|ایرانشــــــار|
Статистикаمجله تلگرامی و آرشیو "ایرانشــــــار" 🔶ایرانشــــــار؛ آغاز یک بازاندیشی! 🔸تأسیس: ١۴٠٣/٧/٩
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 12 авг.
- Постов за неделю
- 16
- Всего постов
- 143
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 19
- 1/48двое суток
- 21
- 1/72трое суток
- 23
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
فریدمن و «اشتغالزایی» به سبک چینیها میلتون فریدمن در بازدید از پروژه احداث یک کانال در چین، متوجه شد که کارگران بهجای استفاده از ماشینآلات خاکبرداری، با بیل و ابزارهای ساده کار میکنند. پرسید: «چرا از ماشینآلات استفاده نمیکنید؟» پاسخ دادند: «چون میخواهیم اشتغال بیشتری ایجاد کنیم.» فریدمن گفت: «اگر هدفتان اشتغالزایی است، چرا بهجای بیل به هر کارگر یک قاشق نمیدهید؟» مسئله فقط حفر یک کانال نیست. اگر معیار موفقیت یک اقتصاد، تعداد شغلها باشد نه مقدار ثروتی که تولید میکند، میتوان ناکارآمدی را با نام «اشتغالزایی» توجیه کرد. کار بیشتر لزوماً به معنای تولید بیشتر نیست. منبع کانال سیگنال آزادی @Signal99
همعصران ما احمقتر از آن هستند که پیامدهای اجتنابناپذیر رفتارشان در بلندمدت را ببینند و فقط از نتایج موقتی کوتاهمدت لذت میبرند! لودویگ فون میزس
«حال نمایشگاهداران خوب نیست»؛
بنت فلوبیر|Bent Flyvbjerg حوزه عمل: مدیریت پروژه، زیرساختها و مگاپروژهها بنت فلوبیر نخستین استاد کرسی «مدیریت برنامههای کلان» (Major Programme Management) در Saïd Business School و عضو ارشد پژوهشی کالج St Anne’s College بود. او این سمت را تا سپتامبر ۲۰۲۱…
ضمن عذرخواهی... میفرمایند که "حکومت پهلوی یه بشکه گُهه که روش دو سانت عسله، به لحاظ اقتصادی" نظر هر کس محترمه، ولی جا داره ببینیم اعداد و ارقام چی میگه: ▪️اول به لحاظ رشد اقتصادی: از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۵ (۱۹۵۶ تا ۱۹۷۶)، بر اساس برآورد بانک مرکزی ایران که در گزارش صندوق بینالمللی پول استفاده شده، رشد واقعی GDP ایران بهطور متوسط ۹٫۸ درصد در سال بوده. صندوق بینالمللی پول این دوره رو یکی از سریعترین دورههای رشد اقتصادی ایران و حتی جهان توصیف میکنه. ▪️به لحاظ درآمد سرانه: و اما رشد واقعی درآمد سرانه/تولید ناخالص داخلی سرانه بین سالهای ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۵: ۱۳۳۵ (۱۹۵۶): حدود ۲٬۵۷۷ (دلار بینالمللیِ ثابت ۲۰۰۵) ۱۳۵۵ (۱۹۷۶): حدود ۱۳٬۳۳۰ (دلار بینالمللیِ ثابت ۲۰۰۵) این یعنی در این بیست سال درآمد سرانه واقعی حدود ۴۱۷٪ افزایش یافته؛ به عبارت دیگه در سال ۱۳۵۵ تقریباً ۵٫۲ برابر سال ۱۳۳۵ بوده ▪️نکتهٔ سوم و مهم: رشد جمعیت مقایسه جمعیت در این بیست سال ۱۳۳۵: حدود ۱۹٫۳ میلیون نفر ۱۳۵۵: حدود ۳۳٫۶ میلیون نفر. یعنی در طول این بیست سال درآمد سرانه در حالی بیش از پنج برابر شده که جمعیت حدود ۷۴٪ رشد داشته. ▪️نکتهٔ تکمیلی: در این جور مواقع بر درآمد نفتی تاکید میکنند. در همین دوره، رشد بخش غیرنفتی حدود ۱۰٫۱ درصد و رشد صنایع و معادن حدود ۱۴ درصد در سال بوده؛ یعنی رشد فقط حاصل افزایش درآمد نفت نبوده. راستی... گفتم درآمد سرانه در سال ۱۳۵۵ حدود ۱۳.۳۳۰ دلار بوده، یادآوری کنم در سال ۲۰۲۵ حدود ۳.۹۰۰ دلار بوده. کمتر از یکسوم. @Garajetadayoni | گاراژ
📚 کاربرد دانش در جامعه ✍️ نگارنده : فردریش فون هایک 📄 ترجمه شده توسط لرن کست در روزگاری که توهم مهندسی اجتماعی و برنامهریزی متمرکز، ارکان تفکر اقتصادی را به بند کشیده بود، فردریش هایک در جستار بنیادین خود، «کاربرد دانش در جامعه»، انگشت بر نقطهی کور مداخلهگران گذاشت: مسئلهی اقتصاد، تخصیص منابعِ مفروض نیست، ناتوانی ذهن واحد در تسلط بر «دانش پراکنده و موضعی زمان و مکان» است. این مقاله، بیانیهای است در دفاع از نظم خودجوش؛ تبیینی روشن از اینکه چگونه «نظام قیمتها» نه یک ابزارِ ساختگی، دستگاهی مخابراتی و حیاتی برای انتقالِ عصارهی اطلاعات خرد آحاد جامعه است. بازخوانیِ این اثر، نقد بنیادی هرگونه عقلگرایی تکنوکراتیک و پاسداشتی است بر آزادی فردی در ساختار اقتصاد. @LearnCast @Learn_Cast
■میلتون فریدمن، در دو دقیقه علم اقتصاد، معجزه نظام قیمتها و مکانیزم بازار آزاد را آموزش میدهد.
اویگن فون بوهمباورک از مهمترین اقتصاددانان مکتب اتریش بود؛ کسی که در کنار کارل منگر و فریدریش فون ویزر، پایههای نظری این مکتب را شکل داد. اهمیت او در بحث مارکس از جایی شروع میشود که به قلب نظریه ارزش و استثمار سرمایهداری رفت. بوهمباورک در کتاب «پایان نظام مارکسی» استدلال کرد که نظریه ارزش کار مارکس نمیتواند توضیح دهد چرا کالاهایی که مقدار کار متفاوتی در تولیدشان به کار رفته است، در بازار با نسبتهای متفاوتی مبادله میشوند و چرا سرمایه، زمان و نرخ بهره بر قیمتها اثر میگذارند. از نگاه او، مارکس مسئله قیمت و سود را با قرار دادن «کار» در مرکز تحلیل بیش از حد ساده کرده بود. نقد اصلی بوهمباورک به همین نقطه میرسید: اگر ارزش کالا صرفاً از مقدار کار لازم برای تولید آن ناشی شود، سود سرمایهدار باید در نهایت چیزی جز بخشی از ارزش ایجادشده توسط کارگر نباشد؛ اما این نتیجه با ساختار واقعی اقتصاد سازگار نیست. بوهمباورک نشان داد که سرمایهدار در ازای سرمایهای که امروز در اختیار تولید قرار میدهد، منتظر بازدهی آینده میماند و همین تفاوت زمانی میان کالاهای حاضر و کالاهای آینده در شکلگیری بهره و ارزش سرمایه اهمیت اساسی دارد. به این ترتیب، او تلاش کرد نشان دهد که سود سرمایه لزوماً محصول «استثمار» نیست و میتوان آن را از طریق ترجیح زمانی، ساختار سرمایه و فرآیند تولید توضیح داد؛ ضربهای که مستقیماً به یکی از ستونهای نظریه مارکس، یعنی تبدیل ارزش اضافی به مبنای توضیح سود سرمایهداری، وارد میشد.