دلیل طلا همچنان یک دارایی امن (Safe Haven) محسوب میشود. ۳. رابطه طلا با سهام ضعیف است همبستگی طلا با S&P500 تقریباً نزدیک صفر است.یعنی همیشه با سقوط بورس رشد نمیکند. همیشه هم همراه بورس بالا نمیرود.اما در برخی دورهها مانند دوران همهگیری کرونا، همبستگی مثبت شده است. ۴. همبستگی با نفت پایین است همبستگی طلا و نفت در اغلب دورهها بین ۰ تا ۲۰ درصد بوده است.یعنی رشد نفت الزاماً به معنای رشد طلا نیست. ۵. بیتکوین جایگزین طلا نشده است همبستگی بیتکوین با طلا بسیار پایین و ناپایدار است.در برخی دورهها منفی و در برخی مثبت بوده است.IMF نیز نشان میدهد که بیتکوین هنوز رفتار یک دارایی امن مانند طلا را ندارد. ۶. غافلگیری تورمی در دورههای اخیر، طلا با شوکهای تورمی همبستگی منفی پیدا کرده است.این نکته نشان میدهد که بازار بیش از خود تورم، به واکنش بانکهای مرکزی و نرخ بهره توجه میکند. 🌐 در مجموع می توان گفت:مهمترین محرک قیمت طلا، نرخ بهره است. در دورههای بحران مالی، طلا نقش پناهگاه امن را حفظ میکند. همبستگی طلا با سهام، نفت و بیتکوین ضعیف و متغیر است. بنابراین، ارزش طلا در سبد ذخایر بانکهای مرکزی بیشتر به دلیل تنوعبخشی، پوشش ریسک و محافظت در برابر بحرانهای مالی است، نه صرفاً بهعنوان یک پوشش مستقیم در برابر تورم. 👑#طلا @CommoLady | كاموليدی 🌎 💁🏻♀️🌎
تا امروز (۳۰ ژوئن ۲۰۲۶)، جنگ مستقیم ایران و آمریکا پایان نیافته، اما در حال حاضر وارد فاز درگیری محدود و دیپلماسی شکننده شده است. وضعیت بهشدت ناپایدار است و هر حادثهای میتواند دوباره آن را به درگیری گسترده تبدیل کند. آخرین وضعیت بهصورت خلاصه: در روزهای اخیر، پس از چند دور حملات متقابل، واشنگتن و تهران بهطور غیررسمی بر توقف موقت حملات توافق کردهاند و آمریکا اعلام کرده که قصد ازسرگیری مذاکرات را دارد. با این حال، ایران اعلام کرده هیچ گفتوگوی رسمی برنامهریزی نشده است و اخبار مربوط به مذاکرات دوحه را تأیید نکرده است. هر دو طرف یکدیگر را به نقض آتشبس متهم میکنند و فضای بیاعتمادی بسیار شدید است. وضعیت نظامی طی روزهای گذشته، ایران به برخی اهداف و پایگاههای آمریکا در منطقه حمله کرد. آمریکا نیز در پاسخ، چندین حمله به اهداف نظامی ایران انجام داد. در حال حاضر، شدت حملات نسبت به روزهای قبل کاهش یافته اما کاملاً متوقف نشده است. تنگه هرمز همچنان یکی از اصلیترین نقاط تنش است. عبور کشتیها ادامه دارد اما با محدودیت، ریسک امنیتی بالا و کاهش حجم تردد نسبت به شرایط عادی. احتمال ادامه جنگ در حال حاضر سه سناریوی اصلی مطرح است: ادامه آتشبس شکننده و مذاکرات (محتملترین سناریوی فعلی). بازگشت به حملات محدود در صورت وقوع یک حادثه نظامی یا حمله جدید. گسترش دوباره جنگ اگر مذاکرات شکست بخورد یا یکی از طرفین حمله گسترده انجام دهد. جمعبندی در این لحظه: ❌ جنگ بهطور رسمی تمام نشده است. ✅ حملات نسبت به قبل کاهش یافتهاند. ✅ تلاشهایی برای مذاکره در جریان است، اما هنوز توافق قطعی وجود ندارد. ⚠️ وضعیت همچنان بسیار بیثبات است و امکان تشدید دوباره درگیری وجود دارد. @idinj
