- Последний пост
- 8 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 52
- 1/48двое суток
- 59
- 1/72трое суток
- 64
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🎬 فراخوان انتخاب بازیگر فیلم سینمایی «جشن تولد» نویسنده و کارگردان: شاهپور شهبازی برای ایفای نقش در فیلم سینمایی مستقل «جشن تولد» که در شهر هانوفر - آلمان تولید خواهد شد، از بازیگران زن و مرد مستعد و علاقهمند دعوت به همکاری میشود. شرایط شرکت بازیگر زن ایرانی بازیگر مرد ایرانی و آلمانی محدوده سنی: ۲۰ تا ۳۵ سال امکان و آمادگی حضور در جلسات فیلمنامهخوانی و تمرینهای پیشتولید علاقهمند به همکاری در یک پروژه سینمایی مستقل نحوه ارسال یک ویدئوی کوتاه (حداکثر ۳ دقیقه) تهیه و ارسال نمایید که شامل موارد زیر باشد: ۱. معرفی شخصی نام و نام خانوادگی سن محل سکونت سوابق هنری یا بازیگری (در صورت وجود) ۲. اجرای بازیگری اجرای یک مونولوگ یا بخشی از یک متن نمایشی کوتاه. راهنمای ضبط ویدئو ویدئو در محیطی آرام و صدای واضح ضبط شود. از هرگونه فیلتر تصویری یا ویرایش غیرضروری خودداری شود. چهره متقاضی در تمام مدت ویدئو بهطور واضح قابل مشاهده باشد. مهلت ارسال مهلت اولیه دریافت ویدئوها تا ۲۵ آگوست ۲۰۲۶ است. در صورت نیاز، مهلت فراخوان تمدید خواهد شد. پس از بررسی آثار ارسالی، تنها با افراد منتخب برای مرحله بعدی تست بازیگری و گفتوگوی حضوری تماس گرفته خواهد شد. ارسال آثار ویدئوی معرفی و نمونه اجرای خود را از طریق پیام خصوصی در تلگرام به شناسه زیر ارسال نمایید: @Mmarjan_shirazi در صورت پرسش درباره فراخوان، از طریق همین شناسه تلگرام پیام ارسال نمایید. مدیر تولید فیلم سینمایی «جشن تولد» مرجان شیرازی
گویش، زبان و لهجه در منابع بر سر تعریف سه واژهی زبان، گویش و لهجه اختلافنظرهایی وجود دارد. گروهی از زبانشناسان کردی یا لری و امثال اینها را گویشهایی از زبان فارسی میدانند و گروهی دیگر آنها را زبانهای ایرانی مینامند؛ اما فارغ از اختلافات نظری و دانشگاهی آنچه در روند آموزش زبان فارسی اختلال ایجاد میکند موضوع مهمی به نام توانایی ارتباط است. کردی یا بلوچی را چه زبان بدانیم و چه گویش بخوانیم تفاوت مهمی با یزدی و کرمانی دارند که به این قرار است: کودکی که از زمان تولد تا لحظهی ورود به مدرسه فارسی کرمانی یا اصفهانی شنیده و سخن گفته است امکان ارتباط زبانی با شخص فارسیزبان دارد؛ اما کودکی که کردی، بلوچی، لری، گیلکی، ترکی، عربی و ... شنیده و سخن گفته است این امکان را ندارد یا این امکان با اختلال بسیار ممکن خواهد بود. قطعاً محل زندگی این کودک در این روند ارتباطی بسیار موثر است. ممکن است کودکی با والدین عربزبان که در شهر اهواز زندگی میکند به دلیل زندگی در محیط زبان فارسی امکان ارتباط زبانی با فارسیزبانان را داشته باشد اما کودکی با والدین بلوچ که در روستای دورافتادهای زندگی میکند از این امکان بیبهره باشد (میتوان بحث کرد که عربی یا بلوچی زبان هستند یا گویش یا لهجه). بنابراین با کمی بیدقتی زبانشناسانه میتوان هر کودکی را که امکان ارتباط زبانی با فارسیزبانان (سخنوران زبان فارسی معیار) را ندارد کودک دوزبانه نامید. ممکن است کودکی روستایی در مرز استان کرمان و سیستان و بلوچستان که با تلفیقی از گویش بلوچی و لهجهی جیرفتی سخن میگوید کودک دوزبانه باشد، ممکن است کودکی افغانستانی که با والدینش به تازگی به تهران امده کودک دوزبانه محسوب شود و ممکن است کودکی که در تبریز زندگی میکند و مثل بلبل ترکی حرف میزند اما به قدر کافی با فارسیزبانان ارتباط