tgindex
اینک واژه

اینک واژه

Статистика
@inakvazhehИскусствоперсидский

دربه در تر از باد زیستم در سرزمینی که گیاهی در آن نمی روید @inakvazheh کوشش ما ارائه ی مجله ای ادبی فرهنگی هنری اجتماعی و فلسفی با هدف دستگیری از هم است مسیر ارتباط: @HoMaUoN7

Последний пост
12 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
5
Всего постов
132
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Искусство
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
216
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
177
40 постов
Вовлечённость
81,9%
к подписчикам
Постов в день
0,7
всего 132
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
23
1/48двое суток
26
1/72трое суток
28

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 12 авг.19из VahidOnline

    ایرج درگذشت؛‌ جناب سرهنگی که «پهلوان آواز» ایران بود حسین خواجه‌امیری، خواننده نامدار موسیقی ایرانی که با نام هنری ایرج شناخته می‌شد، امروز چهارشنبه ۲۱ مرداد ماه در ۹۴ سالگی درگذشت. درگذشت او موجی از خاطرات دوران طلایی موسیقی و سینمای قبل از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ را زنده کرده است، به ویژه در نزد شنوندگان برنامه‌های رادیویی و یا انبوه تماشاگرانی که آواز برخاسته از سینه ایرج را از لبان ستارگان فیلم‌های آن موقع می‌دیدند و می‌شنیدند. افسرآوازخوانی که حسن کسایی، اسطوره نی را واداشت «پهلوان آواز» خطابش کند و صدایش برای محمدرضا شجریان، خسرو آواز ایران، «متر و معیار سنجش کیفیت صدا در تاریخ آوازخوانی ما» باشد. ادامه مطلب 📡 @VahidOnline

  • ما دوام آوردیم؛ عجیب دوام آوردیم... اما فرق بود میان دوام آوردن ما و دوام آوردن آدم‌های دیگر... فرق بود میان رسیدن ما و رسیدنِ آدم‌های دیگر... که جایی که آنان راه می‌رفتند، ما می‌دویدیم، جایی که آن‌ها می‌دویدند، ما سینه خیز می‌رفتیم... آنان برای رشد و رفاه می‌جنگیدند و ما برای بقا... تمام مردم جهان زندگی می‌کردند و ما... ما فقط داشتیم زنده می‌ماندیم... •نرگس صرافیان‌طوفان

  • 12 авг.26из attachbot

    ‍ 📹 ملت، دولت و حکومت قانون 🎙نسخه صوتی ▫️از میان ویژگی‌های ذهنی که بن‌بست می‌رسد، باور به تقدیر در برابر اراده آزاد، سخت‌ترین ویژگی‌ست. ▫️آنکه باور دارد نمی‌تواند، ناتوانی‌اش به قلمرو دانایی می‌خَزد! پس دسترسی به دانایی نخواهد داشت؛ چرا که باور دارد نمی‌تواند که بداند! همو که نمی‌داند، بی‌گمان نمی‌تواند. این ناتوانی در دانش و کنش، وی را سرپرست‌خواه می‌کند. ▫️او زور را تنها راه برای گذران زندگیِ نادانان و ناتوانان بر می‌شناسد. در برنامه‌های آینده، دیگر ویژگی‌های ذهن به بن‌بست رسیده را می‌کاویم! 📍لینک این برنامه در آپارات 📺 @ecoiran_webtv

  • ای‌ خزان‌های‌ خزنده‌ در عروق‌ِ سبز باغ‌ کاین‌چنین‌ سرسبزی‌ِ ما پایکوبان‌ شماست‌ از تبارِ دیگریم‌ و از بهارِ دیگریم‌ می‌شویم‌ آغاز از آن‌جایی‌ که‌ پایانِ شماست‌.! شفیعی‌ کدکنی

  • ای‌ خزان‌های‌ خزنده‌ در عروق‌ِ سبز باغ‌ کاین‌چنین‌ سرسبزی‌ِ ما پایکوبان‌ شماست‌ از تبارِ دیگریم‌ و از بهارِ دیگریم‌ می‌شویم‌ آغاز از آن‌جایی‌ که‌ پایانِ شماست‌.! شفیعی‌ کدکنی

  • گفتم چشمم، گفت به راهش می‌دار گفتم جگرم، گفت پُر آهش می‌دار گفتم که دلم، گفت چه داری در دل؟ گفتم غم تو، گفت نگاهش می‌دار ابوسعید ابوالخیر #مغازلات @inakvazheh 💫

