- Последний пост
- 7 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 32
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 333
- 1/48двое суток
- 381
- 1/72трое суток
- 411
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
چارپایهای لغزان زیر حلقهای آویزان ـ ـ ـ عمری کوتاه میشود شبی، بلند. ـــــــــــــــــــ عیسا غفاری دهمِ مردادِ هزاروچهارصدوپنج
▪️یانیس ریتسوس ما در درون خود لبخند میزنیم ولی اکنون پنهان میکنیم همین لبخند را. لبخندِ غیر قانونی بدانسان که آفتاب غیر قانونی شد و حقیقت نیز. ما لبخند را نهان میکنیم، چنانکه تصویر معشوقهمان را در جیب چنان که اندیشهی آزادی را در نهان جایِ قلبمان. همهی ما که اینجاییم، یک آسمان داریم و همین یک لبخند. شاید فردا ما را بکُشند اما نمیتوانند این لبخند و این آسمان را از ما بگیرند. میدانیم؛ سایههامان بر کشتزاران خواهد ماند بر دیوار گِلی که کلبههامان را در بر گرفته بر دیوار عمارتهای بزرگ فردا بر پیشبندِ مادر که در سایهی ایوان لوبیا سبز پاک میکند. میدانیم، این همه را میدانیم. فرخنده باد تقدیرِ تلخمان فرخنده باد همبستگیمان و فرخنده باد، جهانِ فردا! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ▪️#یانیس_ریتسوس ▫️ترجمهی علی عبدالهی @isaghaffari
#بیدل قفلِ گنجِ زر است خاموشی از صـدف پُرس این معمّـا را از غزل شمارهی ۳۸ @isaghaffari
اجرای سهتار در: بزرگداشت استاد مرتضینعمتالهی (مجسمهساز) خانهی هنرمندان/ سالن شهناز چهارشنبه/ ۲۴ تیرماه ۴۰۵ هنوز نسخهی با کیفیتی که از طرف مجریان برنامه ضبط شده باشد به دستم نرسیده و این ویدیو که توسط یکی از دوستان عزیز ضبط شده است، یک دقیقهی آغازین اجرا را ندارد. به خواست استاد نعمتالهی و به یاد ایشان که خود با موسیقی ایرانی آشنایی کاملی داشتند و مدتی نزد استاد داریوش طلایی در فرانسه مشق سهتار میکردند، گوشهی «شهرآشوب» را اجرا کردم؛ با تغییراتی، از جمله ارائهی آن در دستگاه همایون و در انتها نواختن بخشی از آواز شوشتریِ استاد شجریان در آلبوم «دلشدگان»، همان آواز معروفِ «یارم به یکلا پیرهن...» @isaghaffari
«مِینا بِنَوش» (روسری بنفش) ترانهی بختیاری بسیار خاطرهانگیز و ماندگاری از مسعود بختیاری (بهمن علاءالدین) از آلبوم «هِیجار» با تنظیم استاد شادروان عطا جنگوک. اجرای این کار که توسط نوازندگان طراز اول موسیقی سنتی ایران از جمله اردشیر و بیژن کامکار و خودِ عطا جنگوک و... به انجام رسیده است، بسیار بر این تأثیرگذاری و کیفیت نقش دارد، و از جمله آثاری است که با این که اساساً برای مخاطب بختیاری و لُر تولید شده بود به واسطهی حضور این اساتید در اجرا و تنظیم اثر، مخاطبی فراتر یافت. ▪️از منظر تخصصی راستش را بخواهید تنها مشکلی که من با تنظیم این قطعه دارم حضور سهتار در ابتدای آن تا ثانیهی ۴۱ است، که در ادامه نیز نقش خاصی ندارد، و به راحتی میتوان آغاز قطعه را در همان همراهی تمام سازها با هم نیز در نظر گرفت، بسیار با صلابت و خاص میشود، به مجموعهی کار هم آسیبی نمیرسد. با این همه نمیدانیم مقصود جنگوک از این مقدمه آن هم با سهتار چه بوده است؟ و باز با این همه به او بخاطر تأثیر بر ماندگاری این آلبوم و آلبوم «مال کَنون» (کوچ) بسیار مدیونیم. یاد او و مسعود بختیاری همیشه گرامی است. @isaghaffari
