- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 24
- 1/48двое суток
- 27
- 1/72трое суток
- 29
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
در کافه ای کنجی نشستم من در فکر تو با قهوه مستم من ... #محمدرضا_دهقان @ist_abad
از اونایی که پستهای چنلمو فور میکنن ، خوشم میاد.
без подписи
این ته چین خوشمزه رو جاتون خالی چند شب پیش درست کردم #خودم_پز بله از این کارا هم بلدیم😅 هرکی دستور پخت خواست بگه😉 @ist_abad
غمت غلیظ ترین کام است @ist_abad
без подписи
لطف آقای خاکسار عزیز @mtncalvoem @ist_abad
عطر تنت عطر گل یاس و دامان تو دشت اقاقی ها دیوانه ام، دیشب به یاد تو یک دامنِ گلدار پوشیدم #محمدرضا_دهقان @ist_abad
#محاوره یه چیزایی از خاطرم نمیره یه چیزایی تو ذهن موندگاره مثل موهای بافته پشت سرت که میرسید تا چینای دامنت مثل سلام مثل علیک چطوری مثل همین حرفای عادی طوری مثل همون شعری که گفته بودم حرفایی که از تو نوشته بودم بذار بگم دلیل شعرام شدی قشنگ من صاحب دنیام شدی #محمدرضا_دهقان @ist_abad
برای صحبت از عشقت غزل بهانه خوبیست #محمدرضا_دهقان @ist_abad
#غزل چشم وا کردم ببینم صبح را مادرم میداد با حسرت ندا باز عزرائیل جانی را گرفت در هیاهوی مصیبت های ما اکبری رفته است بعد اکبری باشد اما این کجا و آن کجا اکبری غرق است در استخرِ شاه اکبرِ دیگر دلیل خنده ها کار تو خنده به لب آوردن است پس یقین هستی در آغوش خدا #محمدرضا_دهقان @ist_abad
اگر پروانه ام میخواهم از عشقت بسوزم من برای سوختن در عشق تو من پیله می بستم #محمدرضا_دهقان @ist_abad
#غزل همه خوابند باز امشب من دیوانه بیدارم خیالی نیست این که بعد تو همواره بیمارم نبودی که ببینی زندگی با من چه ها کرده نبودی بهر تسکینم نبودی بهر تیمارم "الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد" تو یادت رفته اما من هنوزم دوستت دارم شنیدم از کسی که رخت وصلت بر تنت کردی بغل کردی تو طفلت را و من مشغول انکارم دوباره همدم آهم فقط یک نخ از این پاکت کجا گمگشته این فندک همینجا بود سیگارم #محمدرضا_دهقان @ist_abad
خیره مانده نگاه من بر در میرسی یا نمیرسی آخر؟ از وجودم بدون کم کردن می شود مدت فراقت سر؟ #یهویی #محمدرضا_دهقان @ist_abad
#غزل چه نقشه ها که در سرش برای من کشیده بود که طعم نفرت از مرا ز عمق جان چشیده بود کسی که فکر او ز سر جدا نمی شود دگر به خواب هر شبش مرا به روی دار دیده بود اگر نکشت او مرا ز بیخ و بن نزد مرا به حد وسع خون من به نیش خود مکیده بود اگر به تیغ میزنی بزن که خوب میزنی که از ازل گلوی من برای تو بریده بود هنوز عطر پیرهن هنوز آن تن و بدن ز خاطرم نمی رود به جان من تنیده بود و عشق خاک بر سرت که یار روز مرگ من برای مرده دیدنم دوان دوان دویده بود #محمدرضا_دهقان @ist_abad
گفته بودم که به دریا نزنم دل اما کو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم؟ از ازل تا به ابد پرسش آدم این است: دست بر میوهی حوّا بزنم یا نزنم؟ 🖋قیصر امین پور @ist_abad
انار ساوه و لبهای او چه قرمز و شیرین اگر به لب نرسیدم رسیده ام به اناری #محمدرضا_دهقان @ist_abad
без подписи
«الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد» تو یادت رفته اما من هنوزم دوستت دارم #محمدرضا_دهقان @ist_abad
انار ساوه و لبهای او چه قرمز و شیرین اگر به لب نرسیدم رسیده ام به اناری #محمدرضا_دهقان @ist_abad