بنیاد پژوهشهای پارینهسنگی دیار مهر
Статистикаکنشهای این بنیاد متمرکز است بر پژوهشهای مرتبط با انسان ریختها در دوره ی چهارم زمینشناسی #مجلهاینترنتیانسانریخت ارتباط با ادمین: @samanguran Samangurn@gmail.com
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 113
- 1/48двое суток
- 129
- 1/72трое суток
- 139
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
فصل نخست پروژه «پالئوتاجیک» با مدیریت الهام قصیدیان از موزه ی نئاندرتال و همکاری من از دانشگاه کلن به پایان رسید؛ تجربهای کمنظیر در سرزمین تاجیکستان. این سفر برای من بهشخصه بسیار دلپذیر و بهیادماندنی بود؛ نهفقط بهخاطر نتایج ارزشمند پژوهشهای پارینهسنگی، بلکه به این دلیل که فرصتی فراهم شد تا با مردم تاجیکستان و فرهنگ آنها بیشتر آشنا شوم و دریابم که دنیا، با وجود همه مرزها و فاصلهها، گاهی چقدر میتواند کوچک و نزدیک باشد. بعضی روزها وقتی از خواب بیدار میشدم، باید چند لحظه تأمل میکردم تا به یاد بیاورم واقعاً کجا هستم؛ گویی در سرزمینی آشنا، اما در عین حال دور و متفاوت....بیشتر می نویسم در این باره.
به همین دلیل این مقاله از نظر نظری میتواند برای بحث درباره Central Asia بهعنوان یک long-term hominin interaction corridor بسیار مفید باشد، نه فقط بهعنوان مسیر مهاجرت متأخر Homo sapiens.
امروز مقاله در نشریه ساینس منتشر شده است که خیلی مهم می باشد. ژنوم انسان امروزی ظاهراً فقط حاصل آمیزش Homo sapiens + Neanderthals + Denisovans نیست. پژوهشگران شواهد ژنتیکی دو دودمان انسانی ناشناخته دیگر را نیز پیدا کردهاند. یعنی شجره انسان، طبق معمول، از همکاری با یک درخت ساده امتناع کرده و بیشتر شبیه شبکهای از جمعیتهای درهمآمیخته است. ۱. یک جمعیت ناشناخته در آفریقا پژوهشگران یک «ghost lineage» را شناسایی کردند که حدود ۸۰۰ هزار سال پیش از دودمان منتهی به انسان امروزی جدا شده بود. بعدها این جمعیت با اجداد Homo sapiens در آفریقا آمیزش داشته است، ظاهراً پیش از خروج اصلی انسان مدرن از آفریقا در حدود ۵۰ هزار سال پیش. نکته بسیار مهم این است که آثار ژنتیکی این جمعیت فقط در آفریقاییها نیست، بلکه در آفریقاییها و غیرآفریقاییها دیده میشود. هر انسان امروزی تقریباً ۰٫۵ تا ۱ درصد ژنوم خود را از این جمعیت ناشناخته به ارث برده است. بنابراین به شکل ساده: Ghost population → Homo sapiens در آفریقا → خروج از آفریقا → تمام جمعیتهای امروزی ۲. یک جمعیت بسیار قدیمیتر: Super-archaic کشف دوم شاید حتی مهمتر باشد. پژوهشگران ردپای یک دودمان بسیار قدیمی را شناسایی کردهاند که سابقه آن به حدود ۱٫۸ میلیون سال پیش میرسد. این جمعیت با Denisovans در اوراسیا آمیزش کرده است. سپس دنیسوواها با Homo sapiens آمیزش کردند و بخشی از آن DNA بسیار قدیمی به انسان امروزی منتقل شد. یعنی انتقال احتمالاً چیزی شبیه این بوده: Super-archaic hominin ↓ Denisovans ↓ Homo sapiens این سیگنال بهخصوص در جمعیتهای Oceania قابل مشاهده است، زیرا آنها سهم بیشتری از DNA دنیسووا دارند. دنیسوواها خودشان حدود ۳ تا ۵ درصد ancestry از این جمعیت super-archaic داشتهاند. آیا این جمعیت Homo erectus بوده؟ اینجا باید کمی محتاط بود. نویسندگان نمیگویند ثابت کردهاند که Homo erectus بوده است. اما زمان جدایی این دودمان، حدود ۱٫۸ میلیون سال، با حضور Homo erectus در اوراسیا سازگار است. بنابراین erectus یکی از نامزدهای بسیار جالب است. برای ghost lineage آفریقایی نیز زمان جدایی حدود ۸۰۰ ka با برخی جمعیتهای Middle Pleistocene Homo همپوشانی دارد. TRACE چه کار جدیدی انجام داده؟ از نظر روششناسی شاید این مهمترین بخش مقاله باشد. روش جدیدشان TRACE نام دارد: TRacking Archaic Contributions via ARG Estimation مزیت بزرگش این است که برای پیدا کردن یک جمعیت منقرضشده الزاماً به DNA آن جمعیت نیاز ندارد. TRACE ژنوم انسانهای امروزی را بررسی و چیزی به نام Ancestral Recombination Graph (ARG) بازسازی میکند. در واقع برای بخشهای مختلف ژنوم میپرسد: این قطعه DNA از نظر genealogical history تا چه زمانی به عقب برمیگردد؟ قطعاتی که ancestry آنها بهطور غیرعادی عمیق است میتوانند نشاندهنده introgression از جمعیتی باشند که حتی هیچ ژنوم باستانی از آن نداریم. آنها ابتدا نشان دادند که روش میتواند DNA شناختهشده Neanderthal و Denisovan را پیدا کند. سپس قطعات بسیار قدیمی دیگری یافتند که نه نئاندرتال بودند و نه دنیسووا. از همین طریق دو ghost lineage مشخص شدند. یک نتیجه تکاملی بسیار جالب برخی از این DNAهای archaic در نواحی مرتبط با سیستم ایمنی و متابولیسم متمرکز هستند. این میتواند نشان دهد که بعضی از ژنهای بهدستآمده از آمیزش با جمعیتهای باستانی مزیت انتخابی داشتهاند و در جمعیتهای بعدی حفظ شدهاند. بنابراین مدل قدیمی: erectus → heidelbergensis → Neanderthal / sapiens هرچه بیشتر رنگ میبازد. تصویر جدید بیشتر شبیه این است: چندین جمعیت Homo → جدایی → تماس دوباره → آمیزش → جدایی → تماس مجدد و این فرایند ظاهراً حداقل در بخش بزرگی از دو میلیون سال گذشته تکرار شده است. نکتهای که برای آسیای مرکزی اهمیت ویژه دارد به نظر من بخش super-archaic → Denisovan → Homo sapiens برای باستانشناسی آسیای مرکزی بسیار مهم است. چون اگر منشأ این ancestry واقعاً یک جمعیت Early Pleistocene Eurasian مانند Homo erectus یا جمعیتی نزدیک به آن باشد، باید یک جغرافیای تماس برای آن وجود داشته باشد. در این صورت مناطق میان آسیای غربی، آسیای مرکزی، سیبری و آسیای شرقی دیگر صرفاً مسیر پراکنش Homo sapiens نیستند، بلکه بالقوه صحنه تماس میان چندین دودمان انسانی بودهاند. این دقیقاً همان جایی است که دادههای باستانشناختی هنوز به شکل آزاردهندهای کم هستند. البته مقاله محل جغرافیایی این آمیزش را تعیین نمیکند و نسبت دادن آن به آسیای مرکزی در حال حاضر یک فرضیه باستانشناختی است، نه نتیجه خود مقاله. https://phys.org/news/2026-07-technique-human-dna-inherited-ghost.html
без подписи
احتمالا فناوری لوا لوا تک منشأیی نبوده ه است > منشأ فناوری سنگ مادر های لوالوا (Levallois prepared core technology) یکی از موضوعات مورد بحث در میان باستانشناسان پارینهسنگی است و به شخصه برای من همیشه مورد پرسش بوده است و به این موضوع علاقمند بوده ام . در حالی که برخی پژوهشگران معتقدند این شیوه کاهشی سنگ مادر دارای یک منشأ واحد در قاره ی آفریقا بوده است، شواهد فزایندهای نیز برای مدل چندمنشأیی وجود دارد؛ مدلی که بر اساس آن