tgindex
زندگی!
@insedayehmaneКнигиперсидский

پیوسته آرزو کنمت بلکه آرزو از شرم ناتوانی خود جان به سر شود! کتابِ طوبی و معنای شب رو داریم باهم میخونیم. با هشتگِ #طوبی_خانم همراهِ قصه میشی. اگر متنی متعلق به فردی به غیر از سعیده سجادی باشد، حتما متذکر خواهم شد:).

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
6
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
113
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
92
20 постов
Вовлечённость
81,4%
к подписчикам
Постов в день
0,9
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
42
1/48двое суток
48
1/72трое суток
51

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • 📍کارگاه جادوی کلام 💡قدم به قدم تا صدا و بیان حرفه‌ای 🔸️یک روزه و رایگان 🔸با حضور: معین‌الدّین عشّاقی مدرّس بیان و مهارت‌های ارتباطی کارگردان و بازیگر تئاتر 🔸زمان: ٢٨ مرداد ماه ساعت ۱۱:۰۰ 🔸️مکان: در شمالی دانشگاه اصفهان، بعد از ورود ۱۰۰ متر به چپ،…

  • 12 авг.371из studentcity_isf

    📍کارگاه جادوی کلام 💡قدم به قدم تا صدا و بیان حرفه‌ای 🔸️یک روزه و رایگان 🔸با حضور: معین‌الدّین عشّاقی مدرّس بیان و مهارت‌های ارتباطی کارگردان و بازیگر تئاتر 🔸زمان: ٢٨ مرداد ماه ساعت ۱۱:۰۰ 🔸️مکان: در شمالی دانشگاه اصفهان، بعد از ورود ۱۰۰ متر به چپ، دفتر سازمان دانشجویان جهاددانشگاهی اصفهان 🔸ثبت نام: @studentcityisf 🏷کاری از: کانون پادکست صداخانه سازمان دانشجویان جهاد‌دانشگاهی اصفهان ✨ به ما بپیوندید:  @studentcity_isf 🔆سازمان دانشجویان جهاددانشگاهی اصفهان

  • دوستانی که دانشجوی یکی از دانشگاه های استانِ اصفهان هستید می‌تونید با تکمیلِ فرمِ عضویت در سازمان دانشجویانِ اصفهان توی این کارگاه شرکت کنید. آقای عشاقی از خوبانِ تئاترِ اصفهان هستند و این کارگاه آغازِ راهی‌ست برای شروعِ حرفه ای مسیر‌ِ صداپیشگی.

  • تا حالا فرصت کردی فکر کنی به اینکه چیو از تهِ تهِ قلبت دوست داری؟!

  • نفهمیدم. اما گمانم زندگی چیزی نیست که آدم بتواند بفهمد. همه جور زندگی هست، و گاه طرفِ دیگر تپه سبزتر به نظر می‌رسد. چیزی که برایم مشکل‌تر از همه است، این است که نمی‌دانم این جور زندگی به کجا می‌کشد. اما ظاهرا آدم هرگز نمی‌فهمد، صرف نظر از اینکه چه جور زندگی کند. به هر حال چاره ای جز این احساس ندارم که بهتر است چیرهای بیشتری برای سرگرمی داشته باشم. زن در ریگِ روان کوبو آبه

  • تکرار به نحوی هولناک ادامه داشت. بی تکرار نمی‌شد زندگی کرد، مثلِ ضربانِ قلب، اما این نکته هم درست بود که ضربانِ قلب همه چیزِ زندگی نبود... زن در ریگِ روان کوبو آبه

  • کسایی که اصفهانی اند برای خریدِ کتاب حتما سایتِ کوچه کتاب رو داشته باشید. مبلغِ کتاب هاشون چون اکثرا چاپِ ۱۴۰۳به قبل هستند خیلی مناسبه و خودشون هم تخفیف می‌گذارن و همین باعث شده واقعا قیمت هاشون تفاوتِ فاحشی با بقیه سایت ها و مخصوصا خریدِ حضوری داشته باشه.…

  • توی هفته ای که گذشته، عجیب ترین اتفاق های عمرم رقم خورده. روابط و واکنش های آدم ها توی ذهنم بیابان هایی به وسعتِ کویرِ لوت درست کردن و تک درخت های قلبم تعدادشون به اندازه انگشت های دستم رسیدن. هوا و اکسیژنی می‌ره و میاد ولی اون چیزی که غالبه، هوای گوگردی و مسمومِ این روزهاست. من از بینِ تمومِ این خاک و شنزار ها، دنبالِ یک لونه گنجشکی ام که فقط بدونم صدای زندگی هنوز هم جاریه. که بتونم چشمام رو روی تمومِ ناملایماتشون، عصبانیت هاشون، ظواهرِ به شدت شیک و قلبهای چرکینشون، ببندم. به قولِ تیاترِ ده و ده دقیقه: اگر نوزادی توی این دنیا متولد می‌شه، یعنی خدا هنوزهم به انسان امیدواره... ۴۰۵/۰۵/۱۶

  • دیو سه: ما چرا می‌خندیم؟! از چه خوشحالیم؟! سالهاست که با سیلی صورتمان را سرخ می‌کنیم. دیو مردنی: ما بدبختِ این هستیم که خوب طاقت می‌آوریم؛ مثل قاطر کار می‌کنیم، و مثلِ شتر صبوریم، و مثلِ گوسفند مطیع، و مثلِ جغد ساکت، و مثلِ مرغِ حق شکرگزار! نمایشنامه سلطان°مار استاد بهرامِ بیضایی

  • • نخستین پرنده نمی‌دانست آسمان چیست، و هیچ نیازی هم به دانستن آن نداشت. بافت جهان، بی‌آنکه از او اجازه‌ای بخواهد، در وجودش شکاف انداخت و «باید» را از «خواستن» جدا کرد؛ همان‌گونه که جراحی خسته، بی‌آنکه از بدنِ روی تخت نظری بخواهد، تیغ جراحی را فرود می‌آورد. او حتی نمی‌دانست که خودِ آسمان از پیش چه موهبتی به او بخشیده است: اینکه برخاستن از زمینِ گرم اما فانی، چه آسان می‌تواند باشد؛ زمینی که آدمیان حتی یک‌سوم رنج او را هم درک نمی‌کردند و چه موجودی بر فراز سرشان ظاهر شده بود؛ فرستاده‌ای از آسمان، یا از ژرفای مغاک. او پرواز کرد؛ با ایمانی که به آن آگاهی داشت، در دل هراسی وحشی، بی‌آنکه بداند اگر سقوط کند چه بر سرش خواهد آمد. چنین است که جانوری در خلائی ناب و سوزان چشم می‌گشاید. چنین است که انسانی خفته ناگهان به دریایی بی‌کران و بی‌کف افکنده می‌شود. این آسمان بود که پیش از هر چیز او را به یاد داشت. ایمان و هدف که حتی برای خود او نیز نامی نداشتند از همان آغاز همراهش بودند؛ خیلی پیش از آنکه نخستین ضربه‌ی بال‌هایش را بزند، همان‌ها او را به سوی بالا می‌کشیدند. بداهه نوازی «سه تار» توسط آرتیست الکترونیک روسی! Tribvlist - First Bird ✈️@Aaklab

  • سرگشته دلا به دوست از جان راهست ای گمشده آشکار و پنهان راهست گر شش جهتت بسته شود باک مدار کز قعر نهادت سوی جانان راهست   دیوانِ شمس مولانا

  • آدمها بدجور نا امیدت می‌کنند. مواظبِ فکرهای توی سرت باش...

  • دلا خون شد خون ببار...

