«سفری به دنیای درون »
Статистика"با ما در سفری به درون همراه شوید؛ جایی که با اصول مراقبه، کشف استاد درون، آگاهی از کودک درون و مدیریت ذهن، با دانش اساتیدی همچون دانداپانی، سیلوا و جو دیسپنزا و .... به تعالی دست مییابید." Admin:@Ben611
- Последний пост
- 8 июл.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 39
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Путешествия
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
✍ جمعبندی هفته اول در این هفته آموختیم که: - ذهن دائماً داستان میسازد. - بسیاری از نگرانیها مربوط به گذشته یا آینده هستند. - قضاوتها سوخت نشخوار ذهنیاند. - جنگیدن با افکار آنها را قویتر میکند. - و مهمتر از همه، ما چیزی فراتر از ذهن خود هستیم. اکنون اولین قدم را برداشتهای. پیش از این شاید درون جریان افکار زندگی میکردی. اما از امروز میتوانی روی ساحل بایستی و جریان ذهن را تماشا کنی. و این آغاز آزادی است. آغاز بازگشت به سکوتی که همیشه در درونت حضور داشته است.
✍جمله تأکیدی روز هفتم من ذهنم نیستم. من افکارم نیستم. من احساسات گذرایم نیستم. من آگاهیای هستم که تمام این تجربهها را مشاهده میکند. در سکوت درونم آرامشی وجود دارد که هیچ فکری نمیتواند آن را از بین ببرد.
✍کاربرگ روز هفتم امروز به این سؤالات پاسخ بده: ۱. کدام فکرها بیشتر مرا با خود میبرند؟ ۲. وقتی فقط آنها را مشاهده میکنم چه تغییری در احساسم ایجاد میشود؟ ۳. آیا من افکارم هستم یا کسی که افکار را مشاهده میکند؟ ۰۴ اگر هر فکری را حقیقت ندانم، چه مقدار از رنج من کاهش پیدا میکند؟
✍تمرین عمیق مشاهدهگر پنج دقیقه در سکوت بنشین. چشمانت را ببند. هر فکری که ظاهر میشود فقط بگو: «متوجه شدم.» و اجازه بده عبور کند. نه دنبال فکر برو. نه آن را متوقف کن. فقط شاهد باش. در پایان چند نفس عمیق بکش و حضور خود را احساس کن.
✍تمرین امروز چند بار در طول روز متوقف شو و از خودت بپرس: «الان چه فکری در ذهن من وجود دارد؟» سپس فقط آن را نامگذاری کن. مثلاً: - فکر نگرانی - فکر ترس - فکر قضاوت - فکر برنامهریزی - فکر خاطره فقط نام آن را بگو و مشاهده کن. بدون اینکه وارد داستانش شوی.
🔹آرامش از مشاهده میآید بسیاری از افراد سالها تلاش میکنند افکار خود را تغییر دهند. اما آرامش واقعی اغلب زمانی ظاهر میشود که به جای تغییر دادن افکار، یاد میگیریم آنها را مشاهده کنیم. هرچه بیشتر در جایگاه مشاهدهگر قرار بگیری، کمتر در داستانهای ذهن غرق خواهی شد. و هرچه کمتر در داستانها غرق شوی، آرامش بیشتری تجربه خواهی کرد.
🔹مشاهده بدون قضاوت مشاهدهگر درون قضاوت نمیکند. فقط میبیند. همانطور که یک آینه هر چیزی را بدون مخالفت یا تأیید نشان میدهد. مشاهدهگر نیز فقط شاهد است. وقتی غم میآید، آن را میبیند. وقتی شادی میآید، آن را میبیند. وقتی ترس میآید، آن را میبیند. وقتی آرامش میآید، آن را میبیند. او درگیر محتوا نمیشود. فقط حضور دارد.
🔹چرا مشاهدهگر درون مهم است؟ زیرا تا زمانی که با هر فکر یکی میشویم، اسیر آن خواهیم بود. اما زمانی که جایگاه مشاهدهگر را پیدا میکنیم، فاصلهای سالم میان خود و افکار ایجاد میشود. مثلاً به جای اینکه بگویی: «من مضطربم.» میتوانی بگویی: «احساس اضطراب در من حضور دارد.» به جای: «من شکست خوردهام.» بگویی: «فکر شکست در ذهنم ظاهر شده است.» شاید این تفاوت کوچک به نظر برسد، اما تأثیر بزرگی بر آزادی ذهنی دارد.