  • او با لحنی متقاعدکننده گفت: «الکساندر ایوانوویچ، سعی کن بفهمی که هیچ آینده‌ی واحدی برای همه وجود ندارد. آینده‌های زیادی وجود دارد و هر یک از اعمال تو یکی از آنها را می‌سازد... تو این را خواهی فهمید.» قطعاً این را خواهید فهمید." بوریس استروگاتسکی «دوشنبه از شنبه شروع می‌شود

  • 10 авг.38из attachbot

    ‍ سام گوهربین (کلیشه) درِ زندگی برامون تا ابد وا نمی مونه! @inakvazheh 💫

  • 🛑 عقلانیتِ باور یا عدمِ باور به خدا در گرو تعریف یا تصور ما از خداست. هر کس که به وجود یا عدم وجود خدا قائل است، تعریف یا تصوری از خدا در ذهن دارد. ممکن است این تعریف یا تصور برگرفته از رویکردی شخصی یا برگرفته از سنتی دینی یا تاملات فلسفی و یا اساطیر باشد. رابطه خداوند و جهان نیز مبتنی بر همین تعریف و تصور ما از خداوند است.

  • 🎁 اثر هدیه: چه کالاهایی را برای هدیه دادن انتخاب می‌کنیم؟ چرا خرید یک کالا به‌عنوان هدیه برای دیگران از خرید همان کالا برای خودمان راحت‌تر است؟ The Gift Effect 📝 محمدرضا سلیمی پاییز سال ۱۳۹۹، هنگامی که مشغول نگارش کتاب «۶۶ خطای شناختی در تصمیم‌گیری: پیامدها و راه‌حل‌ها» بودم، به ذهنم رسید در آخر مقدمه‌ی کتاب این جمله‌ها را بنویسم: «پیشنهاد می‌شود این کتاب را بیش از یک بار مطالعه کنید. بعد از مطالعه متوجه خواهید شد که این کتاب می‌تواند هدیه‌‌ای مناسب برای دوستانتان نیز باشد.» شاید این توصیه‌ تلنگری بوده برای کسانی که بعد از مطالعه‌ی این کتاب تصمیم گرفته‌اند دوباره آن را بخرند و به دوستان خود هدیه بدهند. آنچه در ذهن این افراد روی می‌دهد پدیده‌ای ذهنی‌ست که به آن «اثر هدیه» می‌گویند‌. اثر هدیه چیست؟ گاهی کالایی را می‌بینیم و با خود می‌گوییم «این کالا مناسب من نیست» و از خرید آن منصرف می‌شویم. اما اگر همان کالا به‌عنوان هدیه‌ای مناسب برای شخص دیگری معرفی شود، ممکن است تصمیم بگیریم آن را بخریم‌. به این پدیده «اثر هدیه» می‌گویند. اثر هدیه به این واقعیت روان‌شناختی اشاره می‌کند که افراد گاهی برای خریدن هدیه برای دیگران راحت‌تر از خرید برای خودشان تصمیم می‌گیرند. در این حالت، کالا دیگر صرفاً وسیله‌ای برای رفع نیاز شخصی نیست، بلکه به ابزاری برای ابراز محبت، قدردانی، توجه یا تقویت رابطه تبدیل می‌شود. چگونه اثر هدیه اتفاق می‌افتد؟ اثر هدیه بر پایه‌ی دو سازوکار روان‌شناختی استوار است: ۱. تغییر چارچوب ذهنی¹: وقتی یک کالا به‌عنوان هدیه معرفی می‌شود، نگاه ما به آن تغییر می‌کند. دیگر از خود نمی‌پرسیم «آیا من به آن نیاز دارم؟» بلکه فکر می‌کنیم «چه کسی از دریافت این کالا به‌عنوان هدیه خوشحال می‌شود؟» همین تغییر دیدگاه تصمیم‌گیری را آسان‌تر می‌کند. ۲. کاهش درد پرداخت²: درد پرداخت احساس ناخوشایندی‌ست که در زمان پرداخت پول به ما دست می‌دهد.