tgindex
PΛЯIIƧΉ
@ipariishперсидский
Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
20
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
183
мало замеров
Замеров пока мало
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
7
21 постов
Вовлечённость
3,8%
к подписчикам
Постов в день
2,9
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
6
1/48двое суток
6
1/72трое суток
7

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • کمی لوس و بسیار پریشانم. و البته خسته

  • دلم یه deep talk میخواد که به deep hug و مابقی deep ها برسه.

  • 13 авг.6из Afkar

    احساس غریبی نکنید، همه‌مون شبا ناراحتیم.

  • کسی چه می‌داند من چقدر تلاش کرده‌ام که روحم زیبا بماند وقتی جهان پر از رنج بود؟ زیرا در میان ویرانی و رنج وظیفه‌ی انسان این است که قلبش را به زشتی نسپارد.

  • کلمه غملود دارم جهانی میکنم 🤣🤌🏼

  • داره ناامیدم میکنه

  • 13 авг.7из sound_of_lifew

    «احساس میکنم از همین الان برای فردا خستم.»

  • امروز رفتم بیرون و چشمم افتاد به لکه روی شلوارم ذهنم مشغول شد برای چیه بعد یادم افتاد اونشب … همین شلوار تنم بود. لکه، خون بود. نمی‌دونم خونِ کی بود. نمی‌دونم کجا زخمی شده بود، چی بر سرش اومده بود، چند دقیقه یا چند ساعت درد کشیده بود… حتی نمی‌دونم الان…

  • زمانی که برادران دو طرفم ایستادن و راه میرم اصلا لذتی در من به وجود میاره غیر قابل توصیف😁🤌🏼

  • بالاخره بعد دو سال باهاش حرف زدم دو سال گذشته بود و با این حال وقتی حرف زدیم حس نکردم با یه غریبه حرف میزنم نه غریبه بود برام نه حتی دورتر از چیزی که فکر میکردم انگار آشناتر از هر آشنایی بود فقط بینمون دو سال سکوت فاصله افتاده بود غمگینم آره بیشتر از چیزی که فکر میکردم غمگینم از اینکه چرا و چطور اجازه دادم این فاصله بینمون ایجاد بشه چرا گذاشتم روزها پشت سر هم بگذرن و سکوت انقدر طولانی بشه یه جایی از زندگی انقدر غرق خودم و روزمرگی هام شدم که یادم رفت آدمای اطرافمون هم از ما سهم دارن سهمی از توجه ما از بودنمون از حرف زدنمون از خاطره هامون همه آدما قرار نیست همیشه خوب بمونن کنارمون و ما هم قرار نیست همیشه بلد باشیم نگهشون داریم هیچکس به ما خوبی بدهکار نیست و هیچکس قرار نیست برای همیشه منتظر بمونه هر رفتنی یه اومدنی داره هر فاصله ای یه دلیلی داره ولی بعضی آدما هرچقدر هم دور بشن باز یه جایی از قلبت همونجایی میمونن که بودن شاید بعضی فاصله ها لازمن تا بفهمیم چقدر بعضی آدما برامون مهم بودن شاید باید از دست بدیم تا قدر داشتن رو بفهمیم امروز فقط یه چیزو فهمیدم بعضی آدما رو نمیشه با گذشت زمان غریبه کرد فقط میشه مدت زیادی ازشون دور بود و من هنوز بابت اون دو سالی که میتونست جور دیگه ای بگذره یه گوشه قلبم غصه دارم

  • 12 авг.7из sound_of_lifew

    Code 139

  • 12 авг.6из alirezaghorbani1350

    قطعه گل های باران خورده خواننده: علیرضا قربانی موسیقی: علیرضا افکاری شاعر: محمدسعید میرزایی میکس و مستر: آرش پاکزاد حامی مالی: بانک اقتصاد نوین ناشر: آهنگ اشتیاق و شهر آفتاب https://t.me/alirezaghorbani1350

  • امروز رفتم بیرون و چشمم افتاد به لکه روی شلوارم ذهنم مشغول شد برای چیه بعد یادم افتاد اونشب … همین شلوار تنم بود. لکه، خون بود. نمی‌دونم خونِ کی بود. نمی‌دونم کجا زخمی شده بود، چی بر سرش اومده بود، چند دقیقه یا چند ساعت درد کشیده بود… حتی نمی‌دونم الان حالش خوبه یا نه. اما پشت همین لکه دردِ یک آدم، ترسِ یک خانواده، یا غمِ یک عزیز پنهان شده باشه. چقدر سنگینه که بعضی روزها فقط با یک لکه روی لباس، تمام آن شب‌ها دوباره جلوی چشم آدم زنده می‌شن. همه‌ی آن دردها، همه‌ی آن فریادها، همه‌ی آدم‌هایی که زخمی شدن، همه‌ی عزیزهایی که رفتن و جای خالیشون هنوز سر جاشه. از این همه درد خسته‌ام از اینکه غم برای ماتمومی نداره. از اینکه هر بار فکر می‌کنیم شاید این آخرِ سیاهی باشه، دوباره چیزی پیدا می‌شه که یادمون بندازه هنوز خیلی‌ها دارن با زخم‌های اون روزها زندگی می‌کنن. ما مستحق این همه رنج و عذاب و غم نبودیم. هیچ‌کس نبود. نه آن‌هایی که زخمی شدند، نه آن‌هایی که عزیز از دست دادند، نه آن‌هایی که هنوز هر شب با خاطره‌ی آن روزها می‌خوابند. کاش زخم‌های آن روزها، هرچقدر هم عمیق، کم‌کم التیام پیدا کنه. کاش غمِ عزیزهایی که دیگر نیستند، یک روز قابلِ تحمل‌تر بشه؛ نه اینکه فراموش بشن،فقط آن‌قدر سبک بشن که نفس کشیدن دوباره ممکن بشه و کاش بالاخره روزهای خوب بیان نه یک روز خوبِ کوتاه، نه چند ساعت آرامش؛ روزهایی که دیگر مجبور نباشیم برای سالم ماندن، برای زنده ماندن، برای از دست ندادنِ آدم‌ها بترسیم.

  • هم درد، هم درمان، هم امن‌ترین جای دنیام… 🩵 این پسر تا آخر عمر برای من همون نجات‌دهنده‌ایه که وقتی همه‌چی سخت میشه، فقط بودنش باعث میشه دوباره آروم بگیرم. کسی که شاید خیلی وقت‌ها حرفی نزنه، اما حضورش برای من هزار تا حرف و هزار تا حس قشنگ داره. هرچی بزرگ‌تر می‌شم، بیشتر می‌فهمم داشتن همچین آدمی توی زندگی چقدر باارزشه. کسی که توی سخت‌ترین روزها کنارم بوده، درد‌هامو فهمیده، پشت من ایستاده و هیچ‌وقت نذاشته احساس کنم تنها هستم. تو همون آدمی هستی که وقتی دنیا خسته‌م می‌کنه، فقط دلم می‌خواد برگردم سمتت و مطمئن باشم هنوز یه جایی هست که می‌تونم توش آرامش بگیرم. هم درد منی، چون ناراحتی‌هامو از ته دل حس می‌کنی؛ هم درمان منی، چون با یه نگاهت می‌تونی حالمو بهتر کنی. شاید نتونم هیچ‌وقت با کلمات اندازه‌ی دوست داشتنت رو توضیح بدم، ولی یه چیز رو خوب می‌دونم؛ اگه قرار باشه برای کسی تا آخر عمرم بجنگم، اون تویی. جونمم برای این پسر می‌دم؛ امروز، فردا و تا آخر عمر. 🩵♾️

  • 11 авг.9из ShzamMusicBot

    @ShzamMusicBot | info

  • без подписи

  • آرزوی پایان یافتن همه‌ی سنت‌هایی را دارم که در حق افراد، برای مستقل اندیشیدن مداخله می‌کنند. 📖مسئله اسپینوزا 👤اروین د یالوم @ketab📚✏️

  • 11 авг.9из ketab

    آرزوی پایان یافتن همه‌ی سنت‌هایی را دارم که در حق افراد، برای مستقل اندیشیدن مداخله می‌کنند. 📖مسئله اسپینوزا 👤اروین د یالوم @ketab📚✏️

  • هر رفتاری که دیگران با تو دارن، قرار نیست تبدیل به تعریفی از ارزش تو بشه. اینکه کسی دروغ گفته، خیانت کرده، بی‌احترامی کرده، قدر محبتت رو ندونسته یا نتونسته درست دوستت داشته باشه، لزوما به این معنی نیست که تو کم بودی. گاهی فقط با آدمی روبه‌رو شدی که ظرفیت، بلوغ یا صداقت لازم رو نداشته.

  • انقدری که از چای انتظار دارم زندگیمو درست کنه از خودم انتظار ندارم.