tgindex
ژرف واژه‌ها ✤

ژرف واژه‌ها ✤

Статистика
@j4m_alперсидский
Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
9
Всего постов
33
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
212
−1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
64
32 постов
Вовлечённость
30,2%
к подписчикам
Постов в день
1,3
всего 33
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
32
1/48двое суток
36
1/72трое суток
39

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 00:00

  • 00:00

  • ‌ درود بانو زیبا امید زندگی به کام دلتان باشه فقط میخام بگم من اون گربه ملوس تان را میخامممم😭😭

  • 14 авг.24из RoodkhanehRazha

    از دلِ من، برای دلِ شما؛ یک نامه. 🤍 فور بزنید و جوین باشید.

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • «که حال غَرقه در دریا، نداند خفته بر ساحل.»

  • Live stream finished (1 hour)

  • از هوشیاری گزاف آنست که بدانی کجا احمق باشی .

  • تنها کاری که گاهی مرا آرام می‌کرد، تکان دادن پاهایم بود؛ عادتی بی‌زمان و بی‌قرار. هر وقت می‌نشستم یا غرق فکر می‌شدم، بی‌اختیار پاهایم را تکان می‌دادم؛ انگار تمام آشوبی که در من بود، راهی جز عبور از همین حرکت‌های کوچک نداشت. تا اینکه مدتی پیش گفتند همین هم می‌تواند یک «مرض» باشد. #خواندم

  • و ناگهان جهانم تغیر کرد نه با وارد شدن فردِ در زنده‌گیم ، بلکه با زیستن با واژه و کتاب ها با تصواراتِ که در ورق زدن هر صفحه دریافتم . دنیایم با نادیده گرفتن موجوداتِ چون انسان تبدیل به مکانِ بهتری شد . دیگر از قضاوت ها دورم از حرف ها و خرافاتِ که سر و ته اش هیچگاهی مشخص نشد ، فقط تصمیم گرفتم بخوانم و بنویسم و همراهی چند فردِ محدود زنده‌گیم لذت ببرم و آرامش را گاهی میان چند تکه کاغذ و یا چند سطر از یک کتاب دریافتم ، و می‌اندیشم این چیزی بود که چند سالِ دنبال آن در وجود انسان ها میگشتم ، (آرامش ) ....

  • без подписи

  • اخیرا اینجا هستم #خط‌خطی

  • ولی در خیلاتم زیباتر بودی ....!

  • در دادگاهِ واژه ها٫شعر تنها متهمی است که همیشه ب جرمِ فاش کردنِ اسرار دل٫ محکوم ب حبس ابد در سینه میشود خود‌پرست.. اشعار این بانو را بیشتر می پسندم..همراه شوم.. https://t.me/Khood_parast

  • 😭😭

  • نوشته بود ؛ من زنده و او قبر مرا می‌کَند و من نگران انگشتان دست هایش هستم تا زخمی نشوند :)

  • آن‌قدر می‌خوانم و می‌نویسم تا از هر احساسی تهی شوم. دُرِّ دیده‌ام را میان برگ‌های دفترم به خاک می‌سپارم؛ چون مرده‌ای در دلِ خاک، تا هیچ‌کس، جز خودم، نه توانِ خواندنِ مرا داشته باشد و نه توانِ گریستن بر من. ماه بانو

  • انسان هر چقدر دارا هم باشد باز نداشته هایش را می‌شمارد . #جمله