#بیدل دلْ به هِـــزار جلوهام چهرهگُشای حِیرت است -آینهی شکستهای یافتهام به راهِ تو- از غزلِ شمارهی۲۵۸۱ @isaghaffari
#یانیس_ریتسوس عکسهای قدیمیِ بهار در جیبمان مانده هر چه بیشتر میگذرد کمرنگتر میشوند غریبهتر میشوند شاید این باغِ ما بوده است. چه باغی؟ دهانی که میگوید دوستت میدارم چه شکل است؟ دستهایی که پتو را میکشند تا روی شانهات چه شکلاند؟ یادمان نمیآید تنها صدای روشنی را در شب به یاد میآوریم صدای آرامی میگوید: آزادی میگوید: صلح… ـــــــــــــــــــــــــــــ ▪️«عکسهای قدیمیِ بهار در جیبمان مانده» ▫️ترجمه از محسن آزرم @isaghaffari
بزرگداشت استاد فقید مجسمهسازی «مرتضی نعمتالهی» خانهی هنرمندان (سالن شهناز) چهارشنبه ۲۴ تیرماه ۱۴۰۵ در این برنامه به دعوت انجمن مجسمهسازی و به یاد این استاد عزیز، دقایقی به اجرای موسیقی خواهم پرداخت. حضور برای عموم آزاد است.
▪️بخش پایانی قطعهی بلندِ «چشمانداز» Landscape از آلبوم «امپرسیون» Impression ▫️استفاده از خط ملودیِ گوشهی «ماهور صغیر» از دستگاه ماهور به عنوان تِمِ اصلی در مُدِ نوا. آهنگسازی و نوازندگی تار: عیسا غفاری با همراهی ویلن و آلتو میثم مروستی و سازهای کوبهای همایون نصیری انتشار ۱۴۰۰ @isaghaffari
💢شعردرمانی؛ روشی مکمل برای کاهش استرس و افزایش سلامت روان ضرباهنگ، استعاره و تصویرسازی شعر میتواند استرس را به حداقل برساند، تابآوری را تقویت کند و باعث بهبود سلامت روان شود. شعر از دیرباز تسکیندهنده بوده است. ضرباهنگ، استعاره، تصویرسازی شعر میتواند تجربیات جسته و گریخته انسان را به احساسی یکپارچه تبدیل کند که طرز فکر و فیزیولوژی او را دستخوش تغییر میکند؛ بهنحوی که حتی روابط انسانی هم چنین تأثیری ندارند. شعردرمانی، که با خواندن، نوشتن یا گفتوگو درباره شعر انجام میگیرد، جای درمان بالینی را نمیگیرد. با اینحال، پژوهشها نشان میدهند که شعردرمانی میتواند راهکاری ملایم و غیرتهاجمی باشد که نهتنها به بهبود سلامت روان کمک میکند، بلکه امکان ابراز خلاقانه احساسات و تجربه عمیق و انسانی را فراهم میسازد. شعردرمانی در محیطهای بالینی باعث بهبود روابط و پردازش احساسات میشود. مطالعهای نشان داد کودکانی که در بیمارستان شعر میخواندند یا شعر مینوشتند، با کاهش قابلتوجه ترس، غم، خشم، نگرانی و خستگی مواجه شدند. مرکز درمانی فدرال دانشگاه کالیفرنیا در ارواین، شعردرمانی را به فهرست خدمات پزشکی خود اضافه کرده است. براساس مقالهای که در نشریه سالنامه پزشکی خانواده منتشر شده است، «بهاشتراکگذاشتن شعر با بیماران به آنها کمک میکند که احساسات فروخوردهشان را بروز دهند؛ احساساتی که اغلب با روند درمان آنها ارتباط مستقیم دارد.» فواید شعردرمانی مختص بیماران نیست. پژوهشها نشان دادهاند که شعردرمانی وضعیت روانی بیماران را بهبود میبخشد و از کارکنان بخش خدمات درمانی حمایت میکند. خواندن شعرهایی که حرف دل بیماران را میزنند، به پزشکان کمک میکند راه همدلی با بیماران را پیدا کنند و بیشتر مراقبشان باشند. در