زبانی داشته است دوزبانه محسوب نشود. کودکان دوزبانه مخصوص کشور ایران نیستند. مثلاً در امریکا تعداد قابل توجهی از کودکان اول دبستان فرزندان مهاجران اسپانیاییزبانی هستند که تا روز ورود به مدرسه فقط اسپانیایی شنیدهاند. در اغلب کشورهای توسعهیافته روندهای آموزشی جداگانهای برای کودکان دوزبانه تعریف شده است. در این روندها کودک در دورهای دو یا چند ساله (معمولاً در پیشدبستانی) در معرض زبان معیار (با تکیه بر شنیدن، سخن گفتن و درک مطلب) قرار میگیرد و در ادامه به مسیر آموزشی اصلی زبان معیار دانشآموزان دیگر وارد میشود. این قبیل روندها معمولاً کمهزینه و بسیار پربازده هستند و متاسفانه در آموزشوپرورش کشور ما اعتنایی به آنها نشده است. آمار ترکتحصیل در مناطقی از ایران که تعداد دانشآموزان دوزبانه در آنها بیشتر است، اگر مورد دقت و پژوهش قرار بگیرد دستکمی از آسیبهای ناشی از جنگ و تحریم ندارد.
شاید سالهاست ایرانیانی که علاقهمند به تهدیگ هستند از پلوپزهای پارسخزر امروز و ایرانناسیونال قدیم استفاده میکنند. اما این تهدیگ ماجرای عجیبی دارد! در دهه ۱۳۴۰ که توسعه ایران دوران طلایی خود را میگذراند، همکاریهای خارجی میان شرکتهای ایرانی و خارجی به اوج میرسد. در آن زمان شرکتهای ایرانی از روشهای گوناگون از خرید لیسانس تا شکلدهی به یک شرکت مشترک (J.V.) برای انتقال تکنولوژی بهره میگیرند. یکی از بازیگران فعال در این عرصه، شرکت «صنایع الکتریکی ناسیونال ایران» (تأسیس ۱۳۴۴) به عنوان اولین شریک تجاری «ماتسوشیتا الکتریک» ژاپن (پاناسونیک فعلی) است که نقشی کلیدی در تولید لوازم خانگی کوچک باکیفیت در ایران داشت. در آن زمان دکتر نقیزاده جوان در ژاپن مشغول تحصیل و زندگی است. در تماسی که از بخش تحقیق و توسعه (R&D) این شرکت دارد، به آنان میگوید که ایرانیان به بخشی از برنج به نام تهدیگ علاقهمند هستند. ژاپنیها که برنج را به شوهای دیگر تهیه میکردند، یک پروژه تعریف میکنند برای تولید تهدیگ ایرانی. آنان با هماهنگی دکتر نقیزاده یک گروه را به ایران میفرستند و آنان میهمان خانواده نقیزاده میشوند. برای مادر دکتر نقیزاده که اهل شمال است، برنج چیزی بیش از یک محصول کشاورزی است، گویی بخشی از فرهنگ و خاطرات نیز هست. تیم R&D «ماتسوشیتا الکتریک» هر روز با تغییرات فنی یک مدل جدید تهیه میکردهاند و مادر دکتر نقیزاده با آن برنج دم میکردهاند و نتیجه اینکه این تهدیگ تا چه اندازه نزدیک به ذائقه ایرانیان است را ارزیابی میکردند. این فرآیند حدود ۲ ماه زمان میبرد، اما نتیجه آن میشود که هنوز بعد از ۶۰ سال پلوپزهای پارسخزر (نامی که پس از انقلاب ۵۷ بر آن گذارده میشود) برای ایرانیان پلوپزی متفاوت است. این خاطرهی را روزی دکتر نقیزاده در خصوص نگاه ژاپنیهای به تحقیق و توسعه R&D تعریف کرد که میخواست نگاه ترکیبشدهی فناوری و فرهنگ را آغاز کند. و من هر بار در شبکههای اجتماعی به پلوپز و تهدیگ میرسم، یاد این خاطره میافتم. شاید هیچکس از کسانی که تهدیگهای پارسخزر را میخورند، به ذهنشان نمیرسد که تهدیگ حاصل یک پروژه تحقیق و توسعه بوده است! و تیم پروژه برای آن کار دو ماه ایران بوده است. با پروفسور نقیزاده عزیز دو درس در دوره دکترا داشتم. نگاه ایشان در خصوص توسعه، خصوصا توسعه ژاپن، یکی از یادگارهایی ارزشمند ایشان در فهم من و بسیاری از پژوهشگران توسعه بود. افسوس که ایران ما کمتر توانست از حضور و نگاه او برای توسعهاش بهره ببرد. پروفسور نقیزاده عزیز یادش بهخیر و روانش شاد باد. |از صفحه امیر ناظمی| 🇯🇵 @Japanstudies_ir
اینترنت را وصل کنید.