🔹آسمان و ابرها یکی از زیباترین مثالها برای درک مشاهدهگر درون، مثال آسمان است. آسمان را تصور کن. گاهی آفتابی است. گاهی ابری. گاهی بارانی. گاهی طوفانی. اما آیا آسمان خودش طوفان است؟ آیا آسمان خودش باران است؟ خیر. تمام این پدیدهها در آسمان رخ میدهند، اما آسمان فراتر از آنهاست. ذهن نیز همینگونه است. افکار، احساسات، نگرانیها، ترسها و خاطرات مانند ابرهایی هستند که در فضای آگاهی تو ظاهر میشوند و عبور میکنند. اما خود آگاهی، بزرگتر و عمیقتر از همه آنهاست.
🔹مشاهدهگر همیشه حضور داشته است به کودکی خود فکر کن. به نوجوانی. به سالهای مختلف زندگی. بدنت تغییر کرده است. افکارت تغییر کردهاند. باورهایت تغییر کردهاند. احساساتت بارها تغییر کردهاند. دوستانت تغییر کردهاند. شرایط زندگیات تغییر کرده است. اما چیزی در درون تو همیشه ثابت مانده است. همان بخشی که اکنون در حال خواندن این جملات است. همان بخشی که تمام این سالها شاهد تمام تجربهها بوده است. آن بخش، مشاهدهگر درون است.
🔹تفاوت میان ذهن و آگاهی بسیاری از ما سالها با ذهن خود یکی شدهایم. هرچه ذهن گفته، باور کردهایم. اگر ذهن گفته: «من شکست خوردهام.» احساس شکست کردهایم. اگر گفته: «من کافی نیستم.» آن را حقیقت دانستهایم. اگر گفته: «همه چیز خراب خواهد شد.» ترسیدهایم. اما ذهن فقط تولیدکننده فکر است. همانطور که قلب خون تولید میکند، ذهن نیز فکر تولید میکند. وظیفه ذهن فکر کردن است. اما وظیفه تو باور کردن تمام افکار نیست. در پشت تمام این افکار، چیزی وجود دارد که همیشه حاضر بوده است: آگاهی.
🔹چه کسی متوجه افکار میشود؟ لحظهای مکث کن. همین حالا ممکن است فکری در ذهنت وجود داشته باشد. شاید درباره گذشته باشد. شاید درباره آینده. شاید درباره همین متنی که میخوانی. اما یک سؤال مهم وجود دارد: چه کسی از وجود این فکر آگاه است؟ اگر میتوانی فکر را ببینی، پس تو خود آن فکر نیستی. زیرا مشاهدهکننده همیشه با چیزی که مشاهده میشود متفاوت است. همانطور که چشم میتواند یک درخت را ببیند اما خود درخت نیست، تو نیز میتوانی افکارت را ببینی اما خود افکار نیستی.
هفته اول: شناخت نشخوارهای ذهنی روز هفتم: مشاهدهگر درون ✍مقدمه در شش روز گذشته با بخشهای مختلف نشخوار ذهنی آشنا شدیم. دیدیم که ذهن چگونه داستان میسازد، چرا مدام به گذشته و آینده سفر میکند، چگونه با قضاوتها ما را درگیر میکند و چرا جنگیدن با افکار معمولاً نتیجهای جز خستگی بیشتر ندارد. اما اکنون به مهمترین بخش این هفته میرسیم؛ موضوعی که اگر بهدرستی درک شود، نگاه ما را به ذهن و زندگی تغییر میدهد: 🔹مشاهدهگر درون. شاید مهمترین کشف در مسیر آرامش این باشد که تو فقط ذهن خود نیستی.
