- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 13
- Всего постов
- 101
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 9
- 1/48двое суток
- 10
- 1/72трое суток
- 11
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
تخفیف بی سابقه شرکت های مخابراتی😍😍✨ 50 جیبی اینترنت فقط در بدل 200 افغانی!!! 90 جیبی اینترنت فقط در بدل 600 افغانی!!! کدام سیم کارت را میخواهید فعال کنید https://t.me/+7vGiGD55mfg4Y2Jl https://t.me/+7vGiGD55mfg4Y2Jl https://t.me/+7vGiGD55mfg4Y2Jl فرصت را از دست ندهید و عضو بشین🥰🥰 برای شرکت در لیست ما به این ایدی پیام بدین👇👇👇 @Hania_Jan
توجه🩴 توجه 🩴 توجه مدرن ترین و بروز ترین چنلا در این لیست قرار دارند کافیه کلیک کنی رو سبک مورد علاقت 😊 ⬇️ 🔥 کد های آلایت موشن رایگان 🔗 𝗝𝗼𝗶𝗻 𝘁𝗵𝗲 𝗰𝗵𝗮𝗻𝗻𝗲𝗹 😧 🤩 فونت های فارسی و انگلسی 🔗 𝗝𝗼𝗶𝗻 𝘁𝗵𝗲 𝗰𝗵𝗮𝗻𝗻𝗲𝗹 😧 🤩 کانال تکست های غمگین 🔗 𝗝𝗼𝗶𝗻 𝘁𝗵𝗲 𝗰𝗵𝗮𝗻𝗻𝗲𝗹 😧 🗿 لیست vip هک امنیت فلتر شکن انترنت 🔗 𝗝𝗼𝗶𝗻 𝘁𝗵𝗲 𝗰𝗵𝗮𝗻𝗻𝗲𝗹 😧 🤩 باشترین کەناڵی تێکست 🔗 𝗝𝗼𝗶𝗻 𝘁𝗵𝗲 𝗰𝗵𝗮𝗻𝗻𝗲𝗹 😧 اد لیست @TAB_file1
انگیزه که این دختر برایم میدهد..🫀🙌 @ishraq222
انگیزه که این دختر برایم میدهد..🫀🙌 @ishraq222
۲۴ اسد؛ روزی که امیدها دفن شدند.. باز هم رسیدیم به ۲۴ اسد.. چه بنامیم این روز را؟ روز سیاه؟ روزی که تمام آرزوهایمان را دفن کردیم؟ یا روزی که همهمان وارد سالهای تاریک شدیم؟ شاید بتوانیم تمام این نامها را بر آن بگذاریم؛ چون ۲۴ اسد روزی بود که امیدهایمان به حسرت تبدیل شد، رویاهایمان نیمهتمام ماند و زندگی برای بسیاری از ما رنگ زندان گرفت... هرکس این روز را به شکلی متفاوت به یاد دارد؛ اما برای من، خاطرهاش هیچگاه فراموش نمیشود... آن روز امتحان آخر ترم ما بود. در صنف نشسته بودیم و سوالات را مینوشتیم. هنوز به بخش حل سوالات نرسیده بودیم که ناگهان یکی از شاگردان صنف دیگر، با چهرهای پریشان و چشمانی پر از اشک، وارد صنف شد. فقط یک جمله گفت: «طالبان آمدند...» همین چند کلمه کافی بود تا همهچیز تغییر کند. همه سراسیمه شدیم. دیگر کسی به امتحان فکر نمیکرد. کتابها و قلمها رها شدند و همه از مکتب بیرون شدیم؛ بیآنکه بدانیم این، آخرین باری است که از دروازهٔ مکتب بیرون میشویم. آن روز، آخرین روزی بود که به مکتب رفتم. آخرین روزی بود که با خیال آرام درس خواندم. آخرین روزی بود که به آیندهام امیدوار بودم. و شاید تلخترین قسمت ماجرا این بود که ما نمیدانستیم داریم با رؤیاهایمان خداحافظی میکنیم. ۲۴ اسد فقط یک تاریخ در تقویم نیست؛ خاطرهٔ نسلی است که یکباره از مکتب، دانشگاه، آرزو و آیندهاش جدا شد.. نسلی که هنوز کتابهایش را در گوشهای نگه داشته، هنوز بوی صنف و مکتب را به یاد دارد، و هنوز در دلش با خودش تکرار میکند: کاش آن روز، آخرین روز نبود... #مهسا #شما_فرستادید🫧
پنج سال گذشت... پنج سال گذشت؛ به چه؟ به هیچ و هیچ... پنج سالی که میتوانست سرنوشتساز باشد؛ پنج سالی که میتوانست هزاران دختر را به جایگاهی که آرزویش را داشتند برساند؛ پنج سالی که میتوانست زندگی ما را تغییر دهد. پنج سالی که میتوانست من را داکتر کند... میدانید چه چیزی بیشتر از همه درد دارد؟ اینکه من آرزوی پدرم را برآورده نتوانستم... پدرم همیشه آرزو داشت یکی از اولادهایش در کنکور مقام خوبی کسب کند؛ میخواست روزی به موفقیت فرزندش افتخار کند و غرورش را با موفقیت او بلند کند... پسرانش نتوانستند این آرزو را برآورده کنند و تمام امیدش به من بود... البته پسرانش هم به مقامی رسیدن اما چیزی که پدر میخواست را برایش ندادن.. من هم قسم خورده بودم که نهایت تلاشم را میکنم تا در کنکور یک مقام بسیار بالا، حتی مقام اول را کسب کنم... از همان صنف دهم برای کنکور آماده میشدم. هنوز زمان زیادی تا امتحان کنکور مانده بود، اما شب و روز درس میخواندم تا کاملاً آماده باشم. برای آیندهام برنامه داشتم، آرزو داشتم و باور داشتم که میتوانم... اما چه شد؟ هیچ... من لذت صنف یازدهم و دوازدهم مکتب را ندیدم. من فارغ مکتب نشدم. من کنکور ندادم. من داکتر نشدم. من افتخار پدرم نشدم. پنج سال گذشت... و وقتی به پشت سرم نگاه میکنم، از خودم میپرسم: این پنج سال چه شد؟ هیچ و یا فقط یک چیز برایم باقی گذاشت؛ احساسی که هیچ دختری نباید با آن بزرگ شود: احساس بیارزش بودن و ناکافی بودن. این پنج سال به من یاد داد که در جامعهای که در آن زندگی میکنم، گاهی آرزوهای یک دختر آنقدر ساده نادیده گرفته میشود که حتی فرصت تلاش کردن برای رسیدن به آنها را هم از او میگیرند... @ishraq222
سنگ قبر نمیدانند گل یعنی چی ؟ هر چیز به وقت اش قشنگ هست... @ishraq222
نزدیك شدیم ب سیاهترین روزِ افغانستان🇦🇫🖤 https://www.instagram.com/reel/Db-eDErNoWg/?igsh=cWlmbTVoN3l3amNk
⭕️ تخفیف ویژه فقط کسی چنل ممبر درخواستی واقعی میخره پیوی👇 @TAB_file1⭐️
⭕️فقط برای امشب 3GB انترنیت رایگان ⭕️دسترسی ویژه و پشتیبانی از سیم کارت های زیر 💯این تبلیغ نیست واقعی اس انتخاب کن ⭕️کانال رسمی انترنیت رایگان ✅ https://t.me/+FSWAF9xm6nhkNjBl ✅ https://t.me/+FSWAF9xm6nhkNjBl 👑برای ثبت در لیست پر جذب پیوی ✅@TAB_file1 ✅@TAB_file1
مقبولی یک زن در زنانگی اش، باحیا بودن اش، با وقار بودنش، غرورش و سنگین بودن اش هست ... @ishraq222
باید بتوانیم از انسانهای سمی، روابط سمی و مکانهای سمی دور بمانیم. بعد از دور شدن، خودتان میفهمین چقدر حال خوب را از خودتان دریغ کرده بودین... واقعا که احساس خوب دارد .. @ishraq222
بهترین چیزهای زندگی رایگان اند... @ishraq222
هرگز برای سرگرمی میز، رفیقت را مسخره نکن. @ishraq222
تصور کنید کتاب میخوانید که هیچ راهی برای ورق زدن صفحه قبل وجود ندارد. چقدر با دقت آن را خواهید خواند؟ زندگی عین چیز است. @ishraq222
تصور کنید کتاب میخوانید که هیچ راهی برای ورق زدن صفحه قبل وجود ندارد. چقدر با دقت آن را خواهید خواند؟ زندگی عین چیز است. @ishraq222
پیشنهاد میکنم هر فرد افغان، حتماً یکبار در زندگیاش، کتاب «آدمهای سمی» را بخواند. دلیل این پیشنهاد برآمده از یک واقعیت ملموس و تجربهشده است: در جامعه و روابط درهمتنیدهی ما، انسانها عموماً از دو حالت خارج نیستند؛ یا خودشان یک «فرد سمی» هستند، یا «آسیبپذیر و هدفِ» رفتار آدمهای سمی قرار میگیرند. این کتاب برای هر دو گروه کاربردی و نجاتبخش است: برای افراد سمی: تلنگری است تا متوجه الگوهای مخرب خود بشوند و زهر کلام و رفتارشان در برابر اطرافیان کمتر شود یا به مرور از بین برود. برای افراد آسیبپذیر: دقیقاً حکم یک «پادزهر» را دارد. به آنها شجاعت، آگاهی و راهکارهای درستی میدهد تا یاد بگیرند چگونه مرزگذاری کنند، در برابر سوءاستفادههای عاطفی بایستند و از روان خود محافظت کنند. @ishraq222
اگر این سخنان مرا عملی کنید باور بکنید خیلی انسان جذاب و زیبا به نظر می رسید ❤️🤝 @ishraq222
با هرکسِ که معاشرت میکنید الهام بخش آنها باشید. آنها را برای پیشرفت به چالش بکشید. باعث بهبودی آنها شوید. همواره احساس ارزشمند بودن را به آنها بدهید. @ishraq222