tgindex
~•پِی‌تَرنِوِشت•~

~•پِی‌تَرنِوِشت•~

Статистика
@itsptnМузыкаперсидский

- من همه‌ام. (皆)- { ارزش نداره. جدی نگیرید.} چیز دیگه‌ای هم باید بگم؟ ~~~ کنجِ نادنج ناشناس: t.me/HidenChat_Bot?start=67584255

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
4
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Музыка (по похожим)
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
357
−2 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
307
21 постов
Вовлечённость
86,0%
к подписчикам
Постов в день
0,6
всего 22
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
113
1/48двое суток
129
1/72трое суток
139

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • For those who come after...

  • خانم عزیز؛ خنده‌ی شما برق دارد، یعنی وقتی که می‌خندید، دندان‌های شما یک‌طوری برق می‌زند که عالم ببیند صاحب این گونه‌های گلگون خوشحال است. هرطوری که کردم و نوشتم و دوستان خواندند، نتوانستم به هرکدامشان بفهمانم این‌ اباطیلی که می‌بینم چه معنی دارند. انگار که فقط من شما را ببینم. انگشتی که می‌گردانید در موها، چشمی که همیشه نگاه دارد به هرچیزِ پشت شانه‌ها، ساقه‌ی پاها که بال می‌زنند روی پیاده‌رو- شما دیدنی هستید خب. امروز یکی از بچه‌ها سرکلاس، بعد از این‌که دخترِ خجالتی کلاسمان داستانش را خواند، این احمقه‌ای که همیشه اَخ و پیف می‌کند به هرکسی که هرچیزی جز داستایفسکی و سلینجر نوشته باشد، یکهو کوبید روی میز. به این کارهای عجیبشان عادت کرده‌ام که یکهو یکی وسط کلاس پا می‌شود تا روی تخته چیزی بنویسد- این‌ یکی تازه شد برایم. کوبید و پاشد و توی صورتِ خجالتی فریاد زد «هیجده سالته هنوز عاشق نشدی؟!» بعد به همه‌ی صورت‌های خجالتی توی کلاس تشر رفت. که مگر می‌شود شماها عاشق شده باشید و این اباطیل را بنویسید. حکایت همین شد خانم، اباطیل را می‌نویسم و یک‌طوری هم می‌نویسم که حتما‌ً بخوانید و هردومان بدانیم که عشقی بر شما ندارم. بله می‌بینمتان. تصویر برق خنده‌ی شما توی یک داستان ناتمام و یک مونولوگِ الکن و چندتایی تصویرِ خط‌خطی پشتِ جلد رمان‌هایی که می‌خوانم هست. اثر دست شما روی دست‌های استخوانی‌ام، دمای بدنم را می‌اندازد، خون را جمع می‌کند توی رگ‌هام و باید با مشت بکوبم به پیشانی‌ام که ای بابا اصلاً یاد ندارم که پرسشِ این پاسخ شما را باید از کدام حافظه‌ام پیدا کنم که ریختِ منحنی چانه‌تان، یا علاقه‌ای که به چای بهارنارنج دارید، فضایش را گرفتار نکرده باشد. شما هم من را می‌بینید که می‌لرزم، جمع می‌شوم توی خودم و توی دلم را که از حرف‌های نگفته ورم می‌کند. برای همین است که می‌نویسیم. به احمقه گفتم. گفتم بزدلی ماست که می‌ریزد روی کاغذ، تا بقیه حرف‌هاشان را با بریده‌های این داستان‌ها برسانند به معشوقه‌های منتظرشان و من می‌مانم و تصویری که مصداقش را در صورت هیچ‌کدامِ این آدم‌ها پیدا نمی‌کنی. و خانم عزیز، من می‌مانم و بی‌حوصلگی شما که به این‌جا نمی‌رسد. تهران، تابستان ۰۵، توی ایستگاه خط قرمز مترو.

  • видео или голосовое, без подписи

  • به قولی؛ بابام خونه‌اش رو قسطی نخرید که من دارم برای خرید کتاب قسط می‌دم.

  • 9 авг.222133

    دوتا از گرون‌ترین سایت‌های ایران یکی ووشه‌ست یکی ایران‌کتاب

  • 8 авг.416121

    بعد اصلاً آدم چرا از خواب بیدار می‌شه؟

  • {خواب دیدن خوب است. از ندیدنش بهتر است. آدم سبک می‌شود. امکانش هست که پری در بیاوَرد، پروازی بکند، منظره‌ای ببیند. دلش یک خُرده وا بشود. کوهی، دشتی، دره‌ای، خلاصه چیزی. حالا اگر یکهو پَرش کنده شد و پرت شد، شد. عیبی که ندارد. بیدار می‌شود می‌فهمد نشده، خوشحال می‌شود. همان خوشحالی یک عالم می‌ارزد.} | سورة‌الغراب- محمود مسعودی| #میو

  • و تاب می‌خورد حلقه‌ی طناب بر چوبه‌ی بلند که صبحگاه شاید باز رخسار روز را در آن قاب بگیرند. | تا شام آخر- محمد مختاری| #میو

