-itGallery | ایت گالری-
Статистика𝗗𝗶𝘀𝗰𝗹𝗮𝗶𝗺𝗲𝗿: (This channel shares classical music for educational٫ non-commercial٫ and informational purposes only. All rights remain with the original creators and copyright.) تعرفه تبلیغات : @itgallery_ads @p1r00z: ارتباط و ارسالی
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 12
- Всего постов
- 28
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 678
- 1/48двое суток
- 776
- 1/72трое суток
- 838
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
نتهای پیانو انگار یه حس مبهم از یه خاطرهی دور رو زنده میکنن؛خاطرهای که هیچچیز ازش یادم نیست،اما انگار احساسش هنوز یه جایی درونم مونده. عجیب اینه که بین نتها همزمان امید و ناامیدی، آرامش و دلتنگی رو حس میکنم حتی اسم قطعه«شیفتهی چشمهایت»برای من انگار بخشی از همین ابهامه؛انگار نگاهی از یه گذشتهی نامعلوم هنوز جایی در من مونده.شاید برای همین هر بار که میشنومش،هم دلم میخواد باهاش گریه کنم و هم بیدلیل لبخند میزنم؛انگار چیزی رو به یاد میارم که خودم هیچوقت به یاد نداشتم. @itGallery
میگردی بین فلسفه میگردی. لا به لای ادبیات میگردی. درون سینما می گردی. میان موسیقی میگردی. بلکه فیلسوفی تو را یافته باشد. ادیبی تو را نوشته باشد. فیلمسازی تو را ساخته باشد و موسیقی دانی تو را نواخته باشد. آدمی تشنه جرعه ای درک شدن است؛ می خواهد خودش را بخواند و ببیند و بشنود. @itGallery
پیش از آنکه تشخیص دهید دچار افسردگی هستید یا اعتماد به نفس پایینی دارید، اطمینان حاصل کنید که، توسط یک مشت عوضی محاصره نشدهاید. نقلقولی منسوب به فروید @itGallery
اندوه تمام نمیشود؛ تو آنقدر وسیع میشوی، که اندوه در تو گم میشود. -شمس تبریزی. @itGallery
@itGallery
❄️ وقتی ارتش ناپلئون برای زنده ماندن جنگید سال ۱۸۱۲، ناپلئون با ارتشی عظیم به روسیه حمله کرد؛ اما سرما، گرسنگی، بیماری و مقاومت روسها، ارتش فرانسه را مجبور به عقبنشینی کرد. اواخر نوامبر، هزاران سرباز فرانسوی به رودخانهی یخزدهی بِرِزینا رسیدند؛ جایی که راه فراری باقی نمانده بود. مهندسان فرانسوی دو پل چوبی موقت ساختند. سربازها، اسبها، توپها و گاریها باید زیر حملهی نیروهای روسی از رودخانه عبور میکردند؛ صحنهای که خیلی زود به هرجومرج تبدیل شد. اما داستان نقاشی یک لایهی دیگر هم دارد: پیتر فون هِس، نقاش آلمانی، به سفارش نیکلای اول مجموعهای از ۱۲ نقاشی درباره جنگ ۱۸۱۲ خلق کرد. بنابراین این اثر فقط ثبت یک نبرد نیست؛ بخشی از روایت روسیه از شکست ناپلئون هم محسوب میشود. 🎨 نقاشی، لحظهای را نشان میدهد که ارتش قدرتمند ناپلئون دیگر برای پیروزی نمیجنگد؛ برای زنده ماندن میجنگد. Peter von Hess — Battle of Berezina, 1844 @itGallery
بیشتر آدمهای دنیا دیوانه بودند. آن بخشی هم که دیوانه نبودند، عصبی بودند. آن بخشی هم که دیوانه یا عصبی نبودند احمق بودند...! چارلز بوکوفسکی @itGallery
باید ماند و به تو ثابت کرد، با موی سپید هم زیبایی. - احمد شاملو @itGallery
بزرگترین تهدید، خطر از دست دادن خود است، که به قدری بیسروصدا رخ میدهد که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده. سورن کییرکگارد @itGallery
