[میان]
Статистикаبرای یاد گرفتن مینویسم، شاید اینبار یادم بماند. -جوانی در تلاش برای جوانی کردن. من: https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-4Atw6NVFJS
- Последний пост
- 10 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 4
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 82
- 1/48двое суток
- 93
- 1/72трое суток
- 101
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
هرشب موقع نوشتن، اولین جملهای که توی دفترش مینوشت این بود: «امروز روز عجیبی بود». چون زندگی با تموم غمها و خوشیها براش عجیب بود و هیچوقت نتونست بفهمتش.
I just wanna run away😊 @injamianlvo
This anxiety is killing me and keeping me awake😭🫠 @injamianlvo
این روزا با خیال راحت پوست لبم رو میکنم، زیاد میخوابم، یه عالمه قهوه میخورم، وقتی غم زیاد میشه کف اتاق دراز میکشم و به این فکر میکنم شاید بهترین روزهام برای وقتیه که کوچک بودم و باور داشتم همه چیز برای همیشه باقی میمونه.
یه جوری خستمه که انگار روحم چند لایه از جسمم پیرتره.
@injamianlvo
خیال میکردم یه روز صبح بیدار میشم و جواب همهچی رو بلدم. ولی هرچی بزرگتر شدم، فقط سوالهام بیشتر شدن. انگار بزرگ شدن یعنی یاد بگیری با سوالهایی زندگی کنی که احتمالا هیچوقت جوابی براشون پیدا نمیکنی.
خیره موندن به ماه، تنها چیزیه که توی این تاریکی بهم آرامش میتابونه.
видео или голосовое, без подписи
ممنونم از زنداییم که با شیرانبه، پاستا، لگو و برگر تا حدی من رو به زندگی برگردوند.
همیشه خیال میکردم جوونی چیز دیگریه. قرار بود کشف باشه، ساختن باشه، دویدن باشه. اما سهم من، فرو رفتن در باتلاق محدودیتهایی شد که از عقایدی تحمیلشده جون گرفتن.
هرچی بیشتر گشتم تا خودم رو پیدا کنم، کمتر پیدا کردم. آخر این جستوجو فقط به مغزی آشفته رسیدم؛ مغزی که یا تمام عمر در حال فرار بوده، یا بیوقفه دنبال راهی برای فرار میگرده.
بیزارم از این جغرافیا؛ از شکستهاش، از پیروزیهاش، از آیندهای که در تمام این سالها همیشه نامعلوم مونده. از بنبستهای بیشماری که فقط به خاطر ایرانی بودن، هر روز و هر لحظه باید با اونها روبهرو بشم.
آدمخونگیای شدم، خونه میمونم، خونه میخورم، خونه میخونم، خونه میبینم، سفارش میدم بیارن خونه، خونه کار میکنم، برسم خونه انجامش میدم، برسم خونه پیام میدم، برسم خونه زنگ میزنم، خونه خونه خونه.
"اگه پولدار بودم بین نیمکره شمالی و جنوبی زمین ییلاق قشلاق میکردم، یهطوری که همهش تو پاییز و زمستون باشم." اصن تابستون نبینم.
@injamianlvo
تنها چشمانداز مثبت این روزها برای من اینه که دوماه دیگه هوا خنک میشه.
منم همینطور.
نوشته بود: بعضی افکار اومده بودن چایی بخورن و برن، تو چرا سند به نامشون میزنی؟