🔬ماکروسکوپ هفته-85 🔍 با شروین شهریاری🔍 🧪باد مخالف در بادبان بورس⛵️ 🧊بورس تهران از روز بازگشایی پس از جنگ به پیروی از سنت رشدهای انفجاری و رکودهای فرسایشی یکی از دوره های صعود پرشتاب خود را تجربه کرده است. شاخص کل در این بازه حدود 39 درصد جهش کرده و از 3.7 به بیش از 5.1 میلیون واحد رسیده است. آیا تب داغ بورس که عمدتا به پشتوانه ارزان بودن بیش از حد قیمت سهام و عقب ماندگی این کلاس دارایی ممکن شد می تواند در تابستان تداوم یابد؟ به نظر نگارنده ادامه این روند با موانعی مواجه است: 1️⃣نرخ ارز: اساس پایه تفاهم بین ایران و آمریکا، علاوه بر بازگشایی تنگه هرمز و رفع محاصره، تحریم فروش نفت و تراکنش های مالی مرتبط در دوره مذاکرات 60 روزه تعلیق می شود. این امتیاز مهم که در هیچ یک از دوره های مذاکراتی قبلی حاصل نشده بود امکان فروش نفت با تخفیف کمتر به مشتریان متنوع آسیایی (بجز چین) را برای ایران فراهم می کند. با توجه به قابلیت تمدید زمان مذاکرات و دغدغه ترامپ درباره انتخابات کنگره در 12 آبان ماه و ارتباط آن با قیمت سوخت، احتمال تمدید معافیت های مزبور فراتر از مهلت 60 روزه زیاد است. از سوی دیگر، باید توجه داشت که بر اساس برآوردها، ایران بیش از 100 میلیون بشکه نفت شناور در دو طرف تنگه دارد که این ذخایر با ارزش حداقل 7 میلیارد دلار (با فرض نفت 70 دلاری در هر بشکه) آماده فروش به مشتریان است. همه اینها در کنار بند دیگری از تفاهم نامه که دسترسی ایران به حداقل 6 میلیارد دلار از منابع در قطر برای واردات غذا و دارو را فراهم می کند، بانک مرکزی را در موقعیت مسلط برای کنترل بازار ارز قرار می دهد. مجموع اشارات فوق احتمال تثبیت قیمت دلار در مرکز مبادله در کانال فعلی 140 هزار تومان در کوتاه مدت را افزایش می دهد. در بازار آزاد نیز نیز انتظار می رود به سبک تاریخی مدیریت آقای همتی، قیمتها در یک حاشیه 10 تا 15 درصدی بالاتر از نرخ مرکز مبادله نوسان کنند. 2️⃣سیاست پولی: شرایط ملتهب سیاسی کشور در زمستان گذشته و در نهایت جنگ 40 روزه فرمان سیاست پولی را تا حد زیادی از ریل طبیعی خارج کرد. رشد نقدینگی 12 ماهه بر اساس آخرین آمار بانک مرکزی در پایان بهمن ماه از 47 درصد گذشته و در صورت تعمیم نرخ رشد سپرده بانکهای بورسی به کل نقدینگی در اسفند، احتمالا در پایان سال گذشته در مرز 55 درصد محقق شده است. در فروردین هم شرایط بهتر نشده اما در اردیبهشت، با اصلاح نسبت سپرده قانونی، رشد ماهانه سپرده ها (بجز بخش ارزی و سایر) در بانکهای بورسی به کانال 3 درصد بازگشته است. با توجه به آغاز دسترسی بانک مرکزی به منابع مسدود و فروش آنها در