مریم مادر عیسی مسیح و کودکش |آدولف هیتلر(1913) @itGallery
[او] دشمن من است. بعضیها دشمن باشند بهتر است تا اینکه دوست باشند. داستایفسکی، برادران کارامازف @itGallery
این نقاشی منظرهای است از رود هادسون، کمی بالاتر از شهر نیویورک. در تصویر می بینید طبیعت کاملاً آرام و دستنخورده نیست. رودخانه، کشتی بخار و راهآهن را در خودش دارد؛ یعنی طبیعت در کنار تکنولوژی و صنعت قرار گرفته. این دقیقاً چیزی بود که بلوز در نیویورک میدید: یک شهر قدیمی که داشت با سرعت زیادی مدرن میشد. قطار، کشتی، دود و رودخانه همه کنار هم قرار گرفتهاند. آکادمی پنسیلوانیا هم اشاره میکند که بلوز در این اثر از موضوعات مدرن مثل راهآهن و کشتی بخار استفاده کرده، اما آنها را با ضربهقلمهای خشن و ضخیم و تأثیرپذیری از نقاشان قدیمی مثل رامبرانت، ولاسکز و گویا ترکیب کرده است. در واقع تصویری از شهریست که بین دنیای قدیم و آیندهی صنعتی خودش ایستاده. North River( 1908) | George Bellows @itGallery
دختری جوان در گرمای یک عصر تابستانی، روی نیمکتی در کنار دریا به خواب رفته است. لباس نارنجی و درخشانش مثل شعلهای در میان فضای آرام تابلو میدرخشد. اما نکتهی جالب اینجاست که لایتون داستان مشخصی برای این شخصیت تعریف نکرده است. او نام اثر را Flaming June گذاشت تا بیشتر حسِ گرمای شدید تابستان و خواب عمیق در یک بعدازظهر گرم را منتقل کند. پارچهی لباس که در اطراف بدن او پیچیده، تقریباً شبیه شعلههای آتش دیده میشود؛ درحالیکه پشت سرش دریایی آرام و آسمانی روشن قرار دارد. در گوشهی تصویر هم گیاهی با گلهای سمیِ اولئاندر دیده میشود؛ جزئیاتی که تضاد جالبی میان زیبایی و خطر ایجاد میکند. لایتون در این اثر، به جای یک داستان اساطیری، یک لحظهی کوتاه و رؤیایی از زندگی را جاودانه کرده است. Flaming June (1895) | Frederic, Lord Leighton @itGallery
تنها یک چیز است که از آن وحشت دارم، به اندازهی رنجهایی که میکشم ارزش نیابم. دفتر یادداشتها، فئودور داستایفسکی @itGallery
نمیدانم چه باید بکنم. و احساس تنهایی میکنم هرچند که همهجا پرِ آدم است. از نامههای آنتوان چخوف و اولگا کنیپر @itGallery
گویی مردمان دیگری وارد کرده اند و ما در وطن بیگانه ایم دنیا به دست اوباش است و نیکان به گناه لیاقت میمیرند. بهرام بیضایی @Itgallery
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
این مجموعه، زندگی انسان را در چهار فصل به تصویر میکشد: کودکی: قایق از غاری تاریک بیرون میآید؛ آغاز زندگی، با فرشتهای که مراقب کودک است. جوانی: جوان با امید، قایق را به سوی قصری نورانی در آسمان هدایت میکند؛ رؤیاهایی که هنوز دستنیافتنیاند. میانسالی: رودخانه طوفانی میشود؛ امید جای خود را به مبارزه میدهد و فرشته از دور مراقب اوست. پیری: آبها آرام میشوند و فرشته، روح انسان را به سوی جهانی روشن هدایت میکند. توماس کول میخواست بگوید زندگی، فقط رسیدن به مقصد نیست؛ هر پیچ رودخانه، بخشی از سفر است. The Voyage of Life (1842) | Thomas Cole @itGallery
شاید خداوند قرنها پیش در نبرد با شیطان شکست خورده است و جهان به دست شیطان اداره میشود؛ وگرنه اینهمه بدی و بیعدالتی نمیتواند کار خدا باشد. - گابریل گارسیا مارکز @Itgallery