tgindex
буквы .
@idkwtdwuuперсидский

галерея а ✉️.

Последний пост
29 июл.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
123
−1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
103
20 постов
Вовлечённость
83,7%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
62
1/48двое суток
71
1/72трое суток
76

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • حس کردم… ستاره ای گُرگرفته از مدار ستارگان خارج و به سینه‌ام پناهنده شده است حس کردم… جنگلی انبوه در زیر لباس هایم سر برکشیده است

  • دست از سر خدا بردارید اگر قرار بود کاری کند، تاریخ لبریز از جنایات نبود، به عقل خودتان رجوع کنید. — چارلز داروین.

  • زندگی شهد گلی‌ست که می‌خوردش زنبور زمان، تنها چیزی که باقی می‌ماند عسل خاطره هاست.

  • زندگی گر هزار باره بود بار دیگر تو، بار دیگر تو.

  • سخت ترین دلتنگی برای خاطره ها نیست، برای احتمال‌ هایی است که هیچ‌وقت فرصت واقعی شدن پیدا نکردند.

  • 23 июл.721из idkwtdwuu

    شب میشه آسمونو باز قدم میزنم تا برسم به بازتابت تو ماه.

  • 23 июл.701из idkwtdwuu

    زنده میشن همه قصه هام به خوندنت سرت شیرین ترین بار روی شونمه شاعر میمونم، تا وقتی که یه شعر نابه بودنت

  • 16 июл.89из gray_min

    نمی‌شه گفت دیگه زندگی وجود نداره. زندگی هست و اینو نمی‌گم چون فقط زنده‌ایم. می‌گم هست، چون هممون غمگینیم. این یعنی داریم غمی رو زندگی می‌کنیم. زندگی وجود داره به شکل تاریک و دردناکش. دلم نمی‌خواد از درد بگم ولی مگه غیر از این چیز دیگه‌ای هم هست؟

  • 1 июл.1091из dickheadwolf

    حتی در شرایط سخت سعی میکنی به زندگی وصل بمونی، وقتی به خود کلمه ی زندگی فکر کنی شبیه یه وقت تلف کردن بنظر میاد وجود داشته باشی، چند وقتی ازمون و خطا کنی و بعد توی یکی از همون ازمون و خطاها ببینی داری به اخرای راه نزدیک میشی برای همینه که زیاد نباید به زندگی فکر کرد فقط باید پیش رفت و به اطراف نگاه کرد بدون اینکه فلسفه ی خاصی براش بچینی

  • ماه امشب به اسم strawberry moon ثبت شده :)

  • تو فرق نداشتی، من متفاوت دیدمت.

  • без подписи

  • مخواه که هردو یک آواز را بپسندیم، یک ساز را، یک کتاب را، یک طعم را، یک رنگ را، یک شیوه نگاه کردن را، همسفر بودن و هم‌هدف بودن ابدا به معنای شبیه بودن و شبیه شدن نیست

  • هرکسی لایق به یاد ماندن نیست.

  • « نصف قهوه‌ات را که خوردی، بیا فنجان هایمان را عوض کنیم، در کافه های شهر نمی‌شود یکدیگر را بوسید.»

  • без подписи

  • از دلِ تنگتون برام بگید، از هرچی دوست دارید بگید

  • از دلِ تنگتون برام بگید، از هرچی دوست دارید بگید

  • اگر سخن میان من و تو پایان یافت و راه های وصال قطع شدند و جدا و غریبه گشتیم، از نو با من آشنا شو

  • نه ما می‌مانیم نه اندوه و نه هیچ‌ یک از مردم این آبادی به حبابِ نگرانِ لب یک رود قسم، و به کوتاهیِ آن لحظه ی شادی که گذشت، غصه ها هم می‌گذرد