بخشی از مقاله سالنامه پزشکی خانواده آمده است: «بهاشتراکگذاشتن یک شعر یا خواندن شعری که بیمار نوشته است، باعث ایجاد همدلی میشود و به درک بهتر بیماران کمک میکند؛ امری که همیشه سخت و دشوار به نظر میرسد.» پژوهشگران در مطالعه دیگری گزارش دادند که شعردرمانی تابآوری و سلامت روانی دانشجویان پرستاری را تقویت میکند و باعث میشود که از زاویهای جدید به تجریبات خود بنگرند و استرس و اضطراب کمتری را تجربه کنند. پژوهشگران ۱۰ جلسه شعردرمانی با متد نیکلاس مازا برگزار کردند و از داوطلبان خواستند شعر، ترانه یا نقلقولهای مورد علاقهشان را به اشتراک بگذارند و درباره ارتباط آنها با زندگی شخصیشان صحبت کنند. مطالعه دیگری نشان داد که شعردرمانی به تقویت حافظه، عملکرد ذهنی و تابآوری کمک میکند و سطح استرس را بهویژه در بین افرادی که از اعضای خانوادهشان مراقبت میکنند به حداقل میرساند که نشان میدهد شعر برای همه مفید است. پژوهشگران در مطالعات عصبیزیستی از اسکنهای پیشرفته پزشکی استفاده میکنند تا واکنش مغز و بدن را بررسی کنند. مقاله نشریه علوم شناختی و عاطفی اجتماعی در سال ۲۰۱۷ نشان داد که شعر مثل موسیقی عمل میکند و ما را به هیجان میآورد و حتی مو به تنمان سیخ میکند؛ تأثیری که با فعالشدن سامانه پاداش مغز همراه است. شعر همزمان سازوکارهای مغزی مختلف را درگیر میکند: هیجان، زبان، حافظه و بدن. این امر نشان میدهد که چرا ارتباط جسم و ذهن برای بیماران شفابخش است. تأثیر آرامبخش شعر ممکن است بهدلیل ضرباهنگ آن باشد. مطالعه مجله آمریکایی فیزیولوژی نشان داده که ضرباهنگ شعر روی نفسکشیدن، ضربان قلب و سیستم عصبی اثر میگذارد و آرامش فیزیولوژیکی ایجاد میکند که مشابه تأثیر تنفس کنترلشده است و بدن را از حالت استرس خارج میکند. شعر برای خیلیها به راهی ساده، در دسترس و مؤثر برای ایجاد ارتباط صادقانه با خویشتن و دیگران تبدیل میشود و همین اغلب آغازگرِ تحول در حوزه سلامت روان است. 🆔@ScientificDialectics
«به من بیاموز» ــــــــــــــــــــــــــــ به من بیاموز چگونه عطرْ به گلِ سرخاش باز میگردد تا من به تو بازگردم مادر! به من بیاموز چگونه خاکسترْ دوباره اَخگر میشود و رودخانهْ سرچشمه و آذرخشها به ابر و چگونه برگهای پاییز دوباره به شاخهها باز میگردد تا من به تو بازگردم. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ ▪️غادة السّمان ▫️ترجمهی عبدالحسین فرزاد ▫️از کتاب «غمنامهای برای یاسمنها» @isaghaffari
با تو دارد گفتگو شوریدهی مستی مستم و دانم که هستم من ای همه هستی ز تو! آیا تو هم هستی؟ ▫️پایانِ شعرِ «نماز» ▪️مهدی اخوان ثالث *دکتر بهاءالدین خرمشاهی تأمل و نقدی بر این شعر، و شاعریِ اخوان ثالث دارد که خواندنی است و میتوانید اینجا بخوانید👇 https://share.google/gPqB9eFCKnzOUdw38
#بیدل جهــانی میکشد بر دوشِ فرصت، بارِ ناکامی تو هم امروز بنشین در سر این راه و فردا رو از غزلِ شمارهی۲۵۸۲ @isaghaffari
✍ دربارهی اوپانیشادها: اوپانیشادها (Upaniṣad) از کهنترین متون مینوی آئین هندو و مهمترین آثار فلسفی هندوستان هستند که تاریخ تقریر قدیمیترینشان به سدههای هفتم یا ششم قبلازمیلاد میرسد. «نزدیک بنشین!» عبارت سانسکریت اوپانیشاد (از «اوپه» بهمعنای «نزدیک» + «نی-شَد» بهمعنای «بنشین») اشاره به جلوس شاگرد نزد استاد هنگام دریافت آموزههای روحانی دارد. اوپانیشادها تا سال ۱۶۵۶ میلادی در دسترس غیرهندیها نبود. در آن سال محمد داراشکوه (فرزند شاه جهان و ممتاز محل) ۵۰ اوپانیشاد را به فارسی ترجمه کرد. در سال ۱۸۰۱ میلادی انکتیل دوپرون این اثر را از فارسی به لاتین ترجمه کرد و موجب شناساندن اوپانیشادها به جهان غرب شد. این ترجمه توجه متفکران غربی را به این متون جلب کرد و فلاسفهای چون شوپنهاور و شلینگ این آثار را مطالعه و تحسین کردند. هندشناسان معاصر نیز به بررسی تطابق برخی مفاهیم بنیادی در اوپانیشادها و فلسفه غربی پرداختهاند. هویت مؤلفان اغلب آثار ادبی کهن هندی از جمله اوپانیشادها، مجهول است و ما نام مؤلفان اوپانیشاد را نمیدانیم. اوپانیشادهای کهن ضمیمهی کهنترین نوشتههای آیین هندو یعنی وداها هستند و به اصطلاح آپائوروشیه («نا-انسانی، ابرانسانی»یا «غیرشخصی، بدون نگارنده») دانسته میشوند. بنابر وداها، این آثار را ویشیها (عالمان)، ماهرانه و در پی خلاقیتی ملهم ساختهاند، چنانکه نجّاری ارابهای را میسازد. در حال حاضر کتابهایی برگردانده به فارسی در دسترس ما ایرانیها هست که ترجمه دکتر جلالی نائینی از نشر علمی/ و مهدی جواهریان و پیام یزدانجو از نشر مرکز/ از جملهی آنهاست.
«اُم» (Om) یا (Aum) قدیمیترین مانترا در سنتهای ودایی است. در متون اوپانیشادها آمده که این صدا، نخستین ارتعاش کیهانی و صدای اولیهای است که همزمان با پیدایش جهان زاده شد. هنگام بازدم، خواندن هجاهای A-U-M ارتعاشی را ایجاد میکند که ما را به سرچشمهی آفرینش متصل میکند. این ارتعاش از کف لگن تا فرق سر جریان مییابد و بدن را با انرژییی سرشار از قدرت و آرامش پر میکند. «اُم» در واقع نمادی از چرخهی آفرینش است: A آغاز (تولد و بیداری) U تداوم (زندگی و تجربه) M پایان (خواب، رهایی، بازگشت به منبع) سکوت پس از M بازتابدهندهی خلأ و امکانِ آفرینش دوباره است. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ برای ما موزیسینها این لفظ یادآور سکوتهای حین خواندن نتها در سلفژ است. در ویکیپدیا دربارهاش میخوانیم: In musical training and vocal pedagogy, replacing silent rests or breathing spaces with "Aum" (or Om) originates from the Indian classical music and yoga traditions. It is not traditionally part of standard Western solfège (e.g., do, re, mi), which uses specific rests for silence. @isaghaffari
زمان آهنگساز و نوازنده تار: عیسی غفاری قیچک آلتو: شیما شاهمحمدی دف و بندیر: سارا فطرس آوا: زهره قلیپور ناشر: کارگاهموسیقی ۱۳۹۶ https://t.me/mahoorinstitute
#حافظ در بیابان، گر به شوقِ کعبه خواهی زد قدم سرزنشها گر کُنـد خارِ مُغیلان، غم مخور از غزلِ شمارهی۲۵۵ حافظ-۷۶ @isaghaffari
#حافظ بیا که پردهی گُلریزِ هفت خانهی چشم کَشیــدهایم به تَحریــرِ کـارگاهِ خیــال از غزل شمارهی۳۰۳ حافظ-۷۵ ✍ استاد عباس زریاب خویی در کتاب «آئینه جام» (شرح مشکلاتِ دیوانِ حافظ) ص۱۱۱ـ۱۱۳ میگوید: در شرح بیت فوق سخن بسیار گفته شده است. من شرح شارحان و مفسران را در این باره نفی و رد نمیکنم و زحمات ایشان را نادیده و نا مَشکور نمیشمارم اما آنچه به نظرم میرسد در اینجا معروض میدارم. الف- پردهی گلریز به معنی پردهی نقاشی شده و رنگآمیزی شده به رنگ گل و یا رنگ سرخ است و در این بیت کنایه از پلک هم است. طبقات هفتگانهی چشم به هفت خانه تشبیه شده است و چون خانه را پردهای لازم است پردهی این خانهها همان پلک است که مانند پرده بر روی چشم فرو میافتد و برداشته میشود.گلریز و گلرنگ بودن آن کنایه از خون گریستن شاعر است که چشم و پلک را خونین و رنگین کرده است. ب- (تحریر کارگاه خیال) اضافهی مقلوب است و اصل آن (کارگاه تحریر خیال) است. خیال به کارگاهی تشبیه شده است که در آن انواع نقش و نگار تحریر میشود.حافظ در جای دیگر می گوید: تحریر خیال خط او نقش بر آب است. ج- کارگاه هم جایگاه بافتن پارچههای حریر و دیبا و نقشاندازی بر روی آن است. حافظ در شعر دیگر گوید: نقش خیال روی تو تا وقت صبحدم بر کارگاه دیدهی بیخواب میزدم د- شعرا و از جمله حافظ گاهی جای خیال دوست را در چشم میدانند. ظهیر فاریابی گوید: آمد خیال روی تو در چشمم آشکار بر رغم جان که خیره ز چشمم نهان برفت و نیز او گوید: این بس که جان ز بهر قدوم خیال تو صحن رواقِ دیده به یاقوت زر گرفت جان از برای طفل خیال تو هر شبی تا وقت صبح گوشهی مهدِ بصر گرفت ▪️با توجه به مطالب بالا شعر مذکور را میتوان به دو گونه معنی کرد: بیا! که پردهی منقش و رنگین خانهی چشم را که همان پلک است در کارگاه تحریر خیال کشیدهایم و نقش بستهایم زیرا خیال تو در چشم سبب گریهی پیوستهی من و خون گریستن من شده است و این گریهی خونین آن پردهی گلریز گل رنگ را نقش کرده است. یعنی در غم تو خون گریستهام و چشم و پلک چشمم خونآلود گشته است. (به) در مصراع دوم به معنی «در» و (کشیدن) به معنی «نقش کردن» است. یا آنکه (کشیدن) را به معنی فروافکندن پرده بگیرند و در این صورت معنی چنین میشود: بیا که پردهی گلرنگ گلریز چشم را بر کارگاه تحریر خیال فروکشیدهایم تا جز تو کسی را نبیند و خیال کس دیگر به پرده راه نیابد و تنها خیال تو در آن کارگاه تحریر باشد. این معنی را بیت بعدی تایید میکند: بهجز خیال دهان تو نیست در دل تنگ که کس مباد چو من در پی خیال محال ـ ـ ـ ـ در ادامهی معنای دقیق دکتر عباس زریاب خویی، از منظر تخصصی موسیقی ایرانی میتوان زاویهای دیگر نیز به این شرح باز کرد ـ اگرچه منظور حافظ نبوده باشد- و آن در توجه به کلمات «پرده»، «گلریز» و «تحریر» نمایان میشود. «پرده» معنای نغمه (ملودی) تا دستان (نُت) را در موسیقی شامل میشود، و «گُلریز» نام یکی از گوشههای دستگاه شور است و «تحریر» هم کنایه از خواندن (آزاد کردن و غَلتاندن صدا) دارد. @isaghaffari
این دُر همیشه در صدفِ روزگار نیست میگویمت ولی تو کجا گوش میکنی؟ ▪️۲۷ خرداد ماه ۱۴۰۵ با استاد عزیزم حسین علیزاده
قطعهی «هُمــایون» هدیهای برای استاد علیزاده آهنگ و اجرا با تار: عیسا غفاری نت این قطعه در کتاب «فواره و رؤیا۲» نگاشته شده است. ▪️آدرس اجرای تصویری در یوتیوب👇 https://youtu.be/zyjVpKni274?si=m3pZhE2UXp0isJVQ @isaghaffari