ذهن وقتی نمیتواند آینده را پیشبینی کند، برای محافظت از خود «منگ» میشود.
ترسناکتر از اینکه آدم با صدای موشک بیدار شود این است که صبح بیدار شود و بفهمد که از صدای موشک بیدار نشده است.
مقدمه معلم عضوی اثرگذار و در عین حال اثرپذیر در جامعه است و در وضعیت آکنده از بحرانهای کنونی طبیعی است که ذهنی آشفته، پرالتهاب، ناامید، و پراضطراب پیدا کند. بنابراین به لحاظ عاطفی، هیجانی و بردباری تحت تأثیر موقعیت قرار میگیرد و اگر کیفیت ارتباط او با کودکان، چگونگی رابطهاش با همکاران و نحوهی آموزشی که به دانشآموزان ارائه میکند، نوسان داشته باشد، امری عجیب تلقی نمیشود. وقتی چشمانداز آینده مبهم و غیرقابل پیشبینی میشود، تنشهای درونی و کمصبری و بیتابی بیرونی غلیان میکند. در این وضعیت، او فریادرسی ندارد، آنان که تا دیروز همراه و همسخنش بودند، امروز خودشان مبتلا هستند و به دنبال فریادرسی میگردند و چنین میشود که اندکاندک همهی جامعه نیازمند فریادرس میشوند. در این وضعیت است که هر کسی و هر معلمی حق دارد به مکانیسمها و ابزارهای موثری مجهز باشد تا توان مواجهه با دشواریهای روزگار را داشته باشد. حدیث نفس به عنوان یکی از مهارتهای زبانی از جملهی این ابزارهاست که در سازماندهی ذهن و کاهش اضطراب نقش بسزایی ایفا میکند. حدیث نفس چیست؟ حدیث نفس یعنی نجوای درون، و در سادهترین تعریف یعنی حرف زدن با خود. حدیث نفس مرحلهای در رشد زبانی کودکان است. کودکان، در آغاز، زبان را به منظور برقراری ارتباط کلامی با دیگران میآموزند، اما زمانی میرسد که نه با دیگری، بلکه با خود، سخن میگویند. آنها وقتی با مسئلهای مواجه میشوند، از خود میپرسند: این را کجا بگذارم؟ اگر مامان بفهمد چه کار کنم؟ اگر مشقم را ننویسم جواب خانم را چه بدهم؟ در اینجا کودک یاد میگیرد خودش را طرف گفتگو با خود قرار دهد. در نتیجه به جای این که در خلأ فکر کند، مسئلههای خود را کلامی میکند، آنها را در پاسخ به خودش بر زبان میآورد و از خودش میخواهد به دنبال راه حل بگردد. بنابراین به جای این که در فضای شخصی و درونی خود به تخریب خود یا محیط دست بزند، میکوشد مسئلهی خود را به وضوح بیان کند، آن را بفهمد و تابع زمان حل کند. در چنین فضایی، کودک با حدیث نفسِ آگاهانه میکوشد از موقعیت خود توصیفی به دست آورد، خود را تنظیم کند، مسئله طرح کند، دورهای زمانی در نظر بگیرد و مسئلهی طرحشده را حل کند. در غیر این صورت، «اگر مامان بفهمد» یا «اگر خانم ببیند» فاجعه پیش میآید و او چون میداند با این بحران، حمایت مامان یا خانم را از دست میدهد، به هر نحو راهی به سوی خلاصی میگشاید. بدین ترتیب، کودک در روند رشد زبانی خود در محل برخورد با «فاجعه» یا «مسئله» ترجیح میدهد از موقعیت بحرانی بگریزد و چون با کسی نمیتواند گفتگو کند - کسی که طرف گفتگوست یعنی مادر، خودش فاجعهساز است - با خودش گفتگو میکند؛ یعنی حدیث نفس میکند. و از رهگذر این گفتگوی درونی به راه حل دست مییابد. بهتدریج، کودکان در مسیر بزرگسالی ممکن است از مسئلهمحوری به فاجعهمحوری میل پیدا کنند. بزرگسالی که مهارت مهار هیجان را نمیداند، در شرایط تنش یا فشار روانی، اضطراب را از ذهن خود دور نمیکند، فاجعه برایش به پیله تبدیل میشود و ذهن خود را اسیر این