³ بسیاری از افراد هنگام خرید برای خودشان احساس درد پرداخت می‌کنند؛ اما هنگام خرید برای دیگران این احساس کاهش می‌یابد. درنتیجه، خرید هدیه از نظر روانی راحت‌تر می‌شود. برای مثال، می‌خواهم کتاب «خانواده‌ی خردمند: چگونه در خانواده نقادانه بیندیشیم» را این‌گونه معرفی کنم. «شاید بهترین هدیه چیزی نباشد که فقط یک نفر را خوشحال کند؛ بلکه چیزی باشد که شیوه‌ی اندیشیدن یک خانواده را تغییر دهد و آن خانواده را از فروپاشی نجات دهد.» زمانی که یک هدیه می‌تواند، به‌جای خوشحال کردن یک نفر، شیوه‌ی اندیشیدن یک خانواده را تغییر دهد، سبب می‌شود ارزش ادراک‌شده‌ی آن هدیه بیشتر شود؛ چون مخاطب احساس می‌کند با هدیه دادن یک کتاب می‌تواند خانواده‌ای را از فروپاشی نجات دهد. در چه موقعیت‌هایی اثر هدیه بهتر عمل می‌کند؟ این اثر در بازاریابی بسیار کاربرد دارد، به ویژه برای کالاهایی که بار عاطفی دارند؛ مانند تجربه‌های لذت‌بخش، کتاب، کیک تولد، گل، اسباب‌بازی، صنایع دستی یا هر چیزی که بتواند احساس محبت، قدردانی یا مراقبت را منتقل کند. همچنین، در مناسبت‌هایی مانند تولد، سالگرد ازدواج، روز مادر، روز پدر، روز معلم، عید نوروز، ولنتاین و دیگر جشن‌ها این اثر بسیار پررنگ‌تر می‌شود؛ زیرا ذهنِ افراد از قبل برای هدیه دادن آماده است. چه زمانی اثر هدیه نتیجه‌ی معکوس می‌دهد؟ اگر محصول واقعاً هدیه‌ی مناسبی نباشد، یا فروشنده بیش‌ازحد بر «هدیه بودن» آن تأکید کند، مخاطب احساس می‌کند این پیام صرفاً یک ترفند بازاریابی‌ست. درنتیجه، اثر هدیه نه‌ تنها کمکی به فروش نمی‌کند، بلکه اعتماد مشتری را نیز کاهش می‌دهد. اثر هدیه نشان می‌دهد گاهی نحوه‌ی ارائه‌ی یک پیشنهاد به‌اندازه‌ی خود پیشنهاد اهمیت دارد. وقتی یک کالا در قالب هدیه معرفی می‌شود، مخاطب آن را از زاویه‌ای متفاوت می‌بیند و همین تغییرِ نگاه می‌تواند تصمیم او را تغییر نیز دهد. البته، اثر هدیه فقط به هدیه دادن گل، کتاب یا وسیله‌ای ارزشمند محدود نمی‌شود. این اثر در بسیاری از موقعیت‌های دیگر نیز مشاهده می‌شود؛ زمانی که برای دیگران کاری انجام می‌دهیم که ممکن است برای خودمان هرگز انجام ندهیم. برای مثال، ممکن است فردی برای خودش غذای ساده‌ای تهیه کند؛ اما وقتی مهمان دارد، با دقت و وسواس غذای بهتری بپزد. دلیل این رفتار آن است که هنگام تصمیم‌گیری برای دیگران انگیزه‌هایی مانند محبت، مسئولیت، سخاوت، قدردانی و میل به خوشحال کردن دیگران فعال می‌شوند. درنتیجه، معیارهای تصمیم‌گیری تغییر می‌کند و فرد حاضر می‌شود زمان، انرژی و پول بیشتری صرف کند؛ کارهایی که شاید برای خودش انجام ندهد. به‌ همین‌ دلیل، اثر هدیه فقط درباره‌ی هدیه دادن نیست؛ بلکه درباره‌ی تغییر شیوه‌ی تصمیم‌گیری‌ست؛ زمانی که مخاطبِ تصمیم شخص دیگری‌ست. 1. Reframing 2. Pain of Paying ۳. ۶۶ خطای شناختی در تصمیم‌گیری: پیامدها و راه‌حل‌ها

  • اثرهای روان‌شناختی: پاسخ‌های علمی به «چرا»های رفتار انسان 📝 محمدرضا سلیمی ❓چرا این‌گونه رفتار می‌کنیم؟ چرا عاشق می‌شویم؟ چرا جانمان را برای نجات دیگران به خطر می‌انداریم؟ چرا افراد نادان درباره‌ی هر موضوعی اظهار نظر می‌کنند؟ چرا شیفته‌ی شخصیت افراد می‌شویم؟ چرا اغلبِ مردها به لحاظ جنسی تنوع‌طلب هستند؟ چرا از گزینه‌های مبهم اجتناب می‌کنیم؟ چرا به فالگیری اعتقاد داریم؟ و ... . اینها سوال‌هایی هستند که پاسخشان را می‌توان در تبیین اثرهای روان‌شناختی یافت. هر اثر روان‌شناختی پاسخی‌ست علمی به یک «چرا؟» در رفتار انسان. درواقع، اثرهای روان‌شناختی به «چراهای زندگی روزمره»‌ی ما پاسخ‌های علمی می‌دهند. به‌عبارت‌دیگر، هر اثر روان‌شناختی می‌کوشد یکی از الگوهای تکرارشونده و گاه عجیب رفتار انسان را توضیح دهد. خلاصه، هر اثر روان‌شناختی پاسخی‌ست به یک «چرا؟». در حقیقت، اثرهای روان‌شناختی رازهای رفتار انسان‌ها را برملا می‌کنند و نگاهشان را از توجیه‌های عامیانه به تبیین‌های عالمانه تغییر می‌دهند. ✅ چند مثال: ۱. اثر کولیج: چرا اغلبِ مردها به لحاظ جنسی تنوع‌طلب هستند؟ ۲. اثر تماشاگر : چرا وقتی افراد زیادی شاهد یک حادثه هستند، احتمال کمک کردن هر فرد کاهش می‌یابد؟ ۳. اثر هاله‌ای: چرا افراد زیبا را باهوش‌تر، صادق‌تر و شایسته‌تر تصور می‌کنیم؟ ۴. اثر دانینگ‌-کروگر: چرا افراد نادان درباره‌ی هر موضوعی اظهار نظر می‌کنند؟ ۵. اثر زیگارنیک: چرا کارهای ناتمام بیشتر از کارهای تمام‌شده در ذهن باقی می‌مانند؟ ۶. اثر اجماع کاذب: چرا تصور می‌کنیم اکثر مردم با ما هم‌عقیده‌اند؟ ۷. اثر کمبود: چرا وقتی یک کالا کمیاب می‌شود، ناگهان برای ما ارزشمندتر به نظر می‌رسد؟ ۸. اثر برنده: چرا موفقیت‌های پیاپی اعتمادبه‌نفس ما را افزایش می‌دهند و احتمال موفقیت‌های بعدی را بیشتر می‌کنند؟ ۹. اثر بازنده: چرا شکست‌های پیاپی اعتمادبه‌نفس ما را کاهش می‌دهند و احتمال شکست‌های بعدی را بیشتر می‌کنند؟ ۱۰. اثر قلاب: چرا شبکه‌های اجتماعی آن‌قدر اعتیادآورند که رهاکردنشان دشوار می‌شود؟ ۱۱. اثر لوسیفر: چرا انسان‌های اخلاقی و درستکار گاهی در شرایط خاص رفتارهای غیراخلاقی یا حتی ظالمانه انجام می‌دهند؟ ۱۲. اثر اسپاک: چرا «بیش‌ازحد منطقی بودن» غیرمنطقی‌ست؟ ۱۳. اثر کاریزما: چرا شیفته‌ی شخصیت افراد می‌شویم؟ ۱۴. اثر قفس پرنده: چرا داشتن یک تعهد کوچک ما را به سمت تعهدهای بعدی سوق می‌دهد؟ ۱۵. اثر متیو: چرا ثروتمندان هر روز ثروتمندتر می‌شوند و فقرا فقیرتر؟ ۱۶. اثر جزر و مد: چرا نخبگان دوست دارند به کشورهای پیشرفته مهاجرت کنند؟ ۱۷. اثر ابهام: چرا از گزینه‌های مبهم اجتناب می‌کنیم؟ ۱۸. اثر بارنوم: چرا به فالگیری اعتقاد داریم؟ ۱۹. اثر پرداخت غیرنقدی: چرا بدون پول نقد بیشتر خرید می‌کنیم؟ ۲۰. اثر پلتزمن: چرا در اوج امنیت کارهای پرخطر انجام می‌دهیم؟ ۲۱. اثر دیدرو: چرا چیزهایی را می‌خریم که به آنها نیاز نداریم؟ ۲۲. اثر طرز بیان: چرا طرز بیان بر رفتار ما تأثیر می‌گذارد؟ ۲۳. اثر معکوس: چرا واقعیت‌ها همیشه باورهایمان را تغییر نمی‌دهند؟ ۲۴. اثر آشنایی: چرا چیزهای آشنا را بیشتر ترجیح می‌دهیم؟ ۲۵. اثر چشم‌وهم‌چشمی: چرا تمایل داریم از اکثریت پیروی کنیم؟ ۲۶. اثر مالکیت: چرا کالاهایمان را بیش‌ازحد ارزش‌گذاری می‌کنیم؟ ۲۷. اثر غریبگی: چرا به غریبه‌ها بیشتر از آشنایان احترام می‌گذارم؟ ۲۸. اثر آزادی عمل: چرا از آب گل‌آلود ماهی می‌گیریم؟ ۲۹. اثر خرگوش: چرا رفتار محبت‌آمیز بر سلامت جسم و روان ما تأثیر می‌گذارد؟ ۳۰. اثر مادر ترزا: چرا مهربانی مسری‌ است؟ ۳۱. اثر ایکاروس: چرا موفقیت بیش‌ازحد به شکست منجر می‌شود؟ ۳۲. اثر کاساندرا: چرا به هشدارهای کارشناسان توجه نمی‌کنیم؟ ۳۳. اثر بازخورد: چرا بازخورد سازنده و موثر عملکرد ما را بهتر می‌کند؟ ۳۴. اثر بِل: چرا قدرت مدیران به توانمندی کارمندان وابسته است؟ ۳۵. اثر زنبور عسل: چرا هنگام انتقام گرفتن، به خودمان بیش‌تر آسیب می‌زنیم؟ ۳۶. اثر اسب وحشی: چرا در برابر مشکلات کوچک و کم‌اهمیت واکنشمان افراطی و ویران‌گر است؟ ۳۷. اثر پرومته: چرا جانمان را برای نجات دیگران به خطر می‌اندازیم؟ ۳۸. اثر بادکنک: چرا «خشم اجتماعی» به «طنز سیاسی» تبدیل می‌شود؟ ۳۹. اثر گربه ماهی: چرا رقابت باعث افزایش بهره‌وری می‌شود؟ ۴۰. اثر بشکه‌ی چوبی: چرا عملکرد سازمان را بر اساس عملکرد ضعیف‌ترین فرد ارزیابی می‌کنیم؟ ۴۱. اثر حاشیه‌ای: چرا ارزش کمک یا حمایت ما به میزانِ نیازِ شخص در آن لحظه بستگی دارد، نه به بزرگی خودِ کمک. ۴۲. اثر اِروس: چرا عاشق می‌شویم؟ ۴۳. اثر جنس مخالف: چرا در حضور جنس مخالف انگیزه‌ی افراد برای انجام کار بیشتر می‌شود؟ ۴۴. اثر تاخر: چرا به آخرین اطلاعات توجه می‌کنیم؟ 📚 منبع: ۶۶ خطای شناختی در تصمیم‌گیری: پیامدها و راه‌حل‌ها

  • без подписи

  • 🌐 وقتی رانت، روپوش سفید می پوشد! 🖋  آرش احدی مطلق هر جامعه‌ای برای بقا به نهادی نیاز دارد که مردم باور کنند در آن، «استعداد» بر «امتیاز» غلبه می‌کند. آن نهاد، دانشگاه است. اگر این باور فرو بریزد، چیزی بیش از عدالت آموزشی از میان خواهد رفت؛ مشروعیت اخلاقی نظم اجتماعی آسیب خواهد دید. امیل دورکیم معتقد بود جامعه تنها با قوانین اداره نمی‌شود؛ بلکه بر پایه احساس مشترک عدالت و اخلاق جمعی استمرار می‌یابد. هنگامی که شهروندان احساس کنند قواعد رقابت برای همه یکسان نیست، آنچه آسیب می‌بیند صرفاً یک آزمون ورودی نیست؛ بلکه «وجدان جمعی» جامعه است. دانشگاه در چنین وضعیتی، از نهادی برای همبستگی اجتماعی به نهادی برای تولید احساس بی‌عدالتی تبدیل می‌شود. از منظر ماکس وبر نیز مشروعیت هر نظام اداری به عقلانیت و شایسته‌سالاری وابسته است. وبر هشدار می‌دهد که هرگاه انتصاب و گزینش بر پایه امتیازهای غیرحرفه‌ای انجام شود، بوروکراسی عقلانی جای خود را به روابط امتیازی می‌دهد. اگر این منطق به نظام آموزش عالی نفوذ کند، دانشگاه نیز از یک سازمان علمی به سازمانی مبتنی بر امتیازهای بیرونی تبدیل خواهد شد. پی‌یر بوردیو آموزش را عرصه توزیع سرمایه فرهنگی می‌دانست. اما اگر سرمایه نهادی و رانت‌های اجتماعی جای سرمایه علمی را بگیرد، دانشگاه نه نردبان تحرک اجتماعی، بلکه ابزاری برای بازتولید نابرابری خواهد شد. در چنین شرایطی، دانشجو بیش از آنکه به استعداد خود متکی باشد، به جایگاه پیشین خود وابسته می‌ماند و چرخه نابرابری بازتولید می‌شود. از سوی دیگر، جان رالز میان «برابری فرصت‌ها» و «برابری نتایج» تمایز قائل می‌شود. جامعه عادل، جامعه‌ای نیست که همه به یک نتیجه برسند؛ بلکه جامعه‌ای است که همه از فرصت منصفانه برای رقابت برخوردار باشند. سیاست‌های جبرانی هنگامی مشروع‌اند که محرومیت‌های واقعی را کاهش دهند، نه اینکه به امتیازهای دائمی و غیرقابل ارزیابی تبدیل شوند. شاید هشدارآمیزترین سخن را مایکل یانگ بیان کرده باشد. او نشان داد که اگر جامعه از معیار شایستگی فاصله بگیرد، اعتماد عمومی فرو می‌ریزد و شهروندان دیگر موفقیت را حاصل کوشش خود نمی‌دانند. در چنین فضایی، انگیزه جای خود را به سرخوردگی می‌دهد و امید اجتماعی فرسوده می‌شود. و در نهایت مناسب‌ترین چارچوب نظری برای فهم این مسئله از دیدگاه من، نظریه فشار ساختاری رابرت کی. مرتن باشد. مرتن معتقد بود هرگاه جامعه اهدافی را به‌عنوان ارزش عمومی تبلیغ کند، اما دسترسی به ابزارهای مشروع دستیابی به آن اهداف برای همه یکسان نباشد، نوعی فشار اجتماعی پدید می‌آید که اعتماد به قواعد رسمی را فرسایش می‌دهد. در ایران، موفقیت در کنکور و ورود به رشته‌های برتر، یکی از مهم‌ترین اهداف فرهنگی نسل جوان است. میلیون‌ها دانش‌آموز سال‌ها با این باور زندگی می‌کنند که تلاش، مطالعه و شایستگی، مسیر دستیابی به این هدف است. اما هنگامی که بخشی از جامعه احساس کند قواعد رقابت برای همه یکسان نیست، مسئله تنها از دست رفتن چند صندلی دانشگاه نیست؛ بلکه اعتبار «قاعده رقابت» زیر سؤال می‌رود. در چنین شرایطی، آنچه آسیب می‌بیند صرفاً عدالت آموزشی نیست؛ بلکه باور به این اصل بنیادین است که تلاش فردی می‌تواند سرنوشت اجتماعی را تغییر دهد. اگر این باور تضعیف شود، جامعه با نوعی آنومی خاموش روبه‌رو خواهد شد؛ وضعیتی که در آن، شهروندان نه به دلیل ناتوانی، بلکه به دلیل بی‌اعتمادی به قواعد بازی، انگیزه خود را از دست می‌دهند. در ایران امروز، بحث سهمیه‌های دانشگاهی تنها یک اختلاف بر سر نحوه پذیرش دانشجو نیست؛ این بحث به پرسشی بنیادین درباره ماهیت نظم اجتماعی تبدیل شده است: آیا دانشگاه همچنان مهم‌ترین نهاد شایسته‌سالاری کشور است یا به‌تدریج به نهادی برای توزیع امتیازهای غیررقابتی تبدیل می‌شود؟ دفاع از شایسته‌سالاری، دفاع از حقوق گروهی خاص نیست؛ دفاع از حق همه شهروندان برای حضور در رقابتی عادلانه است. دانشگاه، آخرین سنگری است که اگر در آن نیز احساس عدالت فرو بریزد، بازسازی اعتماد اجتماعی به‌سادگی ممکن نخواهد بود. مسئله امروز ما تنها «سهمیه» نیست؛ مسئله، نسبت میان عدالت، شایسته‌سالاری و اعتماد اجتماعی است. جامعه‌ای که به جوانان خود بیاموزد امتیاز از استعداد مهم‌تر است، دیر یا زود با مهاجرت نخبگان، فرسایش سرمایه اجتماعی و کاهش مشروعیت نهادهای خود روبه‌رو خواهد شد. توسعه، پیش از آنکه به سرمایه اقتصادی نیاز داشته باشد، به اعتماد به عدالت نیاز دارد؛ و این اعتماد، از دروازه دانشگاه آغاز می‌شود. آیا به راستی فاجعه آموزشی در ایران اتفاق افتاده است؟

  • ۵۰ جمله کلیدی از کتاب نفیس «جامعه باز و دشمنان آن» ✍ نویسنده کارل پوپر : ۱- جامعهٔ باز جامعه‌ای است که در آن هیچ اندیشه‌ای مقدس و مصون از نقد نیست ۲- دشمن اصلی آزادی، این باور است که تاریخ قانون قطعی و اجتناب‌ناپذیر دارد ۳- تاریخ‌باوری می‌کوشد آیندهٔ بشر را همچون سرنوشت محتوم تفسیر کند ۴- هرگاه کسی مدعی دانستن «معنای نهایی تاریخ» شود، راه استبداد هموار می‌شود ۵- افلاطون نخستین نظریه‌پرداز بزرگ جامعهٔ بسته است ۶- آرمان‌شهر افلاطونی به قیمت حذف آزادی فردی ساخته می‌شود ۷- فدا کردن انسان‌های واقعی به نام انسانِ ایده‌آل، خطرناک‌ترین خطای سیاسی است ۸- عدالت اگر با آزادی همراه نباشد، به ابزار سرکوب بدل می‌شود ۹- جامعهٔ بسته از تغییر می‌ترسد و آن را انحراف می‌نامد ۱۰- جامعهٔ باز تغییر را می‌پذیرد و از آن می‌آموزد ۱۱- دشمنان جامعهٔ باز معمولاً نیت خیر دارند اما پیامدهای فاجعه‌بار می‌آفرینند ۱۲- هیچ‌کس مالک حقیقت نهایی نیست ۱۳- خطاپذیری انسان، بنیان عقلانیت سیاسی است ۱۴- سیاست عقلانی یعنی کاستن از رنج، نه تحقق بهشت زمینی ۱۵- وعدهٔ نجات نهایی، اغلب پوششی برای خشونت است ۱۶- هگل تاریخ را تقدیس کرد و دولت را تجسم عقل دانست ۱۷- تقدیس دولت، آزادی فرد را قربانی می‌کند ۱۸- مارکس تاریخ را علمی پنداشت اما آن را به جبر اقتصادی فروکاست ۱۹- پیش‌بینی قطعی مسیر تاریخ ناممکن است ۲۰- آیندهٔ اجتماعی حاصل کنش‌های پیش‌بینی‌ناپذیر انسان‌هاست ۲۱- اصلاح تدریجی بر انقلاب تمام‌عیار برتری دارد ۲۲- مهندسی اجتماعی کلان، خطرناک و غیرانسانی است ۲۳- مهندسی اجتماعی خُرد به‌جای وعده‌های بزرگ، بر حل مسائل واقعی تمرکز دارد ۲۴- خشونت سیاسی معمولاً با زبان اخلاق توجیه می‌شود ۲۵- آزادی بدون مسئولیت به هرج‌ومرج می‌انجامد ۲۶- مسئولیت بدون آزادی به اطاعت کور تبدیل می‌شود ۲۷- نقد آزاد، قلب تپندهٔ جامعهٔ باز است ۲۸- سانسور نشانهٔ ترس از حقیقت است ۲۹- هیچ نظریه‌ای فراتر از آزمون و خطا نیست ۳۰- قدرت اگر مهار نشود، میل به خودکامگی دارد ۳۱- دموکراسی نه به‌خاطر حکومت اکثریت، بلکه به‌خاطر امکان عزل حاکمان مهم است ۳۲- سؤال اصلی سیاست این نیست که چه کسی حکومت کند، بلکه چگونه کنترل شود ۳۳- رهبران خطاناپذیر، خطرناک‌ترین رهبران‌اند ۳۴- بت‌سازی از رهبران، جامعه را نابینا می‌کند ۳۵- جامعهٔ باز به شهروندان بالغ نیاز دارد، نه پیروان مطیع ۳۶- اخلاق سیاسی یعنی جلوگیری از بدترین‌ها، نه تحقق بهترین‌ها ۳۷- آزادی اندیشه بدون تحمل اندیشهٔ مخالف ممکن نیست ۳۸- دشمنان جامعهٔ باز، از قطعیت تغذیه می‌کنند ۳۹- تردید عقلانی نشانهٔ ضعف نیست، نشانهٔ بلوغ است ۴۰- هیچ آرمانی ارزش نابودی انسان‌ها را ندارد ۴۱- تاریخ صحنهٔ انتخاب‌های انسانی است، نه اجرای نقشه‌ای از پیش‌نوشته ۴۲- انسان‌ها تاریخ را می‌سازند، اما هرگز آن را کنترل کامل نمی‌کنند ۴۳- توجیه شر به نام خیر نهایی، دروازهٔ توتالیتاریسم است ۴۴- جامعهٔ باز همواره ناتمام و در حال اصلاح است ۴۵- حقیقت از دل گفت‌وگوی آزاد زاده می‌شود ۴۶- عقلانیت یعنی آمادگی برای تصحیح خود ۴۷- بزرگ‌ترین خطر، ایمان کور به نظریه‌های نجات‌بخش است ۴۸- آزادی بدون نقد می‌میرد ۴۹- نقد بدون آزادی خفه می‌شود ۵۰- جامعهٔ باز، شجاعت زیستن بدون قطعیت را می‌طلبد. @inakvazheh 💫

  • 7 авг.2283из attachbot

    ‍ @inakvazheh 💫 مریم روحپرور معروف به ام کلثوم ایران ترانه معروف بی تو پاییزم🍁

  • نکِشید به بندِ سطور آب و ماه و پرنده را بگذارید شعر شوند؛ در خیال لوتوس‌ها٬ چنگرها در قفس می‌میرند! #شادیہ_غفارے ‌https://t.me/shadiehghaffari/17899

  • 6 авг.27510из attachbot

    ‍ @inakvazheh 💫 🎙ام کلثوم ✍ انت عمری

  • ام کلثوم

  • ماکسیم گورکی ۱۰۵ سال پیش سخنی گفته که جامعه امروز ایرانی در چنین وضعیتی گرفتارش شده است: در جهان سه گونه دزد هست: ١- دزد معمولی ٢- دزد سیاسی ٣- دزد مذهبی *•دزدان معمولی کسانی‌اند که؛* *پول،* *کیف،* *جیب،* *ساعت،* *زر و سیم،* *وسایل خانه‌ و … شما را برای سیرکردن شکم‌ خودشان و فرزندانشان می‌دزدند.* 🔻دزدان سیاسی کسانی‌اند که *آینده،* *آرزوها،* *رؤیاها،* *کار،* *زندگی،* *حق،* *حقوق،* *دسترنج،* *دستمزد،* *تحصیلات،* *توانایی،* *اعتبار،* *آبرو،* *سرمایه‌های ملی شما و حتی مالیات شما را می‌دزدند و چپاول می‌کنند و شما را در سیه‌روزی و بدبختی نگه‌ می‌دارند...* 🔻دزدان مذهبی کسانی‌ هستند که *این دنیای زیبایتان را،* *جرأت اندیشید‌ن‌تان را،* *علم و دانش‌تان را،* *عقل و خِردتان را،* *جشن و شادمانی‌تان را،* *سلامتی تن و روان‌تان را،* *دارایی‌ و مال‌تان را می‌دزدند و تازه یک چیزهایی نیز به شما گران می‌فروشند!* *مانند جهل و خرافات و اندوه و سوگواری و …* این دزدان، با سخنان فریبنده دروغ می‌گویند، می‌فریبند، سواری می‌گیرند و شما را در جهل و فرومایگی، فقر و بدبختی، نکبت و … نگه می‌دارند! تفاوت جالب در این‌‌جاست که دزدان معمولی، شما را انتخاب می‌کنند؛ اما شما، دزدان سیاسی و مذهبی را خودتان انتخاب می‌کنید و به آن‌ها ارج می‌دهید و آن‌ها را بزرگ می‌شمارید. تفاوت دیگر و بزرگتر اینکه دزدان معمولی، تحت تعقیب پلیس قرار می‌گیرند، دستگیر و زندانی می‌شوند اما دزدان سیاسی و مذهبی … از شما طلبکار هم می‌شوند...

  • بعد از چهار و نیم سال جنـگ؛ نرخ تورم در اوکراین تک رقمی است تورم روسیه با تداوم جنگ و تحریم، ۶ درصد است تورم افغانستان جنگ‌زده‌ی تحت سلطه طالبان، تک رقمی و ما بدون جنگ هم ۴ دهـه تورم چند رقمی و بی‌ارزشترین پول جهان را داشته‌ایم... برای ویرانی ما نیازی به جنگ و دشمن خارجی نیست! 🔻پ ن: هر کدام از این کشورها اگر فساد ساختاری که در حاکمیت ایران وجود دارد را داشتند الان به سرنوشت فاجعه بار ج ا دچار بودن ◾️سهام نیوز