کوچه پس کوچه های استانبول
Статистикаاطلاع رسانی در مورد مسایل خارجیان در ترکیه و اقامت و خرید ملک و خانه و دادن اطلاعات توریستی و حقوقی ترکیه به ایرانیان
- Последний пост
- 15 июл.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
۱۵ جولای در ترکیه روز دموکراسی و وحدت ملی ترکیه (Demokrasi ve Millî Birlik Günü) که هر سال ۱۵ جولای برگزار میشود. این روز به یاد جانباختگان و مقاومت مردم در برابر کودتای نافرجام ۱۵ ژوئیه ۲۰۱۶ نامگذاری شده است. تعطیل رسمی در سراسر ترکیه است و ادارات دولتی، بانکها، مدارس و بسیاری از مراکز عمومی تعطیل هستند، هرچند فروشگاهها، رستورانها و مراکز خرید معمولاً فعالیت دارند. تمامی وسایل نقلیه عمومی دولتی رایگان می باشد
آشوره چیست و چرا ترکها در روز عاشورا آن را میپزند؟ آشوره (Aşure) یکی از قدیمیترین و نمادینترین دسرهای سنتی در ترکیه است که معمولاً در روز عاشورا تهیه میشود. این دسر از ترکیب مواد مختلفی مثل گندم، نخود، لوبیا، خشکبار و مغزها درست میشود و به همین دلیل نماد «فراوانی و برکت» محسوب میشود. ریشه تاریخی آشوره داستان آشوره به حضرت نوح (ع) برمیگردد. طبق روایتها، پس از پایان طوفان و زمانی که کشتی نوح به خشکی رسید، مواد غذایی بسیار کم بود. بنابراین، هرچه از غلات و حبوبات باقی مانده بود با هم ترکیب شد و غذایی تهیه کردند. میشود آشوره یادگار همان غذاست و به همین دلیل نماد نجاتگفته شکرگزاری و همبستگی انسانهاست. ارتباط با روز عاشورا در ترکیه، روز عاشورا (Aşure Günü) یک روز معنوی مهم است. مردم در این روز آشوره میپزند و آن را بین همسایهها، دوستان و حتی افراد نیازمند پخش میکنند. این کار نشانهای از بخشش، مهربانی و تقسیم برکت است. تفاوت نگاه به عاشورا در ترکیه در ترکیه، نگاه به عاشورا یکسان نیست: • اهل سنت (اکثریت جامعه): بیشتر به جنبههای تاریخی و معنوی این روز توجه دارند و پختن و پخش کردن آشوره برایشان اهمیت دارد. فضای این روز بیشتر آرام و خیرخواهانه است. • علویها: این گروه به واقعه کربلا و شهادت امام حسین (ع) اهمیت زیادی میدهند. عاشورا برای آنها روزی برای عزاداری، روزه گرفتن و یادآوری این واقعه است و شباهت زیادی به مراسم شیعیان دارد. چه کسانی آشوره میپزند؟ تقریباً در ترکیه همه این رسم را میشناسند، اما بیشتر خانوادههای سنتی، افراد مذهبی و حتی نهادهایی مثل مدارس و شهرداریها آن را تهیه و پخش میکنند. چرا آشوره پخش میشود؟ باور عمومی این است که اگر غذا با دیگران تقسیم شود، برکت آن بیشتر میشود. به همین دلیل، آشوره نه فقط یک دسر، بلکه نمادی از همدلی، کمک به دیگران و پیوند اجتماعی است.