پیله میکند و درون آن جا خوش میکند. حدیث نفس که ماهیتاً زنجیرهای از گفتار است، غایب میشود و فرد گمان میکند که «فکر میکند»، این در حالی است که «نشخوار فکری میکند». اگر هم رو به حدیث نفس بیاورد، از آن بهرهبرداری منفی میکند؛ پیوسته زیر لب میگوید: «این چه بدبختی است» «بدجوری گیر افتادهام» «این تصویر از جلوی چشمم پاک نمیشود» «سرنوشت جز این نبود» فرد اگر ابزارهای خودتنظیمگری نداشته باشد، دور باطلی از برداشتهای خود را تکرار میکند و اسم آن را فکر میگذارد. میگوید «توی فکرم»، اما چنین نیست. اگر او بیاموزد مانند کودک پنج ساله خودش را مخاطب خودش قرار دهد و مشکلش را در قالب کلمات و جملات به خودش بگوید، کلمات در قالب نظم خطی پشت سر هم قرار میگیرند و میکوشد گفتههای خود را بفهمد و به عنوان مخاطب به آنها پاسخ دهد، در این حال، در راه حل مسئله قدم برمیدارد. این روند را در بحثهای بعد پی میگیریم.
روزگار دشوار و بیرحمی از سر میگذرانیم؛ روزگاری با افقی که همچنان تاریک مینماید. حوادث زمانه اگرچه بسیاری چیزها را در دل خود پنهان میکند، اما نمیتواند، حتی با جبر و زورِ عادی و مرسوم خود، این حقیقت را از چشمها پنهان نگه دارد که هرگاه قدرت زبان و بیان کاهش مییابد، دیوِ خشونت پردهدری میکند. بار دیگر میتوانیم با صراحت بازگوییم که بخش بزرگی از آموزشوپرورش ما در سوادآموزی کودکان و نوجوانان، فقیر و ناتوان بوده است: پژوهشهای داخلی و خارجی بسیاری نشان دادهاند که سوادآموزی و آموزش مهارتهای زبانی، با کاهش خشونت در رفتار و اعتلای همدلی، خویشتنداری، صبوری و احترام، ارتباط مستقیم دارد. شاید لازم باشد بار دیگر به اهمیت آموزش زبان و سوادآموزی اشاره کنیم و در کنار بازاندیشی در اهمیت کار معلم، از اولیای آموزشوپرورش بخواهیم در این بازنگری، در آموزش مهارتهای زبانی و سوادآموزی با ما همراه و همفکر باشند. ۱. زبان، ابزار برقراری ارتباط اجتماعی است: زبانآموزی به برقراری ارتباطی مؤثرتر میانجامد؛ یعنی «من تو را طرف گفتوگوی خود قرار میدهم؛ نگاه کن، جز زبان و کلماتم چیز دیگری ندارم. احساسم را به کلمه تبدیل میکنم و نه به تیغ و تیر و قمه ندارم. خشمم را فقط بیان میکنم تا از آن آگاه باشی.» زبانآموزی، کودکان و نوجوانان را به توانایی سخن گفتن و گوش کردن مجهز میکند و «سواد منطقی» و «سواد عاطفی» را بر مدار «سواد زبانی» قرار میدهد تا از دلِ ارتباط زبانی، راهی به حل مسئله بگشایند. پس شنوندهای که بیان خشم گوینده را میشنود، میآموزد رفتار زبانی بکند: بشنود و با او مبادلهای کلامی کند. هر زمان و در هر عرصهای که امور به دست کمسوادانی بیفتد که توان بیان کلمات را ندارند، مشت و لگد و داغ و درفش به میان میآورند. ۲. زبان، پشتوانهی فکر است: زبان ابزار فکر کردن است. ما با کلمات فکر میکنیم، فکر میکنیم تا منظور خود را بیان کنیم. آنکه نمیتواند سخن بگوید و فکری برای بیان کردن ندارد، پنجه میکشد، گاز میگیرد و عربده سر میدهد. زبانآموزی برنامهای است برای تبدیل محتوای ذهن به کلمات آوایی و نوشتاری. این برنامه میکوشد کودکان را در بهکارگیری کلمات و جملات توانا و هنرمند کند، تا آنها تنها توانایی «شلیک» کلمه و جمله داشته باشند، نه هیچ شلیک دیگری. ۳. زبان، توانایی «حدیث نفس» میآفریند: یعنی میتوانید با خود به گفتوگوی درونی بپردازید و در این گفتوگو تفکر، تحلیل و استدلال کنید. در نتیجه، مسائل را با واژهها در ذهن خود صورتبندی میکنید، تحلیلها و مقایسهها را به سرانجام میرسانید و نتیجهگیری میکنید. از این رهگذر، احساسات و خواستههای خود را میشناسید، هویت خود را بازمیشناسید، در هنگام تنشهای بیرونی و درونی آرام میشوید و میتوانید رفتار خود را کنترل کنید؛ زیرا همهی احساسات و هیجانات خود را به واژه تبدیل کردهاید. بدین ترتیب، زبانآموزی ابزار اندیشیدن، خودآگاهی، تنظیم هیجان و هدایت رفتار درونی را در اختیار کودکان و نوجوانان قرار میدهد. تصدیق میکنید که سرفصلهایی که در چند ماه گذشته مرور کردیم - گوش کردن، خواندن و درک کردن، کتابخوانی - میتوانند در پرورش کودکانی صبور، آمادهی یادگیری و توانمند در فهمیدن، بسیار مؤثر باشند. شاید فرو خوردن هزاران دم و برنیامدن بسیاری بازدمها، پیچیده شدن فریاد سکوت در کوچهها و خیابانها، و باقی ماندن طنین گلولهها و انفجارها در گوش مردمان، بهویژه کودکان، این مسئولیت را چند برابر کرده باشد: اینکه هنر گوش کردن و سخن گفتن را غنیتر و گستردهتر به فرزندانمان بیاموزیم و توانایی خواندن و نوشتن را هنرمندانهتر منتقل کنیم؛ تا در روزگاری دیگر، مخالفان و موافقان به گفتوگو بنشینند و زبان از حلقوم یکدیگر بیرون نکشند. اگر مجالی باقی بماند، از «حدیث نفس» خواهیم گفت؛ مهارتی که تسلط بر آن میتواند اندکی به ساختن آرامش درون، در وانفسای بیرون، یاری رساند؛ و با آموزش آن به کودکان بیاموزند از تبیین هویت خود نهراسند و با گفتار همدلانه و احترام به همدیگر راه مدارا پیش گیرند.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
بعضی از آگهیهای دیوار هم از جنبهی دیگری ناراحتکنندهاند:
بهترین کشورها در مهارت خواندن منبع https://www.visualcapitalist.com/ranked-the-best-countries-at-reading/
بهترین کشورها از نگاه تفکر خلاق منبع: https://www.visualcapitalist.com/ranked-the-best-countries-at-creative-thinking/
🟢 باغ ایران پیشکش به کودکان ایران، آنها که ایران را ادامه میدهند. انتشارات میرماه در راستای #مسئولیت_اجتماعی خود، نسخۀ پیدیاف کتاب «باغ ایران»، سرودۀ زندهیاد دکتر #حسین_گلگلاب را به رایگان در دسترس همگان قرار داده است تا کودکان با این شعر ساده و زیبا همنفس شوند، با میهن خویش آشناتر گردند و فرزاندانی شایسته برای آن باشند. هر بند از این شعر به تصویرگری برجسته سپرده شده است؛ از پیشکسوتانی چون استاد نورالدین زرینکلک و زنده یاد استاد پرویز کلانتری تا هنرمندان نسل میانه و نو. تصویرها دریچهای تازه به زیباییها و فرهنگ ایران گشودهاند: زبان فارسی، معماری، کوه دماوند، جانوران و گیاهان در خطر، نقشه و پرچم، نوروز، بازار ایرانی و عشق جاودانه. این اثر چونان قطرهای است از دریای بیکران و ژرف فرهنگ ایران. پس بیایید با کودکانمان این شعر را بخوانیم، بهویژه این بیت را: تا مهر و مه تابنده است ایــران مـا پاینــده است انتشارات میرماه - بهمن ۱۴۰۴ #شعر #ایراندوستی #کودکان_ایرانی @Jaryaann
از توجه شما به این موضوع سپاسگزارم.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи