𝒊𝒎𝒐𝒓𝒊𝒚𝒂
Статистика«میانِ استخوانهایخورد شدهایم اما؛ امید تَقلا میکند برای روییدن...»
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 8
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 259
- 1/48двое суток
- 296
- 1/72трое суток
- 320
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
ماشالا همه تو کار سریال جنایید😂
یه سریال قشنگ که دیدی بهم معرفی میکنی؟
در نامهای به مادرش نوشت: «از هر چیزی یا هر کسی که تو را اندوهگین میکند بیزارم؛ حتی اگر آن فرد خودم باشم.»
” ناشناس.
نوشداروی منی بعد از هزاران سال هم چون بیایی زخم من فوراً مداوا میشود.
без подписи
1:37
نباید میرفتی؛ روی دستِ دنیا ماندهام.
چشم ها
« در جهانِ من، خدا یک بار نام خودش را به شکل تو نوشت »
_ بی تو همه چیز کسالت آور است. چقدر دلم برای دیدنت، برای نوازشت، برای نگاه کردن به تو تنگ شده است. احساس میکنم از همهی دنیا دور افتادهام.
без подписи
«اگر کسی را دوست میداری، او را همانگونه که هست دوست بدار، نه آنگونه که میخواهی باشد.»
«دلم برات تنگ شده، هرجا هستی خوش به حال در و دیوار اونجا.»
без подписи
تو نماندی تا بگویم..
без подписи
آن دختر، شعر بود؛ اما مردی که کنارش بود، سوادِ خواندن نداشت.
در من همهچیز رو به پايان است جز تو و اندوه نبودنت.
без подписи