без подписи
یک کشف کوچک در دل استانبول یک روز معمولی در شلوغیهای استانبول… قدمزنان در کوچههای پرهیاهوی Beşiktaş، جایی که کافهها و صداها در هم میپیچند، ناگهان با یک صف کوچک روبهرو میشوی. صفی که برای یک قهوه ساده نیست… برای چیزی متفاوت است. دسر خاصی که همه را کنجکاو کرد در دست مردم، یک دسر عجیب دیده میشود؛ شبیه یک سکه بزرگ با عدد ۱۰… این همان Coin Cake است؛ یک دسر الهامگرفته از ژاپن با بافتی نرم و مغزی کرمی. طعمها: ماچا اوبه (بنفش خاص) شکلاتی و کلاسیک اما چیزی که آن را خاص کرده، فقط طعمش نیست… ظاهرش است؛ چیزی که برای عکس گرفتن ساخته شده چرا ترند شد؟ همه چیز از شبکههای اجتماعی شروع شد… عکسها در Instagram پخش شدند و این دسر به سرعت معروف شد. ظاهر خاص و متفاوت جدید بودن در استانبول مناسب استوری و عکس حس تجربه یک چیز «خاص» و اینگونه، یک کافه کوچک تبدیل شد به یک مقصد محبوب. 📍 آدرس دقیق در دل همان شلوغیها: منطقه: Beşiktaş محله: Sinanpaşa Mahallesi خیابان: Şair Veysi Sokak پلاک: No:7B چطور به اینجا برسیم؟ مسیر اول (رایج) با مترو خط M2 برو پیاده شو: Taksim یا Şişli/Mecidiyeköy از آنجا با اتوبوس یا تاکسی به Beşiktaş (۱۰–۱۵ دقیقه) سپس ۵ تا ۱۰ دقیقه پیادهروی مسیر دوم (جذابتر) اگر سمت آسیایی هستی: از Kadıköy یا Üsküdar سوار کشتی شو به Beşiktaş بعد حدود ۵ تا ۱۰ دقیقه پیاده
без подписи
без подписи
без подписи
در سالهای دهه هفتاد میلادی یکی از پولهای فلزی تورکیه اعشار داشت. یعنی الان که پولها به صورت ۱ لیری هست اون موقع یکی از پولها ۲.۵ لیر بود. به خاطر قاطی نشدن با عدد پنج یا بیست وپنج، به صورت دو و یک دوم نوشته میشد.
کاروانسراها و بازارهای تاریخی استانبول؛ سرای چوهاجیخان، میراث جواهرسازی استانبول را به جهان معرفی میکند چوهاجیخان، یکی از مراکز تاریخی تجارت در استانبول، با قدمتی نزدیک به 300 سال، همچنان از مهمترین مراکز تولید و تجارت صنعت جواهرسازی به شمار میرود. در این کاروانسرای تاریخی صنعت طلا و جواهر امروز 287 واحد تجاری فعالیت دارند و محصولات آن از اینجا به کشورهای مختلف، بهویژه آلمان و آمریکا، صادر میشود.
без подписи
Channel photo updated
در دل آبهای آرام بسفر، جایی میان افسانه و واقعیت، برجی ایستاده که قرنهاست عاشقانهترین رازهای استانبول را در سینه نگه داشته؛ Kız Kulesi همان «دختر برج» یا «برج دختر» معروف که شبها چراغش مثل قلبی تنها روی آب میدرخشد. میگویند سالها پیش، پادشاهی در استانبول زندگی میکرد که تنها دلخوشی دنیا برایش دختر زیبایش بود. روزی پیشگوییای ترسناک به گوشش رسید؛ «شاهزاده در هجدهسالگی، با نیش یک مار خواهد مرد…» پادشاه از ترس فرو ریخت. نه جنگ میتوانست او را بترساند، نه دشمن، اما فکر از دست دادن دخترش، روحش را نابود کرده بود. برای فرار از سرنوشت، دستور داد برجی درست وسط دریا بسازند؛ جایی دور از خاک، دور از مار، دور از خطر. شاهزاده را به آن برج بردند. سالها، دختر جوان از پنجرههای برج فقط موجها را میدید، مرغهای دریایی را، و غروبهایی که هر شب آرام روی بسفر جان میدادند. تنها بود… اما کمکم با صدای آبها، با نور ماه، و با تنهاییاش زندگی کرد. روز تولد هجدهسالگیاش رسید. پادشاه خوشحال بود؛ فکر میکرد سرنوشت را شکست داده. با دستهای میوه و هدیه به دیدن دخترش رفت. اما کسی نمیدانست ماری کوچک داخل سبد انگورها پنهان شده… وقتی سبد را باز کردند، مار بیرون خزید و شاهزاده را نیش زد. و پیشگویی، درست همانجا، در میان آبهای بسفر، حقیقت شد… از آن روز، مردم استانبول باور دارند که «از سرنوشت نمیشود فرار کرد…» اما حقیقت تاریخی کیز کولاسی هم کم از افسانه ندارد. این برج کوچک، قرنها پیش در دوره بیزانس ساخته شد و در طول تاریخ، هم فانوس دریایی بود، هم برج نگهبانی، هم ایستگاه کنترل کشتیها و حتی مدتی محل قرنطینه بیماریها. امروز اما، کیز کولاسی بیشتر از هرچیز، نماد عشق و تنهایی استانبول است؛ جایی که زوجها هنگام غروب به آن خیره میشوند و قایقها آرام از کنارش عبور میکنند، انگار هنوز روح آن شاهزاده در میان موجها زندگی میکند… بعضی شبها اگر کنار ساحل اسکودار بایستی، نور برج روی آب میلرزد… و استانبول، شبیه یک رمان عاشقانه قدیمی میشود.