  • در کتابِ باید باهم حرف بزنیم از سلست هدلی، گفتگوهای خانمِ نویسنده با نورولوژیست ها، افرادِ سیاست مدار، خبرنگار ها و روزنامه نویس ها، روانشناس ها و... هست که به صورتِ گفتمان به همراهِ توضیحات و روایاتِ خودِ خانمِ هدلی برای ما خواننده ها نگارش شده. فصلِ پنجمِ این کتاب با عنوانِ بعضی گفت و گوها از بعضی دیگر دشوارترند به مفهومِ عذرخواهی پرداخته. از اینکه اگر صحبت کردن و حرف زدنمون باعثِ کنشِ بدی در ذهنِ فرد یا افرادآ مقابلمون بشه چه واکنش هایی از اون می‌بینیم و حتی گفت و گویمان چه بلایی سرش میاد. همه این هارو توضیح دادم تا پس زمینه ای از این تیکه‌ی کتاب که براتون می‌نویسم داشته باشید؛ آقای مک کالا: اگر به مغزِ کسی نگاه کنین که به تازگی توسطِ کسی آسیب دیده- مسخره شده، آزار دیده یا مورد توهین قرار گرفته، می تونیم با استفاده از فناوری ببینیم مغزِ اون ها در حال انجامِ چه کاری هست، درسته؟! پس می تونیم به نوعی ببینیم که مغزِ شما در زمانِ انتقام چه شکلی داره. دقیقا شبیه مغز کسی می‌شه که تشنه‌ست و در آستانه‌ی نوشیدنِ یه نوشیدنی شیرین قرار گرفته یا کسی که گرسنه‌ست و قراره یه تیکه شکلات برای خوردن نصیبش بشه. تیپِت: مثلِ حسِ ارضا کردن یه میلِ شدید؟! آقای مک کالا: دقیقا عینِ همونه. به معنای واقعی کلمه یه میلِ شدیده. چیزی که دیده می‌شه، فعالیت زیاد سیستم پاداش توی مغز است... منشا میل به انتقام یه بخشِ مریض و تاریک عملکرد ذهنیِ ما نیست. بلکه یه میلِ شدید به حلِ مسئله و دستیابی به هدفه... از کلِ این کتاب، همین چند جمله و پاراگراف برای همیشه توی ذهنم ثبت شده. روزی که برسه اون شیرینی بدستمون و تقاصِ این همه ناکافی و خشم و نفرت و انزجار رو از تک تکِ کسایی که مسببِ این حال و روز بودن، بگیریم...

  • 🔴 همه‌ی این جمعیتی که می‌بینید دیروز، تو ایران مال جمع شدن تا یه بلاگر بنام «نیما تکیدو» رو ببینن: پروکسی | پروکسی پروکسی | پروکسی | پروکسی پروکسی | پروکسی | پروکسی پروکسی | پروکسی | پروکسی @PinkProxy

  • اشخاص تازه‌بدورون‌رسیده متجدد فقط میتونن بقول خودشون توی این محیط عرض‌اندام بکنن، جامعه‌یی که مطابق سلیقه و حرص و شهوت خودشون دُرُس کردن و در کوچکترین وظایف زندگی باید قوانین جبری و تعبد اونا رو مثه کپسول قورت داد! این اسارتی که اسمشو کار گذاشتن و هر کسی حق زندگی خودشو باید از اونا گدایی بکنه! توی این محیط فقط یه دسته دزد، احمق بی‌شرم و ناخوش حق زندگی دارند و اگه کسی دزد و پست و متملق نباشه میگن: "قابل زندگی نیس!" #تاریکخانه #صادق_هدایت بزرگترین کانال هواداران صادق هدایت

  • کسایی که اصفهانی اند برای خریدِ کتاب حتما سایتِ کوچه کتاب رو داشته باشید. مبلغِ کتاب هاشون چون اکثرا چاپِ ۱۴۰۳به قبل هستند خیلی مناسبه و خودشون هم تخفیف می‌گذارن و همین باعث شده واقعا قیمت هاشون تفاوتِ فاحشی با بقیه سایت ها و مخصوصا خریدِ حضوری داشته باشه. به تازگی هم با ترب پی قرارداد بستند و دیگه قسطی هم می‌شه خرید کرد. همچنین می تونید برای تحویل، حضوری رو انتخاب کنید و به مخزنشون برید و کیف کنید.🌻

  • می گم یه موجی هم راه افتاد از درو دیوار حرف از جنوب می بارید. ولی حالا انگار خداروشکر تبش خوابیده. دیگه مد نیست ازش حرف بزنیم گویا...

  • 22 июл.149из hamid59salimi

    اگه دیگه نمیتونی خبرها رو دنبال کنی، اگه دیگه کشش بحث نداری، اگه حس می‌کنی این تاریکی داره کم‌کم تو رو شبیه خودش میکنه، اگه دیگه دسترسی به قلبت و اون ورژن مهربون‌ و صبورت نداری، عیبی نداره. فعلا خیلیامون ته این چاهیم، اما صبح میشه باز. اگه یه وقت ترسیدی، با صدای بلند آواز بخون. من اینجام، میشنومت... شب بخیر ❤️🖤