فناوری لوالوا بهطور مستقل از فناوریهای پیشین در مناطق مختلف آفریقا و اوراسیا تکامل یافته است. در چارچوب مدل چندمنشأیی، پیشنهاد شده است که این فناوری از طریق تکامل یکی از دو مسیر شکل گرفته است: یا از فناوریهای تولیدسنگ مادر در اواخر دوره پارینهسنگی قدیم، یا از سنتهای مرتبط با ابزارهای دو رویه ی آشولی (Acheulian bifaces). در پژوهشی تازه، این فرضیهها از طریق بررسی ارتباط میان فناوری اولیه لوالوآ، انواع پیشنهادیِ انتقالی، و نظامهای تولید ابزار سنگی پارینهسنگی قدیم در مجموعههای سنگی مناطق جغرافیایی جداگانه، یعنی ارتفاعات ارمنستان و بریتانیا، مورد بررسی قرار گرفتهاند. محوطههای نور گِقی-۱ در ارمنستان و پِرفلیت در بریتانیا محور اصلی این مطالعه هستند، زیرا هر دو دارای شواهدی هستند که نشان میدهد فناوری لوالوآ به صورت محلی و در همان منطقه تکامل یافته است. در این مطالعه، روش مورفومتریک هندسی مبتنی بر نقاط شاخص (landmark-based geometric morphometrics) روی اسکنهای سهبعدی با کیفیت بالا از مصنوعات سنگی محوطههای دوره ی گذار پارینهسنگی قدیم به میانی در این دو منطقه به کار گرفته شده است. از آنجا که تمرکز این پژوهش بر ویژگیهای ریختشناختی ابزارها است، عوامل دیگری که ممکن است مستقل از تصمیمگیری انسان بر تنوع شکل ابزارها تأثیر بگذارند نیز بررسی شدهاند؛ از جمله، نوع ماده خام، اندازه قطعهات سنگ وتاثیر کاهش سنگ و میزان تراش مجدد نتایج نشان میدهد که ظهور فناوری سنگ مادر های لوالوآ احتمالاً حاصل فرآیندهای تکاملی متفاوت و مستقل در این دو منطقه بوده است. این یافتهها مجموعه رو به افزایشی از پژوهشها را تقویت میکند که از مدل منشأهای متعدد برای پیدایش سیستمهای اولیه تولید سنگ مادر های آمادهشده بوده است.
без подписи
بر اساس نتایج این پژوهش جدید، آخرین جمعیتهای نئاندرتال در اروپای غربی، برخلاف فرضیههای پیشین، نه گروههایی منزوی و گرفتار همخونی شدید بودند و نه شواهدی از زوال ژنتیکی تدریجی در آنها مشاهده شد. بررسی ژنوم ۲۷ فرد نئاندرتال از محوطههای باستانی بلژیک و فرانسه نشان داد که این جمعیتها بخشی از یک شبکه منطقهای نسبتاً گسترده و بههمپیوسته بودهاند و از تنوع ژنتیکی قابلتوجهی برخوردار بودهاند. همچنین، هیچ افزایشی در بار جهشهای زیانآور یا کاهش معنیدار تنوع ژنتیکی در نئاندرتالهای متأخر دیده نشد؛ یافتهای که فرضیه انقراض ناشی از فروپاشی ژنتیکی را تضعیف میکند. در عوض، نتایج این مطالعه نشان میدهد که نئاندرتالهای اروپای غربی تا واپسین مراحل حیات خود جمعیتهایی از نظر ژنتیکی سالم و کارآمد بودهاند و بنابراین، انقراض آنان احتمالاً بیش از آنکه ناشی از عوامل درونجمعیتی باشد، به برهمکنش پیچیدهای از عوامل بیرونی، از جمله رقابت با انسانهای مدرن و تغییرات محیطی، مرتبط بوده است.
без подписи
«امروز از همکاران شنیدیم که دکتر علی امیرمعزی، شرقشناس، اسلامپژوه و قرآنپژوه برجسته ایرانی و استاد دانشگاه مقیم فرانسه، موفق به دریافت جایزه ابنسینا از آکادمی سلطنتی بلژیک شدهاند. بارها و بارها میتوان پای سخنرانیهای ایشان نشست و از دانش ژرف و نگاه دقیقشان در حوزه اسلامشناسی، و بهویژه مطالعات مربوط به تشیع، بهرهمند شد. این موفقیت ارزشمند، مایه افتخار و مباهات جامعه علمی و فرهنگی ایران است.»