بازار، انتظار می رود رشد افسارگسیخته نقدینگی در کوتاه مدت به نحو مناسبی کنترل شود. در خصوص جذابیت نرخ سود حقیقی (سود ابزارهای درآمد ثابت منهای تورم) نیز باید توجه داشت که وضعیت این متغیر می بایست با توجه به تورم انتظاری (آینده نگر) و نه 12 ماهه (گذشته نگر) تحلیل شود؛ تورمی که احتمالا رقم ماهانه آن در تابستان با توجه به برداشته شدن محاصره و تعدیل آثار کمبود کالا و تثبیت دلار شباهتی به رکوردهای ثبت شده در بهار نخواهد داشت. 3️⃣کسری بودجه و انتظارات تورمی: یکی از موتورهای رشد اسمی قیمت سهام در بورس تامین مالی کسر بودجه دولت از منابع بانک مرکزی و متعاقب آن جهش انتظارات تورمی بوده است. فضای پیش روی اقتصاد ایران اما از کنترل این دغدغه در کوتاه مدت حکایت دارد. بر اساس برآوردهای موجود، از جمله از سوی یکی از اعضای مرکز پژوهش های مجلس، کسری بودجه امسال در سناریوی واقع بینانه به 1200 همت و در حادترین سناریو به 1800 همت (با در نظر گرفتن نیازهای بازسازی) خواهد رسید که ذیل تفاهم جدید با درآمدهای نفتی قابل تامین است (حتی اگر دولت از استفاده از سود تسعیر ارز منابع بلوکه شده بانک مرکزی صرفنظر کند) . انتظار می رود ورود درآمدهای نفتی به اقتصاد علاوه بر کمک به بودجه دولت، آتش انتظارات تورمی در کوتاه مدت را نیز مهار کند. 4️⃣عملکرد شرکتها: به رغم اخبار موجود در خصوص راه اندازی فعالیت کارخانجات پس از جنگ و امکان بازیابی سریع ظرفیت های تولید، هنوز گزارشات مستند شرکتها مبنی بر تایید این ادعا منتشر نشده است. گزارشات ماهانه عملکرد خرداد و تیر و نیز عملکرد سه ماهه احتمالا تصویر واقع بینانه تری در این خصوص به بازار منعکس می کند. 💊جمع بندی: در تجربۀ من، رالی های شتابان قیمت سهام در شرایط تثبیت ارز، مهار رشد نقدینگی، بسته شدن شکاف نرخ منفی سود حقیقی و کنترل انتظارات تورمی، صرفا به پشتوانه خوش بینی سیاسی شانس اندکی برای تداوم دارند. در حال حاضر ابهام در عملکرد شرکتهای آسیب دیده هم در کنار موانع کلان مزبور خودنمایی می کند. 🔬#ماکروسکوپ @CommoLady | کامولیدی 🔬👩🏻🔬
چرا در مقابل تورم شکست خواهیم خورد؟ 🔴 تورم ماهانه و تورم نقطه به نقطه طبق گزارش مرکز آمار که هفته پیش منتشر شد، بالاترین عددهای تاریخ اعلام تورم را ثبت کرد به طوری که تورم ماهانه ۸.۸ درصد و تورم نقطه به نقطه ۸۳.۹ درصد بوده است. دو نکته اساسی از این آمار میتوان استنباط کرد: ۱) عددهای تورم ماهانه و نقطه به نقطه احتمال به وجود آمدن ابرتورم (تورم سالانه بالای ۱۰۰ درصد) را تقویت میکند و اگر تغییری در شرایط محاصره اقتصادی صورت نگیرد، این ابرتورم تشدید میشود. ۲) تورم کالاهای مصرفی، خصوصا کالاهای مصرفی ضروری بسیار بالاتر از میانگین است. به عبارت دیگر، هر چه کالا یا خدمات مصرفی غیرضروریتر میشود، تورم آنها کاهش پیدا میکند؛ یعنی پول مردم بیشتر درگیر تقاضای مصرفی است، آن هم تازه مصرف ضروریتر. 