  • { از نظر نهادهای سیاسی این فرهنگ، حذف بخش یا بخش‌هایی از فرهنگ و فرهنگ‌سازان مخالف یا به اصطلاح دگراندیش، از جمله نویسندگان و هنرمندان، بسیار طبیعی و بهنجار است. در این‌جا «حذف» یک عارضه یا مصلحت و اقتضای سیاسی صرف نیست. بل‌که گرایش و نگرش و روشی است که به کمتر از نفی معنوی یا فیزیکی ارزش‌ها و گرایش‌ها و روش‌ها و افراد مخالف رضایت نمی‌دهد. از سال‌های انقلاب تاکنون، کم نشنیده‌ایم که برای مجازات کسی با کوچک‌ترین جرم یا اتهام یا حتا توهم جرم، فریاد برآمده است که «اعدام باید گردد». چه افراد و گروه‌های هوادار دولت، و چه افراد و گروه‌های مخالف حکومت، با یک زبان خواستار حذف در هر بُعدی بوده‌اند و تنها مصداق‌ها باهم فرق می‌کرده‌اند. در بسیاری از موارد، احکام از پیش صادر شده است. منتهی گاه امکان و ابزار و قدرت اجرا برای فرد یا گروهی وجود داشته، و گاه وجود نداشته است. انگار قانون یا عرف یا افکار عمومی، هیچ نوع مجازات دیگری جز «اعدام» نمی‌شناخته یا وضع نکرده است. مهم تشخیص هویت مخالف است که باید از میان برداشته شود. نوع و میزان و درجه و سطح مخالفت در درجه‌ی دوم اهمیت است. پیداست که با چنین گرایش و نگرشی، اساس «تحزب» در سیاست نامفهوم، یا بی‌‌معنی است. همچنانکه اساس «تنوع» در فرهنگ نیز متصور یا پذیرفتنی نیست.} | از کتاب تمرین مدارا؛ فرهنگ حذف و سیاست سانسور- محمد مختاری| #میو

  • من عضوی از این جامعه هستم؛ شهروند این کشور هستم و اگر در این کشور کسی طناب دار را به گردن دیگری بیندازد و چهارپایه را از زیر پایش بکشد، این کار را به نامِ من انجام می‌دهد. و من چنین چیزی را نمی‌خواهم... این کار [اعدام] اشتباه است، فرقی نمی‌کند که چرا می‌کُشید، چه کسی را می‌کُشید و چه کسی می‌کُشد. صحنهٔ اعدام واقعاً سخت بود... فضای داخل زندان را در استودیو ساختیم و هنرپیشه‌ها را استخدام کردیم. آن‌ها هم دیالوگ‌ها و نقش‌هایشان را یاد گرفتند. فیلمبردار نورِ صحنه را تأمین کرد... همه‌چیز آماده بود و من از آن‌ها خواستم تمرین کنند. وقتی تمرین می‌کردند متوجه شدم که زانوی همه، از جمله خودم، سست شده. واقعاً غیرقابل تحمل بود. همه‌چیز را خودمان ساخته بودیم، ولی پاهای تکنسین‌های برق، هنرپیشه‌های بَدَل و پاهای خودم سست شده بود... منظرهٔ اعدام واقعاً غیرقابل تحمل است، گیرم همه‌اش ساختگی و نمایشی باشد. تحمیلِ مرگ احتمالاً بدترین شکل خشونتی ست که در تصوّر می‌گنجد. مجازاتِ اعدام يعنی تحمیلِ مرگ. - صحبت‌های کریشتف کیشلوفسکی دربارهٔ مجازات «اعدام» در یک مصاحبه دربارهٔ فیلم «فيلمی کوتاه دربارهٔ کشتن ۱۹۸۸» از او. @ghobarr1

  • هزار و یک شب جمع چیزهایی‌ست که انسان برای گذروندن رنجِ زندگی بهش نیاز داره؛ سکس و قصه‌های سرگرم‌ کننده.

  • نمایش زندگیِ ادبیاتی‌م رو خراب کرده.

  • زاده شدم.🍃

  • (آره تن خودم هم یخ کرد. خیلی شبیه این‌هایی شدم که می‌خوان کتاب اینستاگرامی فرو کنن تو پاچه‌ی ملت. شمّ تولید محتوا: ۰/۱۰)

  • یک بزرگواری می‌گفت اگر اثری رو کشف کردی و بهش علاقه‌مند شدی، نذار برسه به دست آدم‌های بدسلیقه تا دل‌زده‌ت کنن. ولی خب، برای نویسنده‌ئی حی و زنده که خیلی هم جوانه، چه‌چیزی بهتر از خوانده شدن؟

  • یک بزرگواری می‌گفت اگر اثری رو کشف کردی و بهش علاقه‌مند شدی، نذار برسه به دست آدم‌های بدسلیقه تا دل‌زده‌ت کنن. ولی خب، برای نویسنده‌ئی حی و زنده که خیلی هم جوانه، چه‌چیزی بهتر از خوانده شدن؟

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

~•پِی‌تَرنِوِشت•~ — tgindex