شهرام ناظری برای من از آن دسته هنرمندانی است که آثارش همیشه یکدست نیست؛ بعضی وقتها چنان اجرای درخشانی ارائه میدهد که آدم بارها و بارها به آن گوش میدهد، و گاهی هم آثارش آنقدر با سلیقهام جور درنمیآید که حتی رغبت نمیکنم یک بار هم بشنوم. اما این قطعه، «سهبری»، که بازخوانی یکی از آثار ماندگار و جاودانهٔ حهسن زیرک است، از آن کارهایی است که بسیار دوستش دارم. ناظری در این اجرا توانسته ضمن حفظ روح و اصالت اثر اصلی، رنگ و حالوهوای ویژهٔ خود را نیز به آن بیفزاید.
بسیار خرسندم که مقاله مقدماتی کاوش های فصل اول در اشکفت هزار مرد را اینجا به اشتراک بگزرام، مقاله تقدیم می شود به مردم عزیز روستای هزار مرد در مجاورت اشکفت...مردمانی که در طول تاریخ بسیار رنج کشیدن به خصوص از زمان کاوش های دوروتی گارود در یک صد سال اخیر....DOI: https://doi.org/10.15184/aqy.2026.10368
без подписи
گاهی زندگی وارد وضعیتی میشود که نه کاملاً خوب است و نه کاملاً بد. انگار چند اتفاق مهم همزمان رخ میدهند؛ یک خبر امیدوارکننده از بولونیا میآید، یک پروژه جدید در تاجیکستان شکل میگیرد، نتایج تحقیقات در کنا خرس هیجانانگیز هستند، اما همزمان بوروکراسی کلن، وضعیت منطقه ی کاری ام، و دهها کار نیمهتمام روی شانه آدم سنگینی میکنند. نتیجهاش همین احساس عجیب است: شادی و خستگی، امید و دلزدگی، همه با هم. (تصویز بالا ناحیه ناودرون را نشان می دهد جاییکه قلبم روزانه برایش می تپد، و انگار هزاران سال است که ندیده مش....)
مقاله ی تازه در رابطه با غار شانیدر
داستان باورنکردنی جراحی دندان در ۵۹۰۰۰ سال پیش در حالی که ما اغلب دندانپزشکی را با فناوری مدرن، بیهوشی و ابزارهای تخصصی مرتبط میدانیم، یک مطالعه پیشگامانه نشان میدهد که پایههای این مهارتها در میان نزدیکترین خویشاوندان باستانی ما، نئاندرتالها، وجود داشته است. محققانی که یک دندان ۵۹۰۰۰ ساله از غار چاگیرسکایا در سیبری، روسیه را بررسی میکردند، کشف کردند که این انسانها از روشهای پیچیده "دندانپزشکی" برای درمان دندانهای پوسیده استفاده میکردند. این یافته اکنون قدیمیترین شواهد درمان دندان در تاریخ بشر محسوب میشود.
تو عزیزی، عزیزِ من، کاش میتوانستم به زبانِ مادریام در وصفِ تو بنویسم... ببخش اگر «تو» صدایت میکنم، دلم برایت تنگ شده... و از خود بیزارم، که آنوقتها که کنارت بودم، به اندازهی کافی تو را نبوسیدم.
Photo from Saman Heydari-Guran
без подписи
من چند بار این شانس را داشتم که با دکتر ارفعی ملاقات کنم، اما یکی از دیدارها طولانیتر و بهیادماندنیتر بود؛ زمانی که ایشان در سفر خود به سیلک کاشان حضور داشتند. در آن زمان، در سال ۱۳۸۳، من عضو هیأت دکتر ملک شهمیرزادی بودم. ایشان دو یا سه روز در کنار ما بودند و فرصت گفتوگو و همنشینی فراهم شد. آنچه بیش از همه در ذهن من مانده، تواضع و فروتنی کمنظیر ایشان بود. دکتر ارفعی خدمات علمی بسیار مهمی انجام دادند و یاد و نامشان همواره گرامی خواهد بود.
سپیده دم نزدیک است....