🔴 حالا سوالی که مطرح می شود این است که آیا با سرمایهگذاری روی داراییهای سرمایهای (سهام، طلا، دلار، ملک، ماشین و سایر کالاهای سرمایهای) میتوان تورم را گرفت و به اصطلاح قدرت خرید را حفظ کرد؟ 🔴 از همان نکته دوم بالا مشخص است که رقابت با تورم بسیار سخت خواهد بود. خصوصا و خصوصا اگر محاصره دریایی رفع نشود یا خیلی دیر رفع شود. در این صورت پول مردم به جای اینکه درگیر سرمایهگذاری (سفته بازی) شود، بیشتر درگیر تامین کالاهای ضروری و احتیاط برای تامین در آینده صرف خواهد شد. لذا اگر محاصره طولانی شود، در انتهای سال احتمالا همه سرمایهگذاران نسبت به تورم حس جاماندگی خواهند داشت، حتی آنهایی که روی دلار و طلا هستند. 🔴 نکته مهم دیگری که میتواند این جاماندگی را تقویت کند، رشد کمتر نقدینگی نسبت به تورم است. اتفاقی که در کمال تعجب در دو ماه ابتدایی امسال براساس برآوردها اتفاق افتاده است. در واقع همان پولی که به اقتصاد پمپاژ میشود نیز با سرعت کمتری نسبت به رشد قیمتها، چاپ میشود و در این صورت پول کمتری برای سفته بازی میماند. البته اگر بانک مرکزی تغییر مسیر دهد و رشد نقدینگی را به سطوح بالاتری از تورم افزایش دهد (که در صورت تشدید کسری بودجه دولت بعید نیست) این نکته کماثرتر میشود. 👈 به عنوان نتیجهگیری: اگر محاصره طولانی شود، تورم همه کسانی که درگیر سرمایهگذاری روی داراییهای مالی یا کالاهای سرمایهگذاری هستند را جا خواهد گذشت. مگر اینکه ریسک بسیار بالایی کرده و پی مخاطرات آن را نیز به جان بخرند. ✍️ حسن کاظمزاده #تورم #اقتصاد_کلان 📱 @fardaname
اثر روی بازارها سهام آمریکا این مهمترین قسمت است. بازدهی 4.5% برای بازار سهام یک سطح حساس محسوب میشود. وقتی Yield از 4.5% بالاتر میرود، فشار روی سهام رشد محور و خصوصاً تکنولوژی زیاد میشود. افت اخیر بازدهی به زیر 4.5% برای نزدک و S&P خبر مثبتی بوده است. طلا افت Yield معمولاً به نفع طلاست. چون هزینه فرصت نگهداری طلا کمتر میشود. اگر 10Y به سمت 4.2% حرکت کند، میتواند سوخت جدیدی برای رشد طلا باشد. دلار معمولاً افت بازدهی فشار نزولی روی دلار ایجاد میکند، مخصوصاً اگر بازار به سمت قیمتگذاری کاهش نرخ بهره برود. کریپتو بیتکوین و داراییهای پرریسک معمولاً از افت Yield استقبال میکنند. نقدینگی و ریسکپذیری بازار افزایش پیدا میکند. چیزی که من الان زیر نظر دارم سه داده تعیینکننده هستند: تورم PCE و CPI آمریکا گزارش اشتغال (NFP) قیمت نفت و سرنوشت تنشهای خاورمیانه اگر نفت پایین بماند و دادههای اشتغال کمی ضعیف شوند، 10Y میتواند تا 4.2%-4.3% هم اصلاح کند. اما اگر تورم دوباره بالا بیاید یا بازار بفهمد کسری بودجه آمریکا از کنترل خارج شده، آن 4.7% سقف نهایی نخواهد بود و حتی 5% هم دور از ذهن نیست. برای یک تریدر ماکرو، فعلاً مهمترین پیام بازار این است که بازار اوراق از حالت «ترس از تورم» وارد فاز «صبر برای دادههای بعدی» شده، نه اینکه داستان افزایش بازدهی برای همیشه تمام شده باشد. @idin_econ
آیا حرکت صعودی Yield تمام شده؟ هنوز نمیشود با اطمینان گفت. مشکل اینجاست که عوامل بنیادی صعود بازدهی هنوز از بین نرفتهاند: کسری بودجه عظیم آمریکا رشد بدهی دولت افزایش عرضه اوراق خزانه Term Premium بالاتر نسبت به سالهای قبل تورم که هنوز کاملاً مهار نشده بسیاری از تحلیلگران معتقدند این عوامل ساختاری هستند و میتوانند دوباره 10Y را به سمت 4.7% تا حتی 5% سوق دهند. @idin_Econ
مهمترین چارت جهانی! افت ۱۰ ساله آمریکا از 4.7% به زیر 4.5% لزوماً به معنی پایان روند صعودی نیست. اتفاقی که الان میبینی بیشتر شبیه یک «اصلاح در روند» است تا یک تغییر قطعی رژیم بازار. چرا بازدهی افت کرده؟ چند عامل همزمان وارد بازار شدهاند: ۱. کاهش نگرانیهای تورمی بخش مهمی از جهش اخیر بازدهی به خاطر رشد قیمت انرژی و نگرانی از تورم بود. حالا با افزایش امیدها به کاهش تنشهای مرتبط با ایران و افت قیمت نفت، بازار بخشی از آن ریسک تورمی را پس گرفته است. وقتی انتظار تورم پایینتر میآید، خریداران اوراق بیشتر میشوند و بازدهی افت میکند. ۲. بازگشت تقاضا برای اوراق وقتی 10Y به محدوده 4.6%-4.7% رسید، برای خیلی از صندوقها و سرمایهگذاران نهادی جذاب شد. خرید اوراق باعث افزایش قیمت و کاهش Yield شد. ۳. نگرانی از کند شدن رشد اقتصادی بخشی از بازار معتقد است رشد اقتصاد آمریکا در نیمه دوم سال ممکن است کمی ضعیفتر شود. هرچه نگرانی از رشد بیشتر شود، بازار احتمال کاهش نرخ بهره در آینده را بالاتر میبرد و بازدهی بلندمدت افت میکند. @idin_Econ
عزیزان تصمیم گیر با وضعیت فعلی مدیریت بورس کسانی که قبل از جنگ ریسک کردند و سهم خریدن به خاطر دامنه ی نوسان محدود تنبیه می شوند کسانی که تمایل دارند سهام بنیادی و خوب بخرند ولی به واسطه محدودیت نمی توانند تنبیه می شوند کسانی که به واسطه هیجان و قفلی سهام خوب، به سراغ سهم های پرعرضه و مشکل دار می روند تنبیه می شوند اما کسانی که با استفاده از تکنولوژی یا روابط می توانند در صف ها جلو بیافتند و حجم بالایی در صف باشند تشویق می شوند کسانی که سهام بنجل و پروژه ای دارند، از فرصت قفلی استفاده می کنند و آنرا در بازار می فروشند، تشویق می شوند کسانی که دوران جنگ نقد بودند حالا به واسطه شرایط سهیمه ای سهم می خرند، تشویق و به ریش ما می خندند هیچ بازاری تا ابد قفل نمی ماند و قفلی بالا نمی رود، در نهایت جایی که بورس متعادل شود، چون شما باعث شدید آدمای درست تنبیه شوند و آدمهای اشتباهی تشویق بیشتر از همه شما تنبیه خواهید شد و آن روز باید دنبال جلسات و بسته های حمایتی بگردید. @fardaname