✍ پیام پایانی هر جنگی نیاز به دو طرف دارد. وقتی دست از جنگیدن با افکار برمیداری، بسیاری از آنها قدرت خود را از دست میدهند. آرامش زمانی به وجود نمیآید که همه افکار ناپدید شوند. آرامش زمانی به وجود میآید که دیگر اسیر هر فکری که ظاهر میشود نباشی. گاهی بزرگترین قدم برای رهایی از یک فکر، تلاش نکردن برای حذف آن است.
✍جمله تأکیدی روز ششم من مجبور نیستم با افکارم بجنگم. من میتوانم آنها را ببینم و اجازه دهم عبور کنند. من آسمان آرامی هستم که ابرهای فکر از آن عبور میکنند.
✍مدیتیشن روز ششم چشمانت را ببند. هر فکری که وارد ذهنت میشود تصور کن روی یک برگ قرار گرفته است. برگها روی رودخانهای آرام شناور هستند. هر فکر روی یک برگ مینشیند و آرام دور میشود. نه آن را نگه دار. نه آن را هل بده. فقط تماشا کن.
✍کاربرگ روز ششم یکی از افکاری را که این روزها زیاد تکرار میشود بنویس. سپس پاسخ بده: - وقتی با این فکر میجنگم چه احساسی دارم؟ - وقتی آن را فقط مشاهده میکنم چه احساسی دارم؟ - آیا این فکر واقعاً نیاز به حل شدن دارد یا فقط نیاز دارد دیده شود؟
✍تمرین امروز امروز هر زمان فکری آزاردهنده وارد ذهنت شد، به جای جنگیدن با آن این جمله را بگو: «اجازه میدهم این فکر باشد.» سپس سه نفس آرام و عمیق بکش. بعد توجهت را به کاری که انجام میدهی برگردان. ممکن است فکر دوباره برگردد. اشکالی ندارد. دوباره همین کار را انجام بده.
🔹افکار فقط مهمان هستند یکی از دلایل رنج ما این است که با هر فکری که وارد ذهن میشود، هویت پیدا میکنیم. اگر فکری غمگین باشد، فکر میکنیم خودمان غم هستیم. اگر فکری ترسناک باشد، فکر میکنیم واقعاً در خطر هستیم. اما افکار مانند مهمانهایی هستند که وارد خانه ذهن میشوند و بعد میروند. بعضی مهمانها خوشایند هستند. بعضی نه. اما هیچ مهمانی برای همیشه نمیماند. مشکل زمانی آغاز میشود که در را قفل میکنیم و تمام توجه خود را به یک مهمان میدهیم. 🔹مشاهده به جای مبارزه یکی از قدرتمندترین مهارتهایی که میتوانی یاد بگیری این است: به جای جنگیدن با فکر، آن را مشاهده کنی. مثلاً وقتی فکری میآید: «من کافی نیستم.» به جای اینکه ساعتها درباره آن فکر کنی، فقط بگو: «جالب است، ذهنم الان فکر "من کافی نیستم" را تولید کرده است.» همین فاصله کوچک میان "من" و "فکر" قدرت زیادی دارد. زیرا دیگر درون فکر نیستی. داری آن را مشاهده میکنی. 🔹آسمان و ابرها ذهن را مانند آسمان تصور کن. افکار مانند ابرها هستند. بعضی ابرها روشناند. بعضی تیرهاند. بعضی آرام عبور میکنند. بعضی طوفانی هستند. اما هیچ ابری نمیتواند آسمان را از بین ببرد. آسمان همیشه بزرگتر از ابرهاست. تو نیز بزرگتر از افکاری هستی که در ذهنت ظاهر میشوند.
🔹پذیرش به معنای تسلیم نیست وقتی صحبت از پذیرش میشود، بعضی افراد تصور میکنند پذیرش یعنی دست کشیدن از زندگی یا تأیید کردن همه چیز. اما پذیرش معنای دیگری دارد. پذیرش یعنی: «اجازه میدهم این فکر وجود داشته باشد، بدون اینکه مجبور باشم از آن پیروی کنم.» مثلاً اگر ذهن بگوید: «شاید شکست بخوری.» پذیرش یعنی بگویی: «ممکن است این فکر در ذهنم باشد، اما لازم نیست تمام روزم را صرف آن کنم.» فکر میتواند باشد. اما تو مجبور نیستی با آن همراه شوی.