بزرگترین معجزه دنیا این نیست که قلب انسان میتپد… این است که قلب یک مادر بعد از اینهمه خستگی هنوز برای فرزندش میلرزد. آنهلر گونو
روز مادر (Anneler Günü) در ترکیه مبارک 🌷 به احترام تمام مادرانی که با عشق بیپایانشان زندگی را زیباتر میکنند و ستون آرامش هر خانوادهاند؛ سپاس برای بودنتان، برای صبرتان و برای تمام مهری که بیمنت میبخشید.
без подписи
без подписи
از «عقاب بشیکتاش» شروع میشود… همهچیز از اینجا شروع میشود: Beşiktaş Meydanı وسط میدان، مجسمه معروف عقاب ایستاده؛ نماد باشگاه: Beşiktaş JK اونجا همیشه شلوغه؛ یه طرف کشتیها میرسن، یه طرف اتوبوسها، یه طرف مردم عجله دارن… اما اگر چند قدم از این میدان فاصله بگیری، داستان عوض میشه. چند قدم پایینتر… یک کوچه مخفی زنده میشود از کنار میدان که وارد خیابونهای باریک میشی، ناگهان وارد دنیایی میشی که انگار برای صبح ساخته شده. اینجا همون جاییه که بهش میگن: کوچه صبحانهخورها (Kahvaltıcılar Sokağı) داخل محلهی: Beşiktaş کوچهای که بوی صبح میدهد اینجا یه خیابون معمولی نیست… از صبح زود: بوی نون تازه و کره داغ تو هواست 🥐 صدای قاشق و استکانهای چای قطع نمیشه ☕ هر دو قدم یه کافه کنار کافه بعدی میزها بیرون چیده شده، نزدیک هم، صمیمی و شلوغ اینجا کسی دنبال تجمل نیست… همه دنبال یک صبحانه واقعیاند. صبحانه اینجا چطوریه؟ تو این کوچه، صبحانه یعنی یک میز پر از زندگی: املت ترکی (menemen) 🍳 پنیرهای مختلف زیتون، عسل، مربا نون داغ که همون لحظه میاد چای که هیچوقت تموم نمیشه میتونی: ✔ سینی کامل بگیری (برای تجربه کامل) ✔ یا دونهای سفارش بدی (اقتصادیتر) قدیماً اینجا فقط چند کافه ساده بود… اما کمکم چون کنار میدان و اسکله بود، دانشجوها و محلیها صبحها اینجا جمع میشدن… بعد کافهها یکییکی زیاد شدن… و بدون اینکه کسی برنامهریزی کنه، اینجا تبدیل شد به “مرکز صبحانه استانبول”. چجوری بری؟ با کشتی (قشنگترین راه) از بخش آسیایی یا اروپایی استانبول → اسکله بشیکتاش → ۵ دقیقه پیاده با مترو خط M2 → ایستگاه Taksim → حدود ۱۵ دقیقه پیاده یا تاکسی کوتاه اتوبوس تقریباً از کل شهر به Beşiktaş Meydanı اتوبوس هست
امروز در ترکیه تعطیله… اما این فقط یک روز معمولی نیست. اسمش هست: روز کار و همبستگی… ریشهاش برمیگرده به سالها قبل، به مبارزه کارگرها برای «۸ ساعت کار در روز». اما داستان در ترکیه، شکل دیگهای پیدا کرد… سال ۱۹۷۷، در Taksim Square استانبول… جمعیت خیلی زیادی برای جشن روز کارگر جمع شده بودند. همهچیز شبیه یک مراسم آرام و شاد بود… تا اینکه ناگهان… صدای تیراندازی. مردم وحشتزده شدند، فرار کردند… و در اون شلوغی، دهها نفر جانشون رو از دست دادند. این حادثه با نام Taksim Square massacre شناخته میشه… و هنوز هم یک سؤال بزرگ باقی مونده: چه کسی شلیک کرد؟ بعد از اون، سالها این روز یا ممنوع بود یا با سکوت برگزار میشد… تا اینکه در سال ۲۰۰۹، دوباره رسمی شد: روز کار و همبستگی… به عنوان تعطیل رسمی ترکیه. و امروز… ۱ مه فقط یک تعطیلی نیست… یادآور روزیه که یک جشن… تبدیل شد به یکی از مبهمترین اتفاقات تاریخ ترکیه.
خبرفوری
без подписи