🔴تورم شاخص قیمت مصرفکننده (CPI) در آمریکا ممکن است همین امسال از +۵.۰٪ عبور کند. در ۶ ماه گذشته، تورم CPI بهطور میانگین ماهانه +۰.۴٪ بوده و ارقام ماه مارس و آوریل بهترتیب به +۰.۹٪ و +۰.۶٪ رسیدهاند. اگر این روند ادامه پیدا کند، نرخ تورم سالانه (YoY) تا زمان انتخابات میاندورهای نوامبر میتواند به +۵.۲٪ افزایش یابد. این بالاترین سطح تورم از فوریه ۲۰۲۳ خواهد بود و بیش از دو برابر رقم ثبتشده در فوریه ۲۰۲۶ است. حتی اگر نرخ تورم ماهانه به +۰.۳٪ کاهش پیدا کند، باز هم تورم سالانه به +۴.۴٪ خواهد رسید؛ بالاترین سطح از آوریل ۲۰۲۳. بحث تورم در آمریکا بسیار جدی است! و ترامپ باید به فکری برای آن بکند! وگرنه پتانسیل اینو داره که به عنوان یکی از بدترین رئیس جمهورهای تاریخ آمریکا شناخته بشه. (باتوجه به بقیه کارهایی که کرده و هنوز نتیجه شون مشخص نشده) @idinj
🔵 ارزندهترین سهمهای صنایع پیشرو بازار 🔵 ✅️ در این پست به نمادهایی با کمترین P/E تحلیلی در سه صنعت سیمانی، دارویی و غذایی(در سه بخش غذایی، قندی و زراعی) پرداخته شده است که این روزها بسیار مورد توجه فعالین بازار قرار گرفتهاند. ✅️ بایستی توجه داشت که شرکتهای با دوره مالی اسفند، در دل قیمتشان، سود نقدی سال ۱۴۰۴ را نیز دارند که این موضوع خود باعث تعدیل همین نسبتهای فعلی نیز خواهد شد. @enigma_investing
*استراتژی زمین سوخته در جنگ ۲۰۲۶؛ تغییر ایران یا نابودی آن؟* جنگ ۲۰۲۶ آمریکا با ایران را نباید فقط یک درگیری نظامی صرف دید. این جنگ یک عملیات تمامعیار اقتصادی و ژئوپلیتیک است با دو سناریوی موازی. سناریوی اول: وادار کردن ایران به تغییر سیاست خارجی و کشیدن آن به سمت بلوک غرب. سناریوی دوم: اگر اولی شکست بخورد، چنان ایران را ضعیف کند که به درد بزرگترین متحدش، یعنی چین، نخورد. این همان «استراتژی زمین سوخته تهاجمی» است؛ همانی که آمریکا در ویتنام، افغانستان و بعداً در اوکراین هم اجرا کرد. در سناریوی اول، آمریکا از ابزارهایی مثل محاصره دریایی، تحریم بانکی و حملات محدود به تأسیسات هستهای و موشکی استفاده میکند تا ایران را مجبور به عقبنشینی از محور مقاومت و مذاکره از موضع ضعف کند. اما مساله اینجاست که ایران پس از چهار دهه تحریم، انعطافپذیری عجیبی پیدا کرده و بعید است به راحتی تسلیم شود. همین حالا، با وجود محاصره، چین، هند و ژاپن هنوز نفت ایران را میخرند. پس واشنگتن سناریوی دوم را هم آماده کرده. سناریویی که در آن، اگر ایران حاضر به تغییر سیاست نباشد، تلاش میکند این کشور را از نظر اقتصادی و زیرساختی چنان فلج کند که برای چین «هزینهبر» شود، نه «دارایی». این نقشه سه مرحله دارد. مرحله اول: ادامه محاصره دریایی تا صادرات نفت ایران از ۱.۶ میلیون بشکه پیش از جنگ به زیر ۲۰۰ هزار بشکه در روز برسد. چین نفت ارزان خود را از دست میدهد و مجبور میشود به سراغ تأمینکنندگان گرانتر برود. مرحله دوم: حملات هدفمند به خطوط ریلی (مخصوصاً بخش ناقص رشت-آستارا)، جادههای شرقی به پاکستان و پلهای استراتژیک در زاگرس. نتیجه این میشود که ایران از پل ارتباطی «کمربند-جاده» چین حذف و سرمایهگذاری ۴۰۰ میلیارد دلاری پکن در خطر میافتد. مرحله سوم اما خطرناکتر از دو مرحله پیشین است: بیثباتی داخلی. حمایت مالی و لجستیک از گروههای مخالف در بلوچستان و کردستان برای تشدید ناامنی در مرزها، همراه با تورم ۱۵۰ تا ۲۵۰ درصدی و کمبود کالاهای اساسی. هدف روشن است: تبدیل ایران به یک «باتلاق هزینه» برای چین. درست مثل ویتنام برای شوروی، یا افغانستان برای آمریکا. وقتی یک متحد به جای برگ برنده، تبدیل به بار سنگین شود، حامیاش آن را رها میکند. چرا این سناریو برای ایران خطرناکتر از خود جنگ است؟ چون چین ایران را «شریک استراتژیک» میداند، نه «متحد نظامی». پکن تا جایی حمایت میکند که منافعش تأمین شود. نفت ارزان، مسیر امن ترانزیت، و بازار مصرف. اگر ایران نتواند هیچ کدام از اینها را ارائه دهد، چین به تدریج دست از حمایت برمیدارد. قبلاً هم این کار را کرده. در بحران اوکراین، چین روسیه را تنها نگذاشت، اما از تحریمهای ثانویه فاصله گرفت و صادرات خود را به سمت بازارهای دیگر هدایت کرد. آمریکا در جنگ اخیر، ایران را هدف نهایی خود نمیداند. هدف اصلی، مهار چین است. ایران فقط یک مهره در این شطرنج بزرگ است. از دید واشنگتن، ایران یا باید به یک متحد مطیع تبدیل شود، یا به سرزمینی سوخته که هیچ فایدهای برای پکن ندارد. هیچ حالت سومی وجود ندارد. و اینجا است که بزرگترین اشتباه استراتژیک رخ میدهد. تکیه کردن به «کارت هرمز» و تهدید به بستن آن، که نه تنها آمریکا را متوقف نمیکند، بلکه دقیقاً بهانه لازم برای اجرای سناریوی «زمین سوخته» را به او میدهد. دولت عثمانی در سال ۱۴۵۳ همین اشتباه را کرد. راه را بست، اما اروپا مسیرهای جدیدی پیدا کرد که از قلمرو عثمانی عبور نمیکرد. ایران هم دارد همین کار را میکند: با بستن هرمز، خریداران بزرگ نفت مجبور به پیدا کردن مسیرهای جایگزین میشوند. «تکیه بر بستن هرمز» زمانی به سیاست زمین سوخته منجر میشود که ایران در سه حوزه همزمان شکست بخورد: 1. ناتوانی در بازگشایی سریع تنگه (یعنی برنامه پشتیبان نداشته باشد). 2. ناتوانی در محافظت از زیرساختهای نفتی خود در برابر حملات تلافیجویانه. 3. از دست دادن حمایت چین به دلیل قطع کامل نفت. اگر ایران بستن تنگه هرمز را به عنوان یک استراتژی بلندمدت، نه یک تاکتیک کوتاهمدت، دنبال کند، این بزرگترین اشتباه استراتژیک خواهد بود و سناریوی «زمین سوخته» را علیه خودش رقم میزند. تهدید به بستن هرمز باید مثل «تفنگ روی میز» باشد؛ هرگز خالی نشود، اما همیشه نشان داده شود. اگر روزی ایران مجبور شود آن شلیک کند، باید مطمئن باشد که شلیک دوم و سوم را هم میتواند انجام دهد، در غیر این صورت، زمین سوخته تنها سرنوشت ممکن است. اندیشکده